پیوستها
پایان...
توقفگاههایی برگزیده از چشماندازهای سومر و اکد · علاء سالم
پایان...
از جابر جعفی از امام باقر (ع) که ایشان سخن فرزندش قائم موعود (ع) را بیان میفرمایند:
(ای مردم! ما از خداوند طلب یاری میکنیم. پس هرکس از مردم که دعوت ما را اجابت کند باید بداند ما از اهلبیت پیامبر شما حضرت محمد (ص) میباشیم و ما از همهی مردم به خداوند و محمد (ص) سزاوارتریم. هرکس با من در مورد آدم (ع) محاجّه (دلیلآوری) کند، من نسبت به آدم از همه سزاوارترم و هرکس در ارتباط با نوح (ع) با من محاجّه کند، من نسبت به نوح (ع) از همه مقدّمترم و هرکس نسبت به ابراهیم (ع) با من محاجّه کند، من نسبت به ابراهیم (ع) سزاوارترم و آنکس که در خصوص محمد (ص) با من محاجّه کند، در رابطه با محمد (ص) از همه برترم و هرکس در ارتباط با انبیا (ع) با من محاجّه کند، من از همه نسبت به انبیا سزاوارترم. آیا خداوند در محکم کتابش نمیفرماید: (إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَى آدَمَ وَنُوحًا وَآلَ إِبْرَاهِيمَ وَآلَ عِمْرَانَ عَلَى الْعَالَمِينَ * ذُرِّيَّةً بَعْضُهَا مِنْ بَعْضٍ وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ) (خدا آدم و نوح و خاندان ابراهيم و خاندان عمران را بر جهانيان برتری داد * فرزندانی بودند، برخی از نسل برخی ديگر پديد آمده و خداوند شنوا و داناست؟). پس من باقیماندهای از آدم و ذخیرهای از نوح و برگزیدهای از ابراهیم و خالصترین از محمد که سلام و صلوات خداوند بر همگیشان باد، هستم.
آگاه باشید، هرکس در مورد کتاب خدا با من محاجه کند، من از همه به کتاب خدا سزاوارترم، هرکس در مورد سنّت رسول خدا (ص) با من محاجه کند، من از همه به سنّت رسول خدا (ص) سزاوارترم. پس شما را به خدا سوگند میدهم کسانی که امروز سخنان مرا شنیدند آنرا به غایبان برسانند. از شما به حقّ خداوند و به حقّ فرستادهاش و به حق خودم درخواستی نمیکنم جز اینکه، به حق نزدیکی به رسول خدا (ص) که بر شما دارم، ما را یاری کنید و ما را در برابر کسانی که به ما ستم روا میدارند، بازدارید.
بهدرستی که آنها ما را پوشانیدند، به ما ستم روا داشتند و ما و فرزندانمان را از وطنمان آواره کردند، به ما ظلم کردند، ما را از حقمان دور کردند و اهل باطل بر ما افترا بستند. بترسید از خدا، بترسید از خدا! ما را تنها مگذارید و یاریمان کنید که خداوند متعال شما را یاری کند).([۱۴۰])
والحمد لله رب العالمين، وصلی الله على سيدنا محمد وآله وسلم تسليما
پاورقیها
- ↩[۱۴۰] - غیبت نعمانی: ص ۲۸۹.