فصلها
قانون الهی در شناخت فرستادگان (خلفای خداوند):
احمد موعود: پیوند دهندهی رسالات آسمانی و کشتی نجات برگزیدگان · علاء السالم
-۱۸. قانون الهی در شناخت فرستادگان (خلفای خداوند):
و اینک در بین دستان همه خوانندگان قانون الهی واضحی را قرار خواهم داد که همه پیامبران و فرستادگان با آن آمدند و حق و صدقشان را در هنگام بعثتشان و احتجاجشان بر مردم اثبات کردند و این قانون علاوه بر توافق رسالات و کتب آسمانی با آن، محقق میتواند آن را راهی قرار دهد اضافه بر همه دلایلی که در گذشته برای اثبات راستی و صدق قائم احمد الحسن، در دعوت همه اهل زمین به ایمان به او، ارائه شد و پیوستن به کشتی قبل از اینکه دیر شود.
و آن به سادگی: (وصیت یا نص، علم و حکمت و پرچم البیعة لله و یا حاکمیت خداوند) است و اجازه دهید هر خردمندی بنگرد آیا عقل و حکمت غیر از این را میگویند؟!
که اگر صاحب کشتی بخواهد شخصی را بر کشتیاش موکل سازد تا آن را اداره کند، مطمئناً شخصی را انتخاب خواهد کرد و به او گواهی یا نصی خواهد داد، بر این مبنا که وی آگاهتر از همه در مصلحت امرش (کشتی) میباشد، والا اگر کس دیگری را برای این کار انتخاب کند این عملش به نادانی وصف خواهد شد، سپس بعد از انتخابش همه افرادی که در کشتی سوار هستند را به اطاعتش امر میکند.
و حال محققان، همه کتابهای آسمانی را زیر و رو کنند، و ببینند که آیا فرستادگان به جانشینان و یا کسانی که بعد از آنها میآیند وصیت کردهاند یا خیر؟
و ببینند که آیا پیامبران و فرستادگان با علمشان و حکمتی که با آن سخن میگویند احتجاج کردند یا نه؟
آیا پیامبران، طالب حاکمیت خدا در تورات و انجیل و قرآن بودهاند یا خیر؟ سپس به موسی و محمد نگاه کنند ـ مثلاـ با کسانی که به آنها ایمان آوردند و آنان را پذیرفتند چه کاری غیر از هجرت از سرزمین طاغوت انجام دادند تا حاکمیت خدا را در زمینی دیگر تطبیق دهند؟
پس قضیه برای هر عاقلی که طالب حق است تمام شد، و قانونی که با عقل و نقل در سه دین الهی ثابت شده است را تجاوز نمیکند، و بعضی از متون کتب آسمانی را خواهیم آورد:
خدای متعال میفرماید: ﴿وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ إِنِّي جَاعِلٌ فِي الأَرْضِ خَلِيفَةً قَالُواْ أَتَجْعَلُ فِيهَا مَن يُفْسِدُ فِيهَا وَيَسْفِكُ الدِّمَاء وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ قَالَ إِنِّي أَعْلَمُ مَا لاَ تَعْلَمُونَ وَعَلَّمَ آدَمَ الأَسْمَاء كُلَّهَا ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَى الْمَلائِكَةِ فَقَالَ أَنبِئُونِي بِأَسْمَاء هَؤُلاء إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ﴾([۲۰۶]) (و هنگامى كه پروردگارت به فرشتگان گفت: من در روى زمين، جانشينى قرار خواهم داد. فرشتگان گفتند: آيا كسى را در آن قرار مىدهى كه فساد و خونريزى كند؟! ما تسبيح و حمد تو را به جا مىآوريم، و تو را تقديس مىكنيم. فرمود: من حقايقى را مىدانم كه شما نمىدانيد* سپس علم اسماء را همگى به آدم آموخت. بعد آنها را به فرشتگان عرضه داشت و فرمود: (اگر راست مىگوييد، اسامى اينها را به من خبر دهيد!). ﴿فَإِذَا سَوَّيْتُهُ وَنَفَخْتُ فِيهِ مِن رُّوحِي فَقَعُواْ لَهُ سَاجِدِينَ﴾([۲۰۷]) (پس چون آن را درست کردم و در آن از روحم دمیدم، همگی برای او سجده کنان به رو درافتید). پس آنها سه مورد هستند:
الف) (نص یا وصیت) همانطور که خداوند بر آدم نصی داد و اینکه او خلیفهاش بر زمین است.
ب) (علم) همانطور که خداوند آن را به خلیفهاش آدم آموخت.
ج) (پرچم بیعت لله یا حاکمیت خداوند) همانطور که خداوند فرشتگانش را بر سجود به آدم امر کرد.
قائم احمد الحسن فرمود: (این سه مورد قانون خداوند سبحانه و تعالی برای شناخت حجتش بر مردم و خلیفهاش بر روی زمین است، و این سه امر قانونی هستند که خداوند آن را برای شناخت خلیفهاش از روز اول مرسوم (سنت) کرد، و این سنت الهی تا نهایت دنیا و قیام ساعت جریان خواهد داشت ﴿سُنَّةَ اللَّهِ فِي الَّذِينَ خَلَوْا مِنْ قَبْلُ وَلَنْ تَجِدَ لِسُنَّةِ اللَّهِ تَبْدِيلًا﴾ ([۲۰۸]) (سنت خدا در اقوام گذشته و قبل از اين نيز همين بود، و تو هرگز سنت خدا را مبدل نخواهى ديد).([۲۰۹])
و برای همین قرآن هنگام ذکر پیامبران و فرستادگان بر این سه امر تأکید نمود.
پس درباره وصیت، خدای متعال میفرماید: ﴿وَوَصَّى بِهَا إِبْرَاهِيمُ بَنِيهِ وَيَعْقُوبُ يَا بَنِيَّ إِنَّ اللّهَ اصْطَفَى لَكُمُ الدِّينَ فَلاَ تَمُوتُنَّ إَلاَّ وَأَنتُم مُّسْلِمُونَ﴾([۲۱۰]) (و ابراهیم و یعقوب پسران خود را به آیین خود توصیه کردند (و هر یک در وصیّت خود گفت) که ای پسران من، بی تردید خداوند این دین را برای شما برگزیده، پس حتما (بکوشید تا) جز در حال اسلام از دنیا نروید) و بلکه وصیت را فرضی واجب و حقی بر تمام نیکوکاران قرار داد. خدای متعال میفرماید: ﴿کُتِبَ عَلَيْکُمْ إِذا حَضَرَ أَحَدَکُمُ الْمَوْتُ إِنْ تَرَکَ خَيْراً الْوَصِيَّةُ لِلْوالِدَيْنِ وَ الْأَقْرَبينَ بِالْمَعْرُوفِ حَقًّا عَلَى الْمُتَّقينَ﴾([۲۱۱]) (به شما دستور داده شده که چون یکی از شما را مرگ فرا رسد، به پدر و مادر وخویشاوندان، به چیزی شایسته عدل وصیت کند این کار سزاوار مقام پرهیزکاران است).
و خداوند درباره سخن عیسی (ع) و بشارتش در مورد شخصی که پس از او میآید فرمود:
﴿وَ إِذْ قالَ عيسَى ابْنُ مَرْيَمَ يا بَني إِسْرائيلَ إِنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْکُمْ مُصَدِّقاً لِما بَيْنَ يَدَيَّ مِنَ التَّوْراةِ وَ مُبَشِّراً بِرَسُولٍ يَأْتي مِنْ بَعْدِي اسْمُهُ أَحْمَدُ﴾([۲۱۲]) (و هنگامی که عیسی بن مریم گفت: ای بنی اسرائیل، بیتردید من فرستاده خدا به سوی شمایم در حالی که آنچه را پیش از من آمده که تورات باشد تصدیق کنندهام و به فرستادهای که پس از من خواهد آمد که نام او احمد است بشارت دهندهام).
و در تورات: (۱۵و خداوند به موسی گفت: «اینك ایام مردن تو نزدیك است؛ یوشع را طلب نما و در خیمة اجتماع حاضر شوید تا او را وصیت نمایم.» پس موسی و یوشع رفته، در خیمة اجتماع حاضر شدند).([۲۱۳])
همچنین: (۱و چون ایام وفات داود نزدیك شد، پسر خود سلیمان را وصیت فرموده، گفت: ۲ «من به راه تمامی اهل زمین میروم. پس تو قوی و دلیر باش. ۳ وصایای پروردگار، خدای خود را نگاه داشته، به طریقهای وی سلوك نما، و فرایض و اوامر و احكام و شهادات وی را به نوعی كه در تورات موسی مكتوب است، محافظت نما تا در هر كاری كه انجام دهی و به هر جایی كه توجه نمایی، برخوردار باشی .۴ و تا آنكه خداوند، كلامی را كه دربارة من فرموده و گفته است، برقرار دارد كه اگر پسران تو راه خویش را حفظ نموده، به تمامی دل و به تمامی جان خود در حضور من به راستی سلوك نمایند، یقین كه از تو كسی كه بر كرسی اسرائیل بنشیند، مفقود نخواهد شد.)([۲۱۴])
پس موسى (ع) در حين وفاتش به يوشع (ع) وصيت نمود و با آن شناخته شد، و همینطور داوود (ع) هنگام وفاتش سلیمان را با وصیتی انتخاب میکند و او با آن شناخته میشود، پس این وصیت است که نشان دهندهی خلفای خداوند میباشد همان چیزی که پیشتر نیز در قرآن خواندیم.
و در انجیل عیسی (ع) فرمود: (۱۸من نیز میگویم که تویی پِطرُس، و بر این صخره، کلیسای خود را بنا میکنم و قدرت مرگ بر آن استیلا نخواهد یافت. ۱۹کلیدهای پادشاهی آسمان را به تو میدهم. آنچه بر زمین ببندی، در آسمان بسته خواهد شد و آنچه بر زمین بگشایی، در آسمان گشوده خواهد شد...).([۲۱۵])
و پطرس به شمعون گفت: (ای شَمعون، پسر یونا، آیا مرا بیش از اینها محبت میکنی؟ او پاسخ داد: بله سرورم؛ تو میدانی که دوستت میدارم. عیسی به او گفت: از بره های من مراقبت کن).([۲۱۶])
واضح است که عیسی (ع) کلیدهای ملکوت آسمان را به پطرس عطا کرد نه به سایرین، چرا؟ و چرا سه بار فقط به او وصیت مراقبت از برههایش (پیروانش) را کرد؟ پس اگر بدانیم که او وصی و خلیفه خدا پس از او بود علتش را نیز میفهمیم، پس این وصیت کردن به او مقابل شاگردانش است تا بدانند که اطاعت از او بعد از عیسی (ع) واجب است، همانطور که در قرآن و تورات نیز ذکر شده است.
و نیز بشارت عیسی (ع) به معزی در آخر الزمان، و همه اموری که در صفاتش و ایامش ذکر کرد عمل ایشان به این سنت عظیم الهی است، پس متونی واضح نشاندهنده صاحب حق بودند، و این قبل از وفات و رفعش اتفاق افتاد.
و ابراهیم (ع)، با علم شناخته شد: ﴿يَا أَبَتِ إِنِّي قَدْ جَاءنِي مِنَ الْعِلْمِ مَا لَمْ يَأْتِكَ فَاتَّبِعْنِي أَهْدِكَ صِرَاطًا سَوِيًّا﴾([۲۱۷]) (اي پدر! علم و دانشي نصيب من شده است كه نصيب تو نشده، بنابراين از من پيروي كن تا تو را به راه راست هدايت کنم). و همچنین موسی(ع): ﴿وَلَمَّا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَاسْتَوَى آتَيْنَاهُ حُكْمًا وَعِلْمًا وَكَذَلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ﴾([۲۱۸]) (هنگامي كه نيرومند و كامل شد حكمت و دانش به او داديم، و اينگونه نيكوكاران را جزا ميدهيم). و عیسی(ع) ﴿وَلَمَّا جَاء عِيسَى بِالْبَيِّنَاتِ قَالَ قَدْ جِئْتُكُم بِالْحِكْمَةِ وَلِأُبَيِّنَ لَكُم بَعْضَ الَّذِي تَخْتَلِفُونَ فِيهِ فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِيعُونِ﴾([۲۱۹]) (هنگامي كه عيسى با دلائل روشن به سراغ آنها آمد گفت من براي شما حكمت آوردهام و آمدهام تا پارهاي از اموري را كه در آن اختلاف داريد تبيين كنم، تقواي الهي پيشه كنيد و از من اطاعت نمائيد).
و محمد (ص): ﴿هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولًا مِّنْهُمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَإِن كَانُوا مِن قَبْلُ لَفِي ضَلَالٍ مُّبِينٍ﴾([۲۲۰]) (او كسي است كه در ميان جمعيت درس نخوانده رسولي از خودشان برانگيخت تا آياتش را بر آنها بخواند، و آنها را پاكيزه كند، و كتاب و حكمت بياموزد، هر چند پيش از آن در گمراهي آشكاري بودند). و همینطور همه فرستادگان و پیامبران.
این در قرآن، و هرکس تورات و انجیل را بخواند نیز حکمت پیامبران و علمی که بدان مخصوص شدند را به طور آشکار پیدا خواهد کرد.
و اما دعوتشان به حاکمیت خدا و بر افراشته کردن پرچم بیعت با خدا، در این باره کتابهای ادیان پر هستند.
همه مسلمانان، روایت میکنند که قائم آل محمد، خلیفهای از خلفای خداوند در زمین میباشد و سرپیچی از ایشان و خوار نمودن او حرام است. بلکه پیامبر آنان و خاندان پاکش، هنگام بالا بردن پرچم و آغاز دعوتش، به رفتن به سمتش دستور دادند؛ هر چند سینه خیز بر روی برفها.
اهل سنت حدیث نبی را روایت میکنند؛ رسول الله(ص) فرمود:. (سپس پرچمهای سیاه از سمت مشرق بیرون میآیند و با آنها جنگ سختی در میگیرد ... پس اگر او را دیدید با او بیعت کنید حتی اگر مجبور باشید بر روی برفها سینهخیز بروید، زیرا او خلیفة الله مهدی میباشد).([۲۲۱])
و آنگونه که شیعیان روایت میکنند. رسول الله(ص) فرمود: (روز قيامت فرا نمیرسد مگر آنكه از بين ما «قائم حقيقى» قيام نمايد. و آن قيام، زمانى خواهد بود كه خداى عزّوجلّ او را اجازه فرمايد. هركس پيرو او باشد نجات مییابد و هركه از فرمانش تخلّف ورزد، هلاك میشود. اى بندگان خدا ! خدا را، خدا را؛ بر شما باد كه به نزدش آييد اگرچه سینه خیز بر روی یخ و برف. زيرا او خليفه خداى عزّوجلّ و جانشين من است).([۲۲۲])
و کسی که به سویش سینه خیز بر روی برفها میشتابند، خلیفه امام مهدی و فرزندش (احمد) است.
رسول الله(ص) فرمود: (اگر دیدید که پرچمهای سیاه از خراسان میآیند، پس بسوی آن بشتابید، ولو سینه خیز بر روی برف و یخ. زیرا خلیفة الله مهدی در آن است).([۲۲۳]) و بحث در گذشته در این مورد انجام شد پس تکرار نمیکنیم.
و به دلیل اینکه وصیت و علم ضمن قانون الهی هستند که با آن خلفا و فرستادگان شناخته میشوند، امام صادق (ع) در جواب حارث ابن مغیره نضری هنگامیکه از او پرسید: صاحب این امر با چه چیزی شناخته میشود ؟فرمود: (بالسكينة والوقار والعلم والوصية) (با آرامش و وقار و علم و وصیت).([۲۲۴])
و امروز ای مردم... قائم احمد الحسن (ع) با چه چیزی بر شما احتجاج کرد؟ آیا با وصیت و دهها متن واضح که برخی از آنها را در قسمتهایی از بحث گذشته نمایان کردیم نیامد؟ و همانا که تطبیق آنها را از لحاظ نام و نسب و صفت و محل سکونت و زمان و ... و ... و... دیدیم، و این موارد همان ادلهای هستند که در قرآن و انجیل و تورات برای شناخت فرستادگان خدا و خلفایش ذکر شدهاند.
و نیز با علمی که خداوند سبحان بر او اراده کرده احتجاج میکند، و خواست امتحان برای مردم آسان شود وقتی که بزرگان ادیان را برای مناظره با اهل هر کتابی با کتاب خود که به آن اعتقاد دارند دعوت نمود، و هنگامی که همه از این امر دریغ کردند حضرت آغاز به نشر آن علومی کردند که در آنها جواب سؤالات مسلمانان و مسیحیان و دیگران نهفته است، و مطالعهی تمام مواردی که دربارهی لاهوت و آسمانها و ملکوت و پیامبران خدا و فرستادگانش و مقامات و اوصافشان و حلال خدا و حرامش و شرایعش و غیره میباشد، امکانپذیر است و بدانید هر نتیجهای که از نصوص کتابهای مقدس در اینجا گرفتهام چیزی نیست به جز قطرهای از دریای علم فراوان ایشان ... جانم فدایش.
و اما دعوت مردم به الله و حاکمیت الله، ایشان از میان همه مردم زمین در این امر یگانه است و بعد از اعتراف همه به دستورها و قوانین و روشهای وضعی که البته نتیجهاش را امروز با توجه به پر شدن زمین از ظلم و ستم و فساد و در جوانب گوناگون زندگی انسان ایجاد شده است را میبینیم.
و بعد از این، هزاران رؤیای صادقه و ملکوت عظیم شهادتی است کافی برای بیان حقانیت قائم احمد (ع) و صدق ایشان، علاوه بر این زندگینامه معطرش و رفتار و کردار برجستهاش و صفات انسانی عظیمش که انسان از بیان آنها عاجز میماند.
و اما اهداف دعوتش، که ایشان (ع) با این جملهها آن را اینگونه بیان میکند:
(عیسی (ع) فرمود: بنی آدم تنها با غذا زنده نمیشود بلکه با کلمۀ الله زنده میشود و من بنده الله به شما میگویم با غذا فرزند آدم میمیرد و با کلمۀ الله زنده میشود، پس دعوت من همانند دعوت نوح (ع) و همانند دعوت ابراهیم (ع) و همانند دعوت موسی (ع) و همانند دعوت عیسی(ع) و همانند دعوت محمد(ص)است اینکه توحید در سراسر این زمین گسترده شود، هدف پیامبران و اوصیا همان هدف من است و اینکه تورات و انجیل و قرآن را بیان کنم و آنچه که دربارهاش دچار اختلاف شدید، و انحراف علمای یهود و نصرانی و مسلمانان و خروجشان از شریعت الهی و نقض وصایای پیامبران را نمایان کنم، اراده من، همان اراده خداوند سبحان و خواست اوست، اینکه مردم زمین، فقط چیزی را بخواهند که خداوند سبحان و متعال میخواهد. اینکه زمین همانطور که پُر از ستم و جور شده است، از عدل و داد پُر شود. اینکه گرسنگان سیر شوند و در زمین نیازمندی باقی نماند. اینکه اَیتام پس از اندوهِ طولانی خوشحال شوند و بیوه زنان نیازهای مادی خود را با بزرگی و احترام به دست بیاورند. اینکه... و اینکه... اینکه مهمترین مسئلهای که در شریعت است، اجرا شود؛ عدل و مهربانی و راستی).([۲۲۵])
و اگر همه اینها برای اثبات حقانیت و صدق فرستاده کافی نباشد، پس فرستادگان خدا و خلفایش با چه احتجاج کنند؟! و آیا هرکسی میتواند این عدد فراوان از متون مقدس که برخی از آنها ارائه شد را در یک جا جمع کند و ملکوت را برای شهادت به خود رام نماید؟ آیا مؤمن به خدا چنین سخنی را قبول دارد؟ پس برای اهل زمین چه چیزی مانده که به آن اعتقاد دارند تا به وسیله آن بر آنها احتجاج کنیم؟ وقت آمدن مصلح جهانیای که در انتظارش هستند چگونه به او ایمان میآورند اگر واقعاً در انتظار منجی باشند تا آنها را از حالشان نجات دهد؟!
و اگر قائم احمد (ع) همان منجی و مصلح جهانی موعود و حکمفرما بر متون آسمانی اهل زمین نبود، نمیتوانست آنچه درکش برای همه اهل ادیان در طول این سالها متشابه مانده بود را محکم نماید.
که از طریق نشان دادن بعضی از آنها به این نتیجه رسیدیم:
(قائم فرستادهای از طرف امام مهدی(ع) و یمانی موعود، و مهدی اول، و همان مهدی که در آخر الزمان متولد میشود، و مردی از اهل بیت و از فرزندان علی و فاطمه (ع) و امام هدی، و امیر لشگر غضب (خشم) و طالع مشرق و امام سیزدهم و...) نزد مسلمانان (قائم، فرستادهای از جانب عیسی (ع) و بندۀ حکیم و دانا و معزی، و سیزدهمین و منجی و برهای که بر روی کوه، یاران پدرش را جمع میکند، و سنگی که رأس الزاویه شد و شبیه و فرزند انسان و...) نزد مسیحیان، (قائم، نهالی از تنۀ یسی، و آقایی که باز میگردد و منجی و شیر از سبط یهودا، و برۀ ذبح شده، و سنگی که رأس الزاویه شد و مثل فرزند انسان... و) نزد یهودیان = (قائم، احمد، منجی و مخلص جهانی موعود).
* * *
پاورقیها
- ↩بقره:۳.
- ↩ص:۷۲.
- ↩احزاب: ۶۲.
- ↩روشنگریهایی از دعوتهای فرستادگان: ج ۳
- ↩بقره: ۱۳۲.
- ↩بقره: ۱۸۰.
- ↩صف: ۶.
- ↩تثنیه باب ۳۱.
- ↩پادشاهان اول باب ۲.
- ↩متی باب ۱۶.
- ↩یوحنا باب ۲۱.
- ↩مريم:۴۳.
- ↩يوسف:۲۲.
- ↩الزخرف:۶۳.
- ↩جمعه:۲.
- ↩سنن ابن ماجه: ج ۲ ص ۱۳۶۷ ح ۴۰۸۴.
- ↩دلائل الامامه: طبری ص ۴۲۵.
- ↩ملاحم و فتن: لابن طاووس ص ۵۴ چاپخانه حیدریه.
- ↩الخصال للصدوق: ص ۲۰۰.
- ↩جواب منیر :ج ۱ سؤال ۲.