فصلها
۱۳- جنبندۀ زمین (دابة الارض) در رجعت و در این عالم
رجعت، سوّمین روز بزرگ خدا · علاء سالم
-۱۳- جنبندۀ زمین (دابة الارض) در رجعت و در این عالم
حقتعالی میفرماید: (وَإِذَا وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَيْهِمْ أَخْرَجْنَا لَهُمْ دَابَّةً مِّنَ الْأَرْضِ تُكَلِّمُهُمْ أَنَّ النَّاسَ كَانُوا بِآيَاتِنَا لَا يُوقِنُونَ)؛([۹۱]) (چون سخن بر ایشان محقق گردد، برايشان جنبندهای از زمين بيرون میآوريم که با آنان سخن بگويد که اين مردم به آيات ما يقين نمیآوردند).
از سید احمدالحسن(ع)، معنای این آیه پرسیده شد؛ ایشان(ع) فرمودند:
... مردی به امام صادق(ع) عرض کرد: به من رسیده است که عامه، این آیه را بهصورت «تَکلمهم» قرائت میکنند یعنی «تجرحهم» (آنها را مجروح میسازد). حضرت(ع) فرمود: «خداوند با آنان در آتش جهنم سخن بگوید! این آیه نازل نشده مگر بهصورت «تُكَلِّمُهُمْ» یعنی از کلام».([۹۲])
و امام رضا(ع) در تفسیر آیۀ (أَخْرَجْنَا لَهُمْ دَابَّةً مِّنَ الْأَرْضِ تُكَلِّمُهُمْ)؛ (برایشان جنبندهای از زمین بیرون میآوریم که با آنان سخن بگوید) فرمود: «حضرت علی(ع) است».([۹۳])
پس جنبنده در این آیه، انسان است و روایاتی وجود دارد که بیان میدارد او علیبن ابیطالب(ع) است و این در رجعت میباشد. حضرت علی(ع) جنبندۀ زمین است که در رجعت با مردم سخن میگوید و مؤمن را از کافر به آیات الهی جدا مینماید. پیش از رجعت، قیام قائم(ع) قرار دارد و آن حضرت نیز «دابة تکلم الناس»([۹۴]) (جنبندهای که با مردم سخن میگوید) است و با رؤیا و مکاشفه در بیداری، ضعف ایمان آنها به آیات حق الهی در ملکوت آسمانها را به ایشان مینمایاند و برایشان تبیین میکند که مردم در طول مسیر انسانیت بر این زمین، غالباً به آیات ملکوتی خداوند یقین ندارند و به رؤیا و مکاشفه در ملکوت آسمانها ایمان نمیآورند؛ چراکه آنها نگاه خود را به این زمین و به ماده محدود کردهاند و این منتهای دانش آنها بوده است که سراغ ماسوای آن نمیروند: (ذلِکَ مَبْلَغُهُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِنَّ رَبَّکَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنْ ضَلَّ عَنْ سَبيلِهِ وَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنِ اهْتَدی)؛([۹۵]) (مُنتَهای دانش آنها همين است. پروردگار تو به آنکس که از طريق او گمراه میشود يا به راه هدايت میافتد داناتر است).
دربارۀ «جنبنده زمین» که در ظهور مقدس خروج میکند، روایات بسیاری ذکر شدهاند ازجمله:
از امام صادق(ع) در حدیثی طولانی روایت شده است که فرمود: «... سپس جنبندۀ زمین بین رکن و مقام ظاهر میشود و بر چهرۀ هر مؤمنی مینویسد مؤمن و بر چهره هر کافری مینویسد کافر است؛ سپس سفیانی ظهور میکند و سپاهش را به عراق گسیل میدارد... و زورا را ویران میکند و آن را ویرانشده رها میکند و کوفه و مدینه را خراب میکند... سپس بهسوی سرزمین بیداء خروج میکند... پس زمین، آنان را میبلعد...». ([۹۶])
از علیبن مهزیار هنگام دیدارش با امام مهدی(ع) روایت شده است:... عرض کردم: آقای من، این امر چه هنگام خواهد بود؟ فرمود: «آنگاهکه میان شما و راه کعبه جدایی افتد و خورشید و ماه با هم جمع گردند و کواکب و ستارگان به آنان بپیوندند»؛ پس گفتم: ای فرزند رسول خدا، آن، چه هنگام خواهد بود؟ به من فرمود: «در سال فلان و فلان جنبندۀ زمین از بین صفا و مروه برمیخیزد، درحالیکه عصای موسی(ع) و انگشتری سلیمان(ع) با اوست و مردم را بهسوی محشر سوق میدهد».([۹۷])
بسیار واضح است که این جنبندۀ الهی، مردی است که پیش از امام مهدی(ع) و قبل از ظهور سفیانی خروج میکند و واضح شد که شبیه و نظیر علی(ع) در عصر ظهور، همان وصی و فرستادۀ امام مهدی(ع) و یمانی آن حضرت ـکه سلام و درود خدا بر او، پدران و فرزندانش بادـ میباشد.
از همین رو سید احمدالحسن(ع) فرمودند:
... و در برخی روایات از قائم(ع) بهعنوان علیبن ابیطالب( یا جنبندۀ زمین تعبیر شده و این لقبی مشترک بین قائم و علیبن ابیطالب( است.([۹۸])
اما چرا مهدی اول شبیه جدش امیرالمؤمنین(ع) است و برخی از القابِ ایشان بر او اطلاق شده است، همانگونه که در لقب «جنبندۀ زمین» چنین دیدیم؟
سید احمدالحسن(ع) در کتاب «همگام با بندۀ صالح» در توضیح آن میفرماید:
از عبایه اسدی نقل شده که گفت: امیرالمؤمنین(ع) درحالیکه «مشنکی» بود ـدر منبع چنین آمده و گفته شده: شاید منظور «تکیه داده» باشدـ و من بالای سر آن حضرت ایستاده بودم فرمود: «در مصر منبری خواهم ساخت و ساختمانهای سنگی دمشق را یکبهیک ویران خواهم نمود و یهود و نصاری را از همۀ سرزمینهای عرب بیرون خواهم راند و عرب را با این عصای خود هدایت خواهم کرد». عبایه میگوید: من به آن حضرت عرض کردم: یا امیرالمؤمنین! گویی شما خبر میدهی که بعد از مردن، بار دیگر زنده خواهید شد؟ حضرت فرمود: «هیهات! ای عبایه تو به راه دیگری رفتهای (مقصود من از این سخنان آنگونه که تو گمان کردهای نیست). آنچه را که گفتم، مردی از دودمان من انجام خواهد داد».([۹۹])
بنابراین، امام امیرالمؤمنین(ع) انجام این کار را به خودش نسبت میدهد و حالآنکه فاعل مستقیم آن، یکی از فرزندان آن حضرت است. این چه مفهومی دارد؟ در این خصوص از سید احمدالحسن(ع) سؤال کردم و گفتم: در روایات زیادی وارد شده که امامی، انجام کاری را به خودش نسبت میدهد و حالآنکه منظورش امام دیگری از فرزندانش است؛ همانطور که در «مُکلِّم موسی» (سخنگوی موسی) و «یفعله رجلٌ مِنّی» (مردی از من آن را انجام میدهد) وارد شده است. آیا درستی این انتساب، فقط ازآنجهت است که وی از ایشان است یا اینکه موضوع دیگری وجود دارد؟ و آیا این قضیه با اتحاد نورهای ایشان در آسمان هفتم مرتبط است؟
ایشان(ع) در پاسخ من فرمود: «خداوند تو را توفیق دهد؛ در این عالم جسمانی آری، وی از اوست، زیرا از ذریهاش میباشد. در آسمان هفتم (نیز) از اوست، زیرا وی در مرتبهای پایینتر از او و بخشی از حقیقت آن حضرت است».([۱۰۰])
پاورقیها
- ↩[۹۱] - نمل: ۸۲.
- ↩[۹۲] - بحارالانوار: ج ۵۳، ص ۵۳.
- ↩[۹۳] - روایات بسیاری وجود دارد که اشاره میکنند که منظور از «دابة الارض» علیبن ابیطالب و در رجعت است. به این روایات مراجعه نمایید: بحارالانوار ج ۵۳، ص ۵۳ و مدینةالمعاجز بحرانی: ج ۳، ص ۹۰ و پسازآن و سایر موارد.
- ↩[۹۴] - استاد احمد حطاب سخن دربارۀ این مسئله را در کتاب «طلوع کنندۀ مشرق و جنبندۀ زمین» بهطور مبسوط بیان کردهاند.
- ↩[۹۵] - نجم: ۳۰.
- ↩[۹۶] - رجعت ـ استرآبادی: ص ۱۰۰.
- ↩[۹۷] - بشارة الاسلام: ص ۲۳۶.
- ↩[۹۸] - پاسخهای روشنگرانه: ج ۶، پرسش ۵۲۹.
- ↩[۹۹] - بحارالانوار: ج ۵۳، ص ۵۹ و ۶۰.
- ↩[۱۰۰] - کتاب همگام با بندۀ صالح ـ از انتشارات انصار امام مهدی.