پیشگفتار
مقدمه
دفاع از رسول خدا · دکتر علاء سالم
مقدمه
بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیم
والحمدلله؛ و اما بعد:
محمد بن عبدالله
بنده و فرستادۀ خدا بهسوی همۀ مخلوقات، و خلیفۀ کامل خداست که به بهترین شکل ممکن، صفات الهی در صفحۀ وجود مقدسش مُنعکس شده است. شبیهشدن صفات رسول خدا به صفات کمال مطلقی که فرستندهاش به آن متصف بوده است آن حضرت
را شایستۀ این مأموریت نمود؛ زیرا وجود مقدس او جایگاه نخست را در میان خلایق از آنِ خود نمود؛ و از آنجا که خداوند سبحان، تَک و تنهاست و همانند و مشابهی ندارد محمد نیز یگانهای است که بههیچوجه در میان آفریدگان، همتایی ندارد. به همین دلیل واقعاً دشوار است که پژوهشی بتواند بر تمامی جنبههای این شخصیت بزرگ اِحاطه پیدا کند.
«دفاع از رسول خدا» ـکه عنوان این پژوهش به آن مزیّن شدهـ تحقیق و مطالعهای است دربارۀ شخصیت رسول خدا، در جهت پاسخ به اشکالات و شبهاتی که دربارۀ آن حضرت
مطرح شده است، و در صدد پرداختن به مقام و جایگاه و صفات رسول خدا براساس متون دینی قطعی نیست، و حتی بهدنبال روشنگری از عطای انسانی و فرهنگی بیهمتای آن حضرت
ـکه به بشریت اعطا فرمودـ نیست.
هیچ فرد باانصافی دربارۀ بزرگی و عظمت شخصیت رسول خدا ـاز هر دو بعد رسالتی و انسانیـ تردیدی ندارد؛ و درست همانند هر حقیقت روشنی که در عالَم دنیوی ما ـکه در آن زندگی میکنیمـ در معرض طعنه و تشکیک قرار میگیرد رسول اکرم نیز ـهم در سطح شخصیتی و هم دعوتیـ در معرض هجمههای تشکیک و طعنههایی قرار گرفته است که منافقین و دروغگویان و بیخدایان و تشکیککنندگان آنها را راهبری کردهاند، و البته در میان آنها پیروان برخی از ادیان پیشین نیز وجود دارند؛ حملات و هجمههایی که هیچ
کدام از انبیا یا فرستادگان یا بزرگان از آنها در امان نمانده، و حتی خودِ پروردگار سبحانومتعال نیز از آن در امان نمانده است. هرکس کتابها و مقالات را ورق بزند شبهات و اشکالات بسیاری را میبیند که دربارۀ صفات و کارهای خداوند وارد شده، و حتی نسبت به وجود خودِ باریتعالی نیز شک و شبهههایی وارد شده است؛ پس دربارۀ محمد
ـکه بندهای از بندگان خداوند سبحان استـ چه انتظاری میتوان داشت؟! این اوضاع و احوالِ جایی است که ما در آن زندگی میکنیم؛ یعنی این دنیای امتحان.
ولی انصاف علمی بر ما لازم میکند ملاحظاتی چند را رعایت کنیم:
اول: رویکرد علمی و شناختی سلیم اقتضا میکند «دلیل» در برابر «دلیل» قرار بگیرد؛ و اینکه علم در برابر شک، و دلیل در برابر شبهه قرار بگیرد بههیچوجه علمی نیست. شبهه هرقدر هم در وجود صاحبش بزرگ به نظر برسد باز هم فقط یک شبهه و تردید است و به سطح قرارگرفتن در برابر دلیل علمی ارتقا نمییابد. دربارۀ موضوع مطالعۀ ما: صدق و حقانیت رسول خدا محمد
با همان دلیلی ثابت شده است که همۀ خلفای خداوند با آن شناخته میشوند؛ منظور بنده «نص (تصریح) و شهادت خداوند + علم و حکمت + دعوت بهسوی خداوند» است؛ بهعنوان مثال بُعد علم و حکمت شخصیت رسول خدا از طریق آموزهها و تعالیمی که در میان مردم گسترش داد و پاسخهایی که به پرسشهای آنان ارائه نمود بهروشنی مشخص است، و هیچ عاقلی ـکه از کمترین سطح از ادراک برخوردار باشدـ یافت نمیشود که این مضامینی را که رسول خدا مطرح کرده است خالی از علم و حکمت بداند؛ و در نتیجه با واردکردن شبههای از اینجا و اشکالی از آنجا نمیتواند از جایگاه علم و حکمت آن حضرت بکاهد؛ بلکه از نظر عقلی بر منکِر صدق و راستی رسالت رسول خدا و بعثت وی از سوی خداوند لازم است دلیل قطعی ارائه دهد مبنی بر اینکه دعوت رسول خدا ـبا تمام آموزهها و توصیهها و ارزشهایی که در خود داردـ بهطور کامل خالی از علم و حکمت است! و چنین نسبتهایی از ساحت مقدس ایشان بسی بهدور است.
دوم: تردیدی نیست که رسول خدا محمد
شخصیت انسانیِ مهمی است؛ نهفقط از این جهت که او یک فرستادۀ الهیِ متصل به غیب و مبعوثشده از سوی خداوند سبحان
بوده است؛ بلکه همچنین از این جهت که او صاحب دعوت اصلاحگری بزرگ و پیشوای نهضت فکری و اجتماعی و اخلاقی بود که دگرگونی بزرگی در عرصۀ دینی و شناختی و اجتماعی و اخلاقی و سیاسی و دیگر جنبههای زندگی انسانی ـدر امکاناتی که در زمان خودش در دسترس بودـ در دورۀ زمانی واقعاً اندک و در محیطی که در آنجا مبعوث شد، به وجود آورد. این نکتهای است که حتی بدترین دشمنان رسول خدا ـکه بیشترین اشکالات و تشکیکها را نسبت به شخصیت ایشان و رسالتش وارد میکنندـ نمیتوانند انکار نمایند.
قطعاً برای شناساندن شخصیت بزرگی در این سطح مجرایی رسمی وجود دارد که او و طرح الهیاش را بشناساند، و بهنام آن حضرت
سخن بگوید، و اهداف و مقاصد و آموزههایش را ـهم در سطح کلیات و هم در سطح جزئیاتـ توضیح بدهد، و موضعگیری ایشان
را در برابر وقایع و رخدادهای مختلف تبیین کند. همچنین تا برای روشنگری از برخی از موضعگیریها و قضایا و صحت یا عدم صحت صدورشان از ناحیۀ آن حضرت
به چنین مجرایی تکیه شود و ابهامات برای افرادی که به این قضایا اهمیت میدهند برطرف شود؛ درست مثل جایگاه هر شخصیت یا نهاد مهم دیگر؛ و صد البته قرارگرفتن در چنین جایگاهی در دسترس هرکسی نیست.
دربارۀ رسول خدا محمد
معرفی شخصیت و طرح رسالتی ایشان
محصور به مجاریِ بهخصوص است که فقط در خداوند سبحان و شخص خود ایشان و اوصیای معصومش ـیعنی دوازده امام و دوازده مهدیـ جلوهگر است. و هرآنچه غیر از اینها باشد نمایندۀ رسول خدا محسوب نمیشود، و بههیچوجه ارتباطی با ایشان ندارد؛ بلکه این وظیفه صرفاً بر عهدۀ صاحبش گذاشته شده است؛
و این یعنی:
۱. اشکال واردکردن به رسول خدا آن هم صِرفاً با مراجعه به احادیث و برخی روایات واردشده در کتابهای مسلمین که با عصمت، یا مروّت و عفت و حیا، یا با رحمت و عدالت و دیگر اخلاق پسندیده همخوانی و انسجام ندارد و نمیتوان با آنها
همانندِ احادیث قطعیالصدور و قطعیالدلاله برخورد کرد صحیح نیست؛ زیرا ممکن نیست بتوان پذیرفت چیزی منافیِ مکارم اخلاق از شخصیتی سر بزند که خداوند سبحان وی را از همین نظر به بزرگی و عظمت توصیف فرموده است. حقتعالی میفرماید:
وَإِنَّكَ لَعَلَیٰ خُلُقٍ عَظِیمٍ
۱ (و بهراستی تو را خُلق و خویی والاست)؛ و در نتیجه این متنِ قطعیالصدورِ قطعیالدلاله حتی از کافی هم بیشتر است برای اینکه علیه هر منقول روایی و تاریخی که چیزی ناهماهنگ با مکارم اخلاقِ رسول خدا در خود دارد حکم شود؛ فرقی نمیکند این متن از سوی یکی از دشمنان رسول خدا نقل شده باشد، یا از سوی یک صحابی، یا حتی از سوی یکی از همسران رسول خدا
؛ نهفقط از این جهت که «متن قرآنی» نسبت به «روایت» مقدم داشته میشود و دربارۀ متن روایی شرط است که با قرآن مخالفت نداشته باشد، بلکه ـهمچنینـ از این نظر که برخی از متون روایی و تاریخی ـبه علل و انگیزههای مختلفـ در معرض تحریف و دستکاری و دروغپردازی قرار گرفتهاند؛ از جمله، انگیزههای دینی و سیاسی؛ بهخصوص از سوی دشمنانی که اسلام، جایگاه اجتماعیشان را از آنان سلب کرده، و فسادگری و پلیدیهایشان را برملا کرده بود؛ در نتیجه این عده بر آن شدند تا از طریق واردکردن مطالبی در میان روایات ـکه با پلیدی و کینهورزیشان نسبت به رسول خدا و عترت پاکش مناسبت داردـ برای خودشان جایگاه و آبرویی دستوپا کنند، و همین کار آنان ـتا به امروزـ باعث واردآمدن اشکالات و تشکیک نسبت به رسول خدا شده است؛ و حال آنکه ساحت آن حضرت
از چنین نسبتهایی بسی بهدور است. ۲. آنچه گفته شد برای تمام حالتهایی که دربارهشان مخالفت منقول با نص قطعی محکم ثابت میشود جاری و ساری است؛ ولی دربارۀ حالتهایی که مخالفت در آنها در این سطح نیست نادرست خواهد بود که پیش از مراجعه به مجرای رسمیِ
نمایندگی رسول خدا
دربارهاش حکم صادر شود؛ منظور بنده پرسیدن از یکی از اوصیای پاک و مطهر ایشان
و شناخت وجه صدور آن از سوی رسول خداست؛ پیش از آنکه صِرفاً براساس دیدگاه اولیه و شخصی دربارهاش حکمی صادر شود. ۳. علت برخی از شبهاتی که به رسول خدا یا اوصیایش وارد شده است گفتههای کسانی بوده که خود را سخنگوی به اسم دین معرفی کرده، و بهصورت کاملاً خودسرانه برای خودشان حق نمایندگیِ رسول خدا یا اوصیایش را قائل شده، و در نتیجه حق بیان عقیده و شریعت و تفسیر منظور قرآن کریم و روایات و بهطور کلی مفاهیم اسلامی را که خلفای خدا در متون و روایاتشان آنها را منتشر کردهاند به خودشان بخشیدهاند؛ مفاهیمی که در بیشتر اوقات، متشابه هستند و به وصیِ معصوم نیاز دارند تا فصلالخطاب و سخن نهایی را دربارهشان محکم کند. به این ترتیب کار به اینجا رسیده که سخنانی توسط علما مطرح شده است که گاهی با یکدیگر مخالفت دارند، و حتی با حقایق علمی قطعی و ثابتشده نیز در تناقض هستند، تا به این ترتیب مشخص شود سخنان عُلما، صِرفاً نظرات شخصی مخصوص به خودشان بوده است و هیچ ارتباطی نه به رسول خدا دارد و نه اوصیای ایشان؛ یعنی آرا و نظراتی که تمثیلگر دیدگاه حقیقی خلفای خداوند (فرستادۀ خدا و اوصیایش) ـکه همان منظور و مقصود خداوند سبحان بوده استـ نیست. به همین دلیل این نظرات به عاملی برای متفرقشدن مسلمانان به گروهها و دستههای فقهی و عقیدتی مختلفی شدند که همواره در نزاع و کشمکش بودهاند. واقعیت این است که تحمیل این جرایم و تبعات ناشی از سخنان دیگران به خلفای خدا و درنظرگرفتن آنها بهعنوان دستاویزی منطقی برای تشکیک به آنان و رسالتشان بههیچوجه منصفانه نیست؛ بلکه این نشان میدهد فرد تشکیککننده فقط شخصیتی یاوهگو بوده که شناخت حقیقت برایش اهمیتی نداشته است. ۴. طبیعتاً آنچه تقدیم شد به این معنا نیست که افراد دیگری غیر از اوصیای معصوم حق ندارند سیرۀ رسول خدا و اوصیایش را پس از ایشان نقل کنند، یا بهطور کلی
حق ندارند آموزهها و توصیهها و رفتارهایشان را بیان کنند؛ ولی به این معناست که داوری متون نقلشده و شناخت مطالب صحیح آنها و اعتقاد پیدا کردن به آنها ـبهخصوص در جاهای شبههناکی که از وضوح و روشنی برخوردار نیستـ جز پس از پرسیدن از وصی ـیعنی خلیفه و جانشین شرعی رسول خداـ و اطمینان پیداکردن از صحت صدور آن و روشنشدن وجه صدورش ـالبته اگر واقعاً صادر شده باشدـ درست نخواهد بود.
با این وجود کسی که به سخنان تشکیککنندگان مراجعه کند مشاهده میکند عموماً عرصۀ بزرگی از شبهات و اشکالات مطرحشده توسط آنان نسبت به رسول خدا، بنا به علل زیر بوده است:
- یا بهسبب برخی از روایتها و وقایعی بوده که طبق روایت یکی از افراد منتسب به صحابه یا چه بسا یکی از همسران آن حضرت
نقشی در آن داشته، با وجود اینکه این روایت صحیح نبوده و اساساً چنین چیزی از ایشان صادر نشده است. - یا بهسبب جهل و ناآگاهی نسبت به حکمتها و علتهایی بوده که رسول خدا
هنگام انجامدادن آن مدّنظرش بوده است. - و نیز بهدلیل جهل و ناآگاهی نسبت به معنای متنی بوده که ـطبق فهم آنانـ نکوهشی برای آن حضرت
را در خود داشته است؛ با وجود اینکه آن متن بهطور کامل از فهم آنان بهدور بوده است. چنین وضعیتی را ما بهروشنی در آیات قرآنی که به ذکر رسول خدا
پرداختهاند شاهد هستیم. اینها ـبه نظر آنانـ با عصمت آن حضرت
منافات دارد، با وجود اینکه ـهمانطور که مشاهده خواهیم کردـ واقعیت چیز دیگری است. - همچنین: یکی از اسباب و علتهای مهم برای طعنه واردکردن تشکیککنندگان به رسول خدا
کینه و بُغض بوده است. همانطور که امیرالمؤمنین (درود خدا بر ایشان) فرموده است: «مردم دشمن چیزی هستند که از آن آگاهی ندارند.» این مسئله را به این جهت میگویم که بنده ـو چه بسا
هرکسی که در ادامه شبهات آنان را میخواند با من اتفاقنظر داردـ بسیاری از آنان را اینگونه یافتم که حقایق را واژگونه میکنند و چه بسا گاهی عامدانه چنین کاری را انجام میدهند؛ یا آن را با باطل مخلوط و تحریف میکنند فقط به این دلیل که بر پیشداوریِ خود برای اشکال واردکردن به رسول خدا
و دستیافتن به شخصیت ایشان، تأیید کرده باشند.
در این دفاعیه، شبهات تشکیککنندگان را با توجه به مضمون و محتوایشان به چند مبحث تقسیمبندی کردهام؛ و در نتیجه ده مبحث بهصورت زیر شکل گرفت:
۱. شبهات مربوط به پرورش رسول خدا
پیش از بعثت. ۲. شبهات مربوط به نبوت و وحی. ۳. شبهات مربوط به عصمت رسول خدا. ۴. شبهات مربوط به اخلاق رسول خدا. ۵. شبهات مربوط به جنگهای رسول خدا. ۶. شبهات مربوط به همسران رسول خدا. ۷. شبهات مربوط به سنّت رسول خدا. ۸. شبهات مربوط به برخی از آموزههای عبادی رسول خدا. ۹. شبهات مربوط به تعامل با اهل کتاب. ۱۰ . شبهات مربوط به تعامل با زنان.
لازم به یادآوری است بنده سعی کردهام تا حد امکان به مهمترین شبهات آنها بپردازم و به آنان پاسخ بدهم، و درصدد شمارش آنها نبودهام؛ چراکه این شبهات در این دنیای امتحان پایانی ندارند و نخواهند داشت؛ ولی بنده فکر میکنم احاطه به پاسخ شبهات مطرحشده در این کتاب فرایند پاسخدهی به دیگر شبهات را نیز قطعاً آسان میگرداند؛ زیرا برخی از پاسخهایی که به آنها تکیه کردهام بهمثابه اصول و پایههایی کلی هستند که از صلاحیت پاسخ به هر شبههای که علیه رسول اکرم
مطرح میشود برخوردار است.
از خداوند سبحان خواستارم بهواسطۀ این کتاب، به خلایق و مؤمنانِ به رسول خدا
و عترت پاک و مطهرش
منفعت برساند؛ و با بخشش و منت خود آن را بپذیرد؛ که او بخشایندۀ بزرگوار است.
والحمد لله رب العالمین.
علاء سالم ۱۸ ذیحجةالحرام ۱۴۴۳ ق موافق با ۲۰۲۲ /۷ /۱۷ م [ ۲۷ تیر ۱۴۰۱ ش] نجف اشرف