ایمان آوردن فرعون پس از آن بود که آب بر او فرو ریخت و او در آن غرق شد، ولی به طور قطع پیش از اینکه بمیرد.
این احتمال ـکه صرخی گمان به درستی آن داردـ نیز صحیح نیست؛ چرا که سخن گفتن یک انسان در این عالم مادی یعنی تلفّظ کلمات، که این گفتار بدون وجود داشتن واسطهای که بتواند در آن کلمات را ادا کند، امکان پذیر نمیباشد، و این واسطه، هوا است. با فرو ریختن ناگهانی آب بر روی فرعون، این واسطهی تلفظ کلمات یعنی هوا، از بین میرود و او نمیتواند چیزی بگوید.
به علاوه این را نیز باید در نظر گرفت که آبی که فرعون را در بر گرفته بود، به سان دو کوه بود: «فَأَوْحَيْنَا إِلَى مُوسَى أَنِ اضْرِبْ بِعَصَاكَ الْبَحْرَ فَانْفَلَقَ فَكَانَ كُلُّ فِرْقٍ كَالطَّوْدِ الْعَظِيمِ»[۸] (پس به موسی وحی کرديم که عصايت را بر دريا بزن. دريا بشکافت و هرپاره، چون کوهی عظيم گشت). حال چنین تصور کنید هنگامی که دو کوه عظیم به کلی فرو بریزند، چقدر زمان لازم است تا آبِ آنها ارتفاع بلند قدترین انسان و عرضی را که از چند متر تجاوز نمیکند، پُر کند. هر کس درس فیزیک خوانده باشد، میداند که فشار آب در قاعدهی یک کوه آب بسیار زیاد است، و در نتیجه، فرو ریختن و پوشانیدن آب بر فرعون و لشگرش، آن گاه که دو کوه آب فرو ریزند نیاز به چند دقیقه وقت و یا حتی چند ثانیه ندارد، و حتی این رخداد از کسر بسیار کوچکی از یک ثانیه که برای کسی که بخواهد چند حرف را ادا کند، کافی نیست، نیز تجاوز نمیکند؛ حال چگونه میتوان تصور کرد که بیش از یک جمله را بر زبان رانده باشد؟! «قَالَ آمَنْتُ أَنَّهُ لا إِلَهَ إِلَّا الَّذِي آمَنَتْ بِهِ بَنُو إِسْرائيلَ وَأَنَا مِنَ الْمُسْلِمِينَ» (گفت: ايمان آوردم که هيچ خداوندی جز آنکه بنی اسرائيل به آن ايمان آوردهاند، نيست و من از تسليم شدگانم).
همچنین باید وضعیت فرعون که همانند سربازانش، وقتی آب بر او یورش میبرد، با زره آهنی که بر تن کرده بود و سنگین شده بود را نیز دز نظر گرفت؛ چرا که آنها برای جنگ با بنیاسرائیل رهسپار شده بودند؛ پس نمیتوان تصور کرد که او روی آب شناور شده یا شنا کرده باشد تا این فرصت برایش پیش بیاید که چیزی بگوید؛ چرا که زره آهنی اجازهی چنین چیزی به او نمیدهد؛ و از آنجا که او با آهن سنگین شده بود، خارج شدن جسمش از آب پس از هلاک شدنش نشانهای از سوی خداوند میباشد؛ چرا که به طور معمول آهن او را در قعر دریا نگه میدارد: «فَالْيَوْمَ نُنَجِّيكَ بِبَدَنِكَ لِتَكُونَ لِمَنْ خَلْفَكَ آيَةً وَإِنَّ كَثِيراً مِنَ النَّاسِ عَنْ آيَاتِنَا لَغَافِلُونَ»[۹] (امروز، بدن تو را حفظ میکنیم تا برای آنان که پس از تو میمانند نشانهای باشی، و حال آنکه بسياری از مردم از آيات ما غافلاند).
بنابراین انسان عاقل نمیتواند تصوّر کند که فرعون پس از فرو ریختن و به هم پیوستن کوههای آب و پوشیده شدنش با آب «قَالَ آمَنْتُ أَنَّهُ لا إِلَهَ إِلَّا الَّذِي آمَنَتْ بِهِ بَنُو إِسْرائيلَ وَأَنَا مِنَ الْمُسْلِمِينَ» (گفت: ايمان آوردم که هيچ خداوندی جز آنکه بنی اسرائيل به آن ايمان آوردهاند، نيست و من از تسليم شدگانم).
به علاوه درست نبودن این احتمال را خداوند سبحانه و متعال تأکید میکند و نمیفرماید: «تا اینکه غرق شد، گفت: ایمان آوردم» بلکه میفرماید: «حَتَّى إِذَا أَدْرَكَهُ الْغَرَقُ قَالَ آمَنْتُ» (تا آن هنگام که غرق شدن را درک نمود، گفت: ايمان آوردم)؛ یعنی: غرق شدن نزدیک و در حال رسیدن به او بود و نه اینکه او اکنون غرق شده باشد، و هنگامی که فرعون کوه آب را لمس نمود این ادراک غرق شدن برایش محقق گردید، و در حالی که او در عمق دریا روی زمین بین دو کوه آبی که او را احاطه کرده بودند حرکت میکرد، این لمس کردن به واقع برایش روی داده بود.
برای اینکه تفاوت بین «ادراک غرق شدن» و خود «غرق شدن» بیشتر روشن شود، به این آیه توجه کنید؛ حق تعالی میفرماید: «فَلَمَّا تَرَاءَى الْجَمْعَانِ قَالَ أَصْحَابُ مُوسَى إِنَّا لَمُدْرَكُونَ»[۱۰] (چون آن دو گروه يکديگر را ديدند، ياران موسی گفتند: ما قطعاً گرفتار آمديم).
آنها تأکید میکنند که فرعون و لشکریانش آنها را گرفتار ساختهاند ﴿إِنَّا لَمُدْرَكُونَ = ما قطعاً گرفتار آمديم﴾، با اینکه فرعون و سربازانش فقط به آنها آن قدر نزدیک شده بودند که دو گروه یکدیگر را میدیدند و هنوز با آنها درگیر نشده بودند.