پرسش ۳۸۲ - پاسخهای روشنگر بر بستر امواج (ج ۴)
از WikiSavior، مرجعی مبتنی بر منابع
پرسش و پاسخ فارسی
-پرسش 382:
سلام علیکم برادران ارجمندم!... از شما خواهش میکنم مرا در جستوجوی حق یاری کنید. آیا این درست است که علمای شیعه همگی باطل و جعلی هستند و اینها همان کسانیاند که نمیخواهند حق ظاهر شود تا مبادا تخت و سریر آنها متزلزل و سرنگون شود؟ از شما درخواست میکنم کسی را به من معرفی کنید که مرا به دعوت سید احمدالحسن متقاعد کند. از شما ممنونم. با درود. فرستنده: یک زن خواهان هدایت
پاسخ انصار:
بسم الله الرحمن الرحیم و الحمد لله رب العالمین، و صلی الله علی محمد و آل محمد الائمة و المهدیین و سلم تسلیماً. خواهر گرامی! هیچ فرد آگاه و خبیری همچون محمد و آل محمد (ع) نمیتواند شما را از فقهای آخرالزمان باخبر سازد. روایات زیادی وارد شده است که وضعیت آنها را توصیف میکند و من برخی از این روایات را برای شما بیان خواهم نمود؛ اما قبل از آن باید بدانی که اصل و اساسی که وجه تمایز شیعیان اهل بیت است، عبارت است از ایمان آنها به تنصیب الهی حاکم یعنی ایمان آنها به این که حاکم را نه مردم؛ بلکه فقط خدای تعالی منصوب مینماید. شما اکنون میبینی که چطور فقهای شیعه این اصل را کنار گذاشته و به پشت سر خود انداختهاند و با آمریکا سازش میکنند و در بازیچهی دموکراسی که به معنای انتخاب زمامدار از سوی مردم میباشد، همبازی شدهاند. شما ان شاء الله میدانی که مخالفت با دین خدا و شریعت الهی و به ویژه با موضوع امامت و تنصیب حاکم، از جمله قضایایی است که نمیتوان به این بهانه که شرایط چنین اقتضا میکند به آن دست یازید. امام حسین (ع) به خاطر این مرام و آرمان، جان مقدس خودش و اهل بیت و اصحابش را که برترین مردم بودند در معرض کشته شدن قرار داد و راضی نشد که یزید که لعنت خدا بر او باد، حاکم باشد و آن حضرت بر این که حاکم فقط همان کسی است که خدا او را منصوب کرده باشد، پافشاری نمود. روایات: فعن حذيفة بن اليمان وجابر الأنصاري، عن رسول الله ، إنه قال: (الويل الويل لأمتي من الشورى الكبرى والصغرى، فسُئل عنهما، فقال: أما الكبرى فتنعقد في بلدتي بعد وفاتي لغصب خلافة أخي وغصب حق ابنتي، وأما الشورى الصغرى فتنعقد في الغيبة الكبرى في الزوراء لتغيير سنتي وتبديل أحكامي). حذیفة بن یمان و جابر انصاری از رسول خدا (ص) نقل کردهاند که فرمود: «ای وای بر امت من، ای وای بر امت من از شورای کبری و شورای صغری». دربارهی این دو شورا از آن حضرت سؤال شد. فرمود: «شورای کبری، شورایی است که بعد از وفات من در شهر من تشکیل میشود برای غصب خلافت برادرم و غصب حق دخترم و اما شورای صغری در زمان غیبت کبری در زورا تشکیل میشود، برای تغییر دادن سنّت و تبدیل احکام من».([۱۷۲]) منظور از شورای صغری، همان انتخاباتی است که در عراق صورت گرفت و زورا نیز یکی از نامهای بغداد است. از پیامبر خدا (ص) در حدیث معراج نقل شده است که فرمود: (قلت: إلهي فمتى يكون ذلك - أي الفرج - فأوحى إليّ : يكون ذلك إذا رُفع العلم، وظهر الجهل، وكثر القراء، وقل العمل، وكثر الفتك، وقل الفقهاء الهادون، وكثر فقهاء الضلالة الخونة). «گفتم: خداوندا! این امر ـیعنی فرجـ چه زمانی است؟ خداوند عزّوجلّ به من وحی فرمود: وقتی است که علم محو شود و جهل ظاهر گردد، قاریان قرآن زیاد شوند و عمل کاهش یابد، خون کمبها شود، و فقهای هدایتگر اندک و فقهای گمراه و خیانتکار زیاد شوند».([۱۷۳]) پیامبر خدا (ص) فرمود: (سيأتي زمان على أمتي لا يبقى من القرآن إلا رسمه، ولا من الإسلام إلا اسمه، يسمون به وهم أبعد الناس منه، مساجدهم عامرة وهي خراب من الهدى، فقهاء ذلك الزمان شر فقهاء تحت ظل السماء، منهم خرجت الفتنة، وإليهم تعود). «بر امت من زمانی پیش میآید که از قرآن جز خطش و از اسلام جز نامش باقی نماند، مسلمان نامیده میشوند در حالی که بیش از همهی مردمان از آن دورند. مساجدشان آباد ولی از هدایت ویران است. فقهای آن زمان بدترین فقها در زیر آسمان خواهند بود. فتنه و آشوب از آنها شروع شده و به خودشان بازمیگردد».([۱۷۴]) و در کتاب بشارت الاسلام صفحه 246 آمده است: (... أعداؤه مقلدة الفقهاء أهل الاجتهاد، لما يرونه من الحكم بخلاف ما ذهب إليه أئمتهم)، «.... دشمنان او عبارتند از مقلدینِ فقهای مجتهد، که میبینند او بر خلاف فتوای امامشان داوری میکند». امام ابو جعفر (ع) میفرماید: (إذا قام القائم سار إلى الكوفة فيخرج منها بضعة عشر ألف نفس يدعون البترية، فيقولون له: ارجع من حيث جئت فلا حاجة لنا ببني فاطمة). «وقتی قائم قیام کند، به سمت کوفه حرکت میکند و چند ده هزار نفر که بتریه نامیده میشوند، از آن خارج میگردد. همهی آنها میگویند: به همان جایی که آمدهای بازگرد که ما نیازی به فرزندان فاطمه نداریم».([۱۷۵]) کورانی ذیل این حدیث گفته است: به نظر میرسد این بتریه جزء شیعیان باشند. از پیامبر خدا (ص) در حدیث معراج نقل شده است که فرمود: (قلت إلهي فمتى يكون ذلك - أي الفرج -؟ فأوحى إليّ : يكون ذلك إذا رُفع العلم، وظهر الجهل، وكثر القراء، وقل العمل، وكثر الفتك، وقل الفقهاء الهادون، وكثر فقهاء الضلالة الخونة). «گفتم: خداوندا! این امر ـیعنی فرجـ چه زمانی است؟ خداوند عزّوجلّ به من وحی فرمود: وقتی است که علم محو شود و جهل ظاهر گردد، قاریان قرآن زیاد شوند و عمل کاهش یابد، خون کمبها شود، و فقهای هدایتگر اندک و فقهای گمراه و خیانتکار زیاد شوند».([۱۷۶]) اینها برخی احادیث دربارهی فقهای آخرالزمان است. همچنین احادیث فراوان دیگری در کتب حدیث و کتابهای انصار یافت میشود. اگر شما به کتابهای برادران انصار مراجعه کنی، دلایل بسیاری بر این که دعوت سید احمدالحسن (ع) دعوت حق است مییابی. شاید بدانی که عصر ما عصر ظهور است همانطور که نشانههای بسیاری بر این مطلب دلالت دارد و در این عصر باید یمانی که زمینهساز اصلی امام است ظاهر شود. ما یمانی را از طریق اموری که اهل بیت (ع) بیان کردهاند میشناسیم. از امام صادق (ع) سؤال شد امام چگونه و با چه چیزی شناخته میشود؟ فرمود: (بالوصية الظاهرة وبالفضل، إن الإمام لا يستطيع أحد أن يطعن عليه في فم ولا بطن ولا فرج فيقال: كذاب ويأكل أموال الناس وما أشبه هذا). «با وصیّت ظاهره و به فضیلت، هیچ کس نمیتواند نسبت به امام دربارهی دهان و شکم و عورت طعنی بزند، به این که بگوید او دروغگو است و مال مردم را میخورد و مانند اینها».([۱۷۷]) احمد بن ابونصر میگوید: به امام ابوالحسن الرضا (ع) عرض کردم چون امام بمیرد، امام پس از وی به چه دلیل و علامتی شناخته میشود؟ فرمود: (للإمام علامات منها: أن يكون أكبر ولد أبيه، ويكون فيه الفضل والوصية...). «امام را علاماتی است، از جملهی آنها این است که بزرگترین فرزند پدرش میباشد و دارای فضیلت و وصیّت است....».([۱۷۸]) وعن عبد الأعلى، قال: (قلت لأبي عبد الله : المتوثب على هذا الأمر المدعي له، ما الحجة عليه ؟ قال: يُسأل عن الحلال والحرام، قال: ثم أقبل عليَّ فقال: ثلاثة من الحجة لم تجتمع في أحد إلا كان صاحب هذا الأمر: أن يكون أولى الناس بمن كان قبله، ويكون عنده السلاح، ويكون صاحب الوصية الظاهرة ...). عبد الاعلی میگوید: «به امام صادق (ع) عرض کردم: کسی که منصب امامت را غصب کرده است و به ناحق ادعا میکند، چه دلیلی بر ردّ او وجود دارد؟ فرمود: راجع به حلال و حرام از او بپرسند. سپس به من رو کرد و فرمود: سه دلیل هست که جز در صاحب امر امامت در کس دیگری جمع نشود: سزاوارترین مردم است نسبت به امام قبل از خود، و سلاح نزد او است، و وصیّت امام سابق دربارهی او مشهور است...».([۱۷۹]) احمد بن عمر نقل کرده است که به امام رضا (ع) گفتم: از ایشان دربارهی دلالت صاحب امر سؤال کردم. ایشان (ع) فرمود: (الدلالة عليه: الكبَر والفضل والوصية ...) «دلالت بر او: بزرگی، فضل و وصیّت....».([۱۸۰]) ابوبصیر میگوید: به حضرت ابوالحسن (ع) عرض کردم: قربانت گردم! امام به چه نشانهای شناخته میشود؟ فرمود: (بخصال؛ أما أولها فإنه بشيء قد تقدم من أبيه فيه بإشارة إليه لتكون عليهم حجة ...) «به چند خصلت: اول با چیزی که از پدر دربارهی او اشاره دارد تا دلیل امامتش باشد...».([۱۸۱]) حارث بن مغیرهی نضری میگوید: به امام ابوعبدالله (ع) عرض کردیم: صاحب امر به چه چیزی شناخته میشود؟ حضرت فرمود: (بالسكينة والوقار والعلم والوصية) «به سکینه و وقار و علم و وصیّت».([۱۸۲]) و سید احمدالحسن به وصیّت پیامبر خدا (ص) که آن را پیشتر بیان داشتم، احتجاج نموده است ..... هیأت علمی انصار امام مهدی(ع) (خداوند در زمین تمکینش دهد) استاد رزاق الانصاری شعبان الخیر 1430 هـ.ق
پاورقیهای نسخهٔ فارسی
↑ [۱۷۲] مناقب العترة / و مائتان و خمسون علامة: ص 130.
↑ [۱۷۳] بحار الانوار: ج ۵۲ ص 27 و 28.
↑ [۱۷۴] بحار الانوار: ج ۵۲ ص 90.
↑ [۱۷۵] معجم موضوعی: ص 570.
↑ [۱۷۶] بحار الانوار: ج ۵۲ ص 27 و پس از آن.
↑ [۱۷۷] کافی: ج ۱ ص 314 و 315.
↑ [۱۷۸] کافی: ج ۱ ص 314.
↑ [۱۷۹] کافی: ج ۱ ص 314.
↑ [۱۸۰] کافی: ج ۱ ص 315.
↑ [۱۸۱] کافی: ج ۱ ص 315.
↑ [۱۸۲] بحار الانوار: ج ۵۲ ص 183.
مطالب بیشتر در مسائل متفرقه
- سلام علیکم و رحمة الله و برکاته. سرور و حجت من، احمدالحسن! درود و سلام بر شما باد.... در حالی که در برخی امور والله سرگشته و حیران شدهام به سوی شما آمدهام و به پاسخ شما بر آنها چشم امید دارم. این امور عبارت است از: برادر من بر مذهب اهل سنّت است. من با استناد به کتاب «ثم اهدیتُ» (آنگاه هدایت شدم)، با او دربارهی کارهای ابوبکر گفتوگو میکردم. این کتاب وقایع را مستدل به کتابهای اهل سنّت مانند کتاب بخاری و مسلم بیان میکند. با استناد به کتاب بخاری و مسلم به برادرم گفتم ابوبکر با مسلمانانی که از پرداخت زکات خودداری کردند، جنگ نمود و حال آن که پیامبر (ص) از جنگ و قتال هر کس که لا اله الا الله بگوید نهی نموده است. او در پاسخ به من گفت که اینها احکام شرعی است، پس چرا قرآن به کشتن زناکار محصن مسلمان دستور داده است؟ از شما خواهش میکنم در این خصوص توضیح دهید و تبیین نمایید اگر پیامبر (ص) از این امر نهی نموده است، چرا امام مهدی (ع) با منافقین میجنگد؟ پرسش 2- دربارهی دعوت شما با مادرم صحبت کردم. وی متحیّر بود و دعا میکرد ولی چند حدیث به من عرضه نمود که من نمیدانستم پاسخ آنها چیست. از جمله، این حدیث: پیامبر خدا (ص) در حدیثش دربارهی شب معراج گفت: حق تعالی فرمود: (وأعطيتك أن أخرج من صلبه أحد عشر مهدياً كلهم من ذريتك من البكر البتول, وآخر رجل منهم يصلي خلفه عيسى ابن مريم, يملأ الأرض عدلاً كما ملئت منهم ظلماً وجوراً, أنجي به من الهلكة, وأهدي به من الضلالة, وأبرئ به من العمى, وأشفي به المريض)، «.... ای محمد! به تو کسی را عطا کردیم که یازده راهنما از نسل او خارج خواهم کرد که همگی از نسل تو، از زهرای بتول است. آخرین آنها مردی است که پشت سر او عیسی بن مریم نماز میگزارد، و زمین را پر از عدل و داد میکند پس از آن که از ظلم و ستم پر شود، و من به وسیلهی او مردم را از هلاکت نجات خواهم داد و به واسطهی او مردم را هدایت خواهم کرد و با او کوران را بینا و بیماران را شفا خواهم داد». و در حدیث دیگر: (الأئمة من بعدي اثنا عشر، أولهم أنت يا علي وآخرهم القائم الذي يفتح الله تعالى ذكره على يديه مشارق الأرض ومغاربها). «امامان بعد از من دوازده نفرند، اولینشان تو هستی، ای علی! و آخرین آنها قائم است و او همانی است که خدا به دست او شرق و غرب زمین را فتح خواهدنمود». و نیز: جابر بن عبدالله انصاری میگوید: (دخلت على فاطمة وبين يديها لوح فيه أسماء الأوصياء من ولدها, فعددت اثني عشر آخرهم القائم, ثلاثة منهم محمد وأربعة منهم علي صلوات الله عليهم أجمعين). «بر فاطمه (ع) وارد شدم و پیش روی او لوحی بود که در آن نامهای اوصیا از فرزندان آن حضرت نوشته شده بود. دوازده تن را شمردم که آخرین آنها قائم بود. سه تایشان به نام محمد و چهار تایشان به نام علی بودند که سلام و صلوات خداوند بر همهشان باد». آقای من! بر مثل چنین احادیثی، چه پاسخی وجود دارد؟ در انتها همه میدانیم که پیامبر (ص) امامان را به اسم نام برده و نام نخستین مهدیین را هم بیان کرده ولی ایشان اسامی یازده مهدی را نام نبرده است. پرسش 3 - آقا و حجت و امام من! احمدالحسن، سلام بر شما باد. وقتی اهل سنّت با استدلال به آیات قرآن کریم میگویند خلافت ابوبکر و عمر و عثمان درست بوده است، چه پاسخی بدهم؟ طبق این آیه: بسم الله الرحمن الرحیم (وَشَاوِرْهُمْ فِي الأَمْرِ)،([156]) (و در کارها با ایشان مشورت کن) و نیز: (وَأَمْرُهُمْ شُورَى بَيْنَهُمْ)،([157]) (و کارشان بر پایهی مشورت با یکدیگر است). صدق الله العظیم. لطفاً توضیح دهید خداوند، به شما جزای خیر دهد... از شما تقاضا میکنم مطلب را تشریح نمایید، علیک السلام... از شما بسیار متشکرم و صلی الله علی سیدنا محمد و علی آله الائمة منهم و المهدیین. فرستنده: خالد - کویت
- سلام علیکم و رحمة الله و برکاته. دلیل مادی و علمی شما و اثبات عملی و علمی شما برای شخص سادهای که نمیتواند «صالح» (نکوکار) را از «طالح» (بدکار) تشخیص دهد، چیست؟ خداوند ما و شما را در خدمت به مذهب شریف توفیق دهد. فرستنده: احمد - مصر
- مؤمنین در روز قیامت خدا را میبینند. آیا مؤمنین در روز قیامت خدا را بدون کیف و بدون حد و سمت رؤیت میکنند؟ فرستنده: محمد - مصر
- پرسشی استدلالی - دربارهی شخصیت یمانی بسم الله الرحمن الرحیم، درود و سلام بر محمد خاتم و خاندان اطهار او باد. یکی از مؤمنین مرا با سایت شما آشنا کرد و گزارشی چاپ شده دربارهی سید احمدالحسن و این که یمانی موعود چه کسی است به من داد و به این ترتیب مرا با این رویداد عظیم آشنا ساخت. من از این گزارش و از این سایت بهرههای فراوانی بردم، خداوند به او جزای خیر دهد. شکر خدا من مدت زمان زیادی است که دربارهی قضیه امام مهدی (ع) مشغول بحث و تحقیق هستم. در این میان، یک سری مسایل پیچیده و مشکلی وجود داشت که به تفسیری که از برخی شیوخ و علما بر آن داشتند اطمینان و آرامش نمییافتم و علامت سؤال بر بسیاری از آنها سایه افکنده بود که شخصیت یمانی از جمله آنهاست. پس از مطالعهی این گزارش و مراجعه به سایتتان، بسیاری از پردههای تردید و ابهامی که جلوی چشم من بود کنار رفت و بسیاری از نکات حق مربوط به بحثها و تحقیقات آشکار گشت. مقدار اندکی از تفحص و جستوجو کماکان باقی مانده است؛ زیرا گزارش مزبور، فقط شخصیت یمانی را مورد بحث قرار نداده بلکه به امور جانبی بسیاری پرداخته که طعنه زدن به طور مستقیم و کنایه به حوزهی علمیه، مراجع عظام و به خصوص سید سیستانی از آن جمله است. آیا ایشان به امام مهدی و غیبتش ایمان ندارد؟ لطفاً با ارائهی اطلاعات بیشتری دربارهی حوزهی علمیه، مراجع و نیز دربارهی سید سیستانی مرا یاری کنید. سؤال دیگر: در حال حاضر سید احمدالحسن کجا است و چه میکند؟ ایشان چه هنگام بر عرصه نمایان میشود تا رهبری این تودههای مردم را که دوستدار امام هستند بر عهده گیرد؟ و چرا از ایشان عکسی در دست نیست تا بیشتر شناخته شود؟ خواهش میکنم تمام پاسخها را به آدرس پستی من ارسال کنید. از همکاری شما متشکرم و برای شما توفیق و تسدید دعا میکنم. فرستنده: عبدالستار - اسپانیا - مادرید
مراجع
- ↑ احمدالحسن(ع). پاسخهای روشنگر بر بستر امواج (ج ۴). مترجم: گروه مترجمان انتشارات انصار امام مهدی(ع). نوبت انتشار: دوم؛ ۱۳۹۴. -پرسش ۳۸۲:؛ صفحه ۱۸۷
منبع اصلی عربی: الجواب المنير عبر الأثير (ج ٤).
ارجاع به این صفحه
احمدالحسن(ع). پاسخهای روشنگر بر بستر امواج (ج ۴). مترجم: گروه مترجمان انتشارات انصار امام مهدی(ع). نوبت انتشار: دوم؛ ۱۳۹۴. -پرسش ۳۸۲:؛ صفحه ۱۸۷ https://ahmedalhasan.org/fa/Library/BookContent/27 - AL-JAWAB-AL-MUNIR-V4-Q382