پرسش ۲۳۴ - پاسخهای روشنگر بر بستر امواج (ج ۳)
از WikiSavior، مرجعی مبتنی بر منابع
پرسش و پاسخ فارسی
-پرسش 234:
بسم الله الرحمن الرحيم، والحمد لله رب العالمين وصلى الله على محمد وآل محمد الأئمة والمهديين وسلم تسليمًا. در آنچه در ادامه میآید، نصیحت سید احمد الحسن به انصار میباشد که در جواب به سوال و درخواست برادر عزیز غالی علاء در تاریخ چهارششنبه 16 صفر 1430 هـ.ق.[۴۹] داده شده است.
پاسخ احمدالحسن (ع):
به نام خداوند بخشایندهی مهربان سپاس و ستایش از آنِ خدا است که پروردگار جهانیان است همان گونه که او، اهل آن است و همان گونه که شایستهی بزرگی وجهش و عزّت جلالش است و درود خدا بر محمد و آل محمد از ائمه و مهدیین که هدایتگر و پاکیزهاند. شهادت میدهم که خدایی جز الله نیست، یگانهای است که شریکی ندارد. خدای یگانه، احد، واحد، فرد، بینیاز است و دوست و فرزندی نگرفت و شهادت میدهم که سید و مولایم محمد(ص)، بندهی او و فرستادهاش به سوی جهانیان است. آن معبود سبحان و متعال را سپاس میگویم که به فضلش بر من تفضّل نمود؛ فضلی که جز ذات سبحان و متعالش، آن را نمیداند؛ که مرا بندهی خودش قرار داد و با قرار دادن من از سجدهکنندگان، به من کَرَم کرد و مرا جزو ذاکران نوشت. به حق سوگند، خود را جز غافلی که شایستهی این کرم الهی که معبود سبحان بر من فرستاد، نمیبینم؛ ولی او کریمی است که بسیار پاداش میدهد. به خدا سوگند، خود را کسی نمیبینم که حتی اندوختهای اندک اندوخت باشد که بگویم خدا در اِزای کار خیر اندکم، پاداش بسیار به من داده است! سپس خواست و مشیت خدای سبحان و متعال آن بود که مرا در میان سادات آل محمد(ع) از ائمه و مهدیین که صلوات پروردگارم بر آنها باد، قرار دهد؛ مرا در میان آنان نوشت و روی سیاه مرا در میان صورتهای آنها که به نور خدای سبحان روشن است، محشور نمود. پس خود را میان امر خدای سبحان که مرا استوار ساخته بود و میان شناختم از نفسم که پریشانخاطرم مینمود، دیدم، و خدای سبحان اراده فرمود که خلق را با سنگ سیاهی (حجر الاسود) که با گناهان سیاه شده است و هیچ سودی و زیانی ندارد، بیازماید. همان طور که به شما گفتم: «یاران احمد الحسن، بندهای فانی که میمیرد و صاحب چیزی نیست، نباشید؛ بلکه یاران آن زندهای باشید که نمیمیرد و هر چه را بخواهد، انجام میدهد»؛ یعنی: قبله، شما را از حقیقتی که هدف شما است، بازندارد. پس باید قلبهای شما متعلق به آن معبود سبحان و متعال باشد، نه بندهای از بندگان او! اگر آن بنده، خلیفهی خدا در زمینش باشد، تابع خلیفهی خدا باشید زیرا خداوند شما را به آن فرمان میدهد و باید تلاش و کوشش و عرقریختنتان به همراه خلیفهی خدا باشد، نه به این دلیل که این انسانی را که خدا خلیفهی خود در زمینش کرده است، دوست میدارید که این، شرکی است که انسان مومن و صالح را از ارتقا در راههای آسمان بازمیدارد، بلکه به این دلیل که خدا شما را به آن فرمان داده است: «وَمَا يُؤْمِنُ أَكْثَرُهُمْ بِاللّهِ إِلاَّ وَهُم مُّشْرِكُونَ»[۵۰] (و بيشترشان به خدا ايمان نياورند مگر همراه با شرک). بدانید که خداوند برای ما در دلهای مومنان دوستی و محبت نهاده است. قلبهای آنها با یاد ما، رقیق و نرم میشود و اشکهای آنها با شوق ما، روان میگردد و شما نیز با این آزموده میشوید؛ پس این محبت، شما را از یاد خدا غافل نسازد و مانند کسی نباشید که آینه او را به خود مشغول میکند در حالی که از دیدن تصویر در آینه بازمیدارد؛ بدانید که آینه ساخته شد تا شما را به تصویری که در آن قرار دارد، برساند. خداوند شما را مشمول رحمت خویش قرار دهد؛ پس بدانید که خلفای خدا در زمینش، راهنماهایی هستند که مردم آنان را میشناسند و به وسیلهی آنها، خدا شناخته میشود و غایت و هدف نهایی شما خدا است و غرض از خلقتتان، معرفت او سبحان و متعال میباشد. پس مبادا و مبادا که به آن دلیلها و راهنمایان که سلام خدا بر همهی آنها باد، مشغول شوید و از هدفتان، که آنها به آن خواندند و میخوانند، دور شوید. سخنم را به دو کلام، مختصر میکنم، آنها را آویزهی گوش خود کنید: «شما را برحذر میدارم که به قبله مشغول شوید، قبلهای که به شما فرمان داده شده است تا از درونش بنگرید؛ شما را برحذر میدارم که به قبله مشغول شوید، قبلهای که آنچه فراسویش قرار دارد، خواسته شده میباشد». برحذرتان میدارم از این که چیزی از دستورات خلیفهی خدا در زمینش را مُهمل بگذارید که او قبلهی شما به سوی خدا است و شما را برحذر میدارم که مشغول شدنتان به خلیفهی خدا، شما را از یاد خدای سبحان باز دارد چرا که خلیفهی خدا، جز قبلهای به سوی او نیست. پس باید که دلمشغولیتان در زندگی، اصلاح بین خودتان باشد. بر مومنان رحم کنید تا خداوند بر شما رحم کند. ان شاء الله در میان شما کسی نیست که معتقد باشد که خدای سبحان شریکی دارد و در میان شما کسی نیست که خدای سبحان و متعال که نور بدون تاریکی است، در عالمی از عالمهای خلقت، حلول کرده است در حالی که این عالمها، همگی ظلمتی است که با نور آمیخته میباشد؛ حتی این عالمها به نور خدا سبحان و متعال که بسیار بلندمرتبه است، برپا است. تعالی الله علوّاً کبیراً. به همین ترتیب به گمانم شما میدانید که خدا آن کس از خلقش را که در پیشگاهش اخلاص ورزد، مخاطب قرار میدهد که من زندهای هستم که نمیمیرم و تو را ای بندهام، زندهای گردانیدم که نمیمیری؛ من به هر چه بگویم باش، موجود میشود، پس تو را چنان کردهام که چون به چیزی بگویی موجود باش، موجود میشود[۵۱]. خدای متعال میفرماید: «لَا يَذُوقُونَ فِيهَا الْمَوْتَ إِلَّا الْمَوْتَةَ الْأُولَى وَوَقَاهُمْ عَذَابَ الْجَحِيمِ»[۵۲] (در آنجا طعم مرگ را نمیچشند مگر همان مرگ نخستين، و آنها را (خدا) از عذاب جهنم نگه داشته است). اینان نمیمیرند و از مرگ جز خروج از این دنیا، نمیفهمند. خدای متعال میفرماید: «وَنُفِخَ فِي الصُّورِ فَصَعِقَ مَن فِي السَّمَاوَاتِ وَمَن فِي الْأَرْضِ إِلَّا مَن شَاء اللَّهُ ثُمَّ نُفِخَ فِيهِ أُخْرَى فَإِذَا هُم قِيَامٌ يَنظُرُونَ»[۵۳] (و در صور دميده شود پس هر که در آسمانها و هر که در زمين است جز آنها که او بخواهد بيهوش میشوند و بار ديگر در آن دميده شود، (آنگاه) آنها ایستاده نظارهگرند). اینان نمیمیرند و هنگام دمیدن اسرافیل در صور، حیران و بیهوش نمیشوند. خدای متعال میفرماید: (يَبْقَى وَجْهُ رَبِّكَ ذُو الْجَلَالِ وَالْإِكْرَامِ»[۵۴] (وجه پروردگار صاحب جلال و اکرامت باقی میماند). اینان فنا نمیشوند؛ زیرا آنها وجه خدا هستند یعنی خدا به وسیلهی آنها با بقیهی خلق، مواجه میشود. ولی کجا است آن زندهای که به واسطهی غیر خودش نمیمیرد و کیست زندهای که به واسطهی خود نمیمیرد و کجا است کسی که به هر چیز میگوید باش، به حول و قوت غیر از خودش موجود میشود، بلکه خود نیازمند به اذن دیگری است؟ و کیست آنکه به هر چیز بگوید موجود باشد، به اذن و ارادهی خودش موجود میشود؟ «.... قَالَ اللّهُ يَا عِيسى ابْنَ مَرْيَمَ اذْكُرْ نِعْمَتِي عَلَيْكَ ............... وَإِذْ تَخْلُقُ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ بِإِذْنِي فَتَنفُخُ فِيهَا فَتَكُونُ طَيْراً بِإِذْنِي»[۵۵] (خداوند گفت: ای عیسی بن مریم نعمت من بر خود را به یاد بیاور .... و آنگاه از گِل، مشابه پرندهای به اذن من میآفرینی پس در آن میدمی و به اذن من، پرندهای میشود). پس خدا رحمتتان کند، جدال و بحث بیمورد را رها کنید و با مردم به اندازهی عقلهایشان سخن بگویید. به شما توصیه میکنم که حق را به طالبانش با رفق و محبت و عطوفت برسانید؛ شما طعام آسمان را به سوی آنها میبرید پس صدقاتتان را با منّت و آزار، تباه نکنید: «یا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تُبْطِلُواْ صَدَقَاتِكُم بِالْمَنِّ وَالأذَى»[۵۶] (ای کسانی که ایمان آوردهاید، صدقههایتان را با منّت و آزار، تباه نکنید). اگر نیازی در هدایت آنها در خود حس نمیکنید، باید برای آنکه یاور ما در عرصههای قیامت باشید، در خود احساس نیاز کنید؛ از آنهایی باشید که خدای بلند مرتبه به آنها، به فرشتگانش افتخار میکند. ما را با علم و عمل و اخلاص و اصلاح بین خود، یاری دهید تا بهترین امّتی شوید که برای مردم خارج شده است و اگر اصحاب کهف نبود، شما برای گذشتگان و آیندگانتان، مایهی شگفتی و حیرت باشید. خدای متعال میفرماید: «ام حَسِبْتَ أَنَّ أَصْحَابَ الْكَهْفِ وَالرَّقِيمِ كَانُوا مِنْ آيَاتِنَا عَجَباً »[۵۷] (آیا گمان کردی که اصحاب کهف و رقیم، از آیات شگفت ما بودند؟) در حالی که از سر حسین بن علی(ع) فقط این آیه شنیده میشد: «أَنَّ أَصْحَابَ الْكَهْفِ وَالرَّقِيمِ كَانُوا مِنْ آيَاتِنَا عَجَباً»؛ که اشاره به اصحاب کهف در آیندگان میکند؛ آنان اصحاب قائماند که برای انتقام خون حسین(ع) قیام میکنند و ملزم به دینی هستند که حسین(ع) برای آن کشته شد که همان «حاکمیت الله» است. شما به همهی دین چنگ زدهاید، که همان حاکمیت الله است و هر که حاکمیت الله را بیاورد، چیزی در آخرت به او زیان نمیرساند و هر که در آن کوتاهی کند، چیزی به او سود نرساند. حقیقت آن است که کسانی که در حاکمیت الله کوتاهی میکنند، در زمرهی دشمنان محمد(ص) نوشته میشوند، هرچند ادعا کنند که پیرو او هستند و از دشمنان علی(ع) هستند، هرچند مدعی باشند شیعهی او هستند و از دشمنان حسین نوشته میشوند؛ حسینی که حتی شیرخوارش را قربانی کرد و سرش بر نیزه رفت تا حاکمیت الله را ثابت کند. سوگند به خدایی که خدایی جز او نیست، اینان، حاملان سر حسین(ع) بر نیزه در زمان حاضراند و این رسوایی و ننگ برای آنها کافی است که خود را طوافکننده مییابند در حالی که چیزی از دین الهی و انقلاب حسین(ع) نمیدانند. شما صدای آنان را سالیان دراز است بر منابر میشنوید که میگویند حسین(ع) به دنبال حکومت نبود و گمان میکنند که با این سخن، حسین(ع) را منزّه جلوه میدهند. این در حالی است که مطالبهی حاکمیت الهی توسط خلیفهی خدا، منقبت و ارزشی برای او است به همان اندازه که مطالبهی حاکمیت و پادشاهی برای غیر او، ننگ و عار است. خلیفهی خدا با طلبیدن حاکمیت الهی، ارادهی خدا را جاری میکند در حالی که مطالبهی حاکمیت مردم به وسیلهی غیر از خلیفهی خدا، خلاف جهت ارادهی خدا است. خدا راضی نیست، آن کس را که به امامت منصوب کرده است، از حاکمیت انصراف دهد یا جایگاه آن را برای هدایت مردم به صراط مستقیم، خالی بگذارد. پس چگونه فرض میکنند که حسین(ع) خواهان حاکمیت الله و حکومت نبود؟ این در حالی است که همهی خلق با حاکمیت الله امتحان میشوند و در هر زمان، مردم به دو گروه تقسیم میشوند: گروهی مانند ابلیساند که من یا ما میگویند و گروهی مانند فرشتگان در سجدهشان هستند که «او» میگویند. حال بنگر به مصیبت اینها که از خبرهای گذشته چنین برداشت میکنند که حسین(ع) برای طلبیدن حکومت خروج نکرد و گمان میکنند که این، فضیلتی برای حسین(ع) است. آیا آنان امروز، خود ملتزم به آن چیزی که فضیلتی برای حسین(ع) فرض مینمودند، هستند؟؟؟؟ حکومت را برای شما و مردم میگذارم در حالی که شما را چنان میبیند که مانند میمونها بر تخت حکومت تکیه زدهاند. ای عزیزان، ای انصار خدا! شما نادانی اینها را و آن تباهیای که گرفتارش شدند و مردم را با آن تباه ساختند، شناختهاید؛ پس با کسانی که تباهشان کردند، مدارا و محبت کنید، شاید هدایت شوند: «ادْعُ إِلِى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُم بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَن ضَلَّ عَن سَبِيلِهِ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ»[۵۸] (مردم را با حکمت و اندرز نيکو به راه پروردگارت بخوان و با بهترين شيوه با آنان مجادله کن زيرا پروردگار تو به کسانی که از راه او منحرف شدهاند آگاهتر و به هدايتيافتگان داناتر است). احمد الحسن
پاورقیهای نسخهٔ فارسی
↑ [۴۹] 24 بهمن 1387 هجری شمسی (مترجم).
↑ [۵۰] یوسف: 106.
↑ [۵۱] ایشان( به این حدیث قدسی اشاره میفرمایند: «ای فرزند آدم، من زندهای هستم که نمیمیرم. در آنچه به تو فرمان دادم، مرا اطاعت نما تا تو را زندهای گردانم که نمیمیرد. ای فرزند آدم، من به چیزی بگویم باشد، موجود میشود پس در آنچه فرمانت دادهام، مرا اطاعت کن تا تو را به گونهای گردانم که به چیزی بگویی باشد، موجود شود». مستدرک الوسایل: ج ۱۱ ص 258 ؛ بحار الانوار: ج ۹۰ ص 376.
↑ [۵۲] دخان: 56.
↑ [۵۳] زمر: 68.
↑ [۵۴] الرحمن: 27.
↑ [۵۵] مائده: 110.
↑ [۵۶] بقره: 246.
↑ [۵۷] کهف: 9.
↑ [۵۸] نحل: 25.
مطالب بیشتر در مسائل متفرقه
- بسم الله الرحمن الرحيم، اللهم صل على سيدنا محمد وآله الطيبين الطاهرين الأئمة والمهديين وسلم تسليمًا. سلام بر تو ای مولا و آقای من و فرستادهی امام مهدی(ع)! سلام بر تو ای نبیّ خدا! سلام بر تو که با فضلش به مردم روزی میرسانی! سلام بر تو که اگر نبودی زمین با اهلش ویران میشد! سلام بر تو ای فداشدهی عیسی(ع)! سلام بر تو ای فرزند نبی مصطفی و فرزند علی مرتضی و فرزند فاطمهی زهرا! به درگاه خدا استغفار میکنم و از گناهانی که چهرهام را نزد تو سیاه کرده است، به سوی خدا بازمیگردم، ای مولای من، ای مالک بندگیام! چه گناهی بالاتر از کوتاهی در حق تو! پس مرا ببخشای. آقای من، ای یوسف آل محمد(ع)! خداوند به من رویایی نشان داد و شما در آن رویا با من سخن میگفتی، ای آقای من. به من چیزی میفرمودی که معنایش چنین بود: «با نعمتهایی بر تو منت نهادیم! و به تو رویایی را نشان دادیم همانگونه که به مومنین نشان میدهیم، از منیّت رها شو». آقا و مولای من! میدانم کسی روی این زمین وجود ندارد که بیشتر از من بر آقایش جرات داشته باشد و گناهکارتر از من وجود ندارد و من شایسته نیستم که با تو سخن بگویم، ای آقای من. ولی مرتب از خدا امید دارم که مرا ببخشی و از خدای متعال میخواهم که به من قلبی سالم ببخشد و مرا از یاران خالصت و خادمان مطیعت قرار دهد. به تو امید دارم ای آقای من، چگونه از انانیّت (منیّت) رها شوم؟ به تو توسل میجویم ای مولای من که از امت تو بازنمانم و از آن تجاوز نکنم و مولایی جز تو ندارم. مولای من، ای مولای من، تو مولایی و من بنده و آیا شایسته است که بنده جز از مولا انتظار ترحم داشته باشد؟ والحمد لله وحده، وحده، وحده. فرستنده: YA MAHDI
- آقای کریم من! انسانی گنهکارم که منتظر بخشایش خدا و مغفرت او هستم. پس از این که از سایت رسمی اطلاع یافتم، علم فراوانی یافتم که در قالب حروف و کلمات ساطع شده بود. امیدوارم بر ما منّت نهید و برخی سوالات را پاسخ دهید. نه برای امتحان شما که از جانب ما احساسی است که از اهل ولایت میباشد، بلکه برای اطمینان یافتن قلبم: 1 - آیا روزهدار هنگامی که هلال ظاهر شود، میتواند روزه را افطار کند؟ 2 - باب امام مهدی(ع) و امام حسن عسکری(ع) چه کسی است؟ 3 - 28 حرف چه کسانی هستند؟ حروف زبان عربی، و آیا به ترتیب حروف خلق شدهاند یا به صورتی دیگر؟ به سوی سروران گرامیام بازمیگردم تا به شما تاکید کنم که من بندهی بسیار گناهکاری هستم و امید دارم خداوند از تقصیراتم بگذرد و امیدواریم که خداوند ظهور قائم ما و هدایتکنندهی ما، از بین برندهی ظلم، آشکار کنندهی حق، چیرهشونده بر طغیانگران و پاککنندهی مومنین، ظاهر کنندهی حق و نشر دهندهی عدل و اطمیناندهندهی جانها را تعجیل فرماید. فرستنده: hadi
- سوال 1: آیهای در قران هست که چنین معنایی را میرساند و همانطور که از اهل بیت(ع) نیز نقل شده است، رجعت شامل حال همه نمیشود و امتهایی وجود دارند که شامل رجعت نمیشوند؛ آنها چه کسانی هستند؟ و آیهی قرانی که در این مورد سخن میگوید، کدام است؟ سوال 2: آیا اهل محشر به دلیل گرسنگی و تشنگی، غذا و نوشیدنی میخواهند؟ و دلیل قرانی یا براساس سنت بر این گفته، چیست؟ سوال 3: دلایل عقلی و نقلی معصومیت ائمه چیست؟ فرستنده: عراقی - عراق
- بسم الله الرحمن لرحيم، اللهم صل على محمد وعلى محمد الأئمة والمهديين وسلم تسليماً. السلام عليكم ورحمة الله وبركاته. حمد و منّت شایستهی خدا است و با این که خود را شایستهی آن نمیبینم که خداوند تو را به من بشناساند و با اطاعت امر تو بر من منت نهد، با این حال خدای سبحان و متعال آنچه را بخواهد به انجام میرساند و حمد شایستهی او است. آقا و مولای من، امیدوارم عذر مرا از سوالاتم پذیرا باشی: 1 - نظرتان در مورد زید بن علی(ره) چیست ؟ 2 - نظرتان در مورد شیخ مفید چیست تا آنجا که فهمیدم شما بر او رحمت فرستادید ولی پیش از آن ذکر کردید که او عالم ذر را فراموش نمود و آیهای در ذَمّ او خواندید: «نَسُوا اللَّهَ فَأَنسَاهُمْ أَنفُسَهُمْ» (خدا را فراموش کردند پس خدا هم آنان را فراموش نمود) پس معنی طلب رحمت کردن برای او چیست؟ 3 - معنی طلب رحمت کردن شما برای نگارندهی کتاب شرایع چیست و گفتی که او قاصر و نه مقصر است با آنکه از پدران بزرگوارت این معنی نقل شده است که وی در حالت عدم قطع و یقین و یا رد ائمهی هدی در حالت شناخت عدم هدف، ماند؟ 4 - معنی طلب رحمت شما برای علمای سهگانهی اصولی یعنی خمینی و دو صدر چیست با آنکه آنان با اصول و علم رجال و غیرِ آن از راه اهل بیت(ع) منحرف شدند و چگونه با این وضعیت، علمای عامل نام گرفتند؟ 5 - آقای من، چیزی فرمودهای که معنایش چنین است یا چیزی که من به خاطر دارم که هر که مرا بطلبد هلاک میشود، ولی هر که امام مهدی(ع) را بطلبد بر راه حق است؛ ولی مگر شما خودت امام و پسر امام و حجت نیستی؟ چگونه کسی که طالب شما است، هلاک میشود؟ و آیا ای آقا من، شما به سوی خودت فرا نخواندی؟ و معنی سخن امام باقر(ع) در روایت یمانی(ع) چیست که «به حق و راه راست و به سوی صاحبتان دعوت میکند»؟ چگونه این دعوت به سوی صاحب ما است که او، امام مهدی(ع) است در حالی که آنچه میبینیم دعوت به سوی نفس شریف شما است؟ 6 - شنیدیم که شما گفتی کتاب «عالم سبیط نیلی» را بخوانید ولی آنچه نیلی گفته است همهاش منطبق بر سخنان شما نیست! آقای من، شما ظن را به یقین و نفس را به روح تفسیر میکنید آن گونه که شنیدهام و خواندهام، ولی به نظر من، روش و هدف نیلی این گونه نیست! 7 - آقایم، در کتاب شرایع گفتی که حداقل مدت «متعه» (ازدواج موقت) 6 ماه است ولی برای ما روایت شده است که پدرانت این گونه نگفتهاند و حتی به مدت یک ساعت یا دو ساعت را هم جایز دانستهاند. علت این تفاوت در چیست؟ 8 - آقای من، شنیدهام که گفتهای مریم مجدلیه زناکار بود ولی توبه کرد در حالی که قرآن از زبان مریم میگوید «و ما کنت بغیا» (زناکار نبود)[65]؛ چگونه چنین چیزی ممکن است؟ 9 - مولای من، از شما نقل شده است که گفتهای قبر فاطمه زهرا(ع) در بقیع است ولی از امام رضا(ع) در کافی روایت است که قبر ایشان در منزلش و در مسجد نبوی است[66]؛ چه طور ممکن است؟ 10 - مولای من، در خصوص قیام، از شخصی شنیدهام که پرچم قائم شکست ندارد. پس چگونه شکست خوردید و انصار که رحمت خدا بر آنها باد، شهید شدند؟ 11 - آقای من، به امر به معروف و نهی از منکرِ پادشاهان فرمان دادید حال آن که از پدرانت روایت شده است که اگر سلطان شمشیر داشته باشد با او مقابله نکنیم و نیز در روایتی دیگر آمده است که اگر کسی که معترض بشود و زیان ببیند، اجری ندارد. چگونه این گونه است؟ 12 - مولای من، فرمودی که خورشید، رسول الله(ص) و ماه علی(ع) است؛ دریاها و رودها تمثیل چه چیزی هستند و مَثَل ائمه(ع) در میوهها و حشرات چیست؟ همین طور نمک و قهوه؟ و باد و نسیم؟ و ماهی مثلی از چیست؟ 13 - آقای من، گفتی که ولایت فقیه، فرعی از ولایت ائمه است و فقیه بر مال و جان مومن تسلط دارد که میتواند فتوی بدهد و آن گونه که میبیند بین مومنین قضاوت نماید. ولی علم آنچه رخ میدهد و علم مجهولات از کجا به فقیه میرسد؟ آیا عمل براساس ظن و رأی تلقی نمیشود؟ و آیا دلایل قرآنی یا روایی از پدرانت که این موضوع را بیان نموده باشند، وجود دارد؟ 14 - آقای من، آیا ائمه خدایانی به واسطهی الله و اربابانی با واسطهی الله هستند؟ و آیا ائمه این را به شیعیان خود آموختند ولی آنان را به جهت تقیه، از بیانش بازداشتند؟ و آیا مهدیّین هم اینگونهاند؟ 15 - مولای من، آیا زیدیه و اسماعیلیه و بهائیان و غیر آنان از نواصباند؟ 16 - آقای من، حکمت به کار بردن اصطلاحات صوفی و کلام فلاسفه مانند قوس صعود و نزول و فنا و غیر آن از جانب شما برای بیان علم و حکمت چیست؟ آیا مگر علم نورانی و بیان نورانی و سخن حق و حجت درخشان (باهره) نزد شما نیست؟ 17 - مولایم، تدریس علم عربی و نحو را منع کردی، پس چگونه از امیرالمونین(ع) در تعلیم علم نحو به ابو الاسود دوئلی از طرف ایشان(ع)، روایت شده است؟ 18 - حکمت تالیف کتاب «نبوت خاتم» چیست؟ 19 - آقای من، از شما آموختم که علت وجود تأویل در قرآن، نیاز به امام و وسیلهی شناخت او میباشد؛ ولی اصلاً فایدهی وجود تأویل چیست؟ 20 - آقایم، در روایت است که شیطان رؤیایی را به فاطمهی زهرا(ع) نشان داد که در آن محمد(ص) و علی و حسن و حسین(ع) آن گونهاند که ذکر میشود[67]. چگونه شیطان توانست این قدرت را داشته باشد؟ آیا ملکوت به دست خداوند نیست؟ در تفسیر این سخن خداوند: «إِنَّمَا النَّجْوَى مِنَ الشَّيْطَانِ لِيَحْزُنَ الَّذِينَ آمَنُوا»[68] (نجوا کردن فقط کار شيطان است که میخواهد مؤمنان را محزون کند). و نیز معنی این که غیرشیعه مانند صوفی یا اهل سنت، محمد(ص) را در رویا ببینند چیست؟ در حالی که رویاهای فراوان و حتی کشفیاتی از آنان نقل شده است و چگونه آنان که بر باطلاند، رسول(ص) به سوی آنها میرود و یا برایشان متمثّل میشود؟ و همچنین رویاهای شیعهی اصولی که ائمه(ع) را میبینند با آنکه بر باطلاند؟ آیا دلهای ما را با جوابی کافی، شفا میدهی، ای مولای من؟ 21 - آقایم، در قصهی دیدار، زیارت قبور ائمه و مزار آنان را ذکر کردی که معنای آن چنین است که جزئی مهم از زندگیت و مرحلهای مهم شمرده میشود؟ چگونه چنین است؟ 22 - آقایم، سوالاتی را قبلا از شما پرسیدم و برخی از آنها و نه همهی آنها را پاسخ دادی. علت چیست؟ آیا نقصی در من بود یا اسائهی ادبی شد؟ یا به دلیل مسئلهای غیبی است که شما میدانی؟ و آقایم، آیا میدانی من چه کسی هستم؟ آیا من از انصار شما و از کسانی هستم که در عالم ذر با تو بیعت کرده است یا خیر؟ 23 - آقایم، استخارههایی کردم و آیاتی آمد که با بدی و سیئه شروع میشد و شما هرگز این گونه نیستی! آیا در مورد شما نمیتوان بسیار استخاره کرد یا اشکالی ندارد؟ 24 - آقایم، کسی هست که قسم برائت از شما یاد کرد و زنده ماند و اتفاقی برای او نیفتاد و همچنین مباهله. در حالی که به من گفتهاند که شخصی به دروغ ادعای مهدویت کرد و مباهله نمود و مسجدی که در آن مباهله کرده بود، به وسیلهی دشمنش خراب شد. پس چرا این گونه است؟ السلام عليكم ورحمة الله وبركاته، وصلى الله عليك وجزاك الله خيرًا وشكرًا. فرستنده: ابو علی
مراجع
- ↑ احمد الحسن(ع). پاسخهای روشنگر بر بستر امواج (ج ۳). مترجم: گروه مترجمان انتشارات انصار امام مهدی(ع). نوبت انتشار: دوم؛ ۱۳۹۴. -پرسش ۲۳۴:؛ صفحه ۴۸
منبع اصلی عربی: الجواب المنير عبر الأثير (ج ٣).
ارجاع به این صفحه
احمد الحسن(ع). پاسخهای روشنگر بر بستر امواج (ج ۳). مترجم: گروه مترجمان انتشارات انصار امام مهدی(ع). نوبت انتشار: دوم؛ ۱۳۹۴. -پرسش ۲۳۴:؛ صفحه ۴۸ https://ahmedalhasan.org/fa/Library/BookContent/26 - AL-JAWAB-AL-MUNIR-V3-Q234