فصلها
رجعت
عقاید اسلام و از تو درباره روح میپرسند · سید احمد الحسن
-رجعت
رجعت عالَم دیگری است. همانطور که عالم اجسامی که اکنون در آن زندگی میکنیم، نیز عالم امتحان است، در آن هستیم و در آن مورد امتحان قرار میگیریم.
رجعت عالمی است که خداوند در آن، برخی از اشخاص را بار دیگر باز میگرداند و آنان را مورد امتحان قرار میدهد. و آنان در عالم رجعت، از عوالمِ پیشین که خداوند آنان را با آن امتحان نموده است، غافل هستند؛ به این خاطر که به واسطهی آن عالم، از عوالم غیر آن در حجاب و پرده هستند؛ همانطور که مردم در این عالم جسمانی با اجسام در پرده و حجاب قرار دارند و خداوند، امتحان آنان در عالم ذر را از یادشان برده است.
(نَحْنُ قَدَّرْنا بَینَكُمُ الْمَوْتَ وَمَا نَحْنُ بِمَسْبُوقینَ * عَلی أَنْ نُبَدِّلَ أَمْثالَكُمْ وَنُنْشِئَكُمْ فِی مَا لاَ تَعْلَمُونَ * وَلَقَدْ عَلِمْتُمُ النَّشْأَةَ الْأُولی فَلَوْ لا تَذَكَّرُونَ)([۴۴۶])
(ماییم كه میان شما مرگ را مقدر كردهایم و بر ما سبقت نتوانید جست. [و میتوانیم] امثال شما را به جای شما قرار دهیم و شما را در آنچه نمیدانید پدیدار گردانیم. و قطعاً پدیدار شدن نخستین خود را شناختید. پس چرا قصد عبرت گرفتن ندارید؟).
«و شما را در آنچه نمیدانید پدیدار گردانیم. و قطعاً پدیدار شدن نخستین خود را شناختید. پس چرا قصد عبرت گرفتن ندارید؟» یعنی: شما را در عالم دیگری بیافرینیم که از آن، آگاهی ندارید. شما در پیدایش نخستین، در عالم ذر زندگی کردید و از آن آگاهی داشتید؛ ولی الآن پس از اینکه شما را در پیدایش دوم، در عالم مادی جسمانی که در آن هستید، آفریدیم، آن را فراموش نمودید و وضعیت خودتان را در آن عالم یادآور نمیشوید.
افرادی که در رجعت آفریده میشوند، برخی از مردم هستند، نه همهی آنان. آنان افرادی هستند که به درجات بالایی در ایمان دست پیدا کردند و نیز افرادی که در سرزمین دوردستِ کفر و انکار خداوند و اولیایش در این دنیا وارد شدهاند و در این دنیا به این خصوصیت شناخته میشوند.
-چرا رجعت
پیش از اینکه بدانیم که «چرا رجعت؟» باید بفهمیم که ما در اینجا در عالم جسمانی، در امتحان دوم هستیم؛ و رجعت، امتحان سوم است. همین پرسش برای این امتحانی که در آن هستیم، مطرح میشود: چرا زندگی جسمانی؟ این امتحان دوم، برای چیست؟ مگر نه آنکه در عالم ذر مورد امتحان قرار گرفتیم و کار تمام شده است؟
پاسخ این پرسش، همان سخن امام جعفر بن محمد صادق(ع) است:
عبدالله بن فضل هاشمی میگوید: (به امام صادق(ع) عرض نمودم: به چه علت خداوند عزوجل پس از آنکه ارواح در ملکوت اعلایش در بالاترین مکان بودند، آنها را در بدنها قرار داد؟ ایشان(ع) فرمود: خداوند تبارک و تعالی میدانست که ارواح انسانها در شرف و برتری مقامشان، هرگاه به حال خود رها شوند، اکثریتشان در دعوی ربوبیت با خداوند به منازعه برمیخیزند. در نتیجه به دلیل رحمت به آنها و مصلحتشان، با قدرت خود آنها را در بدنهایی قرار داد که در ابتدای خلقت، برایشان تقدیر نموده بود؛ و برخی از آنها را محتاج به برخی دیگر و برخی را وابسته به دیگران و بعضی را نیز در درجاتی، بالاتر از بعضی دیگر قرار داد و برخی را نیز به وسیلهی برخی دیگر بینیاز ساخت؛ و رسولانش را به سوی آنان فرستاد و حجتهایش را برای بیم دادن و بشارت دادن قرار داد. این حجتها، انسانها را به انجام عبودیت و اظهار تواضع نسبت به معبودشان با انواع مختلفی که برای آنان تعیین نموده بود، فرمان میدادند و خداوند نیز برای مردم، مجازاتهایی را در کوتاه مدت و مجازاتهایی در آینده، و پاداشهایی در کوتاه مدت و پاداشهایی در آینده، قرار داد، تا به این ترتیب آنان را در خیر ترغیب نماید و به شر بیمیل گرداند و نیز تا با درگیر شدن در جستجوی معاش و کسب و کار، آنان را خوار نماید و به این وسیله بدانند که آنها محتاج پرورش خدا و بندگانی مخلوق هستند، و در نتیجه به عبادت وی اقبال نمایند و به اینگونه، استحقاق پاداش نعمت ابدی و بهشت جاودان را بیابند و از نزاع در چیزی که استحقاق آن را ندارند، در امان باشند. سپس امام (ع) فرمود: ای پسر فضل، خداوند تبارک و تعالی، در حسن نظر نسبت به بندگانش نیکوتر از آنان نسبت به خودشان، است. آیا نمیبینی که در میان مردم، کسی را نمیبینی جز اینکه به برتریجویی بر دیگران تمایل دارد، تا جاییکه برخی از آنان در دعوی ربوبی منازعه میکنند و برخی در دعوی نبوت بدون استحقاق، منازعه مینمایند و برخی از آنان در دعوی امامت، بدون اینکه بر حق باشد، منازعه مینمایند، در حالی که در وجود خود نقص و ناتوانی و ضعف و پستی و نیاز و فقر و دردهای پیدرپی بر خودشان و مرگی را که بر همگی مسلط و قاهر است، میبینند، اما با این حال چنین ادعاهای بیجایی میکنند. ای پسر فضل، خداوند نسبت به بندگانش جز آنچه بیشتر به صلاحشان است، انجام نمیدهد و به هیچ وجه به مردم ظلم نمیکند ولی مردم به خودشان ستم میکنند...).([۴۴۷])
امام صادق(ع) دلیل تکرار امتحان در این عالم جسمانی را بیان کرده است.
اما دلیل امتحان در عالم رجعت به طور خاص، برای افراد دارای ایمان محض و کفر محض چیست؟ به این خاطر است که هر کدام از این دو گروه، استثنایی هستند. بخشش افراد دارای ایمان محض، بزرگ است و به زودی نیز پاداش آنان نیز بزرگتر است. در نتیجه امتحان بر آنان تکرار میشود، تا همان نتیجه را تکرار نمایند، تا بقیهی مردم بدانند که آنان اِستحقاق این بخشش بزرگی را که خداوند با آن، آنان را بر بقیهی مردم برتری داده است، دارند.
اما افراد دارای کفر محض نیز عذابشان بزرگ است؛ تا جاییکه اهل آتش، از عذاب اینها فرار میکنند. و به همین خاطر، امتحان سوم در رجعت است تا همان نتیجهی سلبی و منفی را تکرار نمایند تا مخلوقات بدانند که آنان، اِستحقاق این عذاب عظیم را دارند.
اینجا اشکالی به این صورت مطرح میشود: وقتی نتیجهی ذر، به زودی تکرار میشود و هر فردی، نتیجهاش را تکرار میکند، این امتحان برای چیست؟ حکمت چنین امتحانی که نتیجهاش، از قبل مشخص است، چیست؟!
پاسخ: دادن فرصت، حقیقی است و پنداری نیست. خداوند سبحان به مردم فرصت واقعی داده است تا اگر نتیجهی ذر، بد بود، آن را تغییر دهند. ولی از آنجا که حقایق آنان زشت و پلید است، همان نتیجه تکرار میشود. یعنی حکمت این است که خداوند، بخشنده، مهربان و دلسوز است. این فرصت دیگر، برای آشکار کردن بخشش و کرم و رحمت خداوند سبحان است. به علاوه مسئلهای که امام صادق (ع) در این مورد بیان کرده است که فرود آمدن ارواح در این عالم جسمانی محدود، برای این است که ضعف ارواح را از خلال محدودیت و قیدهای آن آشکار نماید. علاوه بر علتی که برای رجعت بیان نمودم، علت دیگری نیز وجود دارد که خداوند سبحان و متعال، آن را بیان نموده است و به مهربانی و بخشش او مرتبط است. آن این است که او میداند که آنان به زودی، درخواستِ فرصت دوم را مینمایند. در نتیجه او پیش از درخواست آنان، این فرصت را در اختیار آنان قرار داده است. با وجود این تکرار و این بخشش از جانب او، باز هم خواهیم دید که در آخرت، درخواست میکنند تا امتحانشان تکرار شود و علاوه بر فرصتهایی که قبلاً به آنان بخشیده شده است، درخواست فرصت دیگری را مطرح میکنند:
(قالُوا رَبَّنا أَمَتَّنَا اثْنَتَینِ وَ أَحْییتَنَا اثْنَتَینِ فَاعْتَرَفْنا بِذُنُوبِنا فَهَلْ إِلی خُرُوجٍ مِنْ سَبیلٍ)([۴۴۸])
(میگویند پروردگارا، دو بار ما را به مرگ رسانیدی و دو بار ما را زنده گردانیدی. به گناهانمان اعتراف كردیم. پس آیا راه بیرونشدنی [از آتش] هست؟).
-رجعت چگونه است؟
مسائلی است که باید ابتدا آنها را بشناسیم، تا بفهمیم که رجعت چگونه است.
اول: احساس دگرگونی یا تغییر، مسئلهای نسبی است. حقیقت این است که ما وقتی دچار تغییرات مختلف مکانی یا زمانی میشویم، تغییرات را احساس میکنیم. ولی وقتی ما و اشیایی که در اطراف ماست، با هم بیرون از حدود زمان و مکان در معرض حرکت قرار میگیریم، یعنی در اَبعاد دیگری به غیر از این چهار بُعدی که آن را میشناسیم و احساس میکنیم، هیچ تغییری را در اطرافمان به طور ملموس احساس نمیکنیم؛ و هر چقدر که این تغییر بزرگ و سریع باشد، با وجود اینکه تغییر وجود دارد، نمیتوانیم آن را اندازهگیری کنیم. علت این است که این تغییر، به یک اندازه ما و اشیای اطرافمان را در بر گرفته است.
برای اینکه مسئله مفهومتر باشد، بیایید تصور کنیم که در میان یک جسم متحرک قرار گرفتهایم. ما حرکت چیزهای اطراف خود را احساس نمیکنیم و آنها را ساکن میپنداریم، البته تا زمانی که حرکت ما ادامه داشته باشد و حرکت آن متحرک همراه با حرکت ما باشد. به همین ترتیب ما هیچ تغییری را در داخل جسم و اشیایی که در آن وجود دارد، احساس نمیکنیم؛ البته تا زمانی که این تغییر، همهی اشیا را در داخل جسم، حتی خود ما را، شامل شود.
تصور کنید که قد شما ۷/۱ متر است و در داخل جسم یک ابزار اندازهگیری هست که میتوانید قدتان را با آن بسنجید. اگر ابعاد شما و خطکش اندازهگیری و همهی اشیای اطرافتان، دو برابر شود، وقتی این بار قد خودتان را با همان ابزار بسنجید، میبینید که قد جدید شما همان ۷/۱ متر است و از زیاد شدن قد خودتان آگاه نمیشوید؛ در حالی که اکنون قد حقیقی شما ۴/۳ متر است.
اگر این مطلب را بفهمیم، میتوانیم بفهمیم که ما و جهانی که در آن زندگی میکنیم، میتوانیم همگی به عالم رجعت در آسمان اول وارد شویم؛ بدون اینکه تغییر بزرگی را که برای جسمهایمان یا حتی جهانی که در آن زندگی میکنیم، ایجاد شده است، احساس کنیم. حتی ممکن است که درک کنیم که ما و همهی جهانی که در آن زندگی میکنیم، در حال تغییری مستمر هستیم و چه بسا بفهمیم که این تغییر بزرگ است، ولی ما این تغییر را احساس نمیکنیم؛ به این خاطر که همه چیز به یک نسبت در حال تغییر است.
دوم: ما در عالم ذر در آسمان اول بودیم و به سوی عالم رجعت رهسپار هستیم که آن نیز در آسمان اول است. یعنی فلک اعظم حرکتی دارد([۴۴۹]) که شامل جهانها و عالمهایی میشود که ما در یکی از آنها زندگی میکنیم؛ و باید دقت کنیم که این حرکت، بیرون از حدود زمان و مکان است و در بُعدهای دیگری است که آن را احساس نمیکنیم؛ ولی حقیقی است و وجود دارد. تأثیر این حرکت، در جهانها و آنچه در آن است، واقعاً زیاد است؛ و ما تا زمانی که بخشی از این جهانها هستیم، امکان ندارد که محدودهی این تاثیر را بدانیم. تنها راهی که میتوانیم از این تغییرات آگاهی پیدا کنیم، این است که بیرون از این جهانها باشیم. در این هنگام است که حقیقتی را که کاملاً با واقعیتی که آن را احساس میکنیم، متفاوت است، میبینیم. ولی اکنون ما درون این جهانها قرار گرفتهایم.
سوم: ویژگیهای رجعت در روایات معصومین، با این عالَم مادی که در آن زندگی میکنیم، تناسبی ندارد. چارهای از پذیرش این نیست که عالم رجعت، عالم دیگری است که با عالم مادی که در آن زندگی میکنیم، قوانین متفاوتی دارد.
مختصر بصائرالدرجات: موسی حناط گوید: از امام صادق(ع) شنیدم که فرمود: (روزهای خداوند سه روز هستند: روزی که قائم (ع) قیام میکند، روز رجعت و روز قیامت).([۴۵۰])
مختصر بصائرالدرجات: حمران بن اعین میگوید: امام باقر(ع) به ما فرمود: (به زودی همسایهی شما، حسین بن علی (ع) هزار سال باز میگردد و فرمانروایی میکند. تا اینکه ابروانش از بزرگی بر چشمانش میافتد).([۴۵۱])
مختصر بصائرالدرجات: عمر خثعمی میگوید: از امام صادق (ع) شنیدم که فرمود: (...و امیرالمؤمنین(ع) چهل و چهار هزار سال فرمانروایی میکند تا اینکه یک مرد از شیعه علی(ع) هزار پسر از پشتش را میبیند. در این هنگام است که دو بهشت در نهایت سبزی، کنار مسجد کوفه و دور آن، با آنچه خداوند بخواهد، آشکار میشود).([۴۵۲])
مختصر بصائرالدرجات: وقتی از امام صادق (ع) در مورد روزی که مقدارش ۵۰ هزار سال است، پرسش شد، فرمود: (این رجعت رسولالله ( است که فرمانروایی ایشان در رجعتشان، ۵۰ هزار سال است و امیرالمؤمنین (ع) در رجعت خودش، ۴۴ هزار سال فرمانروایی میکند).([۴۵۳])
بحارالانوار: عبدالله بن نجیح یمانی میگوید: (به امام صادق(ع) عرض کردم: (كَلَّا سَوْفَ تَعْلَمُونَ * ثُمَّ كَلَّا سَوْفَ تَعْلَمُونَ) (چنین نیست، زود است که بدانید. سپس چنین نیست، زود است که بدانید). فرمود: (یک بار در رجعت و دیگر بار در قیامت).([۴۵۴])
مختصر بصائرالدرجات: علی ابن ابراهیم در «تفسیر القرآن العزیز» میگوید: پاسخ فردی که رجعت را انکار میکند، سخن خداوند عزوجل است: (وَ یوْمَ نَحْشُرُ مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ فَوْجاً) (و آن روز كه از هر امتی گروهی را محشور میگردانیم). پدرم از ابن ابیعمیر از حماد از امام صادق(ع) حدیث نمود که ایشان فرمود: (مردم در مورد آیه: (وَ یوْمَ نَحْشُرُ مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ فَوْجاً) (و آن روز كه از هر امتی گروهی را محشور میگردانیم) چه میگویند؟ عرض کردم: میگویند: در مورد قیامت است. فرمود: آنطور که میگویند، نیست. این رجعت است. آیا خداوند در قیامت، از هر امتی گروهی را برمیانگیزد و بقیه را رها میکند؟ آیهی قیامت این است: (وَ حَشَرْنَاهُمْ فَلَمْ نُغادِرْ مِنْهُمْ أَحَداً) (آنان را گرد میآوریم و هیچ یك را فرو گذار نمیكنیم)).([۴۵۵])
پاورقیها
- ↩[۴۴۶] . قرآن کریم، سورهی واقعه، آیات ۶۰ تا ۶۲.
- ↩[۴۴۷] . علل الشرائع، صدوق، ج ۱، ص ۱۵ و ۱۶، باب «العلة التی من أجلها جعل الله عز وجل الأرواح فی الأبدان بعد أن كانت مجردة عنها فی أرفع محل».
- ↩[۴۴۸] . قرآن کریم، سورهی غافر، آیهی ۱۱.
- ↩[۴۴۹] . این یک انتقال تدریجی است؛ ولی از آن به حرکت تعبیر نمودم؛ با وجود اینکه حرکت به حدود بُعدهای چهارگانه محدود میشود. اما کلمهای که مردم آن را بفهمند و این انتقال را تعبیر نماید، به غیر از الفاظی که با آن ارتباط برقرار میکنیم و در این بُعدهای چهارگانه محدود است، وجود ندارد.
- ↩[۴۵۰] . مختصر بصائر الدرجات، ابن سلیمان حلی، ص ۱۸.
- ↩[۴۵۱] . مختصر بصائر الدرجات، ابن سلیمان حلی، ص ۲۲.
- ↩[۴۵۲] . مختصر بصائر الدرجات، ابن سلیمان حلی، ص ۲۷.
- ↩[۴۵۳] . مختصر بصائر الدرجات، ابن سلیمان حلی، ص ۴۹.
- ↩[۴۵۴] . بحار الانوار، مجلسی، ج ۵۳، ص ۱۲۰.
- ↩[۴۵۵] . مختصر بصائر الدرجات، ابن سلیمان حلی، ص ۴۱ تا ۴۲.