پرسش ۳۷۹ - پاسخهای روشنگر بر بستر امواج (ج ۴)
از WikiSavior، مرجعی مبتنی بر منابع
پرسش و پاسخ فارسی
-پرسش 379:
روایتی وارد شده است که میگوید امام محمد بن الحسن (ع) خاتم ائمهی اطهار است. کلمهی خاتم النبیین هم که در قرآن آمده است، بیان میکند که پس از رسول اکرم (ص) پیامبری وجود ندارد. سید احمدالحسن در برخی کتابهایش آورده است که با ائمه و مهدیین رسالت آسمانی خاتمه مییابد به این معنا که پس از آنها کسی وجود ندارد و آنها خاتمهی این امر هستند. سؤال این است: چگونه کلمهی خاتم به معنای عدم وجود شخصی پس از پیامبر و پس از ائمه و مهدیین است ولی به معنای عدم وجود امامی پس از امام محمد بن الحسن (ع) نمیباشد؟ لطفاً جواب دهید. فرستنده: ابومحمد - امارات
پاسخ انصار:
بسم الله الرحمن الرحیم و الحمد لله رب العالمین، و صلی الله علی محمد و آله الائمة و المهدیین و سلم تسلیماً. برادر عزیزم! سلام علیکم و رحمة الله و برکاته. برادرم، خداوند توفیقت دهد! بدان، همان طور که حضرت محمد (ص) نبوّت سابق را خاتمه داد و ارسال را از نو آغاز کرد، از سویی ـهمانطور که سید احمدالحسن در کتاب نبوّت خاتم شرح داده استـ امام مهدی (ع) نیز در درجهای مشخص همین گونه میباشد و ایشان خاتمِ مقامِ امامتی است که برای ائمهی اثنی عشر (ع) میباشد و گشایندهی امامتی جدید است که همان «هدایت» میباشد؛ پس امام مهدی (ع) نیز فرستندهی مهدیین دوازدهگانه از ذریهاش میباشد. از همین رو از امیرالمؤمنین (ع) در مورد امور بعد از قائم روایتی وارد شده که مضمون آن چنین است: (إن ذلك أمر موكول إليه)، «آن امر موکول به او است». و نیز از آن ایشان وارد شده است: (يدعو إلى أمر غير الذي كان). «به چیزی غیر از آنچه بوده است دعوت میکند». و همچنین: (يأتي بأمر جديد على العرب شديد). «با امر جدیدی که بر عرب سخت و شدید است میآید». و نیز از ایشان (ع) نقل شده است: (إذا قام القائم دعا الناس إلى أمر قد خفي وضل عنه الجمهور). «وقتی قائم قیام کند، مردم را به امری که مخفی بوده است و تودهی مردم آن را فراموش کردهاند دعوت میکند». و نیز: (يدعو إلى أمر من أقر به هدي ومن أنكره ضل وغوى). «به امری دعوت میکند که هر کس به آن اقرار کند هدایت مییابد و هر کس آن را انکار کند به ضلالت میافتد و گمراه میشود». و واضح است که گمراهی فقط با انکار امامتِ کسی که خدای متعال او را نصب فرموده است، محقق میشود. چه چیزی است که قائم (ع) به آن فرا میخواند؟ چیزی غیر از چیزی که قبلا بوده است، میباشد؛ چیزی که جدید است و بر عرب شدید و ...؟ سید احمدالحسن در کتاب نبوّت خاتم تشریح نموده است که بین خاتَم (با فتحه) و خاتِم (با کسره) تفاوت وجود دارد. حضرت محمد (ص) «خاتَم» (با فتحه) است یعنی آن حضرت میان دو امر قرار دارد: بین رسالتی از جانب خدا و رسالتی از جانب محمد (ص). ایشان همچنین «خاتِم» (با کسره) است یعنی آن حضرت آخرینِ آنها است؛ یعنی آخرین کسی میباشد که به طور مستقیم از سوی خدا فرستاده شده است. امام مهدی (ع) نیز «خاتَم» است یعنی وسط دو امر قرار دارد: بین امر امامت و امر هدایت. ایشان همچنین «خاتِم» میباشد یعنی آخرینِ ائمهی دوازدهگانه است و ایشان گشایندهی هدایت یعنی امامت مهدیین دوازدهگانه میباشد. بنابراین حضرت (ع) مانند جدش مصطفی (ص) است: «الخاتم لما سبق و الفاتح لما استقبل» (خاتم بر گذشتگان و راهگشای آیندگان). روایتی که میگوید امام مهدی (ع) آخرینِ ائمه (ع) است بر این دلالت دارد که ایشان آخرینِ دوازده نفری است که مقامی متفاوت از مقام مهدیین دوازدهگانه از نسل امام مهدی (ع) دارند، و به این معنی نیست که بعد آن حضرت (ع)، امامی وجود ندارد. این روایت همچنین نفی کنندهی امامت مهدیین از نسل امام مهدی (ع) نمیباشد. سخن در این باب بسیار است و امیدوارم آنچه ارائه شد کفایت کند. خداوند شما را بر هر خیر و صلاحی موفق بدارد. هیأت علمی انصار امام مهدی(ع) (خداوند در زمین تمکینش دهد) شیخ ناظم عقیلی
مطالب بیشتر در مسائل متفرقه
- . ای سید احمد! سلام علیکم. میدانم که تو بر حقی و درست میگویی ولی علامت و نشانهای میخواهم که ثابت کند تو بر صواب هستی. من فقط میخواهم اطمینان پیدا کنم، مانند آقایمان ابراهیم (ع)، پس از آن که خواست قلبش آرام و مطمئن شود به این که خداوند عزّوجلّ بر هر کاری توانا است. میخواهم شما را ببینم و با شما گفتوگو کنم و شما هم با من سخن بگویی، و جزو انصار شما و انصار امام مهدی (ع) شوم، و با شما بیعت کنم و زیر پرچمتان به شهادت برسم. از شما خواهش میکنم سرورم! ای سید احمد! منتظر خبرهای امیدبخش هستم. سلام علیکم. میخواهم زیر پاهای شریفت و زیر پرچم تو به شهادت برسم، و مادر و حنان دوستم و برادرم عبدالرحمن را شفا بدهی و برای من دوستانی مؤمن قرار دهی و همانطور که مرا هدایت نمودهای، آنها را نیز هدایت کنی. فرستنده: اشرف - کویت
- ای انصار خدا! ای مؤمنین! سلام علیکم و رحمة الله و برکاته. بسم الله الرحمن الرحیم: (وَقُلِ اعْمَلُواْ فَسَيَرَى اللهُ عَمَلَكُمْ وَرَسُولُهُ وَالْمُؤْمِنُونَ)،([154]) صدق الله العظیم. به نام خداوند بخشایندهی بخشایشگر. (بگو: عمل کنيد، خدا و پيامبرش و مؤمنان اعمال شما را خواهند ديد). راست گفت خداوند بلند مرتبه). خودم را خدمت شما معرفی میکنم: من بندهی محتاج به رحمت خدای متعال، ابو حسن از شهر بصره هستم، کارمندم و 38 سال دارم. مایلم در ابتدا سلامی سرشار از احترام و تعظیم و تجلیل و تحسین تقدیم کنم. به شما بابت ثبات قدم بر عقیدهتان و صبری که در راه خدا بر آزار و اذیت دارید و بابت دفاع از موضوع سید معظم صاحب علم وافر و نور خیرهکننده احمدالحسن که خداوند ایشان را یاری دهد و با شما و دیگر مؤمنین، عزیزش گرداند ان شاء الله تعالی، و امرش را بر کسانی از حاکمان بد عمل و علمای گمراه و خائنین به خدا و رسولش و خاندان پاکش و کسانی که همراه شما هستند، که بر او ظلم و ستم روا داشتهاند، چیره گرداند و همچنین بر پیروان آنها از منافقین و جیرهخوارانشان؛ همان کسانی که (يُرِيدُونَ لِيُطْفِؤُوا نُورَ اللهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ)،([155]) (میخواهند نور خدا را با دهانهايشان خاموش کنند ولی خدا کامل کنندهی نور خويش است، اگر چه کافران را خوشایند نیاید). میگویم: سپاس خدایی را که گروه مؤمنین را با کسی که نور علم ربّانی را به دستش ظاهر ساخت خوشنود ساخت و با او سنّتهای صحیح اسلام و سنّتهای اهل بیت (ع) و طریق و مذهب حق آنها را را زنده کرد؛ همان چیزی که اهل نفاق میخواستند محو و نابودش سازند. سپاس خدایی که آنها و اربابان آنها از علمای گمراه را برملا و رسوا نمود و واقعیت شرمآور آنها را به دست عالم ربّانی سید احمدالحسن که خداوند یاریش کند؛ همان کس که حق را حق و باطل را باطل، نمایان ساخت و هر چیز را سر جای خودش قرار داد و راه حق و صواب را برای مؤمنین روشن نمود؛ پس جای شگفتی نیست که اهل باطل و نفاق و لشکریان تاریکی و ظلم و جهل تمام نیرو و توان خود را به کار گیرند و به رغم اختلاف مذاهبشان و تفاوتشان با یکدیگر بر محو نشانههای حقی که نور آن به دست سید احمدالحسن تابیدن گرفته است همپیمان و همقسم شوند، و تمام توش و توان خود را برای جنگ با او و به خاموشی کشاندن صدای حقی که زمین زیر گامهایشان را به لرزه در آورده و او را برای همهی مردم رسوا ساخته و نقاب از چهرهی زشتشان برداشته است، تجهیز کنند. ای برادارن مؤمن.... من ماجرای سید احمدالحسن را از همان ابتدای پیگیر بودهام. کتابهای شما را به دست میآوردم و میخواندم و از برادران مؤمنی که در صحنهی این امر عظیم حضور دارند تقاضا دارم.... آنها برای فزونی خواهی و طلب نور، مرا به حسینیهی مبارک شما در منطقهی حیّ الزهرا راهنمایی کردند ولی متأسفانه شیطان که لعنت خدا بر او باد، هِمّتم را کُند کرد تا این که ماجرای حملهی نظام عباسی نوین به شما و دستگیری دهها تن از برترین مؤمنانی که با نور الهی تابان گشته بودند پیش آمد و آن خانهی خدا که براساس تقوا بنیان نهاده شده بود به واسطهی تیرهایِ قمارِ حزب شیطان ویران گشت. همهی اینها همراه بود با کارزار تبلیغاتی دیوانهواری که هدفش زشت جلوه دادن صورت سید احمدالحسن و معرفی ایشان به عنوان مظهر دجّال بود (حاشا از ایشان) ولی هیهات.... نور خورشید در بند غربال نمیماند، و اکنون بسیاری میدانند که دجّالهای واقعی، چه کسانی هستند؛ حسبنا الله و نعم الوکیل. ای مؤمنان!.... نور سید احمدالحسن راه را برای من روشن ساخت و پس از آن که در گذشته در حیرت و تباهی میزیستم، چراغ روشنی در برابر من قرار داد و شکر خدا اکنون متقاعد شدهام که سید احمدالحسن یک عالم ربّانی است که به حق و به صراط مستقیم راه مینماید، و بسیاری از علما و مراجع این زمان، بدترین علمای زیر آسماناند که فتنه از آنها خارج میشود و به سوی خودشان بازمیگردد و عاقبت آنها خواری و خسارت آشکار در دنیا و آخرت است، ان شاء الله؛ که او شنوای پاسخگو است. برادران.... من چند سؤال و نکته و استفسار دارم که امیدوارم پاسخ آنها را از طریق سایتتان در اینترنت برایم شرح دهید و یا لطف کنید و آنها را به پست الکترونیکیام (....) بفرستید. مهمترین آنها به شرح زیر میباشد: 1- در شرایط حساس کنونی چه نصیحتی برای من دارید؟ و مهمترین تکالیف و واجباتی که فردی مانند من باید در آن توانا شود کدام است؟ و من چطور میتوانم به موضوع سید احمدالحسن خدمتی برسانم؟ 2- سعی کردم در سایت شما ثبت نام کنم ولی جملهای برایم ظاهر میشد که میگفت ثبت نام ممکن نیست. من میخواهم از طریق سایت اینترنتیتان خدمتی به فعالیت مبارک شما داشته باشم. 3- میدانید که بسیاری از مردم، هُبَل زمانه (...) را تا سر حدّ الوهیّت میپرستند و حتی اندکی مناقشه در باب علم و حقانیت او در خصوص زعامت او بر آنچه که «حوزه» یا مرجعیت یا تقلید و دیگر اسامی نامیده میشود را برنمیتابند. برخی از این مردمان غافلند و نمیدانند چگونه راه به سوی خدا بپیمایند.... من با این افراد چگونه تعامل داشته باشم و چه رفتاری از خود نشان دهم؟ چگونه میتوانم عقلهای منجمد آنها را به حرکت و جنبش وادارم؟ با توجه به اینکه من در گذشته با چند تن از آنها مشکل داشتم و در جریان تلاشهایی که برای روشن ساختن آنها و بیان حقانیت سید احمدالحسن در رهبری و زعامت دینی و دنیوی و این که کسی در علم و معرفت به گرد ایشان نمیرسد داشتم، مورد تمسخر قرار گرفتم و به من تهمتهایی زده شد. 4- من با استناد به آنچه از فتواهای سیستانی آموختهام، واجباتم را انجام میدهم و از شما رسالهی عملی که در آن احکام نماز و سایر عبادات و شرح مسایل مربوط به آن توضیح داده شده باشد نیافتم. سید گرامی احمدالحسن در این خصوص چه نظری دارد؟ و آیا عبادات من صحیح است یا خیر؟ خواهش میکنم مرا روشن کنید و آنچه از شما پرسیدم را برایم آشکار سازید، که والله من نیاز مبرمی به آن دارم. در پایان از شما خواهش میکنم از سید احمدالحسن بخواهید برای خودم و خانوادهام به جهت هدایت و توفیق دعا کند. منتظر جواب شما هستم ای مؤمنین برگزیده! از اهل بیت پیامبرمان حضرت محمد (ص) پاداش خیر یابید، و در پاداش به یاریتان نسبت به فرزندشان عالم ربّانی سید احمدالحسن که خداوند یاریش کند، خداوند شما را به شفاعت آنها نایل گرداند. خداوند ما و شما را جزو چنگزنندگان به ریسمان استوار اهل بیت و دستاویز محکم آنها و جزو کسانی که به یاری مولایمان قائم (ع) مشرّف میگردند قرار دهد.... به جان خودم سوگند که این شرافتی است بزرگ و بلندپایه. والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته. برادر شما ابوحسن البصری
- سلام علیکم و رحمة الله و برکاته. سرور و حجت من، احمدالحسن! درود و سلام بر شما باد.... در حالی که در برخی امور والله سرگشته و حیران شدهام به سوی شما آمدهام و به پاسخ شما بر آنها چشم امید دارم. این امور عبارت است از: برادر من بر مذهب اهل سنّت است. من با استناد به کتاب «ثم اهدیتُ» (آنگاه هدایت شدم)، با او دربارهی کارهای ابوبکر گفتوگو میکردم. این کتاب وقایع را مستدل به کتابهای اهل سنّت مانند کتاب بخاری و مسلم بیان میکند. با استناد به کتاب بخاری و مسلم به برادرم گفتم ابوبکر با مسلمانانی که از پرداخت زکات خودداری کردند، جنگ نمود و حال آن که پیامبر (ص) از جنگ و قتال هر کس که لا اله الا الله بگوید نهی نموده است. او در پاسخ به من گفت که اینها احکام شرعی است، پس چرا قرآن به کشتن زناکار محصن مسلمان دستور داده است؟ از شما خواهش میکنم در این خصوص توضیح دهید و تبیین نمایید اگر پیامبر (ص) از این امر نهی نموده است، چرا امام مهدی (ع) با منافقین میجنگد؟ پرسش 2- دربارهی دعوت شما با مادرم صحبت کردم. وی متحیّر بود و دعا میکرد ولی چند حدیث به من عرضه نمود که من نمیدانستم پاسخ آنها چیست. از جمله، این حدیث: پیامبر خدا (ص) در حدیثش دربارهی شب معراج گفت: حق تعالی فرمود: (وأعطيتك أن أخرج من صلبه أحد عشر مهدياً كلهم من ذريتك من البكر البتول, وآخر رجل منهم يصلي خلفه عيسى ابن مريم, يملأ الأرض عدلاً كما ملئت منهم ظلماً وجوراً, أنجي به من الهلكة, وأهدي به من الضلالة, وأبرئ به من العمى, وأشفي به المريض)، «.... ای محمد! به تو کسی را عطا کردیم که یازده راهنما از نسل او خارج خواهم کرد که همگی از نسل تو، از زهرای بتول است. آخرین آنها مردی است که پشت سر او عیسی بن مریم نماز میگزارد، و زمین را پر از عدل و داد میکند پس از آن که از ظلم و ستم پر شود، و من به وسیلهی او مردم را از هلاکت نجات خواهم داد و به واسطهی او مردم را هدایت خواهم کرد و با او کوران را بینا و بیماران را شفا خواهم داد». و در حدیث دیگر: (الأئمة من بعدي اثنا عشر، أولهم أنت يا علي وآخرهم القائم الذي يفتح الله تعالى ذكره على يديه مشارق الأرض ومغاربها). «امامان بعد از من دوازده نفرند، اولینشان تو هستی، ای علی! و آخرین آنها قائم است و او همانی است که خدا به دست او شرق و غرب زمین را فتح خواهدنمود». و نیز: جابر بن عبدالله انصاری میگوید: (دخلت على فاطمة وبين يديها لوح فيه أسماء الأوصياء من ولدها, فعددت اثني عشر آخرهم القائم, ثلاثة منهم محمد وأربعة منهم علي صلوات الله عليهم أجمعين). «بر فاطمه (ع) وارد شدم و پیش روی او لوحی بود که در آن نامهای اوصیا از فرزندان آن حضرت نوشته شده بود. دوازده تن را شمردم که آخرین آنها قائم بود. سه تایشان به نام محمد و چهار تایشان به نام علی بودند که سلام و صلوات خداوند بر همهشان باد». آقای من! بر مثل چنین احادیثی، چه پاسخی وجود دارد؟ در انتها همه میدانیم که پیامبر (ص) امامان را به اسم نام برده و نام نخستین مهدیین را هم بیان کرده ولی ایشان اسامی یازده مهدی را نام نبرده است. پرسش 3 - آقا و حجت و امام من! احمدالحسن، سلام بر شما باد. وقتی اهل سنّت با استدلال به آیات قرآن کریم میگویند خلافت ابوبکر و عمر و عثمان درست بوده است، چه پاسخی بدهم؟ طبق این آیه: بسم الله الرحمن الرحیم (وَشَاوِرْهُمْ فِي الأَمْرِ)،([156]) (و در کارها با ایشان مشورت کن) و نیز: (وَأَمْرُهُمْ شُورَى بَيْنَهُمْ)،([157]) (و کارشان بر پایهی مشورت با یکدیگر است). صدق الله العظیم. لطفاً توضیح دهید خداوند، به شما جزای خیر دهد... از شما تقاضا میکنم مطلب را تشریح نمایید، علیک السلام... از شما بسیار متشکرم و صلی الله علی سیدنا محمد و علی آله الائمة منهم و المهدیین. فرستنده: خالد - کویت
- سلام علیکم و رحمة الله و برکاته. دلیل مادی و علمی شما و اثبات عملی و علمی شما برای شخص سادهای که نمیتواند «صالح» (نکوکار) را از «طالح» (بدکار) تشخیص دهد، چیست؟ خداوند ما و شما را در خدمت به مذهب شریف توفیق دهد. فرستنده: احمد - مصر
مراجع
- ↑ احمدالحسن(ع). پاسخهای روشنگر بر بستر امواج (ج ۴). مترجم: گروه مترجمان انتشارات انصار امام مهدی(ع). نوبت انتشار: دوم؛ ۱۳۹۴. -پرسش ۳۷۹:؛ صفحه ۱۷۳
منبع اصلی عربی: الجواب المنير عبر الأثير (ج ٤).
ارجاع به این صفحه
احمدالحسن(ع). پاسخهای روشنگر بر بستر امواج (ج ۴). مترجم: گروه مترجمان انتشارات انصار امام مهدی(ع). نوبت انتشار: دوم؛ ۱۳۹۴. -پرسش ۳۷۹:؛ صفحه ۱۷۳ https://ahmedalhasan.org/fa/Library/BookContent/27 - AL-JAWAB-AL-MUNIR-V4-Q379