پیش‌گفتار

پیشگفتار

بشارت به تسلی‌دهنده، احمد و کنکاشی در عقیدۀ مسیحیت · دکتر عبدالرزاق دیراوی

منبع ↗

صفحه‌های PDF منبع: ۹–۱۲

بسم الله الرَّحمن الرَّحیم

-پیشگفتار

سپاس و ستایش تنها از آنِ خداوند، آن پروردگار جهانیان است. سپاس و ستایش تنها از آنِ خدایی است که ما را به ولایت طاهرین، محمد و خاندانش، هدایت نمود. شُکر و سپاس تنها از آن اوست که مهدی آل محمد، ‌سید احمدالحسن(ع)‌ را به ما شناساند؛ و درود و صلوات بر محمد و خاندان محمد!

بارزترین مشخصه‌هایی که علم لاهوت مسیحی را متمایز می‌کند، زبان انشائی و بدیع و منطق پیچیده‌ای است که دست به دامن مجاز‌ها می‌شود و تفکرات و متون را آزادانه به هم ارتباط می‌دهد. این نقشۀ کار، نه به طرز فکر مرتبط می‌شود و نه به متن؛ چراکه امیدی به ارتباطی حقیقی بین این دو وجود ندارد.

لاهوت مسیحی پیش از هر چیز به یک چهارچوب فکری اعتقاد دارد که از نگاه‌کردنِ به متون پیشی گرفته است؛ یعنی از متون کمک نمی‌گیرد؛ این لاهوت نیازمند تأیید این عقیدۀ پیشی‌گرفته است یا اینکه این عقیده را با متون توجیه کند؛ بنابراین دارندۀ چنین طرز فکری، متون دینی را با ذهنیتِ پَرده‌برداشتن از افق‌هایی که این متون در خود جای دارند بازخوانی نمی‌کند؛ بلکه تنها با ذهنیت کسی می‌خواند که سعی و تلاشش در راستای به‌دست‌آوردن هر آن چیزی است که امیدوار است این متون دلایل و برهان‌های مطلوبش را در اختیار قرار دهند؛ دلایل و برهان‌هایی که برگرفته از نتیجه‌ای است که از پیش مقرّر شده!

چنین فردی متون دینی را در نهایت ضعف و ناتوانی می‌بیند، حتی غریب و ناآشنا و بسیار دورتر از آنچه آرا و نظراتش را محقق کند، بنابراین بر بال خیالات و تصورات خود سوار می‌شود تا کلمه‌ای را در اینجا و کلمه‌ای را در جایی دیگر شکار کند و به‌این‌ترتیب در راستای پوشش‌دادن به معنا و مفهومی تلاش می‌کند که خودش قصد کرده است؛ در‌نتیجه خوانندۀ این علم، خود را در سفر عجایب می‌بیند. سفری که مرتب از فکری به فکر دیگری می‌لغزد و تنها نقطۀ امیدی که این لغزش‌ها را توجیه می‌کند چیزی جز تقلا و دست‌وپا‌زدنی بزرگ نیست؛ تلاش و تقلایی مبتنی بر لاهوت مسیحیِ آکنده از مَجازها و جملات و عباراتی که آگاهانه، از ایستگاهی دیگر با گذر از پل‌هایی خیالی منتقل می‌شوند.

علم لاهوت مسیحی ـ‌‌در یک کلام‌ـ تلاشی ناامیدانه برای توجیه عقیده‌ای است با منبعی ناشناخته! یک عالِمِ لاهوتیِ مسیحی نیز عقلانی‌نبودن منطق خودش را درک می‌کند؛ به همین دلیل همواره به ابزار ترساندن پناه می‌برد و خواننده را می‌ترساند که اگر یک لاهوتیِ مسیحی را پهلوانی تصور کند که بازی‌های فکری کودکانه‌ای انجام می‌دهد ایمانش را از کف داده است!

واقعیت این است، معادله‌ای که علم لاهوت مسیحی، عموم پیروانش را در برابرش قرار داده از این قرار است: یا به این عقیدۀ پیچیده‌ای که فهمش دشوار و حتی به‌طور کامل با منطق در تضاد است ایمان بیاورد، یا فهم منطقی سلیمی داشته باشد که این عقیده را به‌طور کامل دگرگون کند؛ این معادلۀ تاریکی است که انسان به وجود آورده؛ انسانی که قابلیت‌های عجیبی دارد و می‌تواند جملات پیچیده‌ای بیان کند و هرکسی را که سعی دارد توضیحی از او بخواهد، به ایمان‌نداشتن و فاصله‌گرفتن از روح‌القدس متهم می‌کند!

ایمان به‌صورتی که یک انسان مسیحی با آن زندگی می‌کند، در حقیقت چیزی نیست، جز حفظ فرمان‌هایی مرتبط با آنچه اعتقادنامۀ کلیسا می‌گویند؛ و در کنار این ایمان، سرگردانی وجود دارد که آرام نمی‌گیرد و تلاشی سخت برای از‌بین‌‌بردن توجه به پرسش‌هایی است که از عقل و منطق سلیم نشئت می‌گیرند؛ به‌عبارت‌دیگر ایمان مسیحی چیزی نیست، جز مولودی زشت و متناقض از سلطۀ مقهور‌کردن اراده و لگام‌زدن به درک؛ به‌این‌ترتیب به‌هیچ‌وجه بعید نیست که تاریخ کلیسا سریالی باشد که قسمت‌های متهم‌کردن دیگران به ارتداد، در آن تکرار شده است. این هیکل تُهی‌از‌روح چه‌زود تداعی‌کنندۀ خاکستری خواهد بود که بر باد داده می‌شود و این واقعیتِ منظومۀ افکاری است که مسیحیت به دور آن می‌چرخد؛ مسیحیتی که در نتیجۀ فهمی منحرف شکل ‌گرفته و تلاش کرده است تا خود را مظهر نمادی برگرفته از متون دینی نشان دهد؛ اما خدعه و نیرنگ‌بودنش چه‌زود مشخص و تقلبی‌بودنِ انتسابش به این متون به‌رغم دخالت‌هایی که برای تحریف این متون صورت گرفته‌، چه زود برای محقِق روشن می‌شود!

اکنون ما درحالی‌که این کتاب را می‌خوانیم با چشمان خود شاهد خواهیم بود که چگونه تخت این دروغ بزرگ زیر ضربه‌های دقیقِ تیشه‌های نویسندۀ این کتاب واژگون می‌شود و با شادی و سرور شاهد خواهیم بود که قلم مطمئن و قاطع او چگونه ما را به بنای زیبایی رهنمون می‌شود که عیسی(ع) می‌خواست ستون‌هایش را استوار کند؛ همان بنایی که کِشیش‌ها تلاش می‌کنند آن را پشت تیرگی‌های تأویل‌های منحرف خود پنهان کنند. پس از راندن این تأویل‌ها و افکار منحرف از مسیحیت، مسیحیتِ راستین با لباس پاک سفیدش آشکار خواهد شد؛ لباس سفیدی که از منسوب‌بودن مسیحیت به حرکت دین الهی پرده برمی‌دارد؛ همان حرکتی که فقهای مسیحی خواسته‌اند مسیحیت را از آن جدا کنند.

از خداوند سبحان‌و‌متعال خواستارم که برادرم و نگارندۀ این کتاب را توفیق عطا فرماید و وی را استوار بدارد و ان‌شاء‌‌الله این کتابی که تأیید‌شده با اذن و اجازۀ خداوند است، سرآغاز کارهای دیگری باشد.

و سپاس و ستایش تنها از آنِ خداوند، آن پروردگار جهانیان است؛ و سلام و درود بر فرستادگان و سلام‌وصلوات تامّ خداوند بر سرورِ فرستادگان، محمد و اهل‌بیتش، ‌ائمه و مهدیین‌ باد.

دکتر عبدالرزاق دیراوی

اطلاعات صفحه
نوع صفحه
پیشگفتار - بشارت به تسلی‌دهنده، احمد و کنکاشی در عقیدۀ مسیحیت - WikiSavior
زبان
fa

تغییر زبان رابط کاربری به معنای ترجمه یا تأیید انتشار یک حکم نیست.