فصلها
جهـاد
سرگردانی یا راه به سوی خدا · سید احمدالحسن
خداوند متعال میفرماید: (أُذِنَ لِلَّذِینَ یقَاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَإِنَّ اللَّهَ عَلَى نَصْرِهِمْ لَقَدِیرٌ * الَّذِینَ أُخْرِجُوا مِنْ دِیارِهِمْ بِغَیرِ حَقٍّ إِلَّا أَنْ یقُولُوا رَبُّنَا اللَّهُ وَلَوْلا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَهُدِّمَتْ صَوَامِعُ وَبِیعٌ وَصَلَوَاتٌ وَمَسَاجِدُ یذْکرُ فِیهَا اسْمُ اللَّهِ کثِیراً وَلَینْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ ینْصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِیٌّ عَزِیزٌ)؛[۱۱۹] (به کساني که جنگ بر آنان تحميل گرديده، اجازه جهاد داده شده است؛ چرا که مورد ستم قرار گرفتهاند؛ و خدا بر ياري آنها تواناست* همانها که از خانه و شهر خود، به ناحق رانده شدند، جز اينکه ميگفتند: «پروردگار ما، خداي يکتاست!» و اگر خداوند بعضي از مردم را بهوسيله بعضي ديگر دفع نکند، ديرها و صومعهها، و معابد يهود و نصارا، و مساجدي که نام خدا در آن بسيار برده ميشود، ويران ميگردد! و خداوند کساني را که او را ياري کنند [و از آيينش دفاع نمايند] ياري ميکند؛ خداوند قوي و شکست ناپذير است).
ای برادران و خواهران مؤمن، این حاکمان ظالم با زور بر مسلمانان مسلط شدهاند، خونهایی که خدا حرام نموده است را حلال کردهاند و با مکر و حیله و به خدمت گرفتن افراد پست، با هر انسان آزادهای که خود را مقید به دوری از اطاعت از هر شخص دیگری غیر از خدا میبیند و از قوانین آنها پیروی نمیکند، به جنگ برمیخیزند. آنها خود را بالاتر از بشر میبینند، پس به زعمشان، آنها باید بگویند و انجام بدهند و مردم نیز باید این گفتهها و اعمال را تأیید نمایند. آنها مستکبرانی هستند که تحمل شنیدن کلمۀ طیبه را ندارند؛ تنها چیزی که میفهمند، زور است؛ زور و قدرت تنها چیزی است که مشکلات ما را با این مستکبرین ظالم حل میکند و این تقدیر ماست؛ خداوند سبحان با جهاد، مؤمنین را مورد آزمایش قرار میدهد تا مؤمنی که در ایمانش صادق است را از کسانی که به دروغ ادعای ایمان دارند، بازشناسد. خداوند متعال میفرماید: (الم * أَحَسِبَ النَّاسُ أَنْ یتْرَکوا أَنْ یقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لَا يفْتَنُونَ* وَلَقَدْ فَتَنَّا الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَلَیعْلَمَنَّ اللَّهُ الَّذِینَ صَدَقُوا وَلَیعْلَمَنَّ الْکاذِبِینَ * أَمْ حَسِبَ الَّذِینَ یعْمَلُونَ السَّیئَاتِ أَنْ یسْبِقُونَا سَاءَ مَا یحْکمُونَ * مَنْ کانَ یرْجُو لِقَاءَ اللَّهِ فَإِنَّ أَجَلَ اللَّهِ لَآتٍ وَهُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ * وَمَنْ جَاهَدَ فَإِنَّمَا یجَاهِدُ لِنَفْسِهِ إِنَّ اللَّهَ لَغَنِیٌّ عَنِ الْعَالَمِینَ)؛[۱۲۰] (الف، لام، ميم * آيا مردم پنداشتهاند که چون بگويند: ايمان آورديم، رها میشوند و ديگر مورد آزمایش قرار نمیگیرند؟ * هر آينه مردمی را که پيش از آنها بودند آزموديم تا خدا کسانی را که راست گفتهاند معلوم دارد و دروغگويان را بشناسد * آيا آنان که مرتکب گناه میشوند پنداشتهاند که از ما میگريزند؟ چه بد داوری میکنند * هرکس که به ديدار خدا اميد دارد بداند که وعدۀ خدا آمدنی است و او شنوا و داناست * کسي که جهاد و تلاش کند، براي خود جهاد ميکند؛ چرا که خداوند از همه جهانيان بينياز است).
این طاغوتیان همانطور که امام حسین( میفرماید، بین دو انتخاب قرار دارند: کشته شدن و یا قبول ذلت و خواری.[۱۲۱]
خداوند، پیامبر و مؤمنین هرگز برای ما ذلت و خواری نمیپسندند. از جهاد با این طاغوتها وگماشتگانشان که خون مسلمانان را میریزند، ناگزیریم؛ قبل از آنکه روزی بیاید و ببینیم تبدیل به جسدهایی بدون خون و مردگان متحرک در روی زمین شدهایم. برای هیچ مسلمانی شایسته نیست که بگوید ما با سیاست کاری نداریم؛ زیرا هر مسلمانی که خود را ملزم به اسلامش میداند، میداند که دینش، یک دین سیاسی است.
اگر به کتابهای فقه اسلامی نگاهی بیندازیم، خواهیم دید احکام معاملات اقتصادی، اجتماعی، قضایی و سیاسی بیشتر از احکام عبادی است؛ بهعلاوه، مگر قرآن دستور زندگی ما و ترسیم کنندۀ صراط مستقیمی نیست که طی طریق در آن بر ما واجب است؟ اگر در قرآن تدبّر کنیم، نهضت پیامبران (ع) و مستضعفین در رویارویی با طاغوتیان مستکبر را خواهیم یافت. کافی است در این حدیث پیامبر(ص) تدبّر کنیم، خواهیم یافت که چه میگوید: (بهترین جهاد، گفتن کلمۀ حق در مقابل حاکم ظالم است).[۱۲۲]
آنچه از این حدیث بر میآید، برتری جهاد در مقابل حاکم ستمگر میباشد؛ ازاینرو که او به حکم جاهلیت، حکم میدهد، از هوای نفس خویش متابعت میکند، خونها و اموال و نوامیس مردم را مباح میشمرد و چیزی از اسلام باقی نمیگذارد، مگر هوای نفس خودش؛ علمای خود فروخته را مزدور خود میکند تا قرآن را طبق هوای نفس خودش تفسیر کنند و او را مصداق اولوالامر در آیۀ زیر قرار دهند: (یاأَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ وَأُولِی الْأَمْرِ مِنْکمْ)؛([۱۲۳] (ای کسانی که ايمان آوردهايد، از خدا اطاعت کنيد و از رسول و اولوالامرخويش فرمان بريد).
آنها حاکمان ستمگرند، نه امامان دوازدهگانۀ معصوم(ع). موسی، علی و حسین (ع)، علیه ائمۀ [گمراهی] زمان خودشان یعنی فرعون، معاویه و یزید که لعنت خدا بر آنها باد، خروج کردند؛ و بهاینترتیب مردم به زمان جاهلیت بازمیگردند و از قرآن جز خطش و از اسلام جز اسمش باقی نمیماند.
ازاینرو، میفهمیم که جهاد در مقابل حاکم ستمگر، جهاد دفاعی از اسلام است و هر مسلمان، ناگزیر است از مبارزه با طاغوتهایی که بر سرزمینهای اسلامی مسلط شدهاند، از بین بردن گماشتگان آنها، اقامۀ حکومت الهی آسمانی اسلامی و به تَبَع آن به جریان انداختن آنچه قرآن تشریع نموده و آنچه بر زبان پیامبر اعظم(ص) جاری شده است و آنچه امامان دوازدهگانۀ معصوم(ع) از رسول خدا(ص) با خود آوردهاند، در بین سرزمینها و بندگان خدا و انتشار عدل و مبارزه با فساد.
از جهاد مسلحانه گریزی نیست، اما برای آماده نمودن این امت، باید چند مرحله سپری شود:
پاورقیها
- ↩[۱۱۹] حج: ۳۹-۴۰
- ↩[۱۲۰] عنکبوت: ۱-۶
- ↩[۱۲۱] ایشان( به این سخن جدش امام حسین( اشاره میفرماید: (أَلا إِنَّ الدَّعِىَّ ابْنَ الدَّعی قَدْ رَکزَنی بَینَ اثْنَتَینِ، بَینَ السَّلَةِ وَ الذِّلَّةِ، وَ هَیهاتَ له ذلکَ منّی. أَبَى اللّهُ ذلِک لنا وَ رَسُولُهُ و المُؤمنُون، وَ حُجُورٌ طَهُرَتْ، وَ جُدُودٌ طابَتْ، أن تُؤْثِرَ طاعَةَ اللِّئامِ عَلى مَصارِعِ الْکرامِ، أَلا و إِنِّی زاحِفٌ بِهذِهِ الاْسْرَةِ عَلى قِلَّةِ العددِ، کثرة العدوّ وَ خَذَلَةِ النّاصِر. ثم تمثل و قال شعرا: فَاِنْ نَهْزِمْ فَهَزّامُونَ قِدْماً / وَ إِنْ نُهْزَمْ فَغَیرُ مُهَزَّمینا وَ ما إِنْ طِبُّنا جُبْنٌ وَ لکنْ/ مَنایانا وَ دَوْلَةُ آخِرینا فلو خلد الملوک اذا خلدنا/ ولو بقی الکرام اذا بقینا فقل للشامتین بنا افیقوا/ سیلقی الشامتون کما لقینا) (بدانید! که این ناپاکزاده، فرزند ناپاکزاده مرا میان دو انتخاب قرار داده است: کشته شدن یا قبول ذلّت؛ و چقدر دور است که من تن به ذلّت دهم. خداوند، پیامبر و مؤمنین او هرگز براى ما ذلّت و زبونى نمىپسندند و نیاکان پاک سرشت و دامنهاى پاکى که ما را پرورانده اند این را از ما نمىپذیرند. هرگز! ما هیچگاه فرمانبردارى فرومایگان را بر مرگ شرافتمندانه ترجیح نخواهیم داد. بدانید من با شما اتمام حجّت کردم و شما را از عاقبت کارتان بیم دادم. به هوش باشید! من با همین خاندانم و آمادگى کم و یاران اندک، با شما پیکار مىکنم وآمادۀ شهادتم. آنگاه این اشعار را خواند: اگر ما در جنگ، دشمن را درهم بشکنیم، این شیوۀ دیرین ماست و اگر [به ظاهر] شکست بخوریم، باز هم ما شکست نخوردهایم. ترس، زیبندۀ ما نیست ولى اینک دولت و حکومت دیگران جز با کشتن ما میسر نیست. اگر بنا بود پادشاهان جاودان باشند، ما نیز جاودان میماندیم و اگر بزرگواران باقی میماندند، ما نیز باقی میماندیم. به سرزنشکنندگان ما بگو بیدار باشید؛ به زودی سرزنشکنندگان ما خواهند دید آنچه را که ما دیدیم). احتجاج طبرسی: ج ۲، ص ۲۴
- ↩[۱۲۲] مسند احمد: ج ۳، ص ۱۹؛ سنن نسایی: ج ۷، ص ۱۶۱
- ↩[۱۲۳] نساء:۵۹