فصل‌ها

پیشرفت تمدن مادّی و تکامل روحی

جهاد درب بهشت است · سید احمدالحسن

منبع ↗

-پیشرفت تمدن مادّی و تکامل روحی

انسان آفریده شد تا خداوند سبحانه و متعال را بشناسد: (وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْأِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ)([۱۲۱]) (جن و انس را جز برای پرستش خود نيافريده‌ام)؛ یعنی تا بشناسند. پس ما عبادت می‌کنیم تا به شناخت و معرفت برسیم و در عبادتی که صاحبش را به خداوند نزدیک نکند هیچ خیری نیست؛ به این ترتیب، عبادت، معرفت و شناخت انسان به خداوند سبحان و متعال را افزایش می‌دهد؛ به عبارت دیگر انسان برای به تکامل رسیدن از نظر روحی و ارتقا به بالاترین مراتب این کمالی که برای انسان امکان‌پذیر است، خلق شده است. پس مهم و آنچه مد نظر است، روح است نه جسمی که متعلق به این عالم مادی جسمانی است و انسان به این معنی خلیفه و جانشین خداوند سبحان و متعال می‌باشد؛ یعنی اگر از نظر روحانی به تکامل برسد تا آنجا که صورت خداوند سبحان و متعال در خلقش می‌شود و خلیفه‌ی بر حقش در زمینش می‌گردد. کسانی یافت می‌شوند که تلاش می‌کنند انسانِ جانشینِ خداوند را فقط به اجسام و گِل منحصر کنند، با وجود اینکه همان‌طور که از رسول خدا (ص) روایت شده است از هنگامی که خداوند اجسام را آفرید، به آنها نظر نیفکند! این افراد نادان تلاش می‌کنند هدف مورد انتظار از انسان و حتی غرض نهایی از آفرینش او را پیاده شدن پیشرفت مادی جسمانی قرار دهند؛ این در حالی است که قرآن رابطه‌ی بین پیشرفت مادی جسمانی و تکامل روحی را اینچنین بیان می‌فرماید: (كَلَّا إِنَّ الْأِنْسَانَ لَيَطْغَى * أَنْ رَآهُ اسْتَغْنَى)([۱۲۲]) (حقاً که انسان سرکشی می‌کند، * آنگاه که خويشتن را بی‌نياز بيند)؛ یعنی بی‌نیازی و پیشرفت مادی به سوی طغیان و سرکشی انسان و انحطاط روحانی او فرا می‌خواند، و این همان منظور و هدف امروزین در زندگانی بشری بر این زمین است؛ پس زمین جز فساد، فسادگری، ظلم و سرکشی به خود نمی‌بیند؛ وضعیتی که امروز به دست آمده است. شاید برخی مردم که به این عالم مادی اُنس گرفته‌اند به مرحله‌ای رسیده باشند که کمال را در پیشرفت مادی می‌بینند، با اینکه اگر نیک بنگرند می‌بینند که این عالم جسمانی به سوی زوال و نابودی حرکت می‌کند و حتی بطور پیاپی و مستمر در معرض نابودی قرار دارد؛ هر روز انسان‌هایی می‌میرند و کسانی دیگر متولد می‌شوند و روزی خواهد رسید که همگی می‌میرند بدون اینکه کسی به جای آنها زنده شود: (كُلُّ مَنْ عَلَيْهَا فَانٍ)([۱۲۳]) (هر چه بر آن (زمين) است فانی است). پیشرفت مادی بزرگی که امروز به دست آمده، به نزدیک شدن به این زوال و نابودی اشاره می‌کند: (إِنَّمَا مَثَلُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا كَمَاءٍ أَنْزَلْنَاهُ مِنَ السَّمَاءِ فَاخْتَلَطَ بِهِ نَبَاتُ الْأَرْضِ مِمَّا يَأْكُلُ النَّاسُ وَالْأَنْعَامُ حَتَّى إِذَا أَخَذَتِ الْأَرْضُ زُخْرُفَهَا وَازَّيَّنَتْ وَظَنَّ أَهْلُهَا أَنَّهُمْ قَادِرُونَ عَلَيْهَا أَتَاهَا أَمْرُنَا لَيْلاً أَوْ نَهَاراً فَجَعَلْنَاهَا حَصِيداً كَأَنْ لَمْ تَغْنَ بِالْأَمْسِ كَذَلِكَ نُفَصِّلُ الْآياتِ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ)([۱۲۴]) (به واقع مَثَل زندگی این دنيا مَثَل آبی است که از آسمان فرو می‌فرستیم، پس گیاه زمین به آن در آمیخت، چه آنها که آدميان می‌خورند و چه آنها که چهارپايان می‌چرند. چون زمين پيرايه‌ی خويش برگرفت و آراسته شد و مردمش پنداشتند که خود قادر بر آن همه بوده‌اند، فرمان ما شب هنگام يا به روز، در رسد و چنان آن را درویدیم که گويی ديروز هيچ نبوده است؛ اینچنین آيات را برای آنان که می‌انديشند به تفصیل بیان می‌کنیم). اما ارواح، باقی و ماندگار هستند و عاقبت‌شان جاودانگی در بهشت یا آتش، و در نعمت یا دوزخ می‌باشد. آدمی باید این نکته را در نظر داشته که او به این عالم مادی جسمانی آمد تا وارد امتحانی که در آن ماندگار یا جاوید نیست، گردد و حتی عاقبت خودِ این عالم مادی جسمانی به عنوان یک کُل، در جهت زوال و نابودی است. آری، خداوند مؤمنان را تشویق می‌کند که پیشرفت مادی جسمانی را محقق سازند تا بی‌نیازی آنها از کافران برآورده گردد و همچنین عزّت و نیرومندی برای بی‌اثر کردن جنگجویان (کافر) را به دست آورند: (وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَمِنْ رِبَاطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللهِ وَعَدُوَّكُمْ وَآخَرِينَ مِنْ دُونِهِمْ لا تَعْلَمُونَهُمُ اللهُ يَعْلَمُهُمْ وَمَا تُنْفِقُوا مِنْ شَيْءٍ فِي سَبِيلِ اللهِ يُوَفَّ إِلَيْكُمْ وَأَنْتُمْ لا تُظْلَمُونَ)([۱۲۵]) (و هر آنچه در توان دارید از نيرو و اسبان سواری آماده کنيد، تا با آن، دشمن خدا و دشمن خود و دیگری غیر از آنها که شما نمی‌شناسيد و خداوند می‌شناسد را بترسانيد و هرآنچه را که در راه خدا هزينه می‌کنيد به تمامی به شما بازگردانیده شود و به شما ستم روا نگردد). اما این پیشرفت مادی باید برگرفته و همراه با ایمان حقیقی و در روند پیشرفت تکاملی مستمر و پیوسته برای مؤمنان باشد؛ تا برایشان، عاملی بازدارنده از یاد خدا و گردن نهادن به امر خداوند سبحان و متعال نباشد؛ که اگر این‌گونه باشد توفیق الهی عظیمی همراه با آن خواهد شد: (وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى آمَنُوا وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنَا عَلَيْهِمْ بَرَكَاتٍ مِنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ وَلَكِنْ كَذَّبُوا فَأَخَذْنَاهُمْ بِمَا كَانُوا يَكْسِبُونَ)([۱۲۶]) (اگر مردم شهرها ايمان آورده، پرهيزگاری پيشه کرده بودند، برکاتی از آسمان و زمين را به رويشان می‌گشوديم، ولی (فرستادگان) را تکذیب کردند؛ ما نيز به کيفر کردارشان مؤاخذه‌شان کرديم). خداوند سبحان و متعال هنگامی که نقصان و کاستی در ثمرات و برکات را به آنان که امید به ایمان و تقوایشان دارد، می‌چشاند، با این عمل به آنان رحم می‌آورد؛ زیرا آنها را به سوی ایمان و تقوا سوق می‌دهد؛ چرا که ضعف و فقر عامل توجه به سوی خداوند می‌باشد. در حدیث قدسی آمده است: «يَا ابن عمران، إِذَا رَأَيْتَ الْغِنَى مُقْبِلاً فَقُلْ: ذَنْبٌ عُجِّلَتْ عُقُوبَتُهُ، و إذا رَأَيتَ الفَقرُ مُقبِلاً فَقُل: مَرحَبا بِشِعارِ الصّالِحينَ»([۱۲۷]) (ای فرزند عمران! آن هنگام که دیدی بی‌نیازی به تو روی آورد، بگو: گناهی است که عقوبتش نزدیک شده است، و آن هنگام که دیدی فقر به تو روی آورد، بگو: خوش آمدی، ای نشانه‌ی شایستگان). اما اگر اهل زمین، ایمان آورند و تقوی الهی پیشه کنند، خداوند دیگر با عذاب آنها چه کار دارد و نقصان و کاستی در ثمرات، برکت زمین و اعمال‌شان، چه نفعی برای او سبحان خواهد داشت؟! در حالی که او چنین وعده می‌دهد: (وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى آمَنُوا وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنَا عَلَيْهِمْ بَرَكَاتٍ مِنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ)([۱۲۸]) (اگر مردم شهرها ايمان آورده، پرهيزگاری پيشه کرده بودند، برکاتی از آسمان و زمين را به رويشان می‌گشوديم). بنابراین، باید جهت‌گیری سعی و حرکت انسان به سوی تکامل روحی و ایمان حقیقی باشد. پیشرفت مادی جسمانی نیز ـ‌که انسان برایش تلاش می‌کند‌ـ باید از منظر تکامل روحی باشد؛ یعنی سعی و تلاش در پیشرفت مادی، اطاعت از خداوند و برای پیاده ساختن اراده و خواست خداوند در جهت گسترش توحید، رحمت و عدالت بر این زمین باشد. اما در مورد پیشرفت مادیِ کافران، مؤمنان چنین مپندارند که این پیشرفت توفیقی الهی یا خیری برای آنها است، بلکه این پیشرفت، شرّی برایشان است؛ چرا که باعث پا بر جا ماندن در سرکشی و تکبّر در برابر اراده و خواست خداوند سبحان و متعال می‌باشد: (وَلا يَحْسَبَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّمَا نُمْلِي لَهُمْ خَيْرٌ لِأَنْفُسِهِمْ إِنَّمَا نُمْلِي لَهُمْ لِيَزْدَادُوا إِثْماً وَلَهُمْ عَذَابٌ مُهِينٌ)([۱۲۹]) (آنان که کفر ورزیدند مپندارند در مهلتی که به آنها می‌دهيم خيری برایشان است؛ ما فقط به آنها مهلت می‌دهيم تا بر گناهان بيفزايند؛ و آنها عذابی خوار کننده خواهند داشت). دنیا و زینت‌هایش باعث مستی و دور شدن آنها از خداوند می‌شود: (لَعَمْرُكَ إِنَّهُمْ لَفِي سَكْرَتِهِمْ يَعْمَهُونَ)([۱۳۰]) (به جان تو سوگند که آنها در مستی خود سرگشته بودند). و چه زیانی بزرگ‌تر از اینکه انسان دشمن خدا باشد؟! و چه دست‌آوردی خبیث‌تر و پلیدتر از دنیا و زینت‌هایش! (وَلَوْلا أَنْ يَكُونَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً لَجَعَلْنَا لِمَنْ يَكْفُرُ بِالرَّحْمَنِ لِبُيُوتِهِمْ سُقُفاً مِنْ فِضَّةٍ وَمَعَارِجَ عَلَيْهَا يَظْهَرُونَ)([۱۳۱]) (و اگر نه آن بود که همه‌ی مردم يک امت می‌شدند، قطعاً سقف‌های خانه‌های کسانی را که خدای رحمان را باور ندارند از نقره می‌کرديم و بر آنها نردبان‌هايی می‌نهاديم تا بر آن بالا روند).

پاورقی‌ها

  1. ↩[۱۲۱] - ذاریات: ۵۶.
  2. ↩[۱۲۲] - علق: ۶ و ۷.
  3. ↩[۱۲۳] - الرحمن: ۲۶.
  4. ↩[۱۲۴] - یونس: ۲۴.
  5. ↩[۱۲۵] - انفال: ۶۰.
  6. ↩[۱۲۶] - اعراف: ۹۶.
  7. ↩[۱۲۷] - مراجعه کنید به کافی: ج ۲ ص ۲۶۳.
  8. ↩[۱۲۸] - اعراف: ۹۶.
  9. ↩[۱۲۹] - آل عمران: ۱۷۸.
  10. ↩[۱۳۰] - حجر: ۷۲.
  11. ↩[۱۳۱] - زخرف: ۳۳.
اطلاعات صفحه
نوع صفحه
پیشرفت تمدن مادّی و تکامل روحی - جهاد درب بهشت است - WikiSavior
زبان
fa

تغییر زبان رابط کاربری به معنای ترجمه یا تأیید انتشار یک حکم نیست.