پرسش ۶۲۸ - پاسخهای روشنگر بر بستر امواج (ج ۶)
از WikiSavior، مرجعی مبتنی بر منابع
پرسش و پاسخ فارسی
پرسش 628:
السلام علیکم و رحمة اللّه و برکاته پس از اینکه برنامهی «کلمهی سواء» را با استاد عبدالعال و برادر ابو زینب دنبال کردم، در خواب شخصی را به روشهای مختلف ولی با چهرهی یکسان دیدم که او به من میگفت: من امام احمدالحسن هستم. من حرفش را باور نمیکردم زیرا صورتش را نمیشناختم. شما را به خدا چه کنم؟ فرستنده: ابو عمر الکردی ـ عراق
پاسخ احمدالحسن (ع):
بسم اللّه الرحمن الرحیم و الحمد للّه رب العالمین، و صلی اللّه علی محمد و آل محمد الائمة و المهدیین و سلم تسلیماً. خداوند شما را توفیق دهد! این رؤیا رحمت الهی بر شما و نور هدایتی است که برای شما درخشیدن گرفتهاست. بر شما است که گامی به جلو به سمت حقی که برای شما آشکار شده است برداری تا خداوند بر شما تفضل کند و به هدایتت بیفزاید. او یاور من است و او دوست شایستگان است. و السلام علیکم و رحمة اللّه و برکاته. احمدالحسن- محرم الحرام / 1432 هـ. ق.
مطالب بیشتر در مسائل متفرقه
- بسم الله الرحمن الرحیم اللهم صل علی محمد و آل محمد الائمة و المهدیین و سلم تسلیماً کثیراً. سرور و مولایم یمانی آل محمد (ع)! السلام علیکم و رحمة الله و برکاته. چند ماه پیش پدرم ( به رحمت ایزدی پیوست. وقتی او در حال احتضار بود من دعوت مبارک را بر او مطرح نمودم و او هرچند حال بسیار بدی داشت ولی به من گوش میکرد و میگفت: این همان حق است، این همان حق است. شکر خدا او به دعوت حق ایمان آورد و غسل توبه نمود. پس از دو روز به رحمت ایزدی پیوست. پس از وفاتش در عالم رؤیا زیاد او را میدیدم. از جمله: دیدم بر سفرهی غذای سید احمد (ع) نشستهام و پدرم و چند تن از انصار هم هستند. پدرم از امام احمد (ع) سؤالی پرسید. سید (ع) گفت: پناه بر خدا! آنگونه که شما فهمیدی نیست بلکه پروردگار تو به کوه (جبل) وحی فرمود و به او گفت چنین و چنان بنویس. پدرم گفت: آقای ما! تو کوه خدا هستی و من کوه علیبنابیطالب (ع). انصار خندیدند و پدرم گفت: آقای ما! گمان میکنی کوه علیبنابیطالب (ع) بین ما باشد و من او را یاری نرسانم، به خدا سوگند هرگز چنین نخواهد بود؛ و منظورش تشبیه سید احمد (ع) به کوه علی (ع) بود. آیا امکان دارد این رؤیا را برای ما تفسیر بفرمایید؟ خداوند شما را حفظ فرماید و ما را از خادمان و یاریگران شما قرار دهد به حق محمد (ص) و آل محمد (ع). در رؤیایی دیگر، خواب دیدم که گویی من قبر پدرم را زیارت میکنم و قبر ایشان گویی مقام و زیارتگاهی است که مردم آن را زیارت میکنند. یک زن نیز بود که حاجتش را مینوشت و آن را بر روی قبر میانداخت. با خودم گفتم: مستجاب شدن این حاجت به فضل و برکت امام احمد (ع) است. عمویم کنار قبر بود؛ گریه میکرد و میگفت: وضع من چگونه میشود؛ درحالیکه او از مرگ میترسید. از ولی خدا معذرت میخواهم که مطلب را بر شما طول دادیم. لطفاً بر ما لطف کن و با دعا و مغفرت ما را صدقه بده؛ خداوند شما را برترین پاداش عطا نماید و به حق محمد و آلبیت طیب و طاهر او، ائمه و مهدیین (ع) ما را با شما محشور فرماید. والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته. فرستنده: هلال السویفی
- سرورم! در خواب دیدم که از خواهر یکی از سادات معروف کامجویی میکردم و آن سید با ما ایستاده بود. تفسیر شما بر این رویداد چیست؟ از امام یمانی تقاضا میکنم خواب را تفسیر کند. خداوند شما را توفیق دهد! فرستنده: مصطفی
- بِسْمِ اللّه الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ (الْحَمْدُ للّه رَبِّ الْعَالَمِينَ* الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ* مَالِكِ يَوْمِ الدِّينِ* إِيَّاكَ نَعْبُدُ وإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ* اهدِنَا الصِّرَاطَ المُستَقِيمَ* صِرَاطَ الَّذِينَ أَنعَمتَ عَلَيهِمْ غَيرِ المَغضُوبِ عَلَيهِمْ وَلاَ الضَّالِّينَ) صدق اللّه العلي العظيم (به نام خدای بخشایندهی مهربان* ستایش خدا را که پروردگار جهانیان است* آن بخشایندهی مهربان* آن فرمانروای روز جزا (روز دین)* تنها تو را میپرستیم و تنها از تو یاری میجوییم* ما را به راه راست هدایت فرما* راه کسانی که ایشان را نعمت دادهای، نه خشمگرفتگان بر آنها و نه گمراهان). راست گفت خدای بلندمرتبه. السلام علیکم و رحمة اللّه و برکاته. این خواب را قبل از آشنا شدن با دعوت مبارک یمانی دیدم و درضمن متذکر میشوم که من تقریباً هر روز با همسرم مشاجره و اختلاف داشتم: در خواب زنم را دیدم که از نردهبان بالا میرفت و نردهبان از جنس چوب بود و رنگ قهوهای داشت، و نزدیک بود که به زمین بیفتد. من بالای یک تکهی زمین مسطح در فضا بودم و هیچجای بدنم پیدا نبود مگر دست راستم و فقط کف پاهایم. من زنم را ندا میدادم که برو بالا ولی او دودل بود که بالا برود یا پایین بیاید. لباس او از بالا به رنگ سیاه و از پایین سفید رنگ بود. در خواب مشخص بود که وی میخواست بالا برود ولی صداهایی از اطرافش میآمد که به او میگفت نرو یا بالا نرو. برخی از آنها میگفتند به حرفش گوش نکن و برو بالا. خانمم اینگونه احساس میکرد که افرادی کنار من هستند، و نیز این احساس را داشت که وی این افراد را که از زنان بودند، به خوبی میشناسد. هروقت یک پله بالا میرفت، میدید که پلهی قبلیاش سقوط کرده است و نمیتواند پایین برود. من او را تشویق میکردم که بالا برود. وقتی نزدیک بود که به نوک برسد، نزدیک بود که پلکان فرو بریزد. من ریسمانی انداختم تا او را با طناب بگیرم، چون میخواستم با طناب ببندم زیرا او کارش طول کشیده بود. آنجا صدای یک زنی به گوش میرسید که فریادزنان به من گفت: طناب را به نردهبان نبند و برو شاید به آسانی بالا برود. سپس (همسرم) به طناب آویخت و کمی از طناب بالا آمد. پس از آن از خواب بیدار شدم. با تقدیم تشکر و احترام فراوان به شما و انشاءاللّه این خواب خیر باشد. از طرف خودم و از طرف زنم پناه میبرم از کلمهی من و از شر نفس امر کننده به بدیها (امارهی بالسوء). و علیکم السلام و رحمة اللّه و برکاته. و لاحول و لاقوه الا باللّه العلی العظیم. فرستنده: احمد – کویت
- السلام علیکم و علی کل من اتبع الهدی. سلام بر شما و سلام بر هر کس که از پی هدايت قدم نهد. اما بعد.... در خواب دیدم که یک ماشین جوجهکشی دارم و در آن تعداد بسیار بسیار زیادی تخم مرغ قرار دارد. تخم مرغ بسیار درشت و بزرگی بود و به تنهایی در ردیف اول ماشین قرار گرفته بود. در خواب میدانستم که این تخم مرغ را زمانی طولانی آنجا گذاشتهام و شروع به بزرگ شدن کرده بود تا به این اندازهی بزرگ رسیده بود. من به آن نگاه میکردم که شکست و از آن جوجهای که صورتی زیبا و نیکو داشت خارج شد و شبیه من بود؛ گویی یک جوجه خروس بود و جوجه مرغ نبود. بسیار خوشحالم نمود؛ او را برداشتم و شروع به گردش دور ماشین نمودم. جوانی به طرفم آمد و به من گفت: این تلاش و شادی برای فقط یک جوجه؟ کمی ایستادم و بعد به ماشین نگاه کردم و در این هنگام تمام تخم مرغها شکستند و تبدیل به جوجههایی شدند که داخل ماشین شروع به حرکت و جستوخیز کردند و همه به یک شکل بودند. تعداد آنها را نمیتوانستم بشمارم، بسیار زیاد بودند. بسیار خوشحال شدم و به جوان گفتم: بیا و به جوجهها نگاه کن. نمیدانم تفسیر آن چیست! متذکر میشوم که من ماشین جوجهکشی ندارم و مرغ و جوجه نیز ندارم و فقط سالها قبل مرغ و جوجه داشتم. از شما تقاضا دارم که اگر تفسیر آن بد است در پاسخها بنویسید، نترس و تقوای خدا پیشهنما و اگر تفسیر آن خوب است بعد از اجازهی شما مولایم، آن را بنویسید. از خداوند مسألت دارم در آنچه خیر است، ما را توفیق دهد و همچنین شما را نیز. فرستنده: خالد ــ بحرین
مراجع
- ↑ احمد الحسن(ع). پاسخهای روشنگر بر بستر امواج (ج ۶). مترجم: گروه مترجمان انتشارات انصار امام مهدی(ع). نوبت انتشار: دوم؛ ۱۳۹۴. پرسش ۶۲۸:
منبع اصلی عربی: الجواب المنير عبر الأثير (ج ٦).
ارجاع به این صفحه
احمد الحسن(ع). پاسخهای روشنگر بر بستر امواج (ج ۶). مترجم: گروه مترجمان انتشارات انصار امام مهدی(ع). نوبت انتشار: دوم؛ ۱۳۹۴. پرسش ۶۲۸: https://ahmedalhasan.org/fa/Library/BookContent/30 - AL-JAWAB-AL-MUNIR-V6-Q628