فصلها
رؤیا و نبوّت
نبوّت خاتم · سید احمد الحسن
-رؤیا و نبوّت
قرآن آکنده از وحی خداوند سبحان و تعالی از طریق رؤیا به انبیا از جمله ابراهیم(ع)، محمد(ص) و یوسف(ع) است. «وَإِذْ قُلْنَا لَكَ إِنَّ رَبَّكَ أَحَاطَ بِالنَّاسِ وَمَا جَعَلْنَا الرُّؤْيَا الَّتِي أَرَيْنَاكَ إِلَّا فِتْنَةً لِّلنَّاسِ وَالشَّجَرَةَ الْمَلْعُونَةَ فِي الْقُرْآنِ وَنُخَوِّفُهُمْ فَمَا يَزِيدُهُمْ إِلَّا طُغْيَانًا كَبِيرًا»[۲۰] (و آن گاه که تو را گفتیم: پروردگارت بر همهی مردم احاطه دارد و آنچه در خواب به تو نشان دادیم و داستان درخت ملعون که در قرآن آمده است چیزی جز آزمایش مردم نبود. ما مردم را بیم میدهیم ولی فقط به کفر و سرکشی آنها افزوده میشود). «لَّقَدْ صَدَقَ اللَّهُ رَسُولَهُ الرُّؤْيَا بِالْحَقِّ لَتَدْخُلُنَّ الْمَسْجِدَ الْحَرَامَ إِن شَاءَ اللَّهُ آمِنِينَ مُحَلِّقِينَ رُءُوسَكُمْ وَمُقَصِّرِينَ لَا تَخَافُونَ فَعَلِمَ مَا لَمْ تَعْلَمُوا فَجَعَلَ مِن دُونِ ذَٰلِكَ فَتْحًا قَرِيبًا»[۲۱] (خدا رؤیای پیامبرش را تصدیق نمود که گفته بود: اگر خدا بخواهد، ایمن، گروهی سر تراشیده و گروهی موی کوتاه کرده، بدون هیچ بیمی به مسجد الحرام داخل میشوید. او چیزهایی میدانست که شما نمیدانستید و جز آن، به زودی، فتحی نصیب شما کرد). «فَلَمَّا بَلَغَ مَعَهُ السَّعْيَ قَالَ يَا بُنَيَّ إِنِّي أَرَىٰ فِي الْمَنَامِ أَنِّي أَذْبَحُكَ فَانظُرْ مَاذَا تَرَىٰ قَالَ يَا أَبَتِ افْعَلْ مَا تُؤْمَرُ سَتَجِدُنِي إِن شَاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّابِرِينَ»[۲۲] (چون با پدر به جایی رسید که باید به کار بپردازند، گفت: ای پسرکم در خواب دیدهام که تو را ذبح میکنم، بنگر که چه میاندیشی. گفت: ای پدر به هر چه مأمور شدهای عمل کن، که اگر خدا بخواهد مرا از صابران خواهی یافت). سپس خداوند، حضرت ابراهیم(ع) را به این جهت که رؤیا را تصدیق کرد، میستاید: «قَدْ صَدَّقْتَ الرُّؤْيَا إِنَّا كَذَٰلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ»[۲۳] (خوابت را تصدیق کردی و ما نیکوکاران را چنین پاداش میدهیم). «إِذ قالَ يُوسُفُ لِأَبِيهِ يا أَبَتِ إِنِّى رَأَيْتُ أَحَدَ عَشَرَ كَوْكَباً وَالشَّمْسَ وَالقَمَرَ رَأَيْتُهُمْ لِى ساجِدِين»[۲۴] (آن گاه که یوسف به پدر خود گفت: ای پدر من در خواب یازده ستاره و خورشید و ماه دیدم. آنها را دیدم که برایم سجده میکنند). در قرآن، خداوند از طریق رؤیا به مادر موسی(ع) وحی نمود: «وَأَوْحَیْنَا إِلَی أُمِّ مُوسَی أَنْ أَرْضِعِیهِ فَإِذَا خِفْتِ عَلَیْهِ فَأَلْقِیهِ فِی الْیَمِّ وَلَا تَخَافِی وَلَا تَحْزَنِی إِنَّا رَادُّوهُ إِلَیْکِ وَجَاعِلُوهُ مِنَ الْمُرْسَلِینَ»[۲۵] (و به مادر موسی وحی کردیم که: شیرش بده و اگر بر او بیمناک شدی به دریایش بینداز و مترس و غمگین مشو، او را به تو باز میگردانیم و در شمار پیامبرانش میآوریم). شایان ذکر است که خواب دیدن پیامبران(ع)، هم پیش از ارسال آنها و هم پس از آن، صورت میگرفته است؛ به عبارت دیگر، وحی خداوند سبحان و تعالی به آنها از طریق رؤیا آغاز شد و حتی پس از ارسال آنها به پیامبری نیز این روش (رؤیا) که یکی از طرق وحی الهی به ایشان است، قطع نشد. حضرت محمد(ص) پیش از بعثت و ارسالش به پیامبری رؤیا میدید و همان طور که حضرت در خواب دیده بود به واقعیت میپیوست[۲۶]. اگر پیامبران و مرسلین(ع) به رؤیاهایی که پیش ارسالشان در خواب میدیدند ایمان نمیآوردند و آنها را تصدیق نمینمودند و به مضمون آن عمل نمیکردند، به مقامات عالی و قرب الهی که بعدها دست یافتند، نمیرسیدند و اصولاً خدا آنها را به مقام رسالت برنمیگزید: «قَدْ صَدَّقْتَ الرُّؤْيَا إِنَّا كَذَٰلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ» (خوابت را تصدیق نمودی و ما این چنین نیکوکاران را پاداش میدهیم). آنها حتی به رؤیاهای مؤمنینی که با آنها بودند نیز ایمان میآوردند و آن را تصدیق میکردند. حضرت محمد(ص) پس از نماز صبح، از خوابهایی که اصحاب میدیدند پرسش میفرمود و به شنیدن آنها اهتمام میورزید. گویی شنیدن این خوابها، ذکر و عبادت الهی بود تا آن جا که منافقین به حضرت طعنه میزدند که سخن هر گویندهای را گوش میدهد و تصدیق میکند: «وَمِنْهُمُ الَّذِينَ يُؤْذُونَ النَّبِيَّ وَيَقُولُونَ هُوَ أُذُنٌ ۚ قُلْ أُذُنُ خَيْرٍ لَّكُمْ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَيُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنِينَ وَرَحْمَةٌ لِّلَّذِينَ آمَنُوا مِنكُمْ وَالَّذِينَ يُؤْذُونَ رَسُولَ اللَّهِ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ»[۲۷] (بعضی از ایشان پیامبر را میآزارند و میگویند که او به سخن هر کس گوش میدهد (ساده لوح است). بگو: او برای شما شنوندهی سخن خیر است، به خدا ایمان دارد و مؤمنان را باور دارد، و رحمتی است برای آنهایی که ایمان آوردهاند و آنان که رسول خدا را بیازارند به عذابی دردآور گرفتار خواهند شد). از امام رضا(ع) روایت شده که فرمود: «حضرت رسول(ص) هر روز صبح به اصحاب خود میفرمود: آیا مبشراتی (بشارت دهندهای) هست؟ و مقصود حضرت، رؤیا بود»[۲۸]. حضرت محمد(ص) رؤیا را یکی از بشارتهای پیامبری میدانست. از آن حضرت نقل شده که فرمود: «آگاه باشید که از بشارتهای پیامبری چیزی باقی نمانده است جز رؤیای صالحهای که مسلمان میبیند یا در مورد او دیده میشود»[۲۹]. حتی حضرت، رؤیای صالحه را «نبوّت» به شمار میآورده است. از رسول خدا(ص) روایت شده است که فرمود: «پس از من نبوّتی نیست مگر مبشِّرات (بشارت دهندهها)». گفته شد: ای رسول خدا، مبشرات چیست؟ فرمود: «رؤیای صالحه»[۳۰]. و نیز از آن حضرت آمده است که: «رؤیای صالحه، بشارتی از جانب خدا و بخشی از نبوّت است»[۳۱]. نکتهی قابل توجه این است که فرمایش حضرت مبنی بر این که «از پیامبری چیزی باقی نمانده است جز رؤیای صادقه» به این معنا نیست که هر کس رؤیای صادقهای ببیند، نبی ارسال شده از جانب خداوند است بلکه مراد آن است که رؤیای صادقه در واقع خبری درست است که از ملکوت آسمانها برای بیننده آمده است.پاورقیها
- ↩[۲۰] - إسراء: ۶۰
- ↩[۲۱] - فتح: ۲۷
- ↩[۲۲] - صافات: ۱۰۲
- ↩[۲۳] - صافات: ۱۰۵
- ↩[۲۴] - یوسف: ۴
- ↩[۲۵] - قصص: ۷
- ↩[۲۶] - شیخ مجلسی در بحار میگوید: «بدان! آنچه از روایتهای معتبر و مستفیض بر من آشکار شده آن است که رسول خدا( قبل از رسیدن به بعثتش، از همان ابتدای عمرش، هنگامی که خدا عقلش را کامل گرداند، تایید شده به وسیلهی روح القدس بود و ملک با او سخن میگفت و آن حضرت صدای آن ملک را میشنید و او را در خواب میدید. بعد از آن که حضرت به سن چهل سالگی رسید به رسالت مبعوث گردید، ملک به طور عینی با حضرت سخن میگفت، قرآن بر حضرت نازل میگردید و پیامبر موظف به تبلیغ شد...». بحار الانوار: ج ۱۸- ص ۲۷۷.
- ↩[۲۷] - توبه: ۶۱. در بارهی شأن نزول آیه، رجوع کنید به: تفسیر قمی: ج ۱- ص ۳۰۰ ، تفسیر الأصفی: ج ۱- ص ۳۷۵ ؛ تفسیر مجمع البیان: ج ۵- ص ۷۹ ؛ فتح الباری: ج ۸- ص ۲۳۷ ؛ تغلیق التعلیق: ج ۴- ص ۲۱۷ ؛ عمدة القاري: ج ۱۸- ص ۲۵۸ و منابع دیگر.
- ↩[۲۸] - کافی: ج ۸- ص ۹۰ ؛ الفصول المهمه فی اصول المهمه: ج ۳- ص ۲۷۷ ؛ بحار الانوار: ج ۵۸- ص ۱۷۷ ؛ تفسیر نور الثقلین: ج ۲- ص ۳۱۲.
- ↩[۲۹] - بحار الانوار: ج ۵۸- ص ۱۹۲ ؛ صحیح مسلم: ج ۲- ص ۳۸ ؛ سنن السنائی: ج ۲- ص ۲۱۷ ؛ صحیح ابن حیّان: ج ۱۳- ص ۴۱۱ ؛ کنز العمال: ج ۱۵- ص ۳۶۸.
- ↩[۳۰] - الدر المنثور: ج ۳- ص۳۱۲ ؛ بحار الانوار: ج ۵۸- ص ۱۹۲ و در همان بخش در صفحهی ۱۷۷ به این شکل نیز نقل شده است: «از نبوّت چیزی جز مبشرات باقی نمانده است». گفتند: «مبشرات چیست؟» ... و تا انتها. همچنین این معنی به صورتهای مختلف در منابع زیر نیز آمده است: موطاء: ج ۲- ص ۹۵۷ ؛ مسند احد: ج ۵- ص ۴۵۴ و ج ۶- ص ۱۲۹ ؛ صحیح بخاری: ج ۸- ص ۶۹ ؛ مجمع الزوائد: ج ۷- ص ۱۷۳ ؛ عمدة القاري: ج ۲۴- ص ۱۳۴ ؛ المعجم الکبیر: ج ۳- ص ۱۹۷ و سایر منابع.
- ↩[۳۱] - الدر المنثور: ج ۳- ص ۳۱۲ ؛ بحار الانوار: ج ۵۸ - ص ۱۹۲ ؛ میزان الحکمة: ج ۲- ص ۱۰۱.