فصلها
روشنگریهایی از استدلالهای نوح(ع) با قومش
روشنگریهایی از دعوتهای فرستادگان(ع) - جلد اول · سید احمدالحسن(ع)
-روشنگریهایی از استدلالهای نوح(ع) با قومش
«أَلَمْ تَرَوْا كَيْفَ خَلَقَ اللهُ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ طِبَاقاً....»[۱۲] (آيا نمیبينيد چگونه خدا هفت آسمان طبقهطبقه را بيافريد؟....). نوح(ع) مانند همهی پیامبران، برای اصلاح فساد عقیدتی، تشریعی، اخلاقی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی فرستاده شد. احتجاحات و استدلالهای آنها(ع) ساده و خالی از هر نوع پیچیدگی است و برای اینکه روشن شود حق آشکار میباشند، به دقت نظر بسیار و تحقیق زیاد نیاز ندارند. ولی وقتی این مسایل برای مردمانی که فطرت خداوندیشان را آلوده کرده و رنگی غیر از رنگ خدایی به خود گرفتهاند، مطرح میشود، در نهایت پیچیدگی و ابهام نمود میکند؛ چرا که برای مردمی که دلهایی دارند که با آن نمیفهمند و گوشهایی دارند که با آن نمیشنوند، مطرح شده است.
-اعتراضهای این قوم
۱- تو انسانی همانند ما هستی: «فَقَالَ الْمَلأُ الَّذِينَ كَفَرُواْ مِن قِوْمِهِ مَا نَرَاكَ إِلاَّ بَشَراً مِّثْلَنَا»[۱۳] (مهتران قومش که کافر بودند گفتند: ما تو را جز انسانی همانند خويش نمیبينيم).
۲- افراد سادهای که دارای رأی و نظر ضعیف هستند، تو را پیروی میکنند: «وَمَا نَرَاكَ اتَّبَعَكَ إِلاَّ الَّذِينَ هُمْ أَرَاذِلُنَا بَادِيَ الرَّأْيِ»[۱۴] (و نمیبينيم که جز اراذل قوم و افراد ضعیفالرأی از تو متابعت کنند).
۳- گمان میکنیم تو و همراهانت، دروغگو هستید: «وَمَا نَرَى لَكُمْ عَلَيْنَا مِن فَضْلٍ بَلْ نَظُنُّكُمْ كَاذِبِينَ» (و نمیبينيم که شما را بر ما فضيلتی باشد، بلکه پنداريم که دروغ میگوييد).
همهی این اعتراض ها از مِحوَر رسالت و آنچه که برای بحث و مناقشه مطرح شده است، به دور میباشند؛ همگی جز مغالطه و سفسطه نمیباشند و حتی اعتراضهای موهومی هستند که با آنها، نفسهای متکبّرشان را قانع میکنند و علما به واسطهی آنها، افراد ضعیف در مسایل دینی و پیروان و مقلدین خود را خوار و سبک میشمرند؛ پیروانی که نادانی و نابینایی بر آنان غلبه پیدا کرده است. «قَالَ الْمَلأُ مِن قِوْمِهِ» (مهتران قومش گفتند)؛ منظور از «مهتران و بزرگان» صاحبان برتری دینی و دنیوی میباشد. «إِنَّا لَنَرَاكَ فِي ضَلالٍ مُبِينٍ» (ما تو را در گمراهی آشکاری میبینیم) نه فقط در گمراهی، بلکه برای آنان روشن و واضح و آشکار نیز میباشد!!
چرا که نوح آمده است تا مردم را به پرستش خداوند، برابری، عدالت، مهربانی و تقوا دعوت نماید، و این موارد در مسیر شیطانی آنان برای سبک شمردن مردم، رهبری دینی و دنیوی، ریاستهای باطل، جاه و مقام و مقدّس بودن ساختگی و قُلّابیشان، در تعارض میباشد.
به همین دلیل هیچ ادعا کنندهای که بتواند در آنچه نوح ادعا میکند، نظر بیفکند، وجود ندارد؛ بلکه همینکه بزرگان ـرهبران و مخصوصاً رهبران دینیـ بگویند: «نوح در گمراهی روشن و آشکاری است»، کفایت میکند، تا تودهی مردمی که با تقلید و پیروی کورکورانه اُنس گرفتهاند، بگویند: نوح در گمراهی آشکاری است. «وَأَغْرَقْنَا الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآياتِنَا إِنَّهُمْ كَانُوا قَوْماً عَمِينَ»[۱۵] (و آنان را که آيات ما را دروغ میانگاشتند غرقه ساختيم، که مردمی کوردل بودند).