پیشگفتار
پیشگفتار
رسالهای در فقه خمس · شیخ علا سالم
-پیشگفتار
حق تعالی میفرماید: (خُذْ مِنْ أَمْوالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَ تُزَكِّیهِمْ بِها وَ صَلِّ عَلَیهِمْ إِنَّ صَلاتَكَ سَكَنٌ لَهُمْ وَ اللهُ سَمیعٌ عَلیم)؛([۲]) (از اموال آنها صدقهای بستان تا آنها را با آن پاک و منزّه سازی، و براي آنها دعا کن زيرا دعای تو مايۀ آرامشی برای آنها است، و خداوند شنوا و دانا است).
این آیه با توجه به روایاتی که از آل محمد ـصلوات خدا بر همۀ آنها بادـ روایت شده اشارهای در آنچه اشاره به وجوب خمس دارد آمده است.
پیش از هر چیز، عرصۀ سخن را برای قائم آل محمد ـسید احمدالحسن (ع)ـ خالی میگذارم؛ آنجا که ایشان از برخی امور مرتبط با وجوب خمس، صاحب و حکمت آن و جایگاه آن در اقتصاد اسلامی سخن میگوید. روزی از ایشان سؤال کردم: آیا مقرّر کردن سرآغاز سال خمسی به طور کلی واجب است؟ چه مکلّف بداند از مخارج سالش چیزی اضافه میآید و چه نداند؟
ایشان (ع) فرمودند: (خداوند توفیقت دهد! خمس، روزانه است. مؤمن خود را هر روز مورد محاسبه قرار میدهد امّا چون این کار برای مردم مشقّتآور است و آنها نیز عادت پیدا کردهاند که حسابهای شخصی، مؤسسّات و شرکتها را به صورت سالانه بررسی کنند ما گفتیم سالیانه باشد. پس مؤمن باید در مدّتی که حداکثر یک سال است خود را محاسبه کند؛ یعنی او هر سال یک مرتبه خود را مورد محاسبه قرار میدهد، اما جایز نیست مدّت را بیش از این قرار دهد.
بدان که خمس برای امام است، پس میتواند آنرا در زمانی ساقط و در زمانی دیگر واجب گرداند و میتواند مدتی را تعیین کند که مؤمن خود را در آن مورد محاسبۀ مالی قرار دهد و بهجای محاسبۀ روزانه، آنرا به صورت ماهانه، فصلی، سالانه ـهمانطور که در حال حاضر اینگونه استـ و یا به شکل دیگری قرار دهد.
در خمس حکمتهایی (نهفته) است از جمله: اگر خدا بخواهد امام حکومت کند، با آن امور عامّۀ مردم و احتیاجات آنها خصوصاً فقیرانشان را اداره میکند. با خمس است که امام میتواند بین مردم، مساوات برقرار و درنتیجه فقر و نیازمندی را از فقرا دفع و عدالت را بین مردم محقق کند): (ما أَفاءَ اللهُ عَلى رَسُولِهِ مِنْ أَهْلِ الْقُرى فَللهِ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِی الْقُرْبى وَ الْیتامى وَ الْمَساكینِ وَ ابْنِ السَّبیلِ كَی لا یكُونَ دُولَةً بَینَ الْأَغْنِیاءِ مِنْكُمْ وَ ما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا وَ اتَّقُوا اللهَ إِنَّ اللهَ شَدیدُ الْعِقاب)؛([۳]) (آنچه خداوند از مردم قريهها نصيب فرستادهاش کرده است از آنِ خدا است و از آنِ پيامبر و خويشاوندان، و از آنِ يتيمان و مسکينان و در راهماندگان است، تا ميان توانگرانتان دست به دست نشود. هر چه فرستاده به شما داد بستانيد و از هر چه شما را منع کرد اجتناب کنيد و از خدا بترسيد که خدا سختعقوبت است).
حال اگر سیستم اقتصادی کشورها را بررسی کنید خواهید دید مالیاتی را مقرّر میکنند که در بیشتر کشورها تقریباً به اندازۀ خمس است. در مالیات اجر و پاداشی وجود ندارد و کسی که آن را پرداخت میکند ثوابی ندارد. این کسانی که به خلیفۀ خدا بر روی زمین کافر هستند و کسانی که به حاکمیّت مردم ایمان دارند آن (مالیات) را با اکراه و علی رغم میلشان پرداخت میکنند؛ زیرا دولتها و حکومتها آن ها را وادار به پرداخت خمس ـتحت عنوان مالیاتـ میکنند، امّا آن ها اموال خود را پرداخت میکنند و سپس حسرتی برای آن ها خواهد بود، چرا که آن را برای برپایی حاکمیّت مردم بر روی زمین پرداخت کردهاند: (إِنَّ الَّذینَ كَفَرُوا ینْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ لِیصُدُّوا عَنْ سَبیلِ اللهِ فَسَینْفِقُونَها ثُمَّ تَكُونُ عَلَیهِمْ حَسْرَةً ثُمَّ یغْلَبُونَ وَ الَّذینَ كَفَرُوا إِلى جَهَنَّمَ یحْشَرُون)؛([۴]) (کسانی که کفر ورزیدند به راستی که اموالشان را مصرف میکنند تا مردم را از راه خدا بازدارند. پس اینها اموالشان را مصرف خواهند کرد و سپس حسرتی برایشان خواهد بود، سپس مغلوب میشوند؛ و کافران به سوی جهنم گِرد آورده میشوند).
در حالی که خداوند از سرِ رحمتش بر مؤمنان واجب کرده که همین اموال ـیعنی خمسـ را بپردازند و در عین حال برای پرداختش به آن ها ثواب میدهد و آن ها را پاک میگرداند: (خُذْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَتُزَكِّیهِم بِهَا وَصَلِّ عَلَیهِمْ إِنَّ صَلاَتَكَ سَكَنٌ لَّهُمْ وَاللّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ)؛([۵]) (از اموال آن ها صدقهای بستان تا آن ها را با آن پاک و منزّه سازی، و براي آن ها دعا کن زيرا دعای تو مايۀ آرامشی برای آن ها است، و خداوند شنوا و دانا است).
انسان میتواند همة زندگی خود بر روی این زمین را در طاعت قرار دهد و میتواند همة زندگی خود بر روی این زمین را در معصیت قرار دهد، تفاوت این دو فقط در این است که از خلیفه و جانشین خدا پیروی کند یا از وی روی گرداند و سرپیچی نماید.
بدان ـخداوند اُستوارت بداردـ خمس در برپایی اقتصاد اسلامیِ عادلانه بسیار اهمیّت دارد. اسلام به نظام سرمایهداری یا سوسیالیستی اعتقادی ندارد، بلکه خمس، اقتصاد را در دست شخصی قرار میدهد که مطمئناً زاهد، عادل و در اجرایی ساختن آن حکیم است و با این کار:
مواسات و هم دردی میان مؤمنان و میان سرزمینهای مؤمنان در اقتصاد اسلامی تضمین میشود؛ پس دیگر سرزمین اسلامی وجود نخواهد داشت که در کمال پرخوری و رفاه باشد در حالی که سرزمینی دیگر وجود داشته باشد، مردمانش از شدت فقر و نیاز آه بکشند و با این کار امور مالی فقرا، ایتام و بیوهها اصلاح میشود و دیگر گرسنه و برهنه یا کسی که بی سرپناه باشد باقی نخواهد ماند و این وضعیّت بازتاب مثبتی بر وضع اجتماعی جامعۀ مسلمان خواهد داشت. پرخوری و فقر، هر دو دارای اثرات اجتماعی منفی هستند. دست کم موجب کاهش اخلاق بزرگمنشانه ـمثل کَرَم، همدردی و ایثارـ و بروز اخلاق پست و زشت ـمانند فساد جنسی و بخل و دیگرِ مواردـ میشود.
دیگر فردِ پُرخوری باقی نخواهد ماند که در پُرخوریاش آسوده و شادمان باشد در حالی که میبیند فقیر یا نیازمندی وجود دارد، پس از اینکه او و تمام جامعه ببینند که شخصی كه جانشین خدا در زمینش است اموال خود را ـکه خمس اموال استـ برای مصلحت عامّة مردم و مخارج محتاجان انفاق میکند و این گونه خلیفة خدا با انفاق اموال خمس اسوهای خواهد بود ـبا زهد خویش و دوری از زرق و برق دنیا علی رغم داشتن آنـ که هر پرخوری را یادآور میشود و باعث میشود که وی احساس کمبود، قصور و کوچکی کند در حالی که وی در زرق و برق دنیا غرق شده است و در ناز و نعمت زندگی میکند. حال آنکه فقیر و محتاجی وجود دارد که از تنگ دستی رنج میبرد؛ و این برای اصلاح اقتصادی مردم بسیار مهم است تا جایگزینی برای پیشوای زشتی در جامعة انسانی باشد همانطور که امروز این گونه است و همواره در دولت طاغوت چنین بوده است. اینکه ثروتمند و مرفّهی که بدون محدودیّت و به هر شکلی بر جمعآوری اموال حرص میورزد تا آمال و آرزوهای شخصی خود را محقّق کند و در نتیجه جامعه به فقیران و ثروتمندان تقسیم شده است و متأسّفانه مَثَل این جامعه به سان سگهایی خواهد بود که بر سر مُرداری به جان هم افتادهاند در حالی که قوی از آن پرخوری میکند و ضعیف ـدر حالی که از درد گرسنگی زوزه میکشدـ اطراف آن دُم میجنباند.
خلیفۀ خدا در زمینش، همانطور که به عنوان پیشوای دینی، اخلاقی و اجتماعی اهمیّت دارد، به عنوان پیشوای اقتصادی که خداوند با او اوضاع مردم را اصلاح میکند نیز بسیار اهمیّت دارد. پس هنگامی که مردم به او ایمان آورند، وضع اقتصادیشان اصلاح خواهد شد. (وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى آمَنُواْ وَاتَّقَواْ لَفَتَحْنَا عَلَیهِم بَرَكَاتٍ مِّنَ السَّمَاءِ وَالأَرْضِ وَلَكِن كَذَّبُواْ فَأَخَذْنَاهُم بِمَا كَانُواْ یكْسِبُونَ)؛([۶]) (و اگر مردم شهرها ايمان آورده و پرهيزگاری پيشه کرده بودند برکاتی از آسمان و زمين را به رويشان میگشوديم؛ ولی (فرستادگان) را تکذیب کردند، پس ما نيز به کيفر کردارشان مجازاتشان کرديم). مقصود از این آیه فقط امداد غیبی الهی نیست، بلکه آنچه را که به عنوان سبب طبیعیِ مادّی برای اصلاح اوضاع اقتصادی مردم تقدیم کردم نیز شامل میشود؛ یعنی خلیفه و جانشین خدا در زمینش و تصرّف و مصرف عادلانه و حکیمانة وی در خمس ـمالی که ملک شخصیاش استـ و اعطای آن، بالاترین تمثیل در زهد و دوری از خوشگذرانی و برآوردن نیاز محتاجان است.
این نکته، محوری اساسی در اقتصاد اسلامی یا الهی و یکی از مهمترین اسباب تفاوت آن با هر اقتصاد پایهگذاری شدة دیگر است.
اقتصاد اسلامی متمرکز بر خلیفة خدا است و بدون او ممکن نیست چیزی به اسم اقتصاد اسلامی یا الهی ـکه هدفش محقّق کردن عدالت بین مردم باشدـ وجود داشته باشد.
این بخشی از آنچه است که ایشان ـجانم به فدایشـ به اختصار بیان فرمودند و از آنجا که امام از آل محمد (ع) ـبا توجّه به برخی از مواردی که شناختشان وجود داردـ با حلال و حرام شناخته میشودـ چرا که از حارثبن مغیره نصری روایت شده است: به ابوعبدالله (ع) عرض کردم: صاحب این امر با چه چیزی شناخته میشود؟ حضرت فرمود: (با سکینه و وقار). عرض کردم: و با چه ابزاری؟ فرمود: (او را با حلال و حرام میشناسی، و اینکه مردم به او نیازمندند و او به احدی نیازمند نیست، و سلاح رسول (ص) خدا نزد او میباشد). گفتم: آیا او وصیِّ فرزند وصی خواهد بود؟ فرمود: (جز این نخواهد بود که او وصی و فرزند وصی میباشد)([۷]) -براساس نور این روش الهی در شناخت امام قائم (ع) که آل محمد (ع) بیانش فرمودهاند رسالهای در فقه خمس و پیوستهایش تقدیم به انصار خدا ـانصار امام مهدی (ع)- مینمایم که شامل پاسخهای مهمّی از سید احمد الحسن به مسائل مبتلی به خمس است و محتوای آن، همه از وی صلوات الله علیه گرفته شده و از منابع زیر است:
۱- فصل خمس در کتاب شرایع الاسلام سید احمد الحسن (ع).
۲- مسایلی که برادران و خواهران انصار، فرستاده و ایشان (ع) پاسخ دادند که برخی از آن ها در کتاب پاسخهای روشنگر مدوّن شده است.
و از آن جهت که مِلکیّت صلة امام و انفال نیز به امام (ع) برمیگردد، این موارد را نیز به خمس ضمیمه کردهام.
سرورم احمد الحسن!... اگر آنچه مقدّر گشته میان ما و شما جدایی انداخته است و بعد از این همه سالیان متوالی در انتظار شما بودن، روزها همچنان ادامه پیدا کردهاند و شما متواری و بیخانمان شدهای، اما ای پدرم! رحمت تو به حال ما مقصرّان و اهل خطا و اشتباه در حق شما آل محمد (ع) آن چنان زیاد است که دستان ما را گرفتهای و به راه مستقیم خدا سوق میدهی و حلال و حرام او را برای ما بیان میفرمایی تا آن حلقة پاکی به ولایت شما ـکه خداوند سبحان میثاقش را از خلق گرفته استـ تکمیل گردد.
ای فرزند رسول خدا (ص) ! آنچه را که از شرع خدا از پاسخهای سؤالهایی که بر شما وارد شده است و شما ـبه رغم همة آن قساوتی که از روزگار و اهلش وارد میشودـ به این سؤالها پاسخ دادهای گردآوری کردهام به شما تقدیم میکنم، در حالی که این طور خواسته شده بود که این شرایع (احکام) غایب باشد همانگونه که شما اهل بیت مجبور به غیبت بودید تا علمای بیعمل زندگی مردم را با احکامی که به هیچ روی ارتباطی با دین و شرع خدا ندارند مالامال گردانند. از خداوند سبحان درخواست و تمنّا دارم که شما را در زمین برای برپایی دینش و حاکمیّتش تمکین دهد! و الحمد لله ربّ العالمین.
علا
/
و صلى الله على محمد و آل محمد الأئمة و المهدیین و سلم تسلیماً
و صلوات تام و تمام خدا بر محمد و آل محمد، ائمه و مهدیین باد!
سخن در فریضۀ خمس و ضمیمههای آن در پنج محور خواهد بود:
اوّل: در واجب بودن خمس.
دوّم: در آنچه خمسش واجب است.
سوّم: در تقسیم خمس.
چهارم: در اَنفال.
پنجم: در صلة امام.