فصلها
بُعد اعجازی
ابلاغ آشکار، جلد اول · شیخ ناظم عُقیلی
پنجم: بُعد اعجازی
سنّت خداوند متعال در اغلب انبیا و مرسلین ـهنگامی که آنان مردم را به توحید خداوند متعال دعوت میکردند و از خدایان دروغین دور و به جنگ با نفس خود دعوت میکردندـ اینچنین بوده است که نخستین کسانی که به آنها ایمان میآوردند صاحبان بصیرت بودند؛ یعنی کسانی که با چشم خدایی مینگریستند؛ افرادی مثل علی بن ابیطالب
و خدیجه و عمار و مقداد و مالک اشتر و دیگر اولیا که از رسول خدا
معجزهای درخواست نمیکردند تا ایمان بیاورند و تصدیقش کنند.
حقتعالی میفرماید:
وَمَن لَّمْ یَجْعَلِ اللَّهُ لَهُ نُوراً فَمَا لَهُ مِن نُّورٍ
۱ (و هرکس خداوند نوری به او نداده باشد پس هرگز نوری نخواهد داشت).
و میفرماید:
لَا تَعْمَی الْأَبْصَارُ وَلَکِن تَعْمَی الْقُلُوبُ الَّتِي فِي الصُّدُورِ
۲ (در حقیقت چشمها کور نیست، ولی دلهایی که در سینههاست کور است).
پس کسانی که با نور خداوند متعال هدایت نمیشوند و گِل معاصی بر دلهایشان زنگار بسته است، و فطرت خداوند متعال را با ثروتطلبی و ریاستطلبی و کثرت پیروان آلوده کردهاند و همچون چهارپایان و حتی گمراهتر شدهاند، اینان فقط با چشمهای [مادّی] خود میبیند، و به همین دلیل ایمان به غیب و دعوتهای الهی را فقط به شرط دیدن معجزات مادی منحصر کردهاند؛ به همین علت فرستادۀ امام مهدی
ـاحمدالحسنـ از مشهورترین علما درخواست کرد از او فقط معجزۀ مادی درخواست کنند تا با آن برای صدق

و راستی دعوتش استدلال نماید، تا شاید برای آنان مشخص شود، و صدق و راستی یا دروغینبودن این دعوت برای مردم روشن شود؛ زیرا مردم نمیتواند معجزۀ مادی الهی را تشخیص دهند و آن را از سحر و جادوگری متمایز سازند.
تقریباً بیش از شش ماه از این [درخواست] سپری شده است۱ ولی هیچکس پاسخی به آن نداده است. حقتعالی میفرماید:
وَ قَالَ الَّذِینَ لَا یَعْلَمُونَ لَوْلَا یُکَلِّمُنَا اللَّهُ أَوْ تَأْتِینَا آیَةٌ کَذَلِكَ قَالَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ مِثْلَ قَوْلِهِمْ تَشَابَهَتْ قُلُوبُهُمْ قَدْ بَیَّنَّا الآْیَاتِ لِقَوْمٍ یُوقِنُونَ
۲ (و آنان که نادان بودند گفتند «چرا خدا با ما سخن نمیگوید؟ یا برای ما معجزهای نمیآید؟» کسانی که پیش از اینان بودند [نیز] مثل همین گفتۀ ایشان را میگفتند. دلهایشان مانند یکدیگر است. ما نشانهها را برای گروهی که یقین دارند به نیکی روشن گردانیدهایم).
و من از همین جا فریاد برمیآورم تا شاید وجدانها بیدار شوند و کوری از برابر چشم دلها کنار برود و جویندگان حق و حقیقت و دوستداران امام مهدی
هدایت شوند، و میگویم شما به اینکه زمینهسازانِ قبل از قیام امام مهدی باشید وعده داده شدهاید. اگر با تمام این دلیلها و برهانها این مرد [احمدالحسن] را دروغگو پنداشتهاید، پس کسی را که پیش از امام
میآید با چهچیزی صادق خواهید دانست؟ و چهچیزی از او درخواست میکنید تا شاید صدق مدعایش برای شما اثبات شود؟
حقتعالی میفرماید:
یَا حَسْرَةً عَلَی الْعِبَادِ مَا یَأْتِیهِم مِّن رَّسُولٍ إِلاَّ کَانُوا بِهِ یَسْتَهْزِئُون
۳ (ای دریغا بر این بندگان! هیچ فرستادهای بر آنان نیامد مگر اینکه او را به ریشخند میگرفتند).
در اینجا لازم است بعضی از روایات اهلبیت
را دربارۀ توصیف فتنههایی که پیش از

خروج صاحبالزمان
واقع میشوند برایتان ذکر کنم.
از امیر مؤمنان
نقل شده است، فرمود: «سوگند به آنکه جانم در دست اوست آنچه را دوست میدارید نخواهید دید مگر تا وقتی به صورتهای یکدیگر آب دهان بیندازید، و یکدیگر را دروغگو بخوانید تا هیچکدام از شما باقی نماند ـیا فرمود: از شیعۀ منـ مگر بهاندازه سُرمۀ در چشم یا نمک در غذا.»۱
امام علی
فرموده است: «و بهراستی غایب، دو غیبت دارد، که یکی از آنها طولانیتر از دیگری است. اما غیبت اول شش روز یا شش ماه یا شش سال است، و دومین غیبت به طول میانجامد تا بیشتر کسانی که به او ایمان دارند از این امر بازگردند؛ پس کسی از ایشان ثابتقدم نمیماند مگر آنکس که یقینش قوی و معرفتش صحیح باشد، و در خود حرجی دربارۀ آنچه قضای ماست نیابد، و کاملاً تسلیم امر ما اهلبیت
باشد.»۲
از اباعبدالله امام صادق
نقل شده است، فرمود: «به شبههای مبتلا خواهید شد؛ پس بدون علمی که با آن ببینید و بدون امامی هدایتکننده میمانید، و از این فتنه کسی نجات پیدا نمیکند مگر آنکس که دعای غریق را بخواند.» و فرمود: «بگو یا الله یا رحمن یا رحیم، یا مقلبالقلوب ثبت قلبی علی دینک... .»۳
از ابنعباس نقل شده است، گفت: رسول خدا
فرمود: «بهراستی علی بن ابیطالب
امام امت من، و بعد از من جانشین من بر آنهاست؛ و از نسل او همان قائم منتظری خواهد بود که زمین را پر از عدل و داد میکند، همان طور که از ظلم و جور پر شده است. او بشارتدهنده و ترساننده است، و آنان که در غیبت بر امامت او ثابتقدم

میمانند از گوگرد قرمز هم اندکتر هستند.»۱
موسی بن جعفر
فرموده است: «وقتی پنجمین از هفتمین فرزند مفقود شد، [شما را به خدا سوگند میدهم] بر دینداریتان استوار باشید. مبادا کسی شما را این دین جدا کند؛ زیرا ناگزیر صاحب این امر باید غیبتی داشته باشد تا آنکس که [بهظاهر] به او معتقد بود از این امر بازگردد. بدانید این امتحان الهی است که خداوند با آن خلقش را میآزماید...»۲
از اباجعفر امام باقر
نقل شده است فرمود: «بهراستی از این حدیث شما دلهای مردان مشمئز میشود. پس هرکس آن را پذیرفت به او بیفزایید، و هرکس آن را انکار کرد رهایش کنید؛ زیرا ناگزیر باید فتنهای باشد که هر بطانه و ولیجهای در آن سقوط کند؛ تا آنجا که آن کسی که مو را به دو نیمه تقسیم کند نیز سقوط میکند، تا فقط ما و شیعیانمان باقی بمانیم.»۳
حقتعالی می فرماید:
وَ لَا یَکُونُوا کَالَّذِینَ أُوتُوا الْکِتَابَ مِنْ قَبْلُ فَطَالَ عَلَیْهِمُ الْأَمَدُ فَقَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَ کَثِیرٌ مِنْهُمْ فَاسِقُونَ
۴ (و همچون کسانی نباشند که از پیش به آنها کتاب داده شد؛ پس انتظار بر آنان به درازا کشید، و دلهایشان سخت گردید و بسیاری از آنها فاسق بودند).۵
در حدیث معراج آمده است: «گفتم ای خدای من و ای آقای من، این کِی خواهد شد (یعنی قیام قائم)؟ پس خداوند عزوجل وحی کرد: آن زمان که علم ناپدید شود، و نادانی

ظاهر گردد، و قاریان بسیار شوند، و عمل صالح کم شود، و قتل بسیار شود، و علمای هدایتکننده کم شوند، و علمای خائن و گمراهکننده بسیار گردند... .»۱
بسم الله الرحمن الرحیم
الم * أَحَسِبَ النَّاسُ أَن یُتْرَکُوا أَن یَقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لَا یُفْتَنُونَ * وَلَقَدْ فَتَنَّا الَّذِینَ مِن قَبْلِهِمْ فَلَیَعْلَمَنَّ اللَّهُ الَّذِینَ صَدَقُوا وَلَیَعْلَمَنَّ الْکَاذِبِینَ
۲ (به نام خداوند بخشایندۀ مهربان (الم * آیا مردم پنداشتند تا گفتند ایمان آوردیم رها میشوند و آزموده نمیشوند؟ * و یقیناً کسانی را که پیش از اینان بودند آزمودیم، تا خدا آنان را که راست گفتهاند معلوم بدارد و دروغگویان را [نیز] معلوم بدارد).
والحمد لله وحده
شیخ ناظم عُقیلی
۱۲ صفر ۱۴۲۵ ق
