فصلها
علم خلیفهی خداوند در زمین
عقاید اسلام و از تو درباره روح میپرسند · سید احمد الحسن
-علم خلیفهی خداوند در زمین
علمی که باید خلیفهی خداوند در زمین دارا باشد، شناخت چیزهایی است که نجات مردم در آخرت وابسته به آن است و آن علم به عقاید و تشریع است؛ در نتیجه باید به او وحی شود تا سخن نهایی نزد او باشد و اعتقاد حق و شریعت حق و موارد جدیدی را که در تشریع به وجود میآید، بیان کند. علم چیزی نیست که بوده است، بلکه چیزی است که میشود؛ بهعنوان مثال، شناخت خلیفهی خداوند با استفاده از کتاب خلیفهی پیشین یا حفظ بودن آن کتاب یا حفظ بودن تشریع پیشین، اینها علوم مهمی نیستند که لازم باشد خلیفهی خداوند در زمین آنها را دارا باشد؛ چرا که این گونه امور نزد مردم هست و هر انسان دیگری امکان به دست آوردن آن را دارد و داشتن آن، فضیلتی برای خلیفهی خداوند نیست. بلکه فضیلت و برتری این است که چیزی را بداند که مردم نمیدانند؛ و این موضوع فقط با وحی در لحظات شبانهروز امکانپذیر است. همهی مردم به این علم نیازمند هستند تا رهایی یابند؛ در حالی که او به هیچیک از مردم زمانش نیازمند نیست؛ دقیقاً مانند وضعیت آدم و فرشتگان. فرشتگان نسبت به علم آدم، نادان و به علم او (در مورد نامهای آنان) نیازمند بودند؛ به همین دلیل است که او بر آنان برتری دارد و یادگیری و اطاعت از او بر آنان واجب است.
این موضوع بیان میکند که اشکالی ندارد که محمد رسولالله ( اُمّی باشد و نخوانَد و ننویسد؛ و اشکالی ندارد که ایشان متون تورات و انجیل را نداند یا آن را حفظ نباشد. هر کس مدعی خلاف این شود، غلو کننده است و خودش را دچار موضوعی کرده است که دلیلی برای آن ندارد و تنها هوای نفس، این افراد را به چنین سخنی وا داشته است. اما روایاتی که بیان میکنند رسول توانایی خواندن و نوشتن دارد، بیشتر از این نیست که در مرحلهی اثبات این توانایی هستند و منظور آنها تطبیق دادن نمیباشد. یعنی ثابت نشده است که رسولالله (ص) میخواند و مینویسد؛ بلکه عکس آن ثابت شده است و تاریخ نشان میدهد که ایشان به فردی نیاز داشتند که برایشان بخواند و بنویسد؛ مانند وجود کاتبان وحی و نیاز داشتن به علی (ع) تا پیمان صلح را برای ایشان بنگارد.
آنچه در جهان خارج برای افرادی که در تماس با محمد رسولالله ( بودند، ثابت شده است، این است که ایشان نمیخواند و نمینوشت؛ چرا که ایشان خواندن و نوشتن را تمرین نکرده بود.
(وَ ما كُنْتَ تَتْلُوا مِنْ قَبْلِهِ مِنْ كِتابٍ وَ لا تَخُطُّهُ بِیمینِكَ إِذاً لاَرْتابَ الْمُبْطِلُونَ)([۳۶۵])
(و تو هیچ كتابی را پیش از این نمیخواندی و با دست راست خود [كتابی] نمینوشتی وگرنه باطل اندیشان قطعاً به شك میافتادند).
به همین دلیل، این موضوع را روایت کردهاند که کسی ایشان را در حال خواندن و نوشتن ندیده است؛ بنابراین حتی اثبات اینکه ایشان توانایی خواندن و نوشتن داشتهاند، فایدهای برای منتفی کردن امکان اینکه رسول، یا خلیفهی خداوند در زمین، در عمل نمیخواند و نمینوشت (یعنی اُمی بود) ندارد. محمد رسولالله ( به صحیفههایی از تورات موسی نیازمند بود که برایش نقل شود و ایشان و علی (ع) نسبت به خواندن آن توانایی نداشتند؛ چرا که این صحیفهها به زبان دیگر غیر از عربی بود. این موضوع، مطلب مهمی را که برخی افراد مدعی میشوند که حجت خدا، همیشه و در همهی حالات باید همهی زبانها را بداند، نفی میکند.
همیشه باید به این نکته توجه کنیم که ما در مورد خلیفهی خداوند در این عالَم جسمانی سخن میگوییم و از روح ایشان و آنچه در آن به ودیعه گذاشته شده، سخن نمیگوییم. ایشان در این عالم، مانند بقیه مردم، مسائل زیادی را نمیداند؛ و فقط مطلبی را میداند که تحصیل نموده است، یا آنچه خداوند خواسته است تا او از طریق وحی بداند؛ آن هم بر اساس حکمت خداوند حکیم مطلق؛ نه بر اساس کجفهمیها و درخواستهای مردم. این امکان وجود دارد که خداوند به خلیفهاش موضوعی را بشناساند که او ناچار از دانستن آن است و بر این اساس از برخی آموزههایی که در صفحهی وجود او به امانت نهاده شده است، پرده بردارد، آموزههایی که این بدن و این عالَم و کثرت آن، آنها را از او محجوب نموده است. نتیجه اینکه علم حجت، آنگونه که بیان نمودم، وحیی همیشگی است که از سوی خداوند به حجت اوست، در مورد همهی چیزهایی که انسانیت برای رهایی و شناخت حق و شناخت آنچه خداوند از انسانها میخواهد، به آن نیازمند است. علمی که دانستن آن برای حجت خدا لازم است، بههیچوجه آگاهی از زبانهای کتابهای آسمانی یا زبانهای دیگر یا حفظ جملات کتابهای آسمانی نیست. بلکه او باید همهی معانی که در همهی کتب آسمانی وارد شده است و حقایقی را که به آن اشاره شده است، با خود داشته باشد؛ بدون اینکه نیازمند خواندن آن یا آماده کردن آن نزد خودش باشد. همهی کتب آسمانی در صفحهی وجودی معصوم، به عنوان حقایق و معانی در مرتبهی حقیقت و معنا، به امانت نهاده شده است. هر حجتی کتاب خود و شناخت مخصوص به خود و مردم زمانش را و آنچه آن مردم به آن نیازمندند را داراست.
اصلاً علمی که بر حجت واجب است، آگاهی از علوم مادی نمیباشد؛ حتی علوم ضروری برای زندگی مردم، مانند پزشکی. درخواستِ پزشک، توسط حسن (ع) و حسین (ع) برای درمان امیرالمؤمنین (ع) برای طالب حق کافی است.
اینها برخی از احادیثی است که به علم خلیفهی خداوند در زمین اشاره مینمایند:
این روایات در کتاب (کافی) از (کلینی) جلد اول، باب (امامان، علم پیامبر و همهی پیامبران و اوصیای پیشین خودشان را به ارث میبرند) وارد شده است.
امام صادق (ع) فرمود: (سلیمان از داوود و محمد از سلیمان به ارث برد؛ و ما از محمد به ارث میبریم و علم تورات و انجیل و زبور و توضیح آنچه در الواح است، نزد ماست). راوی میگوید: عرض کردم: (این همان علم است). فرمود: (این همان علم نیست. همانا علم چیزی است که روز به روز و لحظه به لحظه ایجاد میشود).([۳۶۶])
ضریس کناسی گوید: نزد امام صادق (ع) بودم و ابوبصیر نزد ایشان بود. امام صادق (ع) فرمود: (داوود علم پیامبران را به ارث برد و سلیمان از داوود به ارث برد و محمد ( از سلیمان به ارث برد و صحیفههای ابراهیم و الواح موسی نزد ماست). ابوبصیر عرض کرد: (این همان علم است). فرمود: (ای ابو محمد، این همان علم نیست. علم چیزی است که در شب و روز به وجود میآید؛ روز به روز و لحظه به لحظه).([۳۶۷])
در کتاب (بصائرالدرجات) از صفار، صفحه ۳۴۴، باب (آنچه روز به روز و لحظه به لحظه یکی پس از دیگری، به وجود میآید) آمده است:
ضریس گوید: از امام صادق (ع) شنیدم که فرمود: (علم چیزی است که در شب و روز اتفاق میافتد؛ روز به روز و لحظه به لحظه).
ضریس گوید: با ابوبصیر نزد امام باقر (ع) بودیم. ابوبصیر به ایشان عرض کرد: (فدایتان شوم، عالم شما به چه علمی آگاهی دارد؟ ایشان فرمود: (ای ابو محمد! عالِم ما غیب را نمیداند؛ اگر خداوند عالم ما را به خودش واگذارد، مانند برخی از شما میشود. ولی لحظه به لحظه برایش ایجاد میشود).
ابوبصیر میگوید: به امام صادق (ع) عرض کردم: (فدایتان شوم، علم نزد شما چیست؟) ایشان فرمود: (آنچه در روز و شب و امری پس از امری و چیزی پس از چیزی تا روز قیامت ایجاد میشود).
ابوبصیر گوید: از امام صادق (ع) شنیدم که فرمود: (صحف اولیه، صحف ابراهیم و الواح موسی نزد ماست). ضریس به ایشان عرض کرد: (آیا آن همان الواح نیست؟) فرمود: (بله). ضریس عرض کرد: (این همان علم است). فرمود: (این علم نیست. این روایت است. علم، چیزی است که در شب و روز به وجود میآید؛ روز به روز و لحظه به لحظه).
منصور بن حازم میگوید: از امام صادق (ع) شنیدم که فرمود: (نزد ما صحیفهای است که دیهی خراش نیز در آن هست). عرض کردم: (این همان علم است). فرمود: (این علم نیست. بلکه کرامت موروثی است. علم، چیزی است که در هر روز و شب ایجاد میشود و از رسولالله ( و از علی بن ابیطالب (ع) میباشد).
ضریس کناسی گوید: نزد امام صادق (ع) بودیم. ایشان (ع) فرمود: (نزد ما صحف ابراهیم و الواح موسی است). ابوبصیر عرض کرد: (این همان علم است). ایشان فرمود: (این علم نیست. این کرامت موروثی است). فرمود: (علم چیزی است که شب و روز، و روز به روز و لحظه به لحظه ایجاد میشود).
امام صادق (ع) فرمود: (ما آنچه در شب و روز است را میدانیم).