نماز، معراج مؤمن و تصویر کنندهی شیوهی معرفت است، و گامهای معرفت و حرکات و گفتهها و اذکار آن، تعبیرِ راه و روش معرفت است. حرکات نماز که از قیام شروع میشود و به رکوع و سپس به سجود میرسد، بیانگر معرفتی است که با دوری از انانیّت همراه و همساز است: از قیامی که رویارویی است، به رکوعی که نشانگر حدودی از فروتنی و دوری از منیّت است، تا سجدهای که بیانگر درجهای والاتر از تذلّل و خضوع و دور شدن از انانیّت میباشد. تأکید میکنم که فروتنی و خضوع، با زیاد شدن معرفت، افزایش مییابد[۱۴۶]، همانطور که معرفت با فزونیِ فروتنی و خضوع، زیاد میشود.
ذکر رکوع و سجود یعنی «سبحان ربی العظیم» و «سبحان ربی الاعلی»، تبلور دو درجه از خضوع و خاکساری و معرفت است که با هر کدام از آنها همراه میباشد. در رکوع، تنزیه و تسبیح و تقدیسِ ذات الهی یا الله و در سجده تنزیه و تسبیح و تقدیس حقیقت و کُنه، مقصود میباشد.
از آنجا که مقام تذلّل در سجود، بالاتر و برتر از مقام تذلّل در رکوع است، لذا تسبیح مناسب در رکوع همان «سبحان ربی العظیم» یا «سبحان ربی العلی» میباشد و تسبیح متناسب در سجود هم «سبحان ربی الاعلی» یا «سبحان ربی الاعظم» است. تفاوت بین عظیم و اعظم، و علی و اعلی روشن است[۱۴۷]؛ و این تفاوت به وضوح نشان میدهد که معرفت در سجده که سجود و تسبیحش به آن اشاره دارد، والاتر از معرفتی که رکوع و تسبیحش اشاره مینماید، میباشد.
در هر دو تسبیح، ما خداوند سبحان را از نقص منزّه برمیشمریم و به دنبال آن، او را از این که با معرفت بر او احاطه یابیم، منزّه شمردهایم یعنی بر این که به معرفت کامل او دست بیابیم، در هر دو مرتبهی عظیم و اعظم یا لاهوت (الله) و حقیقت (هو)، او را منزّه دانستهایم و درنتیجه با گفتهی خود ثابت کردهایم که ما از شناخت کامل و تمام لاهوت مطلق ناتوان هستیم چه برسد به حقیقتی که (لاهوت مطلق) ما را با آن روبهرو نموده است!