فصل‌ها

پاسخ سید احمدالحسن(ع)

نامۀ هدایت · سید احمدالحسن

منبع ↗

پاسخ سید احمدالحسن(ع) بسم الله الرَّحمن الرَّحیم والحمدلله رب العالمین، و صلی الله علی محمد و آل محمد الائمه و المهدیین و سلم تسلیماً و سپاس و ستایش تنها از آنِ خداوند آن پروردگار جهانیان است، و صلوات تام و تمام خدا بر محمد و آل محمد، ائمه و مهدیین باد! هر کدام از شما باید خدا را در هر چیز، با هر چیز، بعد از هر چیز و قبل از هر چیز ببیند تا جایی که خدا را بشناسد و پرده‌ها از برابرش برداشته شود، تا همه چیز را به واسطه‌ی خدا ببیند، که در این صورت دیگر شما آثار (خلقت) را دلیل بر مؤثر سبحان نخواهید برشمرد بلکه او را دلیل بر آثار خواهید دانست. امام حسين(ع) می‌فرماید: إلهي تَرَدُّدي في الآثارِ يُوجِبُ بُعدَ المَزارِ، فاجمَعْني عَلَيكَ بِخِدمَةٍ تُوصِلُني إلَيكَ، كَيفَ يُستَدَلُّ عَلَيكَ بِما هُوَ في وُجودِهِ مُفتَقِرٌ إلَيكَ؟! أيَكونُ لِغَيرِكَ مِنَ الظُّهورِ ما لَيسَ لَكَ حتّى يَكونَ هُوَالمُظهِرَ لَكَ؟! متى غِبتَ حتّى تَحتاجَ إلى دَليلٍ يَدُلُّ عَلَيكَ؟! وَمَتي بَعُدْتَ حَتّي تَكُونَ الْآثارُ هِي الَّتي تُوصِلُ اِلَيْكَ؟ عَمِيَتْ عَيْنٌ لا تَراكَ عَلَيْها رَقيباً، وَخَسِرَتْ صَفْقَةُ عَبْدٍ لَمْ تَجْعَلْ لَهُ مِنْ حُبِكَ نَصيباً!....[۱] .... معبود من! چون به یکایک آثار برای شناسایی‌ات توجه کنم، راه وصول و شهودت از من دور گردد، پس مرا خدمتی فرما که به وصال و شهود جمالت زود رساند. چگونه من به آثاری که در وجودِ خود به تو محتاج‌اند بر وجودِ تو استدلال کنم؟ آیا موجودی غیر از تو ظهوری دارد که مال تو نباشد و بتواند مظهر تو و سبب ظاهر شدن تو باشد؟ تو کِی از نظرها پنهان بودی تا به دلیل و برهان نیاز داشته باشی که به تو راهنمایی کند؟! و کِی از ما دور بودی تا آثار و مخلوقات ما را به تو برساند؟! دیده‌ای که تو را همراه خود نمی‌بیند کور است و زیان دیده قلب آن بنده‌ای که از محبت تو بهره‌ای ندارد.... گِل را از چشم‌ها و گوش‌های خود بشویید تا خدا را ببینید و بشنوید، که او با شما سخن می‌گوید حتی از درونِ سنگ.... به جاهلانی که خود را علما می‌نامند متمایل نشوید و بر آنها تکیه نکنید که آنها گوش‌‌ها و چشم‌های شما را آکنده از گِل و شما را به این عالَم مادیِ فانی و ظواهر فریبنده‌اش پایبند می‌کنند. به سخنان آن‌ها را گوش نسپارید، که اینان حتی دست‌های خود را نمی‌بینند.... در حالی که نهایت علمِ آنها همین عالَم فانی است. در برابر آنها سر فرود نیاورید در حالی که آنها به رؤیا کفر می‌ورزند؛ حال آنکه رؤیا راهی است به سوی ملکوت آسمان‌ها. در ملکوت آسمان‌ها بنگرید، به ملکوت آسمان‌ها گوش فرادهید و به ملکوت آسمان‌ها ایمان بیاورید زیرا این همان حقی است که پیامبران و اوصیای الهی به آن ایمان آوردند ولی علمای بی‌عمل به آن کفر ورزیدند؛ همان کسانی که در هر زمانی با پیامبران و اوصیا به نبرد برخواستند. اینان همان‌هایی هستند که در آخر ‌الزمان آمریکا، دموکراسی آمریکایی و انتخابات آمریکایی را به حساب می‌آورند، ولی خداوند متعال را به حساب نمی‌آورند: «ما قَدَرُوا اللهَ حَقَّ قَدْرِهِ إِنَّ اللهَ لَقَوِيٌّ عَزِيزٌ»[۲] (خدا را چنانکه سزاوار او است بزرگ نداشتند. هر آينه خدا نيرومند و پيروز است). خداوند، حاکمیت خدا و قرار دادن جانشین خدای پاک و منزه را به حساب نمی‌آورند، پس آنها صورتی برای دجال بزرگ ـ‌آمریکا‌ـ شدند، چنانکه پیامبران و اوصیا الهی چهره‌ای برای خداوند سبحان و متعال بودند. قرآن را بخوانید و در قرآن و در داستان‌های پیامبران و اوصیای الهی ـ‌که جانشینان خدا در زمینش بوده‌اند‌ـ به درستی بیاندیشید، و همینطور در سرنوشت امت‌های پیشین که آنان را تکذیب کردند و رهبران این امت‌ها ـ‌همان علمای بی‌عمل‌ـ سپس به خویشتن خود مراجعه کنید و ببینید که آیا صاحب حق از سیره و روش و سنت پیامبران و اوصیا الهی تجاوز کرده است؟ و ببینید که دشمنان صاحب حق ـ‌علمای بی‌عامل‌ـ آیا جز سیره و راه و سنت دشمنان پیامبران و اوصیا را پیموده‌اند؟ به خدا قسم چیزی نگفتم مگر آنچه پدران صالحم فرموده‌اند؛ همان کسانی که مردم را به یاری دادنم سفارش نمودند و در وصیت‌های خود مرا نام بردند؛ نوح، ابراهیم، اسماعیل، محمد(ص)، علی، حسن، حسین و امامان(ع): «وَجَعَلَهَا كَلِمَةً بَاقِيَةً فِي عَقِبِهِ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ»[۳] (و آن را در فرزندان خود سخنی پاينده کرد، باشد که به خدا بازگردند). و آن را سخنی ماندگار در ذریه اش قرار داد به امیدی آنکه به آن بازگردند. و علمای بی‌عمل جز آنچه را که نمرود، فرعون، ابوسفیان و ولید (که لعنت خدا بر آنها باد) گفتند بر زبان نراندند: گفتند: «إِنَّ رَ‌سُولَکُمُ الَّذِی أُرْ‌سِلَ إِلَیْکُمْ لَمَجْنُونٌ»[۴] (اين فرستاده‌ای که بر شما فرستاده شده قطعاً ديوانه است). و گفتند: «إِنْ هذا إِلاّ سِحْرٌ یُؤْثَرُ * إِنْ هذا إِلاّ قَوْلُ الْبَشَرِ»[۵] (اين جز جادويی که (ديگرانش) آموخته‌اند نيست * اين نیست مگر سخن آدمی). و گفتند: «أَأُلْقِيَ الذِّکْرُ عَلَيْهِ مِنْ بَيْنِنا بَلْ هُوَ کَذَّابٌ أَشِرٌ»[۶] (آيا از ميان همه‌ی ما ذکر (کلام خدا) به او القا شده است؟ نه، بلکه او دروغ‌گويی است گستاخ). و گفتند: «بَلْ قَالُوا أَضْغَاثُ أَحْلَامٍ بَلِ افْتَرَاهُ بَلْ هُوَ شَاعِرٌ فَلْيَأْتِنَا بِآَيَةٍ كَمَا أُرْسِلَ الْأَوَّلُونَ»[۷] (گفتند: نه، خواب‌های پریشان است، یا دروغی است که می‌بندد یا شاعری است، پس برای ما از آنگونه که به پیامبران پیشین داده شده بود معجزه‌ای بیاورد). و گفتند و گفتند و گفتند.... «وَقَالَ الَّذِينَ لاَ يَعْلَمُونَ لَوْلاَ يُكَلِّمُنَا اللهُ أَوْ تَأْتِينَا آيَةٌ كَذَلِكَ قَالَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِم مِّثْلَ قَوْلِهِمْ تَشَابَهَتْ قُلُوبُهُمْ قَدْ بَيَّنَّا الآيَاتِ لِقَوْمٍ يُوقِنُونَ»[۸] (نادانان گفتند: چرا خدا با ما سخن نمی‌گوید؟ یا معجزه‌ای بر ما نمی‌آید؟ پیشینیان‌شان نیز چنین سخنانی می‌گفتند، دل‌هایشان همانند یکدیگر است، ما برای آنان که به یقین رسیده‌اند آیات را بیان کرده‌ایم). من آمده‌ام تا به حق گواهی دهم، و حق را می‌گویم. به همین منظور به دنیا آمدم و بر همین منهج از دنیا خواهم رفت؛ ان شاء الله! اما شما: اگر می‌خواهید برای حق گواهی دهید، گواهی دهید، ولی اگر تلخی و سنگینی آن را دیدید خدا را برای این نعمت بزرگ که بر شما منت نهاده است سپاس گویید؛ چرا که حق سنگین و تلخ است و باطل سبک و شیرین. بدانید که دعوت شما همان دعوت پیامبران و اوصیا است. پس بدانید و شاهدانی بر مردم باشید، همانگونه که رسول خدا(ص) بر شما شاهد است و عمل شما را خداوند، فرستاده‌اش، پیامبران، اوصیا و مؤمنان نظاره‌گر خواهند بود. پس صبر پیشه کنید و به بردباری سفارش و قلب‌ها را به هم نزدیک کنید و با اهل هر کتابی با کتاب خودشان احتجاج کنید؛ با اهل انجیل با انجیل خودشان استدلال کنید؛ زیرا قضیه‌ی شما در انجیل آنها آمده است؛ نه به صورت مختصر و گذرا بلکه با شرح و تفصیل!

پاورقی‌ها

  1. ↩[۱] - بحار الانوار: ج ۹۵ ص ۲۲۵.
  2. ↩[۲] - حج: ۷۴.
  3. ↩[۳] - زخرف: ۲۸.
  4. ↩[۴] - شعرا: ۲۷
  5. ↩[۵] - مدثر ۲۴ و ۲۵
  6. ↩[۶] - قمر: ۲۵
  7. ↩[۷] - انبیا: ۵
  8. ↩[۸] - بقره: ۱۱۸.
اطلاعات صفحه
نوع صفحه
پاسخ سید احمدالحسن(ع) - نامۀ هدایت - WikiSavior
زبان
fa

تغییر زبان رابط کاربری به معنای ترجمه یا تأیید انتشار یک حکم نیست.