فصلها
خداوند در جسد ظاهر شد:
کتاب توحید، تفسیر سورهی توحید · سید احمد الحسن
-خداوند در جسد ظاهر شد:
این یکی از رسالههایی است که علمای غیرعامل برای اثبات ادعای باطل و گمراهانهی خود مبنی بر این که لاهوت مطلق در جسد حلول یافته است از آن بهرهبرداری میکنند: «۱ پولُس فرستادهی یسوع مسیح به فرمان نجاتدهندهی ما خداوند، و پروردگار ما یسوع مسیح که امید ما است ۲ به تیموتاؤوس، فرزند حقیقی من در ایمان تقدیم میگردد. از طرف خدای پدر و پروردگار ما مسیح عیسی، فیض و رحمت و سلامتی به تو باد»[۱۹۹]. «۱۶ و به اجماع بزرگ که سرّ تقوی است، خداوند در جسد ظاهر شد و در روح، تصدیق شد و برای فرشتگان مشهور گردید و امّتها را موعظه فرمود و عالم با او ایمان آورد و در شکوه به بالا برده شد»[۲۰۰]. اولاً اصحاح اول از رساله، به عیسی(ع) فقط صفت ربوبیّت داده است و این صفتی است که متصف شدن پیامبر و رسول(ع) به آن بیاشکال است؛ زیرا اینها(ع) مربیان مردماند و برای اتصاف به آن، از پدری که به آن متصف میشوند و نسبت به خانوادهاش نام «رب» میگیرد، سزاوارترند. علاوه بر این، در اصحاح آمده است که فرستادن فقط با امر خدای سبحان ممکن است و عیسی مأمور بود (طبق امر خداوند). بنابراین عیسی(ع) مأمور بود و فرمان الهی را اجرا میکرد و این به آن معنا است که خداوند از عیسی برتر، داناتر و قدرتمندتر است؛ بنابراین ثابت میشود که عیسی(ع) به کسی غیر از خود نیاز دارد تا صفحهی وجودش را از نقص و کاستی بپیراید، وگرنه معنا ندارد که وی هم مأمور باشد و هم کامل مطلق، زیرا چنین چیزی مخالف حکمت است. کامل مطلق از غیر خود چه طرفی میتواند ببندد؟! اما از آنچه در همین رساله در اصحاح سوم آمده است، بعد از تفسیری که ارایه نمودیم، فهمیده میشود که ظهور خداوند در جسد دقیقاً مانند ظهور او در تمام عوالم خلق شده و تجلی او در آن و ظهور خلقت به خدای سبحان میباشد. آری در اینجا ویژگی خاصی برای این کلام است، زیرا عیسی تمثیل «پرتو فروزان خدا در ساعیر» میباشد؛ یعنی او دست خدا، وجه خدا و صورت خدا میباشد و در عین حال او بندهای مخلوق است و خدای سبحان و متعال نمیباشد. بین حقیقت و صورت تفاوت زیادی وجود دارد، همانطور که بین شیء و لاشیء (چیز و هیچچیز) فرقی فراوان نهفته است. همانطور که پیشتر بیان داشتم، خداوند در عوالم آفرینش تجلی یافته و در آنها ظاهر گشته و آنها را بروز داده است. البته این به آن معنا نیست که وی در اینها حلول کرده است، یا این عوالم لاهوت مطلق گشتهاند یا برخی از آنها هر چقدر هم که نورش عظمت داشته باشد، بتواند لاهوت مطلق شود زیرا به هر حال مخلوق است و به صورت نوری آمیخته با ظلمت باقی میماند. بالاترین مقامی که ممکن است انسان به آن دست یابد، خدای در خلق شدن، میباشد: «....يَكَادُ زَيْتُهَا يُضِيءُ وَلَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نَارٌ نُّورٌ عَلَى نُورٍ....»[۲۰۱] (نزدیک است که روغنش روشنی بخشد هر چند آتش به آن نرسیده باشد، نوری افزون بر نور دیگر)؛ نزدیک است از خود روشنی بخشد ولی هیچگاه به خودی خود نور نمیدهد (به همین دلیل در ابتدا، امر بر حضرت ابراهیم(ع) مشتبه شد، تا خدا حقیقت را به او شناساند[۲۰۲]) ولی هیچگاه خودش نور نمیدهد. در حدیث قدسی از خداوند سبحان و تعالی آمده است که فرمود: «زمین و آسمان گنجایش مرا ندارد ولی دل بندهی مؤمن من، دارد»[۲۰۳]؛ یعنی او وجه الله و ید الله است، و این معنا در قرآن نیز آمده است: «إِنَّ الَّذِينَ يُبَايِعُونَكَ إِنَّمَا يُبَايِعُونَ اللهَ يَدُ اللهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ»[۲۰۴] (آنان که با تو بیعت میکنند جز این نیست که با خدا بیعت میکنند، دست خدا بالای دستهایشان است) و «وَیَبْقَى وَجْهُ رَبِّکَ ذُو الْجَلَالِ وَالْإِکْرَامِ»[۲۰۵] (و ذات (وجه) پروردگار صاحب جلال و اکرام تو است که باقی میماند). و این مطلب در متونی که پیشتر از تورات و انجیل ارایه شد، به روشنی آمده است.پاورقیها
- ↩[۱۹۹] - رسالهی اول پولس به تیموتاؤوس- اصحاح اول ـ عهد قدیم و جدید ـ جلد: ۲ ـ مجمع کنیسههای شرقی.
- ↩[۲۰۰] - رسالهی اول پولس به تیموتاؤوس- اصحاح سوم ـ عهد قدیم و جدید ـ جلد: ۲ ـ مجمع کنیسههای شرقی.
- ↩[۲۰۱] - نور: ۳۵.
- ↩[۲۰۲] - تفصیل آن را در کتاب متشابهات مطالعه نمایید.
- ↩[۲۰۳] - بحار الانوار: ج ۵۵ ص ۳۹.
- ↩[۲۰۴] - فتح: ۱۰.
- ↩[۲۰۵] - الرحمن: ۲۷.