فصل‌ها

روشنگری از جهاد مسلمانان همراه با رسول خدا(ص)

جهاد درب بهشت است · سید احمدالحسن

منبع ↗

-روشنگری از جهاد مسلمانان همراه با رسول خدا(ص)

رسول خدا (ص) و یارانش در مکه با کلام و اندرز نیکو مجاهدت می‌کردند: (ادْعُ إِلَى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنْ ضَلَّ عَنْ سَبِيلِهِ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ)([۷۵]) (مردم را با حکمت و اندرز نيکو به راه پروردگارت بخوان و با بهترين شيوه با آنان مجادله کن؛ زيرا پروردگار تو به کسانی که از راه او منحرف شده‌اند آگاه‌تر و به هدايت‌يافتگان داناتر است). هنگامی که اهل مکه با آزار و اذیت زندانی کردن و شکنجه دادن با آنها رویارو شدند، ابتدا شروع به مهاجرت به حبشه نمودند، و سپس، پس از آنکه رسول خدا(ص) آن آزار و اذیت‌ها را در مکه و طائف دید، به مدینه‌ی منوّره یا یثرب مهاجرت نمودند. رسول خدا (ص) در مدینه شروع به زمینه‌سازی برای جهاد و برافراشتن کلمه‌ی الله سبحان نمود؛ و جنگ بزرگ بدر اتفاق افتاد. حق تعالی می‌فرماید: (وَإِذْ يَعِدُكُمُ اللهُ إِحْدَى الطَّائِفَتَيْنِ أَنَّهَا لَكُمْ وَتَوَدُّونَ أَنَّ غَيْرَ ذَاتِ الشَّوْكَةِ تَكُونُ لَكُمْ وَيُرِيدُ اللهُ أَنْ يُحِقَّ الْحَقَّ بِكَلِمَاتِهِ وَيَقْطَعَ دَابِرَ الْكَافِرِينَ)([۷۶]) (و (به یاد آر) آن هنگام را که خداوند به شما يکی از آن دو گروه را وعده می‌داد که به دست شما افتد و شما دوست می‌داشتيد که آن گروه که عاری از قدرت است، به دست شما افتد، حال آنکه خدا می‌خواست با سخنان خويش حق را ثابت و کافران را ریشه کن کند). و این پیروزی، اثری عظیم در روحیه‌ی مسلمانان داشت، و تنها یک پیروزی نظامی محسوب نمی‌شد بلکه آیه و نشانه‌ای از آیات خداوند بود، و در آن دست غیب الهی را که همان انتظار شکست در صفوف مشکرین مکه بود، لمس کردند. سپس معرکه‌ی احد پیش آمد و در آن، آنچه اتفاق افتاد، اتفاق افتاد؛ شکستی برای مسلمانان، که علتش دنیا و زینت‌هایش بود؛ آن هنگام که عده‌ای از مسلمانان خواستار غنیمت‌ها شدند و پُست‌هایشان را ترک کردند؛ و در آن نبرد، دندان‌های رباعی (دندان‌های پیشین) رسول خدا (ص) شکست و مسلمانان وی را در میدان جنگ تنها و پا به فرار گذاشتند به جز عده‌ای اندک از آنها که با جان خود حضرت را محفوظ داشتند. در آن پیکار، یاری و نصرتی از سوی خداوند برای مسلمانان بود؛ پس از اینکه مشرکان تصمیم به ریشه کن کردن مسلمانان گرفتند، خداوند رعب و ترس در دل‌هایشان افکند؛ زیرا مشرکان شنیدند که رسول خدا (ص) و مسلمانان با از جان گذشتگی تصمیم به رویارویی با آنها گرفته‌اند؛ پس شوکت مشرکان در هم شکست و قلب‌هایشان لبریز از ترس شد و نا امید و سرافکنده بازگشتند. سپس کارزار خندق پیش آمد، و هنگامی که امیرالمؤمنین علی (ع) عمرو بن ود عامری را به قتل رساند، در آن، تمام اسلام در برابر تمام کفر قد علم کرد؛ و در آن، سربازان خداوند سبحان و متعال از ملائکه حاضر بودند، که با پر کردن رعب و وحشت در جان‌های مشرکان، پس از آنکه سستی را در نهادشان افکندند، باعث ایجاد شکست و ناکامی در صفوف‌شان شدند. حق تعالی می‌فرماید: (يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا نِعْمَةَ اللهِ عَلَيْكُمْ إِذْ جَاءَتْكُمْ جُنُودٌ فَأَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ رِيحاً وَجُنُوداً لَمْ تَرَوْهَا وَكَانَ اللهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيراً)([۷۷]) (ای کسانی که ايمان آورده‌ايد! نعمت خدا بر خود را به ياد آرید، آن هنگام که لشکرها بر شما تاخت آوردند؛ پس ما باد و لشکرهايی را که نمی‌ديديد بر آنها فرستاديم و خدا به آنچه انجام می‌دهید بينا است). اما جنگ حُنین بهترین دلیل است بر اینکه بسیار بودن نفرات چیزی را ثابت نمی‌کند؛ پیروزی فقط از جانب خداوند است؛ پس او سبحان و متعال مؤمنان را در بدر با وجود کم بودن نفرات‌شان، یاری داد و پیروز گرداند، در حالی که بسیار بودن‌شان در حنین چیزی برایشان به ارمغان نیاورد تا آنکه خداوند یاری و پیروزشان نمود: (ثُمَّ أَنْزَلَ اللهُ سَكِينَتَهُ عَلَى رَسُولِهِ وَعَلَى الْمُؤْمِنِينَ وَأَنْزَلَ جُنُوداً لَمْ تَرَوْهَا وَعَذَّبَ الَّذِينَ كَفَرُوا وَذَلِكَ جَزَاءُ الْكَافِرِينَ)([۷۸]) (آنگاه خدا آرامش خويش را بر فرستاده‌اش و بر مؤمنان نازل کرد و لشکريانی که آنها را نمی‌ديديد فرو فرستاد و آنان که کفر می‌ورزیدند را عذاب نمود، و اين سزای کافران بود). و نتیجه اینکه حق تعالی می‌فرماید: (کُتِبَ عَلَيْکُمُ الْقِتالُ وَ هُوَ کُرْهٌ لَکُمْ وَ عَسي‏ أَنْ تَکْرَهُوا شَيْئاً وَ هُوَ خَيْرٌ لَکُمْ وَ عَسي‏ أَنْ تُحِبُّوا شَيْئاً وَ هُوَ شَرٌّ لَکُمْ وَ اللهُ يَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ)([۷۹]) (جنگ بر شما مقرر شد، در حالی که آن را ناخوش می‌داشتید، و چه بسا چيزی را ناخوش بداريد در حالی که در آن خيرِ شما باشد و چيزی را دوست داشته باشيد در حالی که برايتان ناپسند افتد؛ در حالی که خدا می‌داند و شما نمی‌دانيد). این فرمانی از طرف خداوند سبحان و متعال در خصوص جهاد تهاجمی و جهاد تدافعی است؛ همان‌طور که حق تعالی می‌فرماید: (يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيَامُ كَمَا كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ)([۸۰]) (ای کسانی که ايمان آورده‌ايد، روزه داشتن بر شما مقرر شد، همچنان که بر کسانی که پيش از شما بوده‌اند مقرر شده بود، تا پرهيزگار شويد) به همین صورت نیز می‌فرماید: (كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِتَالُ... ) (جنگ بر شما مقرّر شد....). به همان صورت که اگر وقت روزه فرا رسد و شرایطش مُهیا گردد، روزه بر مسلمانان واجب می‌شود، و همچنین حج نیز اگر وقتش فرا رسد و شرایطش مُهیا گردد، بر آنها واجب می‌شود، که در غیر این صورت، کسی که با داشتن شرایط حج و روزه و توانایی به انجام رسانیدن آنها، سرپیچی کند، با آتش جهنم مجازات می‌شود و چه بد سرانجامی است، جهاد نیز اینچنین است؛ یعنی اگر وقت آن فرا رسد و شرایطش مهیا گردد، واجب می‌شود، و هر کس از آن سرپیچی کند همانند کسی است که نماز و روزه و حج را ترک گفته باشد و عاقبتش جهنم است و چه بد سرانجامی دارد. می‌ماند اینکه جهاد بر شما واجب شد در حالی که برای شما ناپسند می‌نمود؛ آسان نیست که انسان جان خود را بفروشد، و از همین رو این فروختن برای خداوند سبحان است و بهایش بهشت می‌باشد: (إِنَّ اللهَ اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنْفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللهِ فَيَقْتُلُونَ وَيُقْتَلُونَ وَعْداً عَلَيْهِ حَقّاً فِي التَّوْرَاةِ وَالْأِنْجِيلِ وَالْقُرْآنِ وَمَنْ أَوْفَى بِعَهْدِهِ مِنَ اللهِ فَاسْتَبْشِرُوا بِبَيْعِكُمُ الَّذِي بَايَعْتُمْ بِهِ وَذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ)([۸۱]) (خداوند از مؤمنان جان‌ها و مال‌هايشان را خريده است، به اینکه بهشت از آنِ آنان باشد. در راه خدا پیکار می‌کنند، چه بکشند و چه کشته شوند. وعده‌ای که خداوند در تورات، انجيل و قرآن داده، به حق بر عهده‌ی او است، و چه کسی از خداوند به عهد خود وفادارتر است؟ به اين معامله‌ای که کرده‌ايد شما را بشارت باد که این، همان سعادت و کاميابی بزرگ است). پس پاک و منزّه است آن که جهاد را آزمونی قرار داد تا ناپاک از پاکیزه، درست‌کردار از بدکردار، و راست‌گو از دروغ‌گو جدا گردد. حق تعالی می‌فرماید: (أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تَدْخُلُوا الْجَنَّةَ وَلَمَّا يَعْلَمِ اللهُ الَّذِينَ جَاهَدُوا مِنْكُمْ وَيَعْلَمَ الصَّابِرِينَ)([۸۲]) (آيا پنداشته‌اید به بهشت وارد می‌شوید؟! و حال آنکه هنوز خداوند معلوم نکرده است از ميان شما چه کسانی جهاد کرده‌اند و چه کسانی پايداری می‌ورزند؟). همچنین: (أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تُتْرَكُوا وَلَمَّا يَعْلَمِ اللهُ الَّذِينَ جَاهَدُوا مِنْكُمْ وَلَمْ يَتَّخِذُوا مِنْ دُونِ اللهِ وَلا رَسُولِهِ وَلا الْمُؤْمِنِينَ وَلِيجَةً وَاللهُ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ)([۸۳]) (آيا پنداشته‌ايد شما به حال خود رها می‌شوید، بی آنکه خدا کسانی از شما را که جهاد می‌کنند و جز خدا و پيامبرش و مؤمنان را به همرازی نمی‌گزينند، معلوم بدارد؟! در حالی که خداوند به آنچه می‌کنید آگاه است). و در نهایت، مؤمنان باید بدانند که نتیجه‌ی حتمی جهاد، پیروز شدن بر نفس، شیطان، زینت‌های دنیا، هوا و هوس، و خروج از تاریکی‌ها به سوی نور است، و این، نتیجه‌ای است بس سترگ و کافی؛ چه با پیروزی مادی در آوردگاه نبرد همراه باشد و چه نباشد: (فَلْيُقَاتِلْ فِي سَبِيلِ اللهِ الَّذِينَ يَشْرُونَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا بِالْآخِرَةِ وَمَنْ يُقَاتِلْ فِي سَبِيلِ اللهِ فَيُقْتَلْ أَوْ يَغْلِبْ فَسَوْفَ نُؤْتِيهِ أَجْراً عَظِيماً)([۸۴]) (پس آنان که زندگی دنيا را فروخته و آخرت را خريده‌اند بايد در راه خدا پیکار کنند و هر کس در راه خدا بجنگد، چه کشته شود و چه پيروز گردد، به زودی پاداشی بزرگ به او خواهيم داد). پرسش‌های دیگری باقی می‌مانند که نیاز به پاسخ یا توضیح بیش‌تر دارند: - جهادی که مورد خواست و رضایت خداوند است باید همراه با چه کسی باشد؟ - صاحب جهادِ موردِ رضایِ خداوند، چگونه شناخته می‌شود؟ - رابطه‌ی تمدن مادی با جهاد چیست؟ - رابطه تمدن اخلاقی با جهاد چیست؟ - رابطه‌ی تمدن اخلاقی با تمدن مادی چیست؟ - و رابطه‌ی تمدن مادی با تکامل روحی انسان چیست؟

پاورقی‌ها

  1. ↩[۷۵] - نحل: ۱۲۵.
  2. ↩[۷۶] - انفال: ۷.
  3. ↩[۷۷] - احزاب: ۹.
  4. ↩[۷۸] - توبه: ۲۶.
  5. ↩[۷۹] - بقره: ۲۱۶.
  6. ↩[۸۰] - بقره: ۱۸۳.
  7. ↩[۸۱] - توبه: ۱۱۱.
  8. ↩[۸۲] - آل عمران: ۱۴۲.
  9. ↩[۸۳] - توبه: ۱۶.
  10. ↩[۸۴] - نسا: ۷۴.
اطلاعات صفحه
نوع صفحه
روشنگری از جهاد مسلمانان همراه با رسول خدا(ص) - جهاد درب بهشت است - WikiSavior
زبان
fa

تغییر زبان رابط کاربری به معنای ترجمه یا تأیید انتشار یک حکم نیست.