پرسش ۳۶۸ - پاسخهای روشنگر بر بستر امواج (ج ۴)
از WikiSavior، مرجعی مبتنی بر منابع
پرسش و پاسخ فارسی
-پرسش 368:
بسم الله الرحمن الرحیم، اللهم صل علی محمد و آله الائمة و المهدیین. مایلم از تعبیر رؤیایی که یک خواهر مؤمن دیده است ولی به من مربوط میشود سؤال کنم. در خواب دیدم که گویی من به او تلفن زدم و گفتم باردارم، هر چند من ازدواج نکردهام. آن زن به خانهی من آمد و دید که لباس سیاهی بر تن من است. مادرم خیلی خوشحال بود ولی پدرم نه.
پاسخ احمدالحسن (ع):
بسم الله الرحمن الرحیم و الحمد لله رب العالمین، و صلی الله علی محمد و آل محمد الائمة و المهدیین و سلم تسلیماً. بارداری یعنی این که شما حامل بشارتی در مورد امری خاص (مثلاً دعوت حق) هستی. لباس نیز به دین یا دنیایی که شخص در آن زندگی میکند اشاره دارد، و در اینجا به دین اشاره میکند. رنگ سیاه یعنی اصالت و فطرت. وضعیت پدر و مادرت یعنی این که یکی از آنها نسبت به بشارتی که شما حامل آن هستی خوشنود است و دیگری آن را قبول نمیکند. احمدالحسن
مطالب بیشتر در مسائل متفرقه
- متن نامه: سلام علیکم و رحمة الله و برکاته. سرورم، سید احمدالحسن (ع)! در روز میلاد پیامبر اکرم (ص) همین امسال، به وجود شما پی بردم و من متاسفم از این بابت که خبر نداشتم مگر اینکه در همان روز خبردار شدم، و خدا را شکر میگویم که مرا با شما آشنا ساخت. ولی مولایم! میخواهم بدانم آیا من با شما باقی میمانم یا این که مرتد خواهم شد، اعوذ بالله؟ از شما خواهش میکنم برای هدایت من دعا کنید. مولای من! میخواهم بدانم آن راههای آسمان که مولی الموحدین امیرالمؤمنین (ع) از آن سخن گفته است، چیست؟ سیاهچاله و مثلث برمودا چیست و آیا جزیرهی خضرا حقیقت دارد یا خیر؟ و آیا شما اکنون در غیبت به سر میبری، یا غیر از این که گفته میشود شش روز یا شش ماه و یا شش سال است، برای شما غیبت دیگری خواهد بود؟ و آیا این حدیث از پیامبر خدا (ص) با این مضمون که به زودی حفظ کردن دین، مانند نگه داشتن آتش در دست مؤمن خواهد بود، منظورش ایمان به شما است؟ درضمن خوابی دیدهام که نمیدانم رؤیا است یا خوابی ساده، ولی در همان روزی که میخواستم با سه نفر که دو زن و یک کودک بودند دربارهی دعوت مبارک صحبت کنم، پیش آمد؛ البته پس از آن که در این مورد استخاره کرده بودم. در خواب دیدم من با خالهام هستم و همان جایی را که میخواستم در آنجا سخن بگویم مشاهده کردم. در آنجا چند نفر که تعدادشان بیش از ده تن بود و من آنها را نمیشناختم دیدم. میان آنها یک کودک در حالی که پشتش به من بود وجود داشت، گویی چیزی را از زمین بر میداشت. به خالهام گفتم این فلانی است. پس از آن رفتم در مکانی که میخواستم آنجا سخن بگویم بنشینم. کمی میترسیدم زیرا انتظار نداشتم که بیش از سه نفر حضور یابند. نشستم و زنان هم به صورت نیم دایره روبهروی من نشستند. سخنم را با بسم الله آغاز کردم و آیهی «رب اشرح لی صدری.... یفقهوا قولی» را خواندم. بعد صدق الله گفتم و سپس خطاب به مردانشان گفتم بر محمد و آل محمد صلوات بفرستند. بعد از آن از آسمان باران خفیفی باریدن گرفت و من از حضّار خواستم که سخن گفتن را به تأخیر بیاندازیم ولی آنها رضایت ندادند و ادامهی آن را خواستار شدند. خواستم محل نشستنم را عوض کنم و با کسانی که زیر باران بودند بنشینم، که باز هم راضی نشدند و میگفتند شما کاری نداشته باش، ادامه بده. خواب تمام شد. سرورم! در حق من لطف کنید و تفسیر خواب را بیان دارید. من بابت به درازا کشیدن کلام متأسفم و اگر غلط املایی یا انشایی وجود دارد عذر میخواهم. والحمد لله رب العالمین. فرستنده: (ع)olnar(ع)s
- از شما خواهش میکنم رؤیایی که در ادامه میآید را تفسیر کنید: از درِ منزل خارج شدم و نزدیک به منزلمان ستارهای به رنگ نارنجی دیدم. من و مادرم خارج شدیم. پنجرههای ماشین باز بود و من در سمت چپ، زنی را دیدم که لباس سفید پوشیده بود. مادرم به من گفت زود سرمه را به او بده. من سرمه را به زن سفید پوش دادم. آن زن دست مرا گرفت (گویی از من تشکر میکرد). چشمانم اشکبار شد. سرمه را گرفت و ما با ماشین رفتیم. سپس از خواب بیدار شدم. از شما خواهش میکنم این رؤیا را تعبیر کنید. خداوند به شما برکت بدهد و از هر شرّ و گزندی محافظت کند، به حق محمد و آل محمد الائمة و المهدیین و سلم تسلیماً. فرستنده: ابوالفضل
- سلام علیکم. تقریباً پنج سال پیش در خواب دیدم که رعد و برق بود و باران میبارید. در همان حال که خواب بودم میخواستم از کسی بپرسم ماجرا چیست. یکی از مؤمنین به نام عبدالله بن احمد الناصر را دیدم. قبل از این که سخنی با او بگویم، او خودش سؤالم را دانست و در حالی که تبسّم میکرد پاسخم را داد. او عصایی در دستش داشت که به آن تکیه کرده بود و او راه میرفت که مهدی (ع) ظاهر شد. با صدای مؤذّن که الله اکبرِ اذان صبح را میگفت از خواب بیدار شدم و گویی مهدی (ع) ظهور کرده بود. توضیح: مردی که در خواب دیده بودم، یک سال قبل از ظهور یمانی (ع) فوت کرده بود؛ یعنی یازده سال پیش. زمانی که او را در خواب دیدم یا کمی قبل از آن، خانمم همان مرد را در رؤیا دید که آن مرد فریاد زنان به او میگفت: مهدی ظهور کرد، مهدی ظهور کرد. آنچه در این رؤیا مرا غافلگیر کرده این است که من قبل از خوابم در آن شب و نیز شبهای قبل از آن، به مهدی (ع) فکر نمیکردهام. منتظر تفسیر شما هستم. با تشکر از شما. فرستنده: ابوالرحمات - عربستان سعودی
- ای پسر رسول خدا! سلام بر تو و بر پدران و خاندان پاک تو باد! سرورم! من جزو کسانی هستم که با تمسّک به ولایت پدران طاهرت و شما و مهدیین از نسل شما، هدایت یافتهام. در رؤیا پیشگامان لشکرت را دیدم و از آنها وحشتی بر من وارد شد و خواستم فرار کنم ولی درها را بسته یافتم. سپس زنی کنارم ایستاد که روپوش سیاه پوشیده بود. چنین در دلم افتاد که وی سرورم حضرت زهرا (ع) است. از او پرسیدم: آیا شما سیده هستی؟ پاسخم را نداد. آقای من! مرا به آنچه حالم را صلاح میکند و در روز نبرد ایستادگیام میبخشد، اشارت نما و مرا به آن اندرز بده که من از این خواب دلگیر و ناراحتم. فرستنده: یوسف عبدالله
مراجع
- ↑ احمدالحسن(ع). پاسخهای روشنگر بر بستر امواج (ج ۴). مترجم: گروه مترجمان انتشارات انصار امام مهدی(ع). نوبت انتشار: دوم؛ ۱۳۹۴. -پرسش ۳۶۸:؛ صفحه ۱۳۸
منبع اصلی عربی: الجواب المنير عبر الأثير (ج ٤).
ارجاع به این صفحه
احمدالحسن(ع). پاسخهای روشنگر بر بستر امواج (ج ۴). مترجم: گروه مترجمان انتشارات انصار امام مهدی(ع). نوبت انتشار: دوم؛ ۱۳۹۴. -پرسش ۳۶۸:؛ صفحه ۱۳۸ https://ahmedalhasan.org/fa/Library/BookContent/27 - AL-JAWAB-AL-MUNIR-V4-Q368