فصل‌ها

مسیلمه با لباسی جدید ... دروغگو، ناصر محمد

مسیلمه با لباسی جدید · دکتر علاء سالم

منبع ↗

مسیلمه با لباسی جدید ... دروغگو، ناصر محمد

برخی از یاوه‌سرایی‌هایی که به حال‌وروز زندیق «ناصر محمد یمانی» اشاره می‌کند تقدیم حضور می‌گردد؛ همان کسی که به دروغ و ناحق ادعا می‌کند امام مهدی است. متن‌هایی که اینجا آورده‌ام، پاسخ‌های منتشرشدۀ او در سایت رسمی‌اش به نام «مهدی امت» است. بنده این متن‌ها را همان‌طور که در سایتش یافته‌ام نقل کرده‌ام و همه می‌توانند آنها را در سایت نگون‌بخت او بررسی کنند: ۱. این دروغ‌گو ادعا می‌کند از رسول خدا محمد عالِم‌تر است! او در بیانیه‌ای که به ـبرادر بزرگوارش و خادم الحرمین طبق تعبیر خودشـ عبدالله بن عبدالعزیز و سایر رهبران و علمای دین ارسال کرده است علم خود را توضیح می‌دهد و خود را به‌عنوان «مرد خبیر» توصیف می‌کند: «... و سپس رسول خدا با معلمش جبرئیل دربارۀ جایگاه و منزلت این مرد خبیر (که منظورش خودش است) که به‌واسطۀ ذات رحمان آگاه‌تر از محمد رسول خدا خاتم انبیا و مرسلین است، و از معلمش جبرئیل آگاه‌تر است، به تبادل نظر پرداخت ... و هیچ‌کس نمی‌تواند اسم اعظم خدا را بشناسد جز یمانی که به‌واسطۀ رحمان، "خبیر" است ... پس بیایید ای جماعت علمای دین و مسلمانان، تا حقیقت اسم اعظم خدا را به شما بیاموزم ... و شما را از اسم اعظم خودش آگاه نکرده است؛ همان اسمی که در علم غیب خود محفوظ داشته و آن را در ذات خود به‌صورت حقیقتی قرار داده که فقط کسی از آن آگاه می‌شود که خدا را آن‌گونه که شایسته است عبادت شود پرستش کرده باشد؛ یعنی این بندۀ حقیر و کوچک در برابر او که به اسم اعظمش آگاه است ..... و به خدا سوگند، یمانیِ منتظر قطعاً آگاه‌ترین و گرامی‌ترین بنده در ملکوت آسمان‌ها و زمین است.» او حتی عصمتش را نیز نفی می‌کند، چنان‌که در پاسخ به سؤالی دربارۀ عصمت امامان می‌گوید:

«... هیچ بشری در زندگی خود از خطا معصوم نیست، و خداوند گناهان کسی را که توبه کرده و بازگشته است می‌آمرزد، و من در "کتاب" هیچ‌کدام از مردم را نیافتم که حتی اگر شده یک بار در زندگی خود از خطا معصوم بوده باشد... .» پس این مرد به کفر و خباثت خود اعتراف می‌کند و ادعا می‌کند از رسول خدا محمد آگاه‌تر است و عصمت ایشان را نفی می‌کند، و حتی معتقد است رسول گرامی نتوانسته است خدا را چنان که باید و به نحوی که شایستۀ عبودیتش است عبادت کند! آیا هیچ مؤمن به خدا و دینش، ارتداد از دین، آشکارتر از این می‌بیند؟! ۲. این زندیق معتقد است دوازدهمین امام از اهل‌بیت، و حتی بهتر از تمامی آنان است. او این را می‌گوید به‌رغم اینکه اعتراف می‌کند نام‌های آنان را نمی‌داند؛ چنان‌که می‌گوید: «... خدا و رسولش نام‌های آنان را به من نیاموختند؛ زیرا اسم‌های آنان اهمیتی ندارد بلکه حکمت در بیان تعداد آنان است، تا بدانم من امام دوازدهم از اهل‌بیت مطهر هستم؛ و اگر آنها موجود بودند چاره‌ای جز این نداشتند که همه از من پیروی کنند؛ و بالای هر صاحب علمی، عالمی است.»

اما در عین حال معتقد است ابوبکر و عمر دو امام هستند، و از آنان برای موضع‌گیری‌شان تشکر می‌کند؛ زیرا اگر چنین نمی‌شد فتنه‌ای بزرگ اسلام را در بر می‌گرفت! او می‌گوید: «... و من مهدی منتظر، به امام علی و ابوبکر و عمر درود و سلام می‌فرستم، و سپس به آنان بسیار درود و سلام می‌فرستم، و خدا را به حق گواه می‌گیرم که خلیفه و جانشین پس از محمد رسول خدا امام علی است، اما او دربارۀ حق خود در کتاب سکوت کرد؛ ولی من از ابوبکر و عمر تشکر می‌کنم زیرا اگر عمر نبود فتنه‌ای بزرگ مسلمانان را در بر می‌گرفت ... و خداوند عمر را ببخشد، من او را به‌خاطر انتخاب ابوبکر سرزنش نمی‌کنم اگرچه او در "کتاب" خلیفه نبود ولی عمربن خطاب مسلمانان را از فتنۀ بزرگی که نزدیک بود مهاجران و انصار را در هم بکوبد [و گرفتار آشوبی شدید کند] نجات داد، و من مهدی راستین منتظر از جانب پروردگار شما به امام علی و ابوبکر و عمر درود می‌فرستم... .»

و دربارۀ امامان دوازده‌گانه در پاسخ به فردی به نام عثمان گفته است: «... و ای عثمان، اسم‌های آنان برای ما اهمیتی ندارد، بلکه فقط تعدادشان مهم است؛ و چه فایده‌ای دارد اسم‌های آنان را بدانیم تا قبورشان را بکاویم و از آنها پیروی کنیم؛ بلکه از مهدی منتظر حاضر در میان خود پیروی کنید اگر به حق علاقه‌مند هستید. به خدا قسم ای عثمان، پروردگارم جز تعداد آنان را به من نیاموخته و تصاویرشان را به من نشان داده و نام‌های آنان را به من نیاموخته است، بنا به حکمتی از جانب پروردگارم، تا مبادا قبورشان را بکاوید... .» این درحالی است که خداوند متعال می‌فرماید: إِنَّ اللّهَ اصْطَفَی آدَمَ وَنُوحاً وَآلَ إِبْرَاهِیمَ وَآلَ عِمْرَانَ عَلَی الْعَالَمِینَ * ذُرِّیَّةً بَعْضُهَا مِن بَعْضٍ وَاللّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ۱ (خداوند آدم و نوح و آل‌ابراهیم و آل‌عمران را بر جهانیان برگزید. * نسلی که برخی از برخی دیگر هستند؛ و خداوند شنوای داناست)؛ و اگر خلفای الهی برخی از نسل برخی دیگر هستند، پس چگونه است که این احمق (جانشین ابلیس) از اسم پدران خود ـکه خلفا هستندـ بی‌اطلاع است؛ مگر اینکه او ـهمان‌طور که مشخص استـ یک حرام‌زادۀ سر راهی باشد!

۳. ناصر محمد کذاب با نمازهای واجب بازی می‌کند. او می‌گوید: «... ای جماعت علمای مسلمین، من مهدی منتظر هستم، و خدا را گواه می‌گیرم که خداوند بر پیامبرش پنجاه نماز در شبانه‌روز واجب، و در هر نماز دو رکعت مقرر فرمود ... و الحمد لله رب العالمین الرحمن الرحیم که نمازهای مسلمانان را از پنجاه نماز در شبانه‌روز به پنج نماز واجب کاهش داد، و در هر نماز دو رکعت مقرر کرد تا تعداد رکعت‌ها در پنج نماز واجب به ده رکعت برسد ... سپس خداوند به شما امر کرد نمازها را کوتاه کنید ... از دو رکعت به یک رکعت، به جز امامی که برای شما نماز می‌خواند.»

برای هر مسلمانی بدیهی است تعداد رکعت‌های نمازهای روزانه در حالت حضر هفده رکعت و در حالت سفر یازده رکعت است؛ و بنده نمی‌دانم چگونه این زندیق آن را در حالت حضر به ده رکعت و در حالت سفر به پنج رکعت تبدیل کرده است!

او مُسَیْلِمَۀ جدید است، و همان‌طور که می‌دانیم منادی مسیلمه اول اعلام کرد: «مسیلمه رسول خدا دو نماز از آنچه را محمد آورده بود از شما برداشت؛ نماز صبح و نماز عشا» و در نتیجه تعداد رکعت‌های نمازهای روزانه به نظر او یازده رکعت بود؛ و امروز مُسَیْلِمَۀ جدید ندا می‌دهد و آن را به ده رکعت در حالت حضر و پنج رکعت در حالت سفر تبدیل می‌کند! این درحالی است که او ادعا می‌کند یاریگر قرآن و سنت رسول خدا محمد است؟!

۴. او معتقد است «بشریت» از طریق ازدواج میان محارم به وجود آمده است، و یکی از خلفای خدا (هابیل) ـنعوذ باللهـ با خواهر خود ازدواج کرده است؛ این اتفاق از طریق ازدواج پسران آدم با خواهرانشان رخ داده است. او می‌گوید: «... بعد از خارج شدن آدم و حوا از آن مقام کریم به عرصۀ این زمین، هنوز تشریع در ازدواج نیامده بود؛ بنابراین آنان با توجه به اینکه هنوز تشریع در ازدواج نیامده بود با یکدیگر ازدواج می‌کردند، تا وقتی که تعدادشان زیاد شد و سپس هدایت از جانب خدا آمد؛ پس هرکس هدایت را پیروی کند، گمراه و تیره‌بخت نمی‌شود ... تا زمانی که هدایت خدا آمد و ازدواج بین خواهر و برادر را حرام کرد، و دین حنیف را برای آنان تشریع کرد؛ پس هرکسی هدایت خدا را پیروی کند، نه بر آنان ترسی است و نه اندوهگین می‌شود.»

چنین کفری را فقط نزد مُسَیْلِمَۀ کذاب و سَجّاح و افرادی مانند آنها دیده‌ام، و این دروغ‌گو به نظر می‌رسد در فحشا و کفر باطنی وارث آنهاست.

۵. از نمونه‌های کفرگویی او، تفسیر او از یک آیۀ کریم به‌شکل زیر است؛ او می‌گوید: «فَمِنْهُم ظَالِمٌ لِنَفْسِهِ وَمِنْهُم مُقْتَصِدٌ وَمِنْهُمْ سَابِقٌ بِالْخَیْرَاتِ (پس برخی از آنان به خود ستم کردند و برخی میانه‌رو بودند و برخی به اذن خدا به نیکی‌ها سبقت

گرفتند). صدق الله العظیم؛ فاطر: ۳۲ . اما ظالمان به خودشان، آنان اصحاب آتش هستند، و چه بد جایی است. اما میانه‌روها (مقتصدان) آنان اصحاب یمین هستند؛ و اما سبقت‌گیرندگان به سوی پروردگارشان، آنان مقربان‌اند...»

به نظر می‌رسد او نمی‌داند این آیه دربارۀ کسانی است که خدا آنان را برگزیده و کتاب خود را به آنها به ارث داده است. حق‌تعالی می‌فرماید: ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْکِتَابَ الَّذِینَ اصْطَفَیْنَا مِنْ عِبَادِنَا فَمِنْهُمْ ظَالِمٌ لِّنَفْسِهِ وَمِنْهُم مُّقْتَصِدٌ وَمِنْهُمْ سَابِقٌ بِالْخَیْرَاتِ بِإِذْنِ اللَّهِ ذَلِكَ هُوَ الْفَضْلُ الْکَبِیرُ۱ (سپس کتاب را به آن بندگان خود که برگزیده بودیم به ارث دادیم. پس برخی از آنان به خود ستم کردند و برخی میانه‌رو بودند و برخی به اذن خدا به نیکی‌ها سبقت گرفتند؛ این همان فضل بزرگ است) و به‌طور قطع «ظالمان» در این آیه ـبه آن صورتی که این دروغ‌گو ادعا می‌کندـ از اصحاب آتش و بدترین مکان‌ها نیستند. به همین دلیل خداوند در آیه‌ای که پس از آن می‌آید دربارۀ آنان می‌فرماید آنان اهل بهشت هستند: جَنَّاتُ عَدْنٍ یَدْخُلُونَهَا یُحَلَّوْنَ فِیهَا مِنْ أَسَاوِرَ مِن ذَهَبٍ وَلُؤْلُؤاً وَلِبَاسُهُمْ فِیهَا حَرِیرٌ۲ (بهشت‌های جاودانی که واردش می‌شوند و در آنجا با دستبندهایی از طلا و مروارید آراسته می‌شوند و لباسشان در آنجا از حریر است).

سخن حق در بیان این آیه را قائم آل محمد «سید احمد الحسن» در کتاب خود «متشابهات» توضیح داده است و بنده همه را دعوت می‌کنم به اینکه پاسخ وارث راستین رسول خدا محمد را که در وصیت مقدسش با نام و صفت ذکرش شده، با پاسخ وارث مُسَیْلِمَۀ کذاب که اکنون او را شناختیم، مقایسه کنند.

۶. از آنجا که این کم‌عقل مجنون اسمش «ناصر» و اسم پدرش «محمد» است، ببینیم

به کسانی که از او دربارۀ عدم مطابقت اسمش با اسم پیامبر و اسمش پدرش با اسم پدر پیامبر پرسیده‌اند چه پاسخی داده است: «و شخصی پرسید: برخی روایات اهل‌سنت ذکر کرده‌اند نام پدر امام مهدیِ منتظر "عبدالله" است؛ پس چگونه است که اسم پدر شما "محمد" است؟ و کسی که علم کتاب دارد (منظور خودش است) پاسخ داد: ... خداوند هماهنگی نام محمد را در نام من و نام پدرم قرار داده است، آیا انکار می‌کنید اسم من "ناصر محمد" است؟ بنابراین اسم محمد در اسم من مطابقت دارد، و خداوند نقطۀ سازگاری در اسم من برای اسم محمد را در اسم پدرم قرار داده است، و در این حکمتی رساست تا "اسم" حامل "خبر و پرچم امر" باشد؛ زیرا خداوند مهدی منتظر را نه به‌عنوان نبی مبعوث کرده و نه به‌عنوان رسول، بلکه به‌عنوان "ناصر محمد" مبعوثش فرموده است؛ و به این ترتیب حکمت بالغه از موافقت به پایان می‌رسد... .»

به این ترتیب دجالان با متون واضح «فریب‌کاری» می‌کنند.

۷. او طاغوت‌های خائن را تملق گفته است، همان‌طور که قبلاً گوشه‌ای از آن را دیدیم؛ و اکنون تملق خائن و طاغوت دیگری را توسط او بشنوید: «... سپاس خدایی را که قسم بنده‌اش را به حق محقق کرد و رئیس‌جمهور "علی عبدالله" از پادشاهی عربستان سعودی سالم و تندرست بازگشت؛ و سپاس خدا را برای سلامت؛ و هزاران هزار تبریک به مردم و دولت یمن. مهدی منتظر همچنان بازگشت شما را با شکیبایی فراوان انتظار می‌کشد تا آنچه را در آن اختلاف دارید برایتان پاسخ دهد و محکم کند. پس ای جناب رئیس‌جمهور شکرگزار باش و کشور و مردم را با تسلیم کردن رهبریِ خلافت اسلامی جهانی به امام مهدی ناصر محمد یمانی نجات بده... .»

همچنین او به عراق سفر کرده بود تا از طاغوت به گور رفته صدام حسین، پیش از اشغال عراق توسط نیروهای آمریکایی دفاع کند و برای توجیه این موضع‌گیری خود گفته است: «... بلکه مهدی منتظر ناصر محمد یمانی در کنار صدام حسین در برابر ابقع و اصلع و

بوش کوچک و شیاطین بشر که از سفیانی صدام حسین ظالم‌تر هستند ایستاده است. او سفیانی نامیده می‌شود زیرا از نسل معاویة بن ابی‌سفیان است... .»

و وقتی از عراق خارج شد و بغداد به دست آمریکایی‌ها افتاد این دروغ‌گو بازگشتش به یمن را آغاز غیبت صغرا پس از غیبت کبرا دانست و گفت: «... و سپس به یمن بازگشتم، و پس از بازگشتم به یمن غیبت صغرا پس از غیبت کبرا آغاز شد، و پس از اینکه بعد از زمانی به غیبت صغرا رسیدم و صدام دستگیر شد، این واقعه مرا بسیار متأسف کرد، و انگار عراق در آن روز شکست خورد و حُزن در دلم تجدید شد؛ اما خداوند بعد از آن به من فهماند صدام حسین همان سفیانی است... .»

این درحالی است که همۀ مسلمانان می‌دانند سفیانی صاحب پرچم ضلالت است و یمانی صاحب پرچم هدایت با او می‌جنگد، درحالی‌که این دروغ‌گو «ناصر محمد» نه‌تنها طبق اعتقادش با سفیانی نمی‌جنگد، بلکه به دفاع از او می‌پردازد و از کشته شدنش ناراحت می‌شود. پس وقتی تو از طاغوت‌های خائنی که اسمشان را ذکر کردی دفاع می‌کنی، خداوند می‌داند احساس تو با دیگرانی که از نظر ما پنهان‌اند چگونه است. تو چه ارتباطی با دین حق خدا داری که در نخستین قدم‌هایش بر کفر به طاغوت مبتنی است؟!

اینها برخی از ادعاهای این مدعی دروغین بود، و بسیاری دیگر را به‌دلیل خلاصه‌گویی ذکر نکردم.

* * *

پانویس‌ها

۱. آل‌عمران: ۳۳ و ۳۴ . ↩ (PDF ۲۷)

۱. فاطر: ۳۲ . ↩ (PDF ۲۹)

۲. فاطر: ۳۳ . ↩ (PDF ۲۹)

اطلاعات صفحه
نوع صفحه
مسیلمه با لباسی جدید ... دروغگو، ناصر محمد - مسیلمه با لباسی جدید - WikiSavior
زبان
fa

تغییر زبان رابط کاربری به معنای ترجمه یا تأیید انتشار یک حکم نیست.