فصلها
قائم احمد...جوانهای از محمد (ص) و شاخهای از یعقوب و نوه یهودا:
احمد موعود: پیوند دهندهی رسالات آسمانی و کشتی نجات برگزیدگان · علاء السالم
-۱۲. قائم احمد...جوانهای از محمد (ص) و شاخهای از یعقوب و نوه یهودا:
طبق متن وصیت مقدس و روایات متواتر نزد همه مسلمانان، واضح شد که نسب (مهدی و قائم احمد) به علی و فاطمه(ع) و جدش محمد(ص) بازمیگردد.
رسولالله (ص) فرمود: (مهدی از فرزندان فاطمه است)([۱۴۱]) و نیز فرمود: (مهدی از ما اهلبیت است و خداوند امرش را در یک شب اصلاح میکند)([۱۴۲]) و نیز: (قیامت بر پا نمی شود تا این که مردی از اهل بیت من بیاید که نامش همانند نام من است)([۱۴۳])
و همانند به معنای مشابه است و شکی در این نیست که (احمد) یکی از نامهای پیامبر(ص) است؛ خدای متعال در داستان عیسی(ع) فرمود: (و بشارتدهنده به رسولى كه بعد از من مىآيد و نام او احمد است).([۱۴۴])
و اما در تورات میخوانیم: (۱ و نهالی از تنه یسَّی بیرون آمده، شاخهای از ریشههایش خواهد شكفت. ۲ و روح خداوند بر او قرار خواهد گرفت، یعنی روح حكمت و فهم و روح مشورت و قوّت و روح معرفت و ترس خداوند. ۳ و خوشی او در ترس خداوند خواهد بود و موافق رؤیت چشم خود داوری نخواهد كرد و بر وفق سمع گوشهای خویش تنبیه نخواهد نمود. ۴ بلكه مسكینان را به عدالت داوری خواهد كرد و به جهت مظلومان زمین بهراستی حكم خواهد نمود؛ و جهان را به عصای دهان خویش زده، شریران را به نفخه لبهای خود خواهد كُشت. ۵ و كمربند كمرش عدالت خواهد بود و كمربند میانش امانت. ۶ و گرگ با بره سكونت خواهد داشت... ۹ و در تمامی كوه مقدس من ضرر و فسادی نخواهند كرد، زیرا كه جهان از معرفت خداوند پر خواهد بود، مثل آبهایی كه دریا را میپوشاند. ۱۰ و در آن روز که ریشه یسی، پرچمی برپا شده برای مردم است، ملت ها او را طلب کنند، و جایگاهش با شکوه خواهد بود).([۱۴۵])
و این اتفاقات با قیامت صغری موافقت دارند و در گذشته حاصل نشده و نخواهد شد، مگر در دولت عدل الهی، همانطور که قبلاً اشاره شد؛ و اما یسی، در تورات معروف است که او پدر داوود نبی (ع) میباشد و معروف است که مادر امام مهدی(ع) از نوادگان داوود (ع) است، پس امام مهدی محمد ابن الحسن عسکری (ع) از طرف مادر، از ذریه اسرائیل (یعقوب (ع)) است و از طرف پدر، از نوادگان محمد (ص)؛ پس صفت نهالی از تنه عیسی(ع) با او تطابق دارد، همان طور که به مهدی اول از مهدیین دوازدهگانه اطلاق می شود که نهالی است که از تنه یسی بیرون می آید؛ به این خاطر که ایشان، از فرزندان امام مهدی (ع) است.
و اما تفسير شاخه به اينكه وي حضرت عيسى (ع) میباشد، اين صحيح نيست و متن به آن اقرار نميكند، چونکه عیسی (ع) طبق اعتقاد بسیاری از مسیحیان همان اله مطلق است؛ پس چگونه از خدا بترسد و لذتش را در این ترس ببیند؟! همچنین او در میان مردم، حکم و قضاوت نکرد؛ زیرا تمکین برای برپا کردن عدل و انصاف مظلومان را به دست نیاورد؛ و در زمانش، شناخت پروردگار آنگونه که آب و دریاها را فراگیر شود، بهطوریکه پولداران با فقرا دلداری کنند و توانا ناتوان را کمک کند و اینکه زمین تقریباً خالی از ظلم گردد، تحقق نیافت.
و با شناخت این امر و اضافه کردن آنچه که از مکاشفه یوحنا بیان شد مي توان معناي اين متن را به شكل زير فهميد:
(۱ آنگاه در دست راست آن تختنشین طوماری با نوشتههایی بر پشت و روی آن دیدم ، و طومار به هفت مُهر مَمْهور بود.۲ و فرشتهای نیرومند دیدم که به بانگ بلند ندا میداد: «کیست که سزاوار برداشتن مُهرها و گشودن طومار باشد؟» ۳ و هیچکس، نه در آسمان، نه بر زمین، و نه در زیر زمین، توانِ آن را نداشت که طومار را برگشاید، یا حتی در آن نظر کند.۴ من زارزار میگریستم، زیرا هیچکس یافت نشد که سزاوار گشودن طومار یا نظر کردن در آن باشد.۵ آنگاه یکی از پیران به من گفت: «گریان مباش. اینک آن شیرِ قبیلۀ یهودا، آن ریشۀ داوود، غالب آمده است، تا طومار و هفت مُهر آن را بگشاید.» ۶ آنگاه برهای دیدم که گویی ذبح شده باشد، ایستاده در مرکز تخت و محصور میان آن چهار موجود زنده و پیران. هفت شاخ داشت و هفت چشم که هفت روحِ خدایند که به تمام زمین فرستاده شدهاند.۷ او پیش آمد و طومار را از دست راست آن تختنشین گرفت.۸ پس از آنکه طومار را گرفت، آن چهار موجود زنده و آن بیست و چهار پیر پیش پای بره... و میسرودند که: تو سزاوار گرفتن طوماری و سزاوار گشودن مُهرهای آن، چراکه ذبح شدی، و با خون خود مردم را از هر طایفه و زبان و قوم و ملت، برای خدا خریدی).([۱۴۶])
و در مکاشفه قبل از آن ذکر شده که: (۲ و بلافاصله در روح شدم، و ناگهان تاج و تختی در آسمان قرار داشت و بر آن تخت کسی نشسته بود.۳ آن تختنشین، ظاهری چون سنگ یشم و عقیق داشت...۴ گرداگرد تخت، بیستوچهار تخت دیگر بود و بر آنها بیستوچهار پیر نشسته بودند)([۱۴۷]) و دانستیم آن شخصی که بر روی تخت نشسته محمد(ص) است و بیست و چهار شیخ همان ۱۲ امام و ۱۲ مهدی هستند؛ ولی آن شیر از نواده (یهودا اصل داوود)ی که سفر را باز میکند و مُهرهایش را میشکافد کیست؟ همانا آن قائم احمد است و او از نسل یهوداست، زیرا مادرش از بنیاسرائیل یعنی (نرجس) یا مادر امام مهدی(ع) میباشد؛ همچنین اگر ما آن شیخ نشسته بر تخت (محمد(ص)) را به بیست و چهار شیخ (آل محمد (ع)) اضافه کنیم جمع عددشان ۲۵ شیخ میشود؛ پس وسط عددشان همان شیخ سیزدهم خواهد بود و او بره قائم است، در جملهای که یوحنا ذکر کرد: (...و دیدم در میان تخت و چهار حیوان و در وسط پیران، برهای چون ذبحشده ایستاده است).
از ابی سلیمان، چوپان رسولالله (ص) روایت شده که گفت: شنیدم رسولالله (ص) فرمودند: (شبی که به معراج برده شدم خداوند جل ثنائه به من فرمود: ای محمد! اگر بندهای از بندگانم، مرا آنچنان عبادت کند که همچون مَشک پوسیده گردد پس نزد من آید در حالیکه منکر ولایتتان باشد او را نمیبخشم تا اینکه به ولایتتان اقرار کند. ای محمد دوست داری آنها را ببینی؟ گفتم: آری پروردگارا؛ پس فرمود: نگاه کن بهجانب راست عرشم؛ من نگاه کرده و دیدم علی و فاطمه و حسن و حسین و علی بن حسین و محمد بن علی و جعفر بن محمد و موسی بن جعفر و علی بن موسی و محمد بن علی و علی بن محمد و الحسن بن علی و المهدی (ع) را که در اوج نور بودند، درحالیکه همگی آنها در حال نماز بودند و مهدی (ع) در میان آنان، مانند ستاره درخشانی بین آنان است. پس خداوند متعال فرمود: ای محمد! اینان حجتهای من هستند و این خونخواه عترت توست؛ قسم به عزت و جلالم که او امام واجب الاطاعت برای دوستان من میباشد و او کسی است که از دشمنانم انتقام میگیرد).([۱۴۸]) و این روایت، بهوضوح نمایی دیگر برای صحنه ملکوتی است که در رؤیای یوحنا که گذشت شنیدیم.
این مسئله باقی میماند که داشتن هفت شاخ و هفت چشم در رؤیا برای بره (سیزدهمین، احمد قائم) به این معناست که او حامل پدران معصومش، یعنی چهارده معصومی که ذکر شدند میباشد و آنان: محمد و علی و فاطمه و حسن و حسین و ائمه تا پدرش امام مهدی (ع) هستند، که ذکر آنان در وصیت مقدس و روایت پیشین آمده است؛ از خلال بیان حق آنان و دعوت مردم به ولایت آنان و جمعکردن اهل زمین بر محبت آنان و شناخت ایشان و حرکت در راه آنان؛ در این هنگام است که زمین پر از عدل و داد میشود؛ همانطور که خداوند سبحان وعده داده است و وعدهاش حق است.
امام صادق در بیان جایگاه مهدی اول (احمد) و یازده مهدی از فرزندانش میفرماید: (...لیکن آنها قومی از شیعیان ما میباشند که مردم را به ولایت ما و شناخت حق ما دعوت میکنند).([۱۴۹])
و نیز این بره در مکاشفه یوحنا، همان شخص مورد نظر در این متن است: (۱و دیدم که اینک، برّه، بر کوه صهیون ایستاده است و با وی صد و چهل و چهار هزار نفر که اسم او و اسم پدر او را بر پیشانی خود مرقوم میدارند.)([۱۵۰]) و این بخش در آینده میآید.