ما در نمازهای روزانهمان برای خدا سجده میگزاریم؛ این چیزی است که همهی ما میدانیم و در مورد آن اختلافی نداریم. همچنین ایمان داریم به این که فرشتگان برای آدم سجده کردند، و نیز ایمان داریم که یعقوب پیامبر به همراه همسر و فرزندانش بر پیامبر خدا یوسف(ع) سجده نمودند.
کسی که واقعاً به دنبال نجات است، نباید از این مساله غفلت ورزد وگرنه از روی عمد و قصد، دینش را دستخوش تباهی و ضایع شدن قرار داده است، زیرا این مساله بینهایت مهم و خطیر میباشد، چرا که سجودی که امروزه در اذهان وجود دارد این است که برای غیر خدا جایز نمیباشد، و چه بسا احیاناً کسی که چنین کاری انجام دهد، از سوی عدهی پرشماری که در پی خِرَد و تعقل نیستند، به شرک و کفر متهم شود. این در حالی است که ما به روشنی میبینیم سجده برای فرشتگان و حضرت یعقوب(ع) حاصل شد در حالی که اینها همگی معصوم هستند و خطا و گناهی از آنها سرنمیزند. این سجدهگزاری به دستور خداوند بوده است و لذا نمیتوان به دلیل ناتوانی از فهم و درک آن، از کنار چنین موضوع مهمی بیتوجه و با سهلانگاری عبور کرد، همانگونه که خیلیها چنین کردهاند! انسانی که در پی حق و حقیقت است، باید همهی چیزِهای مربوط به دین خدا را بداند و درک کند زیرا خداوند سبحان عملی انجام نداده یا از چیزی یاد ننموده است، که ما آن را این گونه مرور کنیم بدون این که آن را بفهمیم یا از حکمت موجود در آن مطلع شویم.
در واقع این سجدهگزاری ما را پیش روی حقیقتی آشکار قرار میدهد: خداوند سبحانی که به خلقش فرموده است: «برای من سجده کنید، چون من خدا و پروردگار شما هستم»، همان خدا به آنها گفته: «بر آدم سجده کنید» و «بر یوسف(ع) سجده کنید». این مسئله در نهایت اهمیت است و باید به دقت فهمیده شود زیرا سجود، غایت تذلّل و فروتنیِ سجدهگر میباشد و نیاز سجدهکننده و بینیازی مسجود (سجدهشونده) از او را نشان میدهد، و لذا آشکارا «تألّه» (روی آوردن) سجدهکننده برای سجدهشده و اعتراف او به ربوبیّتش را روایت میکند.
اگر این موضوع را به صورت سؤال مطرح کنیم و بگوییم: سجدهگزاری ما برای خدا نشان دهندهی نهایت تذلّلی است که ما میتوانیم انجام دهیم، تا ما نیاز و حاجت خود را که به این معنی است که به او روی میآوریم تا تکمیلمان کند و به ربوبیّت او اعتراف میکنیم و این که او کاملکنندهی ما است، بیان کنیم، حال این پرسش پیش میآید که: سجدهی فرشتگان بر آدم به چه معنا است؟ و سجدهی یعقوب برای یوسف(ع) چه معنایی داشته است؟ آیا موضوع، همان است یا در اینجا فرق میکند؟
واقعیت آن است که موضوع همان است که بوده و در چیزی که دالّ بر سجدهی سجدهگزار بر مسجود است، تغییری حاصل نگشته است. سجده، همان است و سجدهگزار همان، آری (فقط) «مسجود له» یعنی کسی که به او سجده میشود، تغییر کرده است: به عنوان مثال یعقوب برای خدا سجده کرده و برای یوسف (نیز) سجده گزارده است، بنابراین تنها چیزی که تغییر کرده «مسجود له» است. همچنین بین دلالت و مفهوم سجدهی اول با سجدهی دوم تفاوتی وجود ندارد. اگر سجدهی اول بر تألّه (روی کردن) یعقوب و اقرار او به ربوبیّت «مسجود له» دلالت دارد، سجدهی دوم وی نیز بر همین منوال بوده است. لذا این سجدهگزاری به طور کاملاً آشکاری نشان میدهد که خدای سبحان میخواهد بگوید: من با این شناخته میشوم و کسی که میخواهد لاهوت مرا بشناسد، باید این را بشناسد و کسی که میخواهد ربوبیّت مرا بشناسد، باید این را بشناسد.
در حقیقت چنین چیزی نعمت بزرگی است که من عظمت آن را قبلاً بیان داشتهام، آنگاه که گفتم: شناخت رحمت مطلق برای ما غیرممکن است ولی میتوانیم با شناخت رحمتی که نزدیک به رحمت مطلق است، نسبت به آن معرفت پیدا کنیم. هر چه این رحمت به رحمت مطلق نزدیکتر باشد، معرفت ما عظیمتر خواهد بود. از این رو بزرگترین نعمت بر خلق، جانشینان خدا بر زمنیش هستند، زیرا خداوند به وسیلهی آنها شناخته و به یگانگی پرستش میشود.
از امام رضا(ع) دربارهی چگونگی زیارت انبیا و اوصیا(ع) چنین روایت شده است:
«السَّلامُ عَلَى أَوْلِيَاءِ اللهِ وَ أَصْفِيَائِهِ السَّلامُ عَلَى أُمَنَاءِ اللهِ وَ أَحِبَّائِهِ السَّلامُ عَلَى أَنْصَارِ اللهِ وَ خُلَفَائِهِ السَّلامُ عَلَى مَحَالِّ مَعْرِفَةِ اللهِ السَّلامُ عَلَى مَسَاكِنِ ذِكْرِ اللهِ السَّلامُ عَلَى مُظْهِرِي أَمْرِ اللهِ وَ نَهْيِهِ السَّلامُ عَلَى الدُّعَاةِ إِلَى اللهِ السَّلامُ عَلَى الْمُسْتَقِرِّينَ فِي مَرْضَاةِ اللهِ السَّلامُ عَلَى الْمُخْلِصِينَ فِي طَاعَةِ اللهِ السَّلامُ عَلَى الْأَدِلاءِ عَلَى اللهِ السَّلامُ عَلَى الَّذِينَ مَنْ وَالاهُمْ فَقَدْ وَالَى اللهَ وَ مَنْ عَادَاهُمْ فَقَدْ عَادَى اللهَ، وَ مَنْ عَرَفَهُمْ فَقَدْ عَرَفَ اللهَ وَ مَنْ جَهِلَهُمْ فَقَدْ جَهِلَ اللهَ وَ مَنِ اعْتَصَمَ بِهِمْ فَقَدِ اعْتَصَمَ بِاللهِ وَ مَنْ تَخَلَّى مِنْهُمْ فَقَدْ تَخَلَّى مِنَ اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ أُشْهِدُ اللهَ أَنِّي سِلْمٌ لِمَنْ سَالَمْتُمْ وَ حَرْبٌ لِمَنْ حَارَبْتُمْ مُؤْمِنٌ بِسِرِّكُمْ وَ عَلانِيَتِكُمْ مُفَوِّضٌ فِي ذَلِكَ كُلِّهِ إِلَيْكُمْ لَعَنَ اللهُ عَدُوَّ آلِ مُحَمَّدٍ مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ وَ أَبْرَأُ إِلَى اللهِ مِنْهُمْ وَ صَلَّى اللهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِه»[۱۴۸]ِ.
«سلام بر اولیای خدا و برگزیدگانش، سلام بر امینان خدا و دوستانش، سلام بر یاران خدا و خلیفگانش، سلام بر جایگاههای معرفت خدا، سلام بر خانههای ذکر خدا، سلام بر آشکارکنندگان امر و نهی خدا، سلام بر دعوتکنندگان به سوی خدا، سلام بر استقراریافتگان در عرصهی رضایت خدا، سلام بر مخلصان در طاعت خدا، سلام بر راهنمایان به سوی خدا، سلام بر آنان که هر که دوستشان داشته باشد خدا را دوست داشته است و هر که دشمنشان داشته باشد خدا را دشمن داشته است، و هر که آنان را شناخت خدا را شناخته و هر که آنان را نشناخت خدا را نشناخته است، و هر که به آنان چنگ زند در حقیقت به خدا چنگ زده و هر که آنان را ترک گوید خدای عزّوجلّ را ترک گفته است، و خدا را گواه میگیرم که من در صلحم با هر که شما با او در صلح هستید، و در جنگم با هر که شما با او در جنگید. به پنهان و آشکار شما ایمان دارم و اختیار همهی این امور را واگذارنده به شمایم. خداوند دشمن خاندان محمد را از جن و انس لعنت کند، از ایشان به جانب خدا بیزاری میجویم، و درود خدا بر محمد و خاندانش».
ازاین رو، خداوند آنها را «نعیم» نام نهاده است: «لَتُسْأَلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِيمِ»[۱۴۹] (که در آن روز شما از نعمت بازخواست خواهید شد). فرشتگان این نعمت را شناختند، آنگاه که آدم ایشان را نسبت به آنچه در موردش جهل داشتند باخبر ساخت: «قال انبئهم باسمائهم» (گفت آنها را از نامهایشان آگاه کن)؛ یعنی آنها را به خدا و اسما الهی آگاه ساز؛ بنابراین آدم راهی بود برای آموزش فرشتگان که آنها از طریق او حقایق اسما را شناختند و دریافتند. آنچه آدم به آنها آموخت، حقایق بود و نه الفاظ و معانی؛ و فرشتگان پس از آن که اسما را از آدم فرا گرفتند، دانستند که آفریده شدن آدم نعمتی است که خداوند این نعمت را به آنها ارزانی فرموده است. به عنوان مثال، فرشتهای که از رحمت آفریده شده بود به مقدار (ظرفیت) خودش، رحمت مطلق را میشناخت اما هنگامی که آدم(ع) که رحمت به صورتی بزرگتر و نزدیکتر به رحمت مطلق در او تجلی یافت، خلق شد، این فرشته با شناخت ناتوانی خود از دستیابی به معرفت رحمت مطلق، حقیقت رحمت مطلق را دریافت.
* * *
پاورقیها
↩[۱۴۸] - من لا یحضره الخطیب: ج ۲ ص ۶۰۸ و این زیارت در کافی، التهذیب و کامل الزیارة موجود میباشد.