فصل‌ها

۱۱- رجعت _‌همانندِ این عالم_ روزی معلوم دارد

رجعت، سوّمین روز بزرگ خدا · علاء سالم

منبع ↗

-۱۱- رجعت _‌همانندِ این عالم_ روزی معلوم دارد

کسی که بیان برخی رویدادهای مهم در روایات را مورد مطالعه قرار دهد، درمی‌یابد که این رویدادها یک‌بار به این عالم جسمانی و بار دیگر به عالم رجعت اشاره دارند؛ همچون ماجرای کشته شدن ابلیس، ‌گمراه‌کنندۀ امت‌ها (خداوند لعنتش کند).

روایت شده است که قاتل ابلیس در روز معلوم، قائم(ع) و در مسجد کوفه است:

از وهب‌بن جمیع، غلام اسحاق‌بن عمار روایت شده است: از اباعبدالله(ع) از سخن ابلیس (قالَ رَبِّ فَأَنْظِرْني‏ إِلي‏ يَوْمِ يُبْعَثُونَ*قالَ فَإِنَّکَ مِنَ الْمُنْظَرينَ*إِلي‏ يَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ)؛([۷۸]) (گفت: ای پروردگار من! مرا تا روزی که از نو زنده شوند مهلت ده*گفت: تو از مهلت‌يافتگانی*تا آن روز معينِ معلوم) پرسیدم. وهب به ایشان عرض کرد: فدایت گردم، منظور کدام روز است؟ فرمود: «ای وهب، آیا گمان می‌کنی آن روز، روزی است که مردم برانگیخته می‌شوند؟ خداوند تا روزی که قائمِ ما در آن برانگیخته می‌شود به او فرصت داده است؛ پس هرگاه خدا قائم ما را برانگیزد، او در مسجد کوفه است. ابلیس می‌آید تا در برابر او زانو می‌زند و می‌گوید: ای وای از این روزگار! از این روز! حضرت، موی پیشانی او را می‌گیرد و گردنش را می‌زند؛ این روز، روزِ وقت معلوم است».([۷۹])

و در روایت دیگر نیز از کشته شدن ابلیس به دست رسول خدا(ص) در روز معلوم سخن به میان آمده است:

از عبدالکریم‌بن عمرو خثعمی نقل شده است: از امام صادق( (شنیدم که می‌فرمود): «ابلیس به خداوند عرض کرد: (أَنظِرْنِي إِلَى يَوْمِ يُبْعَثُونَ) (مرا تا روزی که برانگیخته می‌شوند، مهلت ده). خدای سبحان خواستۀ او را نپذیرفت و فرمود: (فَإِنَّکَ مِنَ الْمُنْظَرينَ*إِلي‏ يَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ) (تو از مهلت‌داده‌شدگانی *تا روزِ وقت معلوم). زمانی که روزِ وقت معلوم فرا رسد، ابلیس لعنت الله با تمام هوادارانش از زمان آفرینش حضرت آدم( تا آن روز پدیدار می‌شود؛ آن هنگام، آخرین رجعتی است که امیرالمؤمنین(ع) انجام می‌دهد.

به آن حضرت عرض کردم: آیا رجعت چندین بار صورت می‌گیرد؟ فرمود: آری، رجعت چندین و چند بار است. هیچ امام و پیشوایی در هیچ قرنی نیست، مگر اینکه افراد مؤمن و نیکوکار و انسان‌های تبهکار زمانش با او رجعت می‌کنند تا خداوند به‌وسیلۀ مؤمن، از کافر انتقام بگیرد. آن زمان که روز معلوم فرا برسد، امیرالمؤمنین( با یاران خود رجعت می‌کند و ابلیس و هوادارانش نیز می‌آیند و میعادگاه آنان در زمینی از زمین‌های فرات به نام «روحا» است که نزدیک کوفۀ شما قرار دارد. آنان با یکدیگر چنان نبردی می‌کنند که از زمانی که خداوند جهانیان را آفریده، بی‌سابقه است. گویی به یاران امیرالمؤمنین علی(ع) می‌نگرم که صد گام به عقب برمی‌گردند و عقب‌نشینی می‌کنند و گویی می‌بینم که قسمتی از پاهای آنان داخل فرات شده است؛ در این هنگام جبّار عزوجل (فِی ظُلَلٍ مِنَ الْغَمَامِ وَ الْمَلَائِكَةُ وَ قُضِیَ الْأَمْرُ) (با فرشتگان در زیر سایبانی از ابر نزدشان بیاید و کار یکسره شود) فرود می‌آید و رسول خدا(ص) سلاحی از نور در دست دارد. هنگامی‌که ابلیس به آن حضرت می‌نگرد، به عقب برمی‌گردد و عقب می‌نشیند. یارانش به او می‌گویند کجا می‌خواهی بروی و حال‌آنکه تو پیروز شده‌ای؟ ابلیس می‌گوید: (إِنِّی أَری‌ ما لا تَرَوْنَ إِنِّی أَخافُ اللهَ رَبَّ الْعالَمِینَ) (من چیزی را می‌بینم که شما نمی‌بینید. من از خدا، پروردگار جهانیان بیم دارم). رسول خدا(ص) با او درگیر می‌شود و حربه‌ای میان دو کتف او فرود می‌آورد که هلاکت ابلیس و هلاکت تمام هواداران او را در پی خواهد داشت. در این زمان، فقط خدای عزوجل عبادت می‌شود و به او شرک ورزیده نمی‌شود و امیرالمؤمنین(ع) به‌مدت چهل‌وچهار هزار سال حکومت می‌کند تا آنجا که از هر مرد شیعه و پیرو علی(ع) هزار فرزند پسر به وجود می‌آید و در این هنگام دو باغ سرسبز سیاه‌فام (الجنتان مدهامتان) در کنار مسجد کوفه و اطرافش آن‌گونه که خدا بخواهد پدیدار می‌گردد».([۸۰])

و این شبهه‌ای بود ‌که سید احمد‌الحسن(ع) در کتاب‌های شریف و با پاسخ‌هایشان به رفع ابهامش پرداخته است.

دربارۀ آیۀ «ابرها» در روایت فرموده‌اند:

(هَلْ یَنْظُرُونَ إِلَّا أَنْ یَأْتِیَهُمُ اللهُ فِی ظُلَلٍ مِنَ الْغَمَامِ وَ الْمَلَائِكَةُ وَ قُضِیَ الْأَمْرُ وَ إِلَى اللهِ تُرْجَعُ الْأُمُورُ)؛([۸۱]) (آیا اینان منتظرندکه خدا با فرشتگان در زیر سایبانی از ابر نزدشان بیاید و کار یکسره شود؟ حال‌آنکه همۀ کارها به خداوند بازگردانیده می‌شود). کسی که در زیر سایبانی از ابر می‌آید حضرت محمد(ص) (خدای در خلق) است که در زمان رجعت می‌آید و در دستش نیزه‌ای از نور است و ابلیس (لعنت خدا بر او) را می‌کشد. خداوند سبحان از حاضر شدن و آمدن و رفتن منزّه است و حرکت یا آمدوشد از صفات مخلوق محسوب می‌شود...([۸۲])

و پس‌ازآن روایت ـ‌پیشین‌ـ خثعمی را ذکر می‌فرماید؛

سپس از سید احمد‌الحسن(ع) پرسیده شد: در بیشتر از یک آیۀ کریم می‌بینیم که ائمۀ هدایت(ع) این آیه را به این عالم و عالم رجعت تفسیر می‌کنند؛ حکمت آن چیست؟

ایشان فرمودند: «روز وقت معلوم، روز قیام قائم است که ابلیس در آن روز ‌کشته می‌شود ـ‌همان‌گونه که روایت شده است، قائم(ع) او را در مسجد کوفه به قتل می‌رساند‌ـ اما ازآنجاکه رجعت، تکرار امتحان برخی از خلق است ـ‌که ایمان محض و کفر محض داشته‌اند‌ـ ابلیس ملعونِ گمراه‌کنندۀ خلق نیز به همراه آنان بازمی‌گردد، ـ‌زیرا ازجمله کسانی است که به کفر محض رسیده است و به‌علاوه او یکی از افراد مورد آزمایش در امتحان الهی نیز هست‌ـ و درنتیجه در مورد رجعت نیز روز معلوم دیگری وجود دارد؛ یا به‌عبارت‌دیگر، تکرار روز معلوم حقیقی ـ‌اصلی‌ـ ‌که در این زندگی جسمانی بوده است.

نام رجعت ـ‌خداوند توفیقت دهد‌ـ بر معنایش دلالت دارد؛ به معنای بازگشت یا تکرار است؛ عده‌ای که مرده بوده‌اند، بازمی‌گردند؛ آزمونی که پایان یافته، تکرار می‌شود؛ و روزهایی که گذشته‌اند، بازخواهند گشت... پس هنگامی‌که طبق روایات، ابلیس روز و وقت مشخصی در زمان قائم داشته باشد و در آن روز کارش یکسره شود و ابلیس در این روز توسط قائم کشته شود، در نهایت رجعت و بازگشتی خواهد بود و ابلیس باز خواهد گشت، زیرا ابلیس از دسته کسانی است که در کفر، به نهایت آن رسیده‌اند؛ حال آیا پس از بازگشتش تا روز قیامت، آن‌گونه که خودش درخواست ‌کرده است رها و به حال خود باقی گذاشته خواهد شد؟! یا روز معلوم در عالم رجعت، بر اساس آنچه مناسب آن عالم (رجعت) است، بار دیگر برایش تکرار می‌شود و بر اساس روایت، قاتل او در رجعت، رسول خدا(ص) خواهد بود؟!».

و همچنین می‌فرماید:

به قتل رسانیدن نخست، هنگام ظهور حضرت قائم(ع) و قیامت صغری در این دنیا صورت می‌گیرد ـ‌که به هنگام ظهور حق‌ـ حضرت قائم( او را در مسجد کوفه می‌کُشد و در هاویۀ جحیم می‌افکند.

به قتل رساندن دوم، در رجعت (در نخستین) است که پس از پایان حکومت مهدی دوازدهم صورت می‌گیرد؛ که در آن زمان حسین‌بن علی و علی‌بن ابی‌طالب( و هر‌کس که ایمان خالص و کفر خالص داشته باشد رجعت می‌کند. ابلیس (لعنت خدا بر او) نیز در آن زمان رجعت می‌کند، زیرا وی جزو کسانی است که کفر خالص دارند و همان‌طور که در روایت دوم آمده است، پیامبر خدا(ص) او را می‌کُشد.([۸۳])

پاورقی‌ها

  1. ↩[۷۸] - بقره: ۱۸۹.
  2. ↩[۷۹] - بحار الانوار: ج ۶۰، ص ۲۵۴.
  3. ↩[۸۰] - مختصر بصائر‌الدرجات: ص ۲۷.
  4. ↩[۸۱] - بقره: ۲۱۰.
  5. ↩[۸۲] - کتاب توحید: ص ۴۱ ـ از انتشارات انصار امام مهدی.
  6. ↩[۸۳] - متشابهات: ج ۴، پرسش ۱۷۷.
اطلاعات صفحه
نوع صفحه
11- رجعت _‌همانندِ این عالم_ روزی معلوم دارد - رجعت، سوّمین روز بزرگ خدا - WikiSavior
زبان
fa

تغییر زبان رابط کاربری به معنای ترجمه یا تأیید انتشار یک حکم نیست.