پرسش ۲۴۳ - پاسخهای روشنگر بر بستر امواج (ج ۳)
از WikiSavior، مرجعی مبتنی بر منابع
پرسش و پاسخ فارسی
-پرسش 243:
بسم الله الرحمن الرحيم، وصلى الله على محمد وآل محمد الائمة والمهدين وسلم تسليمًا كثيراً. سلام بر حسین و بر علی بن حسین و بر فرزندان حسین و بر اصحاب حسین. سلام بر تو ای مولای من، ای ابا صالح! سلام بر تو ای مولای من و پسر مولای من، ای ابا العباس، احمد الحسن، که خدا تو را در زمین تمکین دهد و ما را از مجاهدان همراه با تو در یاری محمد و آل محمد(ع) قرار دهد. سید و مولای من! به شرافت گوش دادن به خطبههای شما که برای همهی مردم فرمودهای، نایل گشتهام؛ ولی آرزو و طمع بیش از این دارم و میخواهم در نزدیکترین زمان به دیدرات شرفیاب شوم، اگر که موافق باشید. من انسانی تباه شده در این دنیایم و کسی را میخواهم که مرا به راه صحیح نجات که همان راه مستقیم هدایت است، راهنمایی نماید. امیدوارم که به شما جسارت نکرده باشم و آنچه را که لایقش نیستم، از شما درخواست نکرده باشم. میدانم که انسانی هستم که بی هیچ حیا و خجالتی، بسیار گناه پروردگارش را کرده است ولی از رحمت خدا وبخشایش او، ناامید و مایوس نیستم. از درگاه خداوند طلب بخشایش دارم و از هر گناهی که انجام دادهام، به سوی او بازمیگردم. والسلام عليكم ورحمة الله و بركاته. دوستدار تباهشده: ابوعلی فرستنده: ابوعلی - کویت
پاسخ احمدالحسن (ع):
بسم الله الرحمن الرحیم اللهم صل علی محمد و آل محمد الائمة و المهدیین و سلم تسلیماً کثیراً. از خدا میخواهم که گشایش بر مومنین بفرستد و کافران را رسوا کند و دیدارم را با هر زن و مرد مومنی آسان سازد. فضل او بر من عظیم است و امید است که این گشایش، نزدیک باشد و به طول نینجامد. از خدا میخواهم که سینهات را برای ایمان گشاده سازد و امرت را برای هر چیزی که خیر آخرت و دنیایت در آن است، آسان سازد. او، ولیّ من است و صالحین را سرپرستی میکند. بدان ما از کسی که ما را بطلبد، دور نیستیم، بلکه به واسطهی فضل خداوند بر ما، برای فریادرسی به مومنانِ دارای یقین ، حاضریم. والسلام عليكم ورحمة الله وبركاته. احمد الحسن
مطالب بیشتر در مسائل متفرقه
- جناب برادر امام احمد الحسن محترم! پس از عرض تحیت.... لفظ برادر برای فرد شریف بسیار گرامی است و عنوانتان را به شما دادم. مواردی وجود دارد که در آنها با شما مناقشه دارم، ای برادرم، امام! آیا فرصتی هست تا آنها را مطرح کنم؟ فرستنده: برادر شما: د. نوری المرادی
- به آقا و فرزند مولایم! تو را به حق هر کس که دوست میداری سوگند میدهم، آیا تو همانی هستی که ادعا میکنی؟ درماندگی روحی آزارم میدهد.... برادران یوسف(ع) او را نشناختند تا آنکه او خودش، خودش را معرفی نمود؛ پس چگونه چون منی بتواند بشناسد؟ تو را به جدّ و پدرت سوگند میدهم که مرا آسوده سازی. به من بگو آیا تو واقعاً فرزند امام مهدی(ع) و فرستادهی پیش از او هستی؟ من از خداوند درشگفت نیستم بلکه این گمان من است، چرا وقتی بر شما از درگاه خداوند استخاره کردم، مرا مخیر به پذیرش کرد ولی قبلا که در مورد سید خامنهای استخاره نمودم این آیه آمد «فَکُلِی و اشرَبی و قَرِّی عَیناً»[83] (بخور و بیاشام و چشمت را روشن کن)؟ خانم زهرا(ع) را مدتی است که طلب میکنم ولی جوابی نمیآید؛ پس چگونه به شما اطمینان یابم؟ خدا تو را مورد رحمت خویش قرار دهد، جواب مرا بده و مرا از عذاب برهان. لاجرم شما نیت مرا میدانید و دوای درد من پیش شما است؛ جواب را از خودتان و نه از شیخ عقیلی و غیر از آن میخواهم. دوری، مرا آزار میدهد؛ مرا از دور بودن از ائمه نجات دهید. والسلام. فرستنده: زینب - امارات
- أعوذ بالله السميع العليم من الشيطان اللّعين الرجيم، بسم الله الرحمن الرحيم، اللهم صل على محمد وآل محمد الأئمة والمهديين وسلم تسليمًا. السلام عليكم ورحمة الله وبركاته سال قبل دو رویا دیدم: رویای اول: من بالای پشت بام منزل بودم. به آسمان نگریستم و مسجد نبوی، مسجد رسول الله(ص) را در آنجا دیدم. کعبه در کنار آن بود و به همراه یکدیگر، در حرکت بودند. از زیر مسجد و کعبه گویا دود یا مِهی بیرون میآمد در حالی که آن دو در بالای آسمان به سوی من میآمدند. کعبه و مسجد نبوی در جهت خاصی در بالای آسمان متوقف شدند. همراه من عدهای نیز بودند. برخواستم و به سوی کعبه و مسجد النبی سجده کردم پس از آنکه به سوی من رو کردند. سپس این دو در جهت معینی که بسیار نزدیک من بود، توقف کردند و در این هنگام بر مسجد النبی و کعبه سجده کردم در حالی که آنها بالای آسمان بودند. سپس مردم با من سجده کردند، گویا بعد از من سجده کردند و شاید پشت سر من بودند، درست به یاد ندارم. سرم را بلند کردم، بسیار ناراحت بودم و بسیار میگریستم. پس از اندکی، در همان رویا، کعبه را روی بام منزل دیدم و منزل، جزئی از کعبه شد و فقط قسمتی از آن رویت میشد. گویا کعبه، دیوار خانه را خراب کرد و بخشی از کعبه از پشت دیوار فروریخته، رویت میشد و قسمتی از کعبه نمایان بود؛ گویا این قسمت، رکن یمانی یا قسمتی دیگر بود، نمیدانم. کسانی که با من بودند همگی به کعبه که روی بام منزل من بود مینگریستند به جز یک نفر که نشسته بود؛ سخنی در مورد کعبه به او گفتم و او گفت نمیدانم. از این میترسیدم که میدانستم این شخص، شخصیتی است که میشناختمش؛ از راه خودم دعوت یمانی را به او رسانیده و با او بحث کرده بودم و چیزهایی را از یمانی(ع) برایش گفته بودم؛ ولی این شخص، رد کرد و نه تنها به رد کردن اکتفا ننمود بلکه سید(ع) را لعنت نمود و پناه بر خدا از این کفر! علت این لعن نمودن، این بود که وی از سیستانی که مقلدّش بود، بسیار پشتیبانی مینمود. به این ترتیب، کسانی که روی بام بودند و به سوی مسجد نبوی و کعبه سجده کرده بودند را به جز دو نفر، بقیه را نمیشناختم؛ یکی همان بود که گفتم و دیگری یکی از مومنان صالح بود که البته به دعوت یمانی ایمان نیاورده بود و اسمش «فائز» بود. این منظرهی بسیار ترسناکی بود که کعبهی بزرگ را دیدم که روی سقف منزلم آمد یا به طور دقیقتر، جزیی از آن شد، دیوار را خراب کرد و قسمتی از آن بالای پشت بام، آشکار گردید. عجیب آنکه این دیوار که قسمتی از کعبه آن را خراب کرد، جهتش به سوی قبله بود به طوری که اگر روی پشت بام به سمت این دیوار میایستادم، دقیقاً رو به قبله قرار قرار میگرفتم. رویای دوم: خود را دیدم که لباسی عجیب و غریب به رنگ سفید پوشیده بودم که بسیار شبیه یونیفورمهای نظامی زمان ما میباشد. روی شانهی راست و چپم ستارگانی بود گویا رنگشان زرد یا طلایی بود، دقیق خاطرم نیست. روی تخت خواب نشسته بودم؛ روی آن نخوابیده بودم، نشسته بودم و به لباس خودم میاندیشیدم و به ستارگانی که روی شانههای چپ و راستم بود، مینگریستم. هر دو رویا در شرایطی دیده شد که بسیار محزون بودم و این دو رویا در آن هنگام غم و اندوهِ مرا بسیار زدود و دو رویا در فاصلهی زمانی بسیار کوتاهی از هم، بود. رویای کعبه و مسجد نبوی اول بود و پس از آن رویای ستارههایی که روی یونیفورم بودند. امیدوارم سید که سلام و صلوات پروردگارم بر او باد، تفسیر فرمایند. فرستنده: عزام العبیدی – المنتصر به یمانی
- سلام بر شما. لطفا، لطفا، لطفا، لطفا، لطفا، لطفا، لطفا، لطفا، لطفا، لطفا، لطفا، لطفا، لطفا، لطفا از احمد الحسن میخواهم که برای من دعا کند تا از انصار خوب شوم و بیشتر برای امام حسین(ع) گریه کنم و به بهشت بروم و تعداد زیادی مردم در بهشت با من باشند. فرستنده: علی محمد - سوئد
مراجع
- ↑ احمد الحسن(ع). پاسخهای روشنگر بر بستر امواج (ج ۳). مترجم: گروه مترجمان انتشارات انصار امام مهدی(ع). نوبت انتشار: دوم؛ ۱۳۹۴. -پرسش ۲۴۳:؛ صفحه ۷۷
منبع اصلی عربی: الجواب المنير عبر الأثير (ج ٣).
ارجاع به این صفحه
احمد الحسن(ع). پاسخهای روشنگر بر بستر امواج (ج ۳). مترجم: گروه مترجمان انتشارات انصار امام مهدی(ع). نوبت انتشار: دوم؛ ۱۳۹۴. -پرسش ۲۴۳:؛ صفحه ۷۷ https://ahmedalhasan.org/fa/Library/BookContent/26 - AL-JAWAB-AL-MUNIR-V3-Q243