فصل‌ها

اصحاح چهارم

نامۀ هدایت · سید احمدالحسن

منبع ↗

-اصحاح چهارم

«۱ پس از این دیدم که ناگاه دروازه‌ای در آسمان باز شد و آن آواز اوّل را که چون کَرّنا شنیده بودم با من سخن می‌گفت، دیگر باره می‌گوید: به اینجا صعود کن تا اموری را که پس از این باید واقع شود به تو بنمایم. ۲ فی‌الفور در روح شدم و به ناگاه تختی در آسمان بود و بر آن تخت نشیننده‌ای. ۳ و آن نشیننده، در صورت، مانند سنگ یشم و عقیق است و رنگین کمانی گرداگرد تخت که به منظر شباهت به زمرّد دارد ۴ و گرداگرد تخت، بیست و چهار تخت است؛ و بر آن تخت‌ها بیست و چهار پیر که جامه‌های سفید دربردارند، نشسته دیدم در حالی که بر سر ایشان تاج‌های زرّین ۵ و از تخت، برق‌ها، رعدها و صداها برمی‌آید....».
اطلاعات صفحه
نوع صفحه
اصحاح چهارم - نامۀ هدایت - WikiSavior
زبان
fa

تغییر زبان رابط کاربری به معنای ترجمه یا تأیید انتشار یک حکم نیست.