پرسش ۷۱۷ - پاسخهای روشنگرانه (ج ۷)
از WikiSavior، مرجعی مبتنی بر منابع
پرسش و پاسخ فارسی
-پرسش 717:
بسم الله الرحمن الرحیم. آقا و مولای من، ای فرزند رسول خدا! سلام و درود بر شما و بر پدرانِ امام و فرزندانِ مهدیات(ع). آقا و مولای من، فرزند رسول خدا! من ـو پناه میبرم به خدا از منیتـ از ساکنان حجاز هستم که به دعوت مبارک شما ایمان آوردهام و پیشتر هنگامی که زمان فریضهای فرا میرسید ـمخصوصاً نماز صبح یا فریضهی مغربـ به خاطر تنگی وقت، نماز را در محل کارم اقامه میکردم؛ زیرا نمیتوانستم آن را تا زمان بازگشتم به خانه تأخیر بیندازم و از روی تقیه و به دلیل فتواهای مراجع گمراهی، نماز را به صورت جماعت با آنان اقامه میکردم. آقای من! اکنون پس از ایمان آوردنم به دعوت و حق شما، آیا جایز است نماز را به صورت فرادا و فقط از باب همراهی در حرکات همراه با آنها اقامه کنم؟ یا به صورت فرادا اقامه نمایم؟ آیا جایز است آن را در صورت نبودن جایگزین، در مسجد آنان به جا آورم؟ آیا در صورت نداشتن چاره، جایز است بر فرش سجده کنم؟ خداوند در فرج شریف شما شتاب کند و ما را با بخشش و منّتش جزو خادمان و دوستداران شما قرار دهد! فرستنده: (ع)reenVally ـ حجاز
پاسخ احمدالحسن (ع):
بسم الله الرحمن الرحیم والحمدلله رب العالمین، و صلی الله علی محمد و آل محمد الائمة و المهدیین و سلم تسلیماً. به جا آوردن نماز در مساجد آنان جایز است و در صورت اضطرار، جایز است به صورت فرادا همراه با آنان نماز بخوانی و میتوانی چیز سادهای مثل دستمال کاغذی یا قطعهای کاغذ کوچک برای سجده کردن بر آن استفاده نمایی. خداوند تو را بر هر خیری توفیق دهد. او سرپرست من است و سرپرست شایستگان. والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته. احمدالحسن محرم الحرام ـ 1432 هـ
مطالب بیشتر در مسائل متفرقه
- سلام علیکم حکم کار در بانک چیست؟ اگر پرسشکننده جایگزین مناسبی نداشته باشد. در عربستان سعودی برای به دستآوردن کار، فشارها و سختیهایی را متحمل میشویم. آیا دروغ یا جعل مدارکی کوچک برای به دست آوردن کار سخت جایز است؟ اختلافات بین تورات و انجیل و قرآنِ تحریف نشده چیست؟ فرستنده: مهدی مالک ـ سعودی
- بسم الله الرحمن الرحیم. سلام علیکم و رحمة الله و برکاته. اللهم صل علی محمد و آل محمد الائمة و المهدیین و سلم تسلیماً. آقا و مولای من، سید احمدالحسن! بر شما و بر پدران و فرزندانتان، برترین درود و سلام! اما بعد.... میخواهم از شما بپرسم آیا جایز است انسان به اهدای اعضای بدنش پس از مرگش وصیت نماید؟ و آیا بر من واجب است وصیت کنم که یکی از انصار در هنگام مرگم، برای تلقین یا نماز، بر جنازهام حضور پیدا کند؟.... از شما، متشکرم. فرستنده: ام امیر ـ ایران
- اللهم صل علی محمد و آل محمد الائمة و المهدیین و سلم تسلیماً کثیراً... بسم الله الرحمن الرحیم والحمدلله رب العالمین. سلام علیکم و رحمة الله و برکاته. مورد بنده واقعاً خاص و فوری است. از شما میخواهم آن را به امام عرضه کنید؛ چرا که من آیین گروهی را ترک گفتهام که ایمان ندارند و راه حلی جز از امام من احمد(ع) سراغ ندارم؛ چرا که او ولیّ امر من و از من به خودم، سزاوارتر است. به امام مظلوم من، وصیّ پدرش و حبیب دلهای ما تا آخرین نفس، احمدالحسن، یاری شده توسط خداوند، محمد، علی و امامان. نمیدانم از کجا شروع کنم. امیدوارم وضعیت را همانطور که هست، به شما برسانم.... مشکل من با شوهرم، پدر دخترم میباشد.... 7 ماه است که من با خانوادهام زندگی میکنیم؛ زیرا با او اختلاف دارم. او در خانه نمیخوابد و به من و کودکش اهمیتی نمیدهد و با کسان دیگری که از راه اینترنت با آنها صحبت میکند، رابطه دارد. مهم این است که مشکلات ما بسیار است و همه اینها به خاطر دوری او از من و از خانه و دلمشغولیهای او میباشد. آن گونه که خودش میگوید، زندگی و کار خاصی دارد. او نمیخواهد فرزندانی داشته باشیم؛ زیرا هر روز و با هر مشکلی هرچند کوچک، سخن از طلاق به میان میکشد. گاهی حس میکنم که خصوصاً اواخر، او مشکلاتی را برای من به وجود میآورد. خداوند خواسته است که دختری روزیمان شود که اکنون یک سال و نیم دارد و با من زندگی میکند. او بر طلاق اصرار دارد و هیچ دلیلی هم ندارد جز اینکه ما کفو هم نیستیم و من مناسب او نمیباشم و مشکلاتی را به وجود آورده است. از آنجا که من میدانم مبغوضترین حلال از نظر خداوند طلاق است، با او بسیار راه آمدهام و خانوادهام نیز با او راه آمدهاند تا بازگردیم و در راه خداوند و با چشمپوشی زندگی کنیم؛ خصوصاً اینکه یک دختر هم داریم.... او گناهکار است و من نیز خودم را بیگناه نمیدانم؛ چرا که نفس اماره به بدی دستور میدهد. او مداح حسینی است و واقعاً تکبّر دارد و فکر میکند بهترین فردِ روی زمین است.... با تمام وجودم او را دوست میداشتم. خداوند گواه است که ماههای اول ازدواجمان با من خوب بود، ولی پس از یک سال تغییر کرد و امروز پس از پنج سال از ازدواجمان سخن از طلاق و جدایی به میان میآورد. در برابر او، رفتارها و کارهایش نسبت به خود بسیار صبر کردم؛ ولی او جز طلاق و جدایی چیزی نمیخواهد و به من گفته است که من در حضور خانوادهام و خانوادهی او طلاق داده شدم. بسیاری از مردم میدانند که پس از تلاشهای بسیار برای قانع کردن او، قصد بازگشت ندارد و همانطور که او خواست، به طلاق راضی شدم. ولی او اکنون میخواهد که از حقوق خودم صرف نظر کنم.....و اینکه تعهد بدهم که ازدواج نکنم و اگر ازدواج کنم، کودک را به او تحویل دهم.... در حالی که او فقط چند ماه اندک با او بود و در طول این 7 ماه به من و او نفقهای پرداخت نکرده است.... اگر چنین کنم، طلاقم میدهد و اگر شروطی را که حقی از حقوق من است، نپذیرم، مرا همینطور بلاتکلیف نگه میدارد.... من اصلاً به ازدواج فکر نمیکنم.... ولی نمیخواهم این موضوع را مکتوب نمایم.... یعنی من نه شوهردار هستم و نه مطلقه.... با توجه به اینکه او مرا در دادگاه طلاق داده، ولی من میخواهم براساس شرع از او جدا شوم.... چرا که من در اروپا زندگی میکنم و برای کار بیرون میروم و بیرون از خانه، نیازهایی دارم و همهی اینها به اجازهی شوهر نیاز دارد.... و تا حال حاضر فقط نام من بر او میباشد ولی او نه مرا میبیند و نه از من سراغی میگیرد.... امام من، احمد! راهحلی میخواهم.... با کسی که فقط شبیه مردان است، چگونه رفتار کنم؟ میخواهم از او جدا شوم و میخواهم آزاده باشم و وقتم برای تربیت دخترم و توجه به دینم و دعوت مبارک شما آزاد باشد؛ چرا که من از مشکلات و از کسانی که اصلاً از خدا ترسی ندارند، به ستوه آمدهام. آیا میتوانم از او جدا شوم؟ یا آقای من، شما راهحل دیگری دارید؟ شما را به خدا، نامهام را به امام برسانید. من و همچنین خانوادهام در وضعیت روحی بدی به سر میبریم.... من به تازگی انصاری شدهام و خانوادهام با حول و قوهی خداوند، نزدیک است به من بپیوندند... ستایش خداوندی را که بغیر از او در دشورایها لایق سپاس نیست.
- سلام بر شما ای انصار الله و رحمت خداوند و برکات او. خداوند به شما توفیق دهد و با امام ما مهدی احمدالحسن که درود و صلوات پروردگارم بر او و خاندانش باد، شما را یاری دهد. از پاسخ امام احمد(ع) بسیار خوشحال شدم. مولایم، ای احمد! ستایش از آنِ خداوندی است که به واسطهی شما ما را نورانی ساخت و به ما مرحمت نمود؛ در حالی که پیش از شما، در زمین در سرگردانی بودیم. این نامه، تکمیلکنندهی نامهی موضوع طلاق من و پاسخی به امام که جانم فدای خاک گامهایش باشد، میباشد. من ـو پناه میبرم به خداوند از منیتـ نمیتوانم از او چیزی درخواست کنم و او اجازهی چنین کاری نمیدهد. ما 7 ماه است که با یکدیگر سخن نگفتهایم و اگر در نامهای از او درخواست کنم تا موضع خود را شرح دهد، از محالات است که در تالار وارد شود و پاسخ و توضیح دهد یا تلاشی کند یا توجهی نشان دهد. او به هیچ وجه به دعوت حق شما ایمان ندارد و نور شما را نمیشناسد. آقای من! او اصلاً پاسخ مرا نمیدهد؛ چرا که او انسان متکبری است و چیزی برایش اهمیت ندارد. مانعی ندارد که 30 روز منتظر بمانم. مهم این است که به گواهی طلاق شرعی دست پیدا کنم. ولی آیا واجب است که از او درخواست کنم به شما پاسخ دهد؟ پرسش دوم: آقای من! من پیش از پاسخ شما نمیدانستم مطلقه هستم؛ پس مسئلهی عده چه میشود؟ من به آن پایبند نبودم! آیا پس از رسیدن پاسخ پاک شما، واجب است به آن پایبند شوم؟ یا آن را رها کنم؛ چرا که تقریباً 6 ماه از آن گذشته است. فرستنده: ن ع ـ دانمارک
مراجع
- ↑ احمدالحسن(ع). پاسخهای روشنگرانه (ج ۷). مترجم: گروه مترجمان انتشارات انصار امام مهدی(ع). نوبت انتشار: دوم؛ ۱۳۹۶. -پرسش ۷۱۷:؛ صفحه ۱۳۴
منبع اصلی عربی: الجواب المنير عبر الأثير (ج ٧).
ارجاع به این صفحه
احمدالحسن(ع). پاسخهای روشنگرانه (ج ۷). مترجم: گروه مترجمان انتشارات انصار امام مهدی(ع). نوبت انتشار: دوم؛ ۱۳۹۶. -پرسش ۷۱۷:؛ صفحه ۱۳۴ https://ahmedalhasan.org/fa/Library/BookContent/31 - AL-JAWAB-AL-MUNIR-V7-Q717