فصلها
چــرا جـــهاد درب بهشت است؟
جهاد درب بهشت است · سید احمدالحسن
-چــرا جـــهاد درب بهشت است؟
جهاد دو نوع است: جهاد ارواح و جهاد بدنها؛ یا همان جهاد اکبر و جهاد اصغر.([۵]) از آنجا که نخستین نتیجهی جهاد اکبر پیروی از جانشین خدا بر زمینش و گردن نهادن به دستورات او میباشد، ـیا همان سجده برای او همانگونه که ملائکه بر حضرت آدم(ع) سجده کردندـ و از آنجا که خلیفه و جانشین خدا در زمینش همان بهشت حقیقی است، و حتی بهشتهای ملکوتی از نورهای آنها خلق شدهاند،([۶]) پس این پیروی، همان جهاد اکبر ـو به این تعبیرـ دروازهی بهشت میباشد؛ چرا که این پیروی، دروازهی رسیدن به معرفت و شناخت جانشین خدا در زمینش و پیروی از او است، و خلیفهی خداوند نیز دروازهی شناخت و معرفت خداوند سبحان و متعال میباشد.([۷]) اما جهاد اصغر، بخشیدن مال و جان در راه خدا بدون هیچ چشمداشت یا عوضی غیر از رضایت خداوند سبحانه و متعال میباشد؛ و بخشیدن نفْس، بخششی است که فراتر از آن بخشیدنی وجود ندارد؛ پس چطور جهاد اصغر دری از درهای بهشت نباشد؟! و حتی پس سعی و تلاشی از سوی انسان برای گواهی دادن «لا اله الا الله» با خونش، وسیعترین درهای بهشت میباشد.پاورقیها
- ↩[۵] - شیخ کلینی از علی بن ابراهیم از پدرش از نوفلی از سکونی از ابا عبد الله روایت می کند که پیامبر (عدهای را) به سَریهای فرستاد. هنگامی که بازگشنتد، فرمود: «آفرین بر گروهی که جهاد اصغر را به پا داشتند؛ در حالی که جهاد اکبر همچنان بر آنها باقی است». گفته شد: ای رسول خدا! جهاد اکبر چیست؟ فرمود: «جهاد با نفس». کافی: ج ۵ ص ۱۲.
- ↩[۶] - از جابر بن عبد الله انصاری روایت شده است: به رسول خدا عرض کردم: اولین چیزی که خداوند متعال خلق فرمود، چه بود؟ فرمود: «نور پیامبرِ تو ای جابر، خداوند خلقش فرمود؛ سپس از آن هر چیزی را خلق نمود. سپس آن نور را در مقام قرب در مقابل خويش قرار داد تا هر زمانی كه اراده فرماید، سپس آن نور را اقسامی قرار داد. عرش را از قسمتی، کرسی را از قسمتی، و حاملان عرش و خزانهداران کرسی را از قسمتی خلق نمود و قسمت چهارم را در مقام حب و دوستی تا آنجا که خداوند اراده فرماید، قرار داد؛ سپس آن را بر قسمتهایی قرار داد؛ پس قلم را از قسمتی، لوح را از قسمتی، و بهشت را از قسمتی خلق فرمود و قسمت چهارم را در مقام خوف و ترس تا آنجا که خداوند اراده فرماید، قرار داد. سپس آن را اجزایی قرار داد؛ ملائکه را از یک جزء، خورشید را از یک جزء، ماه و ستارگان را از یک جزء بیافرید و قسمت چهارم را در مقام رجا و امیدواری تا آنجا که خداوند اراده فرماید، قرار داد. سپس آن را اجزایی قرار داد؛ عقل را از جزئی، علم و حکمت را از جزئی و عصمت و توفیق را از جزئی بیافرید و جزء چهارم را در مقام حیا تا آنجا که خداوند اراده فرماید، قرار داد. سپس با چشم عطای الهی به آن نگریست؛ نور از آن تراوش کرد و یکصد و بیست و چهار هزار قطره از آن برون تراوید و خداوند از هر قطره روح یک نبی و فرستاده را بیافرید. سپس ارواح انبیا نفس کشیدند و خداوند از نفسهای آنها ارواح اولیا، شهدا و صالحان را خلق فرمود». بحار الانوار: ج ۲۵ ص ۲۱.
- ↩[۷] - از ابا عبدالله روایت شده است که فرمود: «خداوند اِبا دارد از اینکه امور عالم را جاری کند مگر از طریق اسباب، و خداوند برای هر چیزی، سببی و برای هر سبب، حکمتی و برای هر حکمت، دانشی و برای هر دانش دروازهی گویایی قرار داده است؛ که هر کس آن را انکار کند، خداوند را انکار کرده است. این باب، رسول خدا و ما میباشیم». و از عبد الرحمن بن کثیر روایت شده است: شنیدم ابا جعفر میفرمود: «ما والیان امر خدا و خازنان علم خدا و صندوق وحی خدا و اهل دین خدا هستیم. کتاب خدا بر ما نازل شد و خدا به وسیلهی ما پرستیده شد و اگر ما نبودیم، خدا شناخته نمیشد. ما وارث نبی خدا و عترت او هستیم». بصائر الدرجات: ص ۸۱. از برید بن عجلی نقل شده است: شنیدم ابا جعفر میفرمود: «با ما خداوند پرستیده شد، با ما خداوند شناخته شد و با ما به یکتایی خداوند تبارک و تعالی ایمان آورده شد و محمد، حجاب خداوند تبارک و تعالی میباشد....». کافی: ج ۱ ص ۱۴۵؛ و سایر روایات که حقیقتی که ایشان به نگارش درآورده است را تبیین مینمایند.