فصلها
متونی که به ظهور قائم آل محمد، تسلیدهنده، احمد بشارت میدهند
بشارت به تسلیدهنده، احمد و کنکاشی در عقیدۀ مسیحیت · عادل سعیدی
-فصل پنجم: متونی در تورات و انجیل که به ظهور قائم آل محمد، تسلیدهنده، احمد(ع) بشارت میدهند
رسالتهای آسمانی عبارتاند از حلقههای کاملشوندهای که با یکدیگر ارتباط دارند تا زنجیرۀ ایمان به توحید را تشکیل دهند. هیچ نبی یا ولیّ نبوده است، مگر اینکه به کسی که بعد از خود میآید بشارت دهد؛ چراکه خلافت و جانشینی خداوند در زمین قطع نمیشود تا مردم نسبت به حق در شک و تردید فرونروند. به همین دلیل باید در هر زمان حجتی بر آفریدگان وجود داشته باشد که ترجمانی برای وحی خداوند متعال و تعالیم او باشد.
با توجه به اینکه از خصوصیات قائم مهدی(ع) جهانیبودن رسالتش است، همۀ انبیای پیشین و اوصیایشان(ع) اقدام به زمینهسازی مستمر برای بشریت نمودهاند تا این رسالت را بپذیرند و ظرفیت آن را پیدا کنند. بشارتها دربارۀ رهاییبخش و منجی متمثّل در قائم آل محمد(ع) از زمان آدم(ع) بوده و حتی وصیت رسول خدا(ص) در شب وفاتش ایشان(ع) را به اسم بیان کرده است.
در تورات و انجیل و دیگر اسفار کتاب مقدس، بشارتهای خاص به رسول خدا(ص) و اهلبیتش با توصیف چهره و خصوصیاتشان آمده است؛ ولی تحریف معنایی و لفظی که در تورات و انجیل صورت گرفته، بسیاری از آموزههای متونی را که دربارۀ اهلبیت (درود و سلام بر ایشان) آمده را دگرگون ساخته است؛ همان متونی که انبیای پیشین برای امتهای خود میخواندند. بااینوجود یک خوانندۀ دقیق میتواند این متون را بازخوانی کند تا بسیاری از قرائن و نشانههای واضحالدلاله بر ایشان مشخص شود؛ علیرغم اینکه دستهایی با این متنها بازی و آنها را از اذهان مردم منحرف کردهاند.
در اینجا ما درصدد پیگیری پیشگوییهایی هستیم که «نصارا» بیان میدارند فقط به عیسی(ع) اختصاص دارد، نه به شخص دیگری. در کتابها جستوجو میکنیم تا به لطف و مدد حقتعالی مطلب روشن شود. از آنچه سایتهای رسمی آنها در پاسخ به پرسشها بیان کردهاند آغاز میکنیم؛ از جمله:
سالها با ایمیلهای مردم.
پرسشهایی دربارۀ کتاب مقدس.
پیشگوییهایی از مسیح در عهد قدیم.
پرسش:
پیشگوییهایی که دربارۀ سید مسیح در عهد قدیم سخن میگوید چیست؟
پاسخ:
صدها پیشگویی prophecies در عهد قدیم دربارۀ پروردگار یسوع مسیح آمده است که در آمدن اول ایشان محقق شدهاند؛ چه پیشگوییهایی که در زندگی و در خدمتگزاری ایشان صورت پذیرفت و چه رؤیتهای پیشین برای شخصیت ایشان. با توجه به قانون احتمالات ریاضی برای اتفاقافتادن همۀ این پیشگوییها در یک شخص فقط یک فرصت در هر ۸۴ با ۹۸ صفر در سمت راستش وجود دارد. چقدر تعجبآور است که همۀ اینها در یک فرد واقع شود. این خود از قویترین دلایلی است که بیان میکند منبع آنها الهی است و به همین دلیل مصداق آنها بهطور مطلق مشخص است.
بنابراین پاسخدهندۀ به این پرسش یقین دارد که این پیشگوییها فقط بر عیسی(ع) منطبق میشود. وی به قانون احتمالات ریاضی استدلال میکند تا از این طریق ثابت کند این پیشگوییها فقط بر شخص عیسی(ع) منطبق میشود.
ما میگوییم: آیا این قانون احتمالات عقلانی است که حتی یک فرصت برای منطبقشدن این پیشگوییها بر کسی غیر از عیسی(ع) را قائل نمیشود؛ درحالیکه یهود و دیگر ادیان این رهاییدهنده را قاطعانه رد میکنند و منتظر شخص دیگری هستند؟
اکنون برخی پیشگوییها را میبینیم که مفسرین اعتقاد دارند فقط بر شخص عیسی(ع) منطبق میشود و بهروشنی خواهیم دید که چقدر از منطبقشدن بر عیسی(ع) به دور است! با من همراه شوید تا این پیشگوییها را ببینیم:
در سفر اشعیا، اصحاح ۵۹: ۲۱ میخوانیم: (پروردگار میفرماید: اما عهد من با ایشان این است كه روح من كه بر توست و كلام من كه در دهان تو گذاشتهام از دهان تو و از دهان ذرّیت تو و از دهان ذرّیت ذرّیت تو دور نخواهد شد. پروردگار میفرماید: از اکنون و تا ابدالآباد).
میگویند: در شرح کتاب مقدس عهد قدیم اسقف آنتونیوس فکری آمده است:
تفسیر سفر اشعیا ۵۹، آیۀ ۲۱: (پروردگار میفرماید: اما عهد من با ایشان این است كه روح من كه بر توست و كلام من كه در دهان تو گذاشتهام از دهان تو و از دهان ذرّیت تو و از دهان ذرّیت ذرّیت تو دور نخواهد شد. پروردگار میفرماید: از اکنون و تا ابدالآباد).[۱۴۷]
اما ... من = پدر که همان متکلم است؛ و با ایشان = با یهود و امتهای یهود مؤمن و توبهکننده. کلام من = کتاب مقدس که هیچ حرفی از آن ساقط نمیشود. معنایش این است که این، سخن پدری است متوجه پسرش.
میگوییم: ما نمیخواهیم قانون احتمالات را بر این متن پیاده کنیم و خوانندۀ منصف را آزاد میگذاریم تا تنها یک احتمال به بنده ارائه بدهد که این پیشگویی، عیسی(ع) را توصیف میکند؟
این متن روشن است: (و كلام من كه در دهان تو گذاشتهام از دهان تو و از دهان ذرّیت تو و از دهان ذرّیت ذرّیت تو دور نخواهد شد). آیا عیسی(ع) نسلی داشت. فقط این نیست بلکه (از دهان ذریت ذریت تو)؟! همین یک جمله کفایت میکند برای ساقطکردن تمام احتمالات مبنی بر اینکه منظور از این پیشگویی، عیسی(ع) است.
این شخصِ رهاییبخش فرد دیگری است که نسل و فرزندانی دارد و ذریت ذریت او همان پادشاهان و حاکمان در زمین خواهند بود. ایشان همان مهدی اول (تسلیدهنده، احمد) و فرزندان مهدیینش هستند که در وصیت رسول خدا(ص) یاد شدهاند.[۱۴۸]
پیشگویی دیگری را در مزمور ۸۹: ۲۹ میخوانیم: (۲۹ و ذریت وی را باقی خواهم داشت تا ابدالآباد و تخت او را مثل روزهای آسمان [...] ۳۵ یک چیز را به قدوسیت خود قسم خوردم و به داوود هرگز دروغ نخواهم گفت. ۳۶ كه ذریت او بر روزگار باقی خواهد بود و تخت او به حضور من چون آفتاب، ۳۷ مثل ماه بر روزگار استوار خواهد بود و آن شاهد در آسمان، امین است). این متن نیز به کسی اشاره دارد که نسلی دارد و نسل او تا پایان روزگار حاکم بر زمین خواهد بود.
در سفر اشعیا، اصحاح ۵۳ میخوانیم: (۱ كیست كه خبر ما را تصدیق نموده و كیست كه ساعد خداوند بر او منكشف شده باشد؟ ۲ زیرا در حضور وی، مثل نهال و مانند ریشه، در زمین خشک خواهد رویید. او را نه صورتی باشد و نه جمالی که او را بنگریم و نه منظری كه مشتاقش باشیم. ۳ حقیر و در نظر مردمان مردود، و مردی صاحب غمها و رنجدیده، و همچون كسی كه رویهایمان را از او برگیریم [حتی نگاهش نکنیم]، و حقیرشدهای كه نادیدهاش بگیریم. ۴ لیكن او غمهای ما را بر خود گرفت و دردهای ما را بر خویش حمل نمود و ما او را از جانب خدا زحمتكشیده و مضروب و مبتلا گمان بردیم. ۵ و حالآنکه به سبب تقصیرهای ما مجروح و به سبب گناهان ما كوفته شد و تأدیب سلامتی ما بر وی آمد و از زخمهای او ما شفا یافتیم. ۶ جمیع ما مثل گوسفندان گمراه شده بودیم و هریك از ما به طریقت خود برگشته بود و پروردگار، گناه جمیع ما را بر وی نهاد. ۷ او مظلوم شد، اما تواضع نموده، دهان خود نگشود، مانند برهای که به قربانگاه میرود و میشی كه در برابر پشمچینش بیزبان است، همچنان دهان خود را نمیگشاید. ۸ او ـظالمانهـ محکوم و دستگیر شد، و از نسل او کسی بود كه پنداشت او از زمینِ زندگان منقطع گردید، اینکه به جهت گناه قومِ من اعدام شد ۹ و قبر او را با شریران تعیین نمودند و هنگام مردنش با دولتمندان. هرچند هیچ ظلم نكرد و در دهان وی حیلهای نبود. ۱۰ اما پروردگار را پسند آمد كه او را مضروب نماید و به دردها مبتلا سازد. چون جان او را قربانی گناه ساخت، آنگاه ذریت خود را خواهد دید و روزگار او دراز خواهد شد و مسرّت پروردگار در دست او میسر خواهد بود. ۱۱ ثمرۀ مشقت جان خویش را خواهد دید و سیر خواهد شد و بندۀ عادلِ من به معرفت خود بسیاری را عادل خواهد کرد؛ زیرا كه او گناهان ایشان را بر خویشتن حمل خواهد نمود. ۱۲ ازاینرو او را در میان عزیزان نصیب خواهم داد و غنیمت را با بزرگان تقسیم خواهد نمود، به جهت اینكه او جان خود را به مرگ ریخت و از خطاكاران محسوب شد، درحالیکه گناهان بسیاری را بر خود گرفت و برای خطاكاران شفاعت نمود).
مسیح با آنچه در اشعیا ۵۳ آمده است هیچ ارتباطی ندارد، به همان دلیل پیشین؛ اینکه نسل او در آیۀ دهم ذکر شده است: (اما پروردگار را پسند آمد كه او را مضروب نماید و به دردها مبتلا سازد. چون جان او را قربانی گناه ساخت، آنگاه ذریت خود را خواهد دید و روزگار او دراز خواهد شد و مسرّت پروردگار در دست او میسر خواهد بود).
آیۀ دهم میگوید: این فرد نسل خود را خواهد دید؛ درحالیکه مسیح نسلی نداشت. ممکن است شما بگویید: ایشان نسل معنویِ ملکوتی دارد؛ و طبق عادت خود هر وقت متنی محکم، شما را ملزم میکند آن متن را تأویل میکنید؟ و راحتترین راه برای فرار از متن، تأویل آن است!
ما میبینیم آیۀ دهم طبق متن عبری از این اصحاح، دربارۀ بندهای سخن میگوید که وعده داده شده است که فرزندانی عملی یا واقعی دارد؛ چراکه متن عبری اینچنین است:
וַיהוָה חָפֵץ דַּכְּאוֹ, הֶחֱלִי--אִם-תָּשִׂים אָשָׁם נַפְשׁוֹ, יִרְאֶה זֶרַע יַאֲרִיךְ יָמִים; וְחֵפֶץ יְהוָה, בְּיָדוֹ יִצְלָח.
ترجمه انگلیسی آن:
And the Lord wished to crush him, He made him ill; if his soul makes itself restitution, he shall see children, he shall prolon(ع) his days, and (ع)od's purpose shall prosper in his hand
این متن مشکل بزرگی برای کلیسا به وجود آورده است؛ زیرا مسیح(ع) فرزندانی از صلب خود ندارد؛ چراکه کلمۀ عبری zerah یا zer'a که در این آیه آمده است، تنها به فرزندانی اشاره دارد که از پشت مرد یا از نسل حقیقی او هستند؛ اما کلمۀ عبری که برای اشاره به فرزندان مجازی استفاده میشود ben است. مثالی برای توضیح تفاوت دو کلمۀ Zerah و ben در عبری: در پیدایش ۱۵: ۳ میخوانیم: (۳ و ابرام گفت: اینک مرا نسلی (Zerah) ندادی و خانهزادم (ben) وارث من است. ۴ و در ساعت، كلام خداوند به وی در رسیده، گفت: این وارث تو نخواهد بود، بلكه كسی كه از صُلب تو درآید وارث تو خواهد بود).
به مثالهای دیگری از کتاب برای کاربرد کلمۀ عبری Zerah به معنای نسل حقیقی و عملی نگاه کنید: پیدایش ۱۲: ۷، پیدایش ۱۵: ۱۳، پیدایش ۴۶: ۶ و خروج ۲۸: ۴۳ و برای معنای نسل مجازی ben به تثنیه ۱۴: ۱ مراجعه کنید.
پس این بنده که طبق کتاب مقدس به نسل حقیقیِ عملی وعده داده شده است، بههیچوجه ممکن نیست طبق اعتقادات مسیحی مسیحیان، بر مسیح(ع) منطبق شود.
با توجه به آیۀ دوازدهم میبینیم که پروردگار با متن زیر به این بنده وعدهای میدهد: (ازاینرو او را در میان عزیزان نصیب خواهم داد و غنیمت را با بزرگان تقسیم خواهد نمود) و بر اساس ترجمه الحیات این متن اینچنین است: (ازاینرو او را بین بزرگان نصیبی قرار خواهم داد...).
پرسشی که خودبهخود مطرح میشود: اگر مسیح ـطبق اندیشۀ مسیحیـ همان خداوند جسدیافته است، آیا ایدۀ ثواب یا پاداشدادن به مسیح معنایی خواهد داشت؟! آیا خداوند به خودش پاداش میدهد؟! آیا رهاییبخش میآید تا مؤمنان و مسکینان را از ستم رهایی بخشد و دولت عدل الهی را برپا کند و زمین را پر از عدل و داد کند یا این رهاشدن، آنگونه که مسیحیان میگویند، روحانیملکوتی است؟
ما با قاطعیت میگوییم: همۀ انبیا و فرستادگان آمدند تا مردم و بهخصوص مؤمنان را به ملکوت خدا انتقال دهند و آنها را به همان مکانی بازگردانند که برای امتحان از آن فرود آمدند و آنها را از بُعد دنیوی جسدی به بُعد روحانیملکوتی انتقال دهند؛ ولی این به معنای آن نیست که رهاییبخش تنها برای همین منظور میآید؛ بلکه وی آمده است تا وعدۀ خداوند را محقق کند. اینکه مملکت پروردگار را در این زمین برپا کند و آن را پسازاینکه از ستم و ظلم پر شده است، از عدل و داد سرشار کند.
در سفر ارمیای نبی، اصحاح ۲۳ و همچنین ۳۳ میخوانیم: (پروردگار میگوید: اینک ایامی میآید كه شاخهای عادل برای داوود برپا میكنم و پادشاهی سلطنت نموده، کار را برآورده کند و انصاف و عدالت را در زمین اجرا خواهد کرد. ۶ در ایام وی یهودا نجات خواهد یافت و اسرائیل با امنیت ساكن خواهد شد و این اسمی است كه به آن نامیده میشود: (پروردگار عدالت ما)... ۱۵ در آن ایام و در آن زمان شاخۀ عدالت برای داوود خواهم رویاند؛ پس او انصاف و عدالت را در زمین جاری خواهد ساخت. ۱۶ در آن ایام یهودا نجات خواهد یافت، و اورشلیم ـبا امنیتـ آرامش خواهد یافت، و این اسمی است كه به آن نامیده خواهد شد: پروردگار عدالت ما).
آیا کسی که حق را در زمین جاری میکند و کسی که عدالت را در زمین جاری میکند غیر از کسی است که آن را از قسط و عدل پر میکند پس از آنکه از ظلم و ستم لبریز شده است؟ آیا این غیر از تسلیدهنده، احمد (مهدی اول(ع)) شاخۀ نیکی و عدالت از سوی مادری از نسل داوود است؟ و آیا کسی که از کلام به شمشیر منتقل میشود کسی جز تسلیدهنده، احمد(ع) است؟
تسلیدهنده، احمدالحسن(ع) میفرماید: «اگر کلام سودی نبخشید، شمشیر، جداکنندۀ بین حق و باطل خواهد بود برای برافراشتن کلمۀ الله و علنیساختن اطاعت و پیروی از او در زمینش؛ بنابراین منتقلشدن به مرحلۀ شمشیر ـاگر گفتار سودی نبخشدـ حتمی و اجتنابناپذیر و حتی در تمام ادیان الهی واجب شمرده شده است؛ و از همین روست که انبیای خداوند و فرستادگانش شمشیر کشیدند و در راه خدا برای برافراشتن کلمۀ الله جهاد و پیکار کردند؛ بنابراین منتقلشدن یکباره به مرحلۀ شمشیر، عجلهکردن است و آنان که شتاب میکنند هلاک میشوند، و ترک گفتن مرحلۀ انتقال به شمشیر پس از پایانیافتن گفتار، غفلت و سستی است و غافلان به هلاکت میرسند.»[۱۴۹]
و این مطلبی است که پیشگویی در مزمور ۴۵: ۲ تا ۵ بر آن تأکید میورزد؛ آنجا که میگوید: ای جبار، شمشیرت را بر ران خود ببند: (سرودخوان میگوید: ۲ تو جمیلتر هستی از بنیآدم و نعمت بر لبهای تو ریخته شده است؛ بنابراین خدا تو را تا ابدالآباد مبارک ساخته است. ۳ ای جبار، شمشیر خود را بر ران خود ببند؛ جلال و كبریایی خود را. ۴ و بر كبریایی خود سوار شده، غالب شو به جهت راستی و حلم و عدالت؛ و دست راست تو چیزهای ترسناک را به تو خواهد آموخت. ۵ تیرهای تیزِ تو را بر قلب دشمنان پادشاه امتها خواهیم نشاند. امتها به زیر پای تو میافتند).
سرود جدیدی (مزمور ۱۴۹) و تسبیح او در گروه قدیسها را ضمیمه میکنیم: (سرودخوان در روح میگوید: ۱ هلّلویاه! پروردگار را سرودی تازه بسرایید و تسبیح او را در جماعت مقدسان! ۲ اسرائیل به خالق خود شاد باشد و پسران صهیون به پادشاه خویش وجد نمایند. ۳ نام او را با رقص تسبیح بخوانند. با بَربَط و عود او را بسرایند. ۴ زیرا پروردگار از قوم خویش رضامندی دارد. مسكینان را به نجاتْ جمیل سازد. ۵ مقدّسان از جلال، فخر بنمایند و بر بسترهای خود ترنّم كنند. ۶ تسبیحات بلند خدا در دهان ایشان باشد و شمشیر دو دم در دست ایشان. ۷ تا از امّتها انتقام كشند و تأدیبها بر طوایف بنمایند. ۸ و پادشاهانشان را به زنجیرها ببندند و سرورانشان را به پابندهای آهنین. ۹ و داوریِ مكتوب را بر ایشان اجرا دارند. این كرامت است برای همۀ مقدسان او. هلّلویاه!).
جز علی بن ابیطالب و ـپس از اوـ فرزندانش(ع) کسی شمشیر دو دم حمل نمیکند. وقتی این متن را کلمه به کلمه بخوانیم و به شکل مجازی تفسیر کنیم، میبینیم، اشاره به کلمه و شمشیر دارد. عیسی(ع) شمشیر را حمل نمیکند و نمیجنگد و مملکتی را نمیسازد و بر کُرسی داوود(ع) نمینشیند.
-این جوانمرد دوستداشتنی من است
:در متی ۱۲، آیههای ۱۷ و ۱۸ یکی از پیشگوییهایی را که ادعا شده دربارۀ یسوع در عهد قدیم است میخوانیم: (۱۷ تا تمام شود کلامی که به زبان اشعیای نبی گفته شده بود: ۱۸ اینک جوانمرد من که او را به دوستی برگزیدم که خاطرم از وی خرسند است، روح خود را بر وی خواهم نهاد تا حق را به امتها خبر دهد).
این آیه که مدنظر متی است، در کتاب اشعیا، اصحاح ۴۲: ۱ آمده است و آن را نقل میکنم: (اینک بندۀ من كه او را دستگیری نمودم و برگزیدۀ من كه جانم از او خرسند است، روح خود را بر او مینهم تا حق را بر امتها بیرون آورد).
اکنون پس از مطالعۀ متن در اشعیا، دو انتخاب پیش روی ما قرار دارد:
اول: یا مترجم فریبکار است و میخواهد مردم را با تغییر کلمۀ «بندۀ من» فریب دهد و بهجای آن «جوانمرد من» را قرار دهد و عبارت «حق را برای امتها بیرون میآورد و پیاده کند» را بهجای «تا حق را به امتها خبر دهد» تبدیل کند.
دوم: لازم است این پیشگویی را از منبع آن و منبع پیشگویی بگیریم که همان اشعیاست. اشعیا میفرماید: بندۀ من... یسوع بنده است یا پروردگار؟
پرسشی که مطرح میشود: چرا عمداً عبارت «بندۀ من» را به «جوانمرد من» تبدیل کردید؟
نویسندۀ انجیل متی این متن را با امانتداری نقل نکرده است. در انتهای متن نیز عبارت «حق را برای امتها بیرون میآورد» را به «تا حق را به امتها خبر دهد» تبدیل کرده؛ چرا چنین کرده است؟
این متن یک پیشگویی دربارۀ تسلیدهنده، احمد(ع) است. او بندۀ خداست. او چنین توصیف شده است: (روحم را بر او قرار دادم). او حق را برای امتها بیرون آورده، هر شرکی به خداوند را از بین برده و عقیدۀ صحیح را برای مردم به ارمغان آورده است. اگر مایل باشید که از سخن من مطمئن شوید، متن کامل پیشگویی، تقدیم شما. شما خود بر هر آنچه میخوانید حکم کنید!
در اشعیا، اصحاح ۴۲: ۱ تا ۱۳ آمده است: (۱ اینک بندۀ من كه او را دستگیری نمودم و برگزیدۀ من كه جانم از او خرسند است، من روح خود را بر او مینهم تا حق را بر امتها بیرون آورَد ۲ او فریاد نخواهد زد و آواز خود را بلند نخواهد کرد و آن را در كوچهها نخواهد شنوانید. ۳ نِی خردشده را نخواهد شكست و فتیلۀ ضعیف را خاموش نخواهد ساخت تا عدالت را بهراستی بیرون آورد. ۴ او ضعیف و شکسته نخواهد شد تا حق را بر زمین پیاده کند و جزیرهها منتظر شریعت او باشند. ۵ خداوند یهوه كه آسمانها را آفرید و آنها را پهن كرد و زمین و نتایج آن را گستراند و دهندۀ جانهاست به قومی كه در آن باشند و سکوندهندۀ روح در آنها، چنین میگوید: ۶ من كه پروردگار هستم تو را به عدالت خواندهام و دست تو را گرفته، تو را نگاه خواهم داشت و تو را عهد قوم و نور امتها خواهم ساخت. ۷ تا چشمهای کورها را بگشایی و اسیران را از زندان و نشینندگان در ظلمت را از محبس بیرون آوری. ۸ من پروردگار هستم و این اسم من است و جلال خود را به كسی دیگر و ستایش خویش را به بتهای تراشیده نخواهم داد. ۹ اینک وقایع نخستین واقع شد و من از چیزهای نو اعلام میکنم و قبل از آنکه به وجود آید شما را از آنها خبر میدهم ۱۰ ای شما كه به دریا فرومیروید و ای آنچه در آن است! ای جزیرهها و ساكنان آنها! سرود نو را به پروردگار و ستایش وی را از اقصای زمین بسرایید! ۱۱ صحرا و شهرهایش و قریههایی كه اهل قیدار در آنها ساكن باشند، آواز خود را بلند کنند و ساكنان سالع ترنّم [شادی] نموده، از قلۀ كوهها نعره زنند! ۱۲ برای پروردگار جلال بدهند و تسبیح او را در جزیرهها بخوانند! ۱۳ پروردگار همچون جبار بیرون میآید و مانند مرد جنگی غیرت خویش را برمیانگیزاند. فریاد كرده، نعره خواهد زد و بر دشمنان خویش غلبه خواهد نمود).
و در اشعیا ۴۲: ۲۱ آمده است: (پروردگار به عدلش مسرور شد كه شریعت را تعظیم کرد و آن را اکرام نمود).
این متن روشن است: «او بندۀ من است». آیا شما میگویید عیسی(ع) بندۀ خداست یا با خداوند مساوی است. در اینجا اشارۀ این پیشگویی به عیسی(ع) ـهمانند دیگر پیشگوییهاـ نقض میشود. پس منحصرشدن این احتمالات دربارۀ شخصیت عیسی(ع) کجاست؟ احتمالات بسیاری که اشاره میکنند این توصیف به فرد دیگری اشاره دارند وارد شده است؛ و قاعدۀ منطقی میگوید: وقتی احتمالی بیاید استدلال از بین میرود.
در اشعیا، اصحاح یازدهم: ۱ تا ۵ میخوانیم: (۱ و از تنۀ یسی شاخهای خارج میشود و شاخهای از ریشههایش خواهد شکفت ۲ و روح پروردگار بر او قرار خواهد گرفت، روح حکمت و فهم، روح مشورت و قدرت، روح معرفت و ترس از خداوند ۳ و خوشی او در ترس از پروردگار خواهد بود، صرفاً بر وفق مشاهدۀ چشمش قضاوت نمیکند و موافق سمع گوشهایش حکم نمیدهد ۴ بلکه مسکینان را با عدالت داوری خواهد کرد و در میان بینوایان زمین با انصاف حکم خواهد راند. زمین را با عصای دهانش میزند و منافق با نفس لبهایش خواهد مرد ۵ کمربند کمرش عدالت و کمربند میانش امانت خواهد بود).
چگونه خوشی او میتواند در ترس از پروردگار باشد؟ جز اینکه بندۀ پروردگار باشد؟ و او چنین است و برخلاف آنچه شما ادعا میکنید، این نیز بر خداوندی عیسی(ع) دلالت ندارد. همچنین متون دربارۀ حکومت زمینی و عدالت الهی در زمین برای مساکین سخن میگوید. اینها همانگونه است که ما میگوییم؛ اینکه تسلیدهنده، احمد (مهدی اول(ع)) است؛ کسی که رسول خدا(ص) به او بشارت داده و همان کسی که زمین را از عدل و داد پر میکند، پسازاینکه از ظلم و ستم لبریز شده است.
ببینیم تسلیدهنده، احمد (مهدی احمد(ع)) در پاسخ به یکی از پرسشهایی که دربارۀ متن پیشین دربارۀ شاخهای که در اشعیا آمده، چه میفرماید:
(۱ و از تنۀ یسی شاخهای خارج میشود و شاخهای از ریشههایش خواهد شکفت ۲ و روح پروردگار بر او قرار خواهد گرفت، روح حکمت و فهم، روح مشورت و قدرت، روح معرفت و ترس از خداوند ۳ و خوشی او در ترس از پروردگار خواهد بود، صرفاً بر وفق مشاهدۀ چشمش قضاوت نمیکند و موافق سمع گوشهایش حکم نمیدهد ۴ بلکه مسکینان را با عدالت داوری خواهد کرد و در میان بینوایان زمین با انصاف حکم خواهد راند. زمین را با عصای دهانش میزند و منافق با نفس لبهایش خواهد مرد ۵ کمربند کمرش عدالت و کمربند میانش امانت خواهد بود ۶ پس گرگ با گوسفندان سکونت خواهد داشت و پلنگ با بزغاله خواهد خوابید و گوساله و شیر و پرواری با هم، و طفل كوچك آنها را خواهد راند. ۷ و گاو با خرس خواهد چرید و بچههای آنها با هم خواهند خوابید و شیر مثل گاو، كاه خواهد خورد. ۸ و طفل شیرخواره بر سوراخ مار بازی خواهد كرد و طفلِ از شیر بازداشتهشده دست خود را بر خانۀ افعیها خواهد گذاشت. ۹ و در تمام کوه مقدس من، فساد نمیکنند و کار زشتی انجام نمیدهند، زیرا زمین از معرفت پروردگار پُر میشود، مثل آبهایی که دریا را میپوشاند. ۱۰ و در آن روز ریشۀ یسی بهعنوان پرچمی برای مردم برپا خواهد شد و امتها فقط او را طلب خواهند کرد و او با جلال خواهد بود. ۱۱ و در آن روز واقع خواهد شد كه خداوند بار دیگر دست خود را دراز كند تا بقیۀ قوم خویش را كه از آشور و مصر و فتروس و حبش و عیلام و شنعار و حَمات و از جزیرههای دریا باقی مانده باشند بازآورد. ۱۲ و به جهت امّتها عَلَمی برافراشته، و راندهشدگان اسرائیل را جمع خواهد كرد، و پراكندگان یهودا را از چهار طرف جهان فراهم خواهد آورد).[۱۵۰]
تفسیر آنها [مسیحیان] مبنی بر اینکه این شاخه همان عیسی(ع) است، صحیح نیست؛ ازاینجهت که این متن با تفسیر آنان تطبیق نمیکند و باعقیدۀ آنها مخالفت دارد. عیسی بر اساس عقیدۀ آنان پروردگار مطلق است؛ چگونه او از پروردگار میترسد و خوشی او در ترس از پروردگار است؟! شاید بخواهند با پناهبردن به عقیدۀ باطل و متناقض اقانیم سهگانه (تثلیث) توجیه بیاورند؛ عقیدهای که باطلبودن آن را با ذکر دلیل در کتاب توحید بیان کردهام.
عیسی(ع) حکومت نکرد و بین مردم قضاوت ننمود؛ پس ایشان امکان اقامۀ عدل یا انصاف به مظلومان را نداشته است. پس چگونه متن بالا بر او منطبق میشود؟!
آنچه این متن به تصویر میکِشد، در زمان عیسی(ع) محقق نشد: اینکه زمین از شناخت پروردگار لبریز میشود، همانطور که از آب دریاها پر شده است. چنین شناختی نشانههایی دارد: اینکه ثروتمندان، فقیران را تسلی میدهند و نیرومند، ضعیف را یاری میدهد و زمین تقریباً از ظلم و ستم خالی میشود... .
تمامی این متن، فرسنگها از عیسی(ع) و دعوت او فاصله دارد؛ بهعنوانمثال آیا آن حضرت راندهشدگان اسرائیل (از نظر آنان یعقوب) را جمع کرد؟ و پراكندگان یهودا (از نظر آنان فرزندان یعقوب) را از گوشه و کنار زمین به آنها ضمیمه کرده است؟ حالآنکه این متن میگوید این شخص پراکندگان یهودا را از اطراف زمین جمع میکند؛ یعنی طبق این متن، در زمان برانگیختهشدن این فرد، مردمِ بسیاری از دولتهای عالم و از دولتهای دور از مکان مبعوثشدنش ـ بهخصوص از گوشه و کنار زمینـ به او ایمان میآورند و به او معتقد میشوند.
(و به جهت امتها عَلَمی برافراشته، و راندهشدگان اسرائیل را جمع خواهد كرد، و پراكندگان یهودا را از چهار طرف جهان فراهم خواهد آورد)
کلمۀ یهودا در عربی به معنای «حمد» یا احمد است.
تورات، سفر پیدایش، اصحاح ۲۹: (۳۵ و بار ديگر حامله شده، پسری زاييد و گفت: اين مرتبه پروردگار را حمد میگويم. پس او را يهودا نام نهاد. سپس از زاييدن بازايستاد).
کلمۀ اسرائیل در عربی، عبدالله (بندۀ خدا) است.
درنتیجه متن به این صورت میشود: (و به جهت امتها عَلَمی برافراشته، و راندهشدگان اسرائیل (عبدالله) را جمع خواهد كرد، و پراكندگان یهودا (احمد) را از چهار طرف جهان فراهم خواهد آورد).
پراكندگان کسانی هستند که مانند ریختن برگ درختان پاییزی از گوشه و کنار زمین برای یاری قائم (مهدی اول، احمد) جمع میشوند. اینان انصار امام مهدی(ع) در آخرالزمان هستند؛ همانطور که از روایات محمد و آل محمد مشخص است.
متون بسیاری وجود دارند که به حکومت تسلیدهنده، احمد (مهدی اول) و فرزندانش ـمهدیینـ اشاره دارد.
از جملۀ این متون مطلبی است که در مزمور، اصحاح ۷۲ از مزامیر داوود نبی(ع) در کتاب مقدس آمده است و به نجاتدهندهای اشاره دارد که این جهان را اصلاح و دولت عدل و داد را برپا میکند و بشریت را از بدی ظلم و ستم رهایی میبخشد. همانطور که در مزمور است، این منجی، فرزند صاحب رسالت جهانی است که در این زمین در آخرالزمان آقایی میکند.
بیایید در آنچه در این سِفر آمده است تأملی داشته باشیم: (۱ خداوندا، احکام خود را به پادشاه بده و نیکیات را به پسر پادشاه! ۲ او قوم تو را به عدالت داوری خواهد نمود و مساكین تو را به انصاف. ۳ آنگاه كوهها برای قوم، سلامتی را به بار خواهند آورد و تَلها نیز به عدالت. ۴ مساكین قوم را دادرسی خواهد كرد و فرزندان بینوا را نجات خواهد داد و ظالمان را زبون خواهد ساخت. ۵ از تو خواهند ترسید، مادامیکه خورشید باقی است و مادامیکه ماه هست تا جمیع طبقات. ۶ او مثل باران بر علفزارِ چیدهشده فرود خواهد آمد و مثل بارشهایی كه زمین را سیراب میكند. ۷ در زمان او صالحان خواهند شكفت و وفور سلامتی خواهد بود، تا زمانی که ماه نیست نگردد. ۸ و او حكمرانی خواهد كرد از دریا تا دریا و از نهر تا اقصای جهان. ۹ صحرانشینان به حضور وی گردن خواهند نهاد و دشمنان او خاک را خواهند لیسید. ۱۰ پادشاهان تَرشیش و جزایر هدایا خواهند آورد. پادشاهان شَبا و سَبا ارمغانها خواهند رسانید. ۱۱ جمیع سلاطین او را تعظیم خواهند كرد. جمیع امتها او را بندگی خواهند نمود. ۱۲ زیرا چون فقیر استغاثه كند او را رهایی خواهد داد و مسکینی را كه رهانندهای ندارد. ۱۳ بر مسكین و بینوا كَرَم خواهد فرمود و جانهای فقرا را نجات خواهد داد. ۱۴ جانهای ایشان را از ظلم و ستم فدیه خواهد داد و خون ایشان در نظر وی گرانبها خواهد بود. ۱۵ و او زنده خواهد ماند و از طلای شبا به او خواهد داد و دائم برای وی دعا خواهد كرد و تمامی روز او را مبارک خواهد خواند. ۱۶ و فراوانی غله در زمین بر قلۀ كوهها خواهد بود كه ثمرۀ آن مثل لُبنان جنبش خواهد كرد و اهل شهرها مثل علف زمین، نَشو و نَما خواهند كرد. ۱۷ نام او بر روزگار تا ابدالآباد باقی خواهد ماند. اسم او تا به خورشید امتداد خواهد یافت. آدمیان در او برای یكدیگر بركت خواهند خواست و جمیع امتهای زمین او را خوشحال خواهند خواند).[۱۵۱]
این متن بهوضوح بر امام مهدی (پادشاه) و فرزندش مهدی اول (پسر پادشاه) ـسلاموصلوات بر هردویشانـ دلالت دارد؛ ولی برخی، آن را به داوود پیامبر خدا(ع) نسبت میدهند؛ درحالیکه برخی دیگر آن را به پسرش سلیمان(ع) نسبت میدهند. آنها با توجه به نکتهای که در این متن وجود دارد دربارۀ این دو شخصیت دچار اختلاف شدند: اینکه طبق این متن بهواسطۀ این دو به خداوند متعال توسل میکنند تا آنان را برای نجات مستضعفان زمین و برپایی عدالت بفرستد.
مطابقتدادن خصوصیاتی که در این متن آمده است با عالم واقع روشن میکند که این متن دربارۀ امام مهدی محمد بن الحسن و فرزندش احمدالحسن (درود و سلام بر هر دو) است. بخش اول این بشارت که به شکل دعا آمده است اشاره به این دارد که پس از زمان داوود(ع) دو شخصیت بزرگ آشکار میشوند. یکی از آنها به پادشاه صاحب احکام تعبیر شده است: (خداوندا، احکام خود را به پادشاه بده) و دیگری به پسرش که عدالت را بر اساس این شریعت برپا میکند: (و نیکیات را به پسر پادشاه بده) اما سایر ویژگیهایی که آمده است بین این دو شخصیت مشترک است. روشن است که این متن تصویری برای اتفاقات بزرگ در آینده را ترسیم میکند که خوبی در آن برتری خواهد یافت و درب بدی بسته خواهد شد. این رویداد در هیچ زمانی اتفاق نیفتاده است و اتفاق نمیافتد، مگر در زمان امام مهدی و فرزندش؛ خداوند در زمین تمکینشان دهد.
پیامبر(ص) به سلمان فرمود:...سپس (پیامبر) دستش را بر حسین(ع) زد و فرمود: «ای سلمان، مهدی امت من ـکسی که زمین را پر از عدل و داد میکند همانگونه که پر از جور و ستم شده استـ از فرزندان این شخص است؛ امام فرزند امام، عالِم فرزند عالِم، وصی فرزند وصی؛ پدرش که بعد از او میآید امامِ وصیِ عالِم است.» (سلمان) گفت: عرض کردم: ای پیامبر خدا، مهدی بهتر است یا پدرش؟ فرمود: «پدرش از او برتر است. او همانند پاداش همۀ آنها را دارد؛ چون خدا بهواسطۀ او همۀ آنها را هدایت میکند.»[۱۵۲]
تعبیر «پادشاه» در کتاب مقدس بر انبیای مختلفی اطلاق شده است.
آنچه در کتاب بر زبان پیامبر خدا، دانیال(ع) آمده است منظور از پادشاه را تأیید میکند. با اشاره به اینکه صاحب سلطنت و مملکتی که منتظرش هستند روزی آشکار خواهد شد و مملکت او بههیچوجه منقرض نمیشود تا اینکه خداوند هر آنچه در زمین و بر آن است به ارث ببرد.
این متن میگوید: (۴۴ و در ایام این پادشاهان خدای آسمانها سلطنتی را که تا ابدالآباد زایل نشود، بر پا خواهد نمود و این سلطنت به قومی دیگر منتقل نخواهد شد، بلکه تمامی آن سلطنتها را خرد کرده، مغلوب خواهد ساخت و خودش (سلطنت الهی) تا ابدالآباد استوار خواهد ماند).[۱۵۳]
همانطور که دانیال(ع) بار دیگر به آمدن پادشاه خبر میدهد: (۱۳ و در رؤیای شب نگریستم و اینک مثل پسر انسان با ابرهای آسمان آمد و نزد قدیمالایام رسید و او را به حضور وی آوردند. ۱۴ و سلطنت و جلال و ملكوت به او داده شد تا جمیع قومها و امتها و زبانها او را خدمت نمایند. سلطنت او سلطنتی جاودانی است که زوال ندارد و ملكوت او زایل نخواهد شد).[۱۵۴]
همانطور که پیامبر خدا یحیی(ع) برای بنیاسرائیل دعا کرد و آنها را بهسوی خداوند متعال دعوت میکرد تا برای استقبال از ملکوت آسمانها ـ که دربارهاش میفرمودـ آماده شوند و به آنان فرمود: (۲ توبه كنید، زیرا ملكوت آسمان نزدیک است. ۳ زیرا همین است آنكه اشعیای نبی از او خبر داده، میگوید: صدای نداكنندهای در بیابان. راه خداوند را مهیا سازید و طُرُق او را راست نمایید).[۱۵۵]
متن دیگری بر زبان پیامبر خدا، زکریا(ع) آمده است که در آن دربارۀ امام مهدی(ع) سخن میگوید؛ ولی نصارا آن را تأویل دیگری میکنند.
این متن میگوید: (۹ ای دختر صهیون بسیار وجد بنما و ای دختر اورشلیم آواز شادمانی بده! اینک پادشاه تو نزد تو میآید. او عادل و منصور (صاحب نجات) است).[۱۵۶]
این دو صفت «عادل و منصور» جز بر دولت امام مهدی و فرزندش(ع) منطبق نمیشود؛ ولی نصارا مدعی هستند که این بشارت مخصوص عیسی مسیح(ع) است؛ اما این ادعای آنها باطل است؛ زیرا عیسی(ع) صاحب سلطنت نبود و حکومت نکرد و وارد جنگی نشد. همچنین آنها میگویند: مملکت او(ع) روحیملکوتی است و زمینی نیست.
دربارۀ کسی که در مزمور آمده و زمین را به ارث میبرد مطلب بسیار است. از جمله:
سفر مزامیر ۳۷: (۹ زیرا كه شریران منقطع خواهند شد؛ و اما منتظران پروردگار وارث زمین خواهند بود. ۱۰ هان بعد از اندکزمانی شریر نخواهد بود. در مكانش تأمل خواهی كرد و نخواهد بود. ۱۱ و اما حلیمان وارثان زمین خواهند شد و از فراوانی سلامتی لذت خواهند برد... ۲۱ شریر قرض میگیرد و وفا نمیكند و اما صالح، رحیم و بخشنده است. ۲۲ زیرا آنانی كه از وی بركت یابند وارث زمین شوند و اما آنانی كه ملعون ویاند منقطع خواهند شد... ۲۸ زیـرا پروردگار انصاف را دوست میدارد و مقدسان خود را ترک نخـواهد فرمود. ایشان محفوظ خواهند بود تا ابدالآباد؛ و اما نسل شریر منقطع خواهد شد. ۲۹ صالحان وارث زمیـن خواهند بـود و در آن تـا به ابد سكونت خواهند نمود).
سعی و تلاش زیادی برای فهمیدن این عبارت لازم نیست. دولت خداوند که بر زمین برپا خواهد شد به دست قائم(ع) تسلیدهنده، احمد(ع) خواهد بود که مصداق این سخن خداوند متعال است: (وَ نُريدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثينَ)[۱۵۷] (و خواستیم بر مستضعفان زمین منّت نهیم و آنان را پیشوایان و وارثان روی زمین قرار دهیم).
پیشگویی در سفر اشعیا ۱۱: (۱ و از تنۀ یسی شاخهای خارج میشود و شاخهای از ریشههایش خواهد شکفت ۲ و روح پروردگار بر او قرار خواهد گرفت، روح حکمت و فهم، روح مشورت و قدرت، روح معرفت و ترس از خداوند ۳ و خوشی او در ترس از پروردگار خواهد بود، صرفاً بر وفق مشاهدۀ چشمش قضاوت نمیکند و موافق سمع گوشهایش حکم نمیدهد ۴ بلکه مسکینان را با عدالت داوری خواهد کرد و در میان بینوایان زمین با انصاف حکم خواهد راند. زمین را با عصای دهانش میزند و منافق با نفس لبهایش خواهد مرد ۵ کمربند کمرش عدالت و کمربند میانش امانت خواهد بود ۶ پس گرگ با گوسفندان سکونت خواهد داشت و پلنگ با بزغاله خواهد خوابید و گوساله و شیر و پرواری با هم، و طفل كوچک آنها را خواهد راند. ۷ و گاو با خرس خواهد چرید و بچههای آنها با هم خواهند خوابید و شیر مثل گاو، كاه خواهد خورد. ۸ و طفل شیرخواره بر سوراخ مار بازی خواهد كرد و طفلِ از شیر بازداشتهشده دست خود را بر خانۀ افعیها خواهد گذاشت. ۹ و در تمام کوه مقدس من، فساد نمیکنند و کار زشتی انجام نمیدهند، زیرا زمین از معرفت پروردگار پُر میشود، همانطور که آب، دریا را میپوشاند ۱۰ و در آن روز ریشۀ یسی بهعنوان پرچمی برای مردم برپا خواهد شد و امتها فقط او را طلب خواهند کرد و او با جلال خواهد بود).
در اینجا اشارههایی واضح بر تسلیدهنده، احمد (قائم مهدی(ع)) وجود دارد و برخلاف آنچه آنها میگویند این پیشگویی به عیسی(ع) اشاره ندارد؛ زیرا عقیدۀ آنان را مبنی بر اینکه عیسی(ع) لاهوت مطلق است باطل میکند؛ چگونه لذت او در ترس از پروردگار است؟ این عبارت در باطلکردن نظر آنها روشن و بدیهی است؛ همچنین عبارتهای دیگری که به مملکت زمینی اشاره دارد که مسکینان در آن حکومت میکنند و عدل و داد و رحمت در آن گسترش مییابد.
این پیشگویی را در نامۀ اول پولس به رومیان: ۱۵ میخوانیم که اشاره به اشعیای نبی دارد: (۹ و تا امتها خدا را به سبب رحمتش تمجید نمایند، چنانکه مکتوب است: که ازاینجهت تو را در میان امتها ستایش خواهم کرد و به نام تو تسبیح خواهم خواند. ۱۰ و نیز میگوید: ای امتها با قوم او شادمان شوید. ۱۱ و همچنین: ای جمیع امتها، پروردگار را حمد گویید و ای تمامی قومها او را مدح نمایید. ۱۲ و اشعیا نیز میگوید: که ریشۀ یسی خواهد بود و قائم تا بر امتها آقایی کند. امید امتها بر وی خواهد بود).
اما بهطورکلی آنچه در کتاب مقدس دربارۀ اهلبیت(ع) آمده بسیار است؛ ولی اینجا و به شکل مختصر، مهمترین عبارتها و توصیفات را میآوریم:
آنچه دربارۀ امامان دوازدهگانه و مهدیین دوازدهگانه در سفر رؤیای یوحنای لاهوتی آمده است میخوانیم:
سفر رؤیا یوحنای لاهوتی ۲۱: (۱ سپس دیدم آسمانی جدید و زمینی جدید، چونکه آسمان اول و زمین اول درگذشت و دریا از این به بعد نیست. ۲ و من یوحنا شهر اورشلیم مقدس جدید را دیدم که از سوی خدا از آسمان نازل میشود، حاضر شده چون عروسی که برای شوهر خود آراسته است. ۳ و آوازی بلند از آسمان شنیدم که میگفت: اینک خیمۀ خدا با آدمیان است و او با آنها ساکن خواهد بود و آنها قومهای او خواهند بود. خودِ خدا با ایشان و خدای ایشان خواهد بود. ۴ و خدا هر اشکی را از چشمان ایشان پاک خواهد کرد و بعد از آن موت نخواهد بود و ماتم و ناله و درد دیگر رو نخواهد نمود، زیرا که چیزهای نخستین درگذشت. ۵ و آن تختنشین گفت: الحال همهچیز را نو میسازم؛ و به من گفت: بنویس زیرا که این سخنان راست و امین است. ۶ باز مرا گفت: تمام شد! من الف و یا و ابتدا و انتها هستم. من به هرکه تشنه باشد از چشمۀ آب حیات رایگان خواهم داد. ۷ و هرکه غالب آید وارث همهچیز خواهد شد، و من او را خدا خواهم بود و او مرا پسر خواهد بود. ۸ لیکن ترسندگان و بیایمانان و خبیثان و قاتلان و زناکاران و جادوگران و بتپرستان و جمیع دروغگویان، نصیب ایشان در دریاچۀ افروختهشده به آتش و کبریت خواهد بود. این است مرگ ثانی. ۹ و یکی از آن هفت فرشته ـکه هفت پیاله پر از هفت بلای آخرین را دارندـ آمد و مرا مخاطب ساخته، گفت: «بیا تا عروس آن برّه را به تو بنمایانم». ۱۰ آنگاه مرا در روح، به کوه بزرگ بلندی برد و شهر بزرگ ـاورشلیم مقدسـ را به من نمود که از آسمان از سوی خدا نازل میشود، ۱۱ و جلال خدا را دارد و نورش مانند جواهر گرانبها، چون یشم بلورین. ۱۲ و دیواری بزرگ و بلند دارد و دوازده دروازه دارد و بر سرِ دروازهها، دوازده مَلَک و اسمهایی بر ایشان مرقوم است که نامهای دوازده سبط بنیاسرائیل باشد. ۱۳ از مشرق سه دروازه و از شمال سه دروازه و از جنوب سه دروازه و از مغرب سه دروازه. ۱۴ و دیوار شهر دوازده اساس دارد و بر آنها دوازده اسم دوازده فرستادۀ بره است).
یوحنا در رؤیای دوازده خود از سفر رؤیا میگوید: (۱ و علامتی عظيم در آسمان ظاهر شد: زنی كه آفتاب را دربر دارد و ماه زير پاهایش و بر سرش تاجی از دوازده ستاره است، ۲ درحالیکه آبستن است، از دردِ زایمان و عذاب زاييدن فرياد برمیآورد. ۳ و علامتی ديگر در آسمان پديد آمد. اژدهای بزرگِ آتشگون كه او را هفت سر و ده شاخ بود و بر سرهايش هفت افسر ۴ و دُمش ثلث ستارگان آسمان را كشيد و آنها را بر زمين ريخت. اژدها روبهروی آن زن كه میزاييد ايستاد تا چون بزايد، فرزند او را ببلعد. ۵ پس فرزند نرینهای را زاييد كه همۀ امتهای زمين را به عصای آهنين حكمرانی خواهد كرد؛ و فرزندش به نزد خدا و تخت او ربوده شد. ۶ و زن به بيابان فرار كرد كه در آنجا مكانی برای وی مهيّا شده است تا او را مدت هزارودويستوشصت روز بپرورند. ۷ و در آسمان جنگ شد: ميكائيل و فرشتگان با اژدها جنگ كردند، و اژدها و فرشتگانش جنگ كردند، ۸ ولی غلبه نیافتند و بعد از آن، مکان آنها در آسمان يافت نشد. ۹ و اژدهای بزرگ، آن مار قدیمی که ابلیس و شیطانی که تمام عالم را گمراه میکند به زمین افکنده شد و فرشتگانش نیز همراهش افکنده شدند ۱۰ و آوازی بلند در آسمان شنيدم كه میگويد: اكنون نجات و قوّت و سلطنَت خدای ما و قدرت مسيح او ظاهر شد؛ زيرا كه آن مدعیِ برادران ما كه شبانهروز در حضور خدای ما بر ايشان دعوی میكند، به زير افكنده شد. ۱۱ و ايشان به وساطت خون برّه و کلمۀ شهادتشان بر او غالب آمدند و جان خود را دوست نداشتند تا اینکه بمیرند. ۱۲ ازاینرو، ای آسمانها و ساكنان آنها شاد باشيد؛ وای بر ساکنان زمين و دريا، زيرا كه ابليس با خشمی عظيم بهسوی شما فرود آمده است، چون میداند كه زمان اندکی دارد. ۱۳ و چون اژدها ديد كه بر زمين افكنده شده است، بر آن زن كه فرزند نرينه را زاييده بود جفا كرد. ۱۴ پس دو بال عقاب بزرگ به زن داده شد تا به بيابان به مكان خود پرواز كند، جايی كه او دور از دسترس آن مار، یک زمان و دو زمان و نصف زمان، محافظت شود. ۱۵ و مار از دهان خود در عقب زن، آبی چون رود فروریخت تا سيل او را فراگيرد. ۱۶ پس زمين، زن را حمايت كرد و دهانش را گشود و آن رود را كه اژدها از دهانش ريخت، فروبرد. ۱۷ اژدها بر زن غضب نمود. رفت تا با باقیماندگان نسلِ او، کسانی که وصایای خداوند را حفظ میکردند و حاملین آن بودند، جنگ کند).[۱۵۸]
علمای کلیسا نمیتوانند تفسیر روشن و منطقی از این رؤیا و این خصوصیات ارائه دهند. یک بار میگویند: منظور از این زن، کلیساست؛ ولی این تفسیر با این پرسش مواجه میشود که چگونه کلیسا پسری به دنیا میآورد؟
کلیسا تنها در زمان اخیر ایجاد شده است و در زمان عیسی(ع) وجود نداشت. برخی مدعی هستند که منظور از این زن، مریم عذراست؛ ولی این معنا نیز درست درنمیآید. مریم فرزندی جز پسرش مسیح(ع) ندارد. او «خورشید» و «ماه» و «دوازده ستاره» ندارد؟! او در نبرد با اژدها یا ماری که میخواهد فرزندانش را ببلعد ـکسانی که رسالت آسمانی را به دوش میکِشندـ وارد نمیشود؟!
اما ادعای برخی از آنان که دوازده ستاره که تاجی تشکیل دادهاند و سر این زن را زینت میدهند، همان حواریون دوازدهگانۀ عیسی هستند، ادعایی مردود است. این زن چه ارتباطی با این افراد دارد؟!
آیا آنها فرزندان او هستند تا گفته شود بین او و آنها ارتباطی وجود دارد؟!
حقیقت ماجرا این است که رؤیای یوحنا آمده است تا نبرد اهلبیت رسول خدا(ع) علیه دشمنان خداوند را برای ما حکایت کند؛ دشمنانی که میخواهند نور او را خاموش کنند، درحالیکه خداوند جز اینکه نورش را کامل کند نمیخواهد.
تسلیدهنده، احمد (امام احمدالحسن(ع)) در پاسخ به پرسشی که از ایشان دربارۀ زنی که در رؤیا وجود دارد پرسیده شده است اینگونه پاسخ میدهد:
اول: باطلبودن تفسیر آنها ـآنگونه که مسیحیان تفسیرش میکنندـ به اینکه این زن همان کلیساست روشن است. همین کافی است که آنها، فرزند آن زن را به اینکه عیسی(ع) است تفسیر میکنند؛ درحالیکه واقعیت این است که پیش از آنکه کلیسا متولد شود و وجودی بتوان برایش در نظر گرفت، عیسی(ع) متولد شد، برانگیخته شد و مرفوع شد!
به همین ترتیب تلاش در جهت تفسیر این زن به مریم(ع) نیز صحیح نیست.
هرکس خواهان حق است باید توجه داشته باشد که:
اگر زن همان مریم(ع) باشد فرزندش کیست؟ و دوازده ستاره و خورشید و ماه چه کسانی هستند؟ اگر آنان بگویند که زنِ در رؤیا همان مریم(ع) است، به پانزده شخصیت دیگر برای تفسیر رؤیا به شکلی صحیح نیاز خواهند داشت!
و آیا عیسی(ع) همۀ امتها را با عصایی آهنین حکمرانی کرده است یا میکند؟!
و آیا مریم نسلی غیر از عیسی(ع) دارد که برخی از آنها به اینکه از سوی خدا تکلیف شده باشند تا وصایای خداوند را حفظ کنند شناخته شده باشند؟! یعنی آنها فرستادگان یا جانشینان خداوند در زمینش و پیشوایان خوبی و راه خداوند باشند؛ بهگونهای که مسئولیت رویارویی با رهبران شرّ و بدی از شیطانهای اِنس و جن ـهمانطور که در رؤیا وجود داردـ بر عهدۀ آنان باشد؟!
همچنین وقتی رؤیا اتفاقاتی را بیان میکند، اموری غیبی بیان میشود که بهطورمعمول در آینده اتفاق میافتد؛ در غیر این صورت، اینکه آنچه را دیروز اتفاق افتاده است در رؤیا ببینیم تا بهعنوانمثال مردم را از آن آگاه کنیم چه معنایی خواهد داشت؟ درحالیکه ما خود از آن آگاهیم! و در آگاهیدادن مردم به آنها چه فایدهای وجود خواهد داشت؟ درحالیکه رؤیای یوحنا مدتی طولانی پسازاینکه مریم(ع) عیسی را به دنیا آورد دیده شد؛ حتی پس از مبعوثشدن عیسی و پس از بهاتمامرسیدن رسالتش و مرفوعشدن او بوده است؛ بنابراین رؤیای یوحنا از اموری غیبی که اتفاق خواهد افتاد سخن میگوید، نه از مسائل تاریخی که اتفاق افتاده و به پایان رسیده است؛ آنگونه که کسی که میگوید «آن زن مریم(ع) است» آن را تفسیر میکند.
آنچه ارائه شد، امور روشنی بود که نفیکنندۀ این امر است که آن زن مریم(ع) است.
دوم: بیان معنای صحیح:
پیش از بیان معنای این متن در رؤیا باید توجه داشته باشیم که رؤیاها کلماتِ خداوند هستند و درنتیجه رؤیا همانند قرآن، تورات و انجیل در حالاتی که خورشید و ماه در جریان هستند، از جهت نوبهنو و منطبقشدن بر مصداقهای مختلف در زمانها مختلفاند، و ازاینرو وجودشان رمزگونه است و معناهای متعددی دارد. خورشید و ماه در رؤیا میتوانند فرستاده و وصی باشد، یا مادر و پدر جسمانی، یا مادر و پدر روحانی. همچنین گاهی امکان دارد شما کسی را در رؤیا ببینی که منظور، خودِ او نباشد، بلکه فقط نام او مدنظر باشد، و چهبسا شما شهری ببینی که خودِ آن شهر مدنظر نباشد، بلکه منظور شهری باشد که در برخی خصوصیات یا شاید نامش با آن تشابهاتی داشته باشد. رؤیاها کلمات خداوند هستند و چهبسا رمزها، اشارهها و حکمت الهی را آورده باشند، دقیقاً همانند وحی و سخن پیامبران و سخن خداوند در کتابهای فروفرستادهشدهاش.
حال که این نکته روشن شد میگویم:
این زن در رؤیای یوحنا بهطور رمزگونه به مادر امام مهدی در زمانی مشخص اشاره دارد. ایشان با خورشید، ماه و دوازده نفر در برگرفته و احاطه شده است؛ یعنی با محمد، علی، فاطمه و امامان از فرزندان فاطمه(ع) تا امام مهدی؛ یعنی چهارده تَن، و فرزندی که در رؤیا به دنیا میآورد، مهدی اول است که در وصیت فرستادۀ خدا حضرت محمد(ص) ذکر شده است. بهاینترتیب عدد پانزده نفر در رؤیا به دست میآید و شیطانهای انسانی و جنی با نسل ایشان میجنگند؛ زیرا آنها خلفا و جانشینان خداوند در زمینش هستند.
اما اینکه این فرزند، فرزند مستقیم او نیست؛ پس اینکه او درد زایمان دارد و او را به دنیا میآورد چه معنایی دارد؟
پاسخ: این زن، پدر او یا همان اصلی را که او از آن آمده، به دنیا آورده است.
و باید یادآوری شود: مانعی وجود ندارد که مصداق دیگری برای این زن در زمانی دیگر وجود داشته باشد؛ ازاینجهت که او همان فرزندی را به دنیا آورده است که محور رؤیاست. بهاینترتیب این زن، فاطمه(ع) است و آن پانزده نفر عبارتاند از: پدر، مادر و همسر ایشان و یازده امام از فرزندانش و رازی که در او به ودیعه گذاشته شده یا همان مولود دوازدهمین از فرزندانش که محور رؤیاست.[۱۵۹]
بارخدایا، پادشاه و فرزند پادشاه را حفظ کن و در زمینت برای ایشان تمکین عطا فرما و ما را جزو یاریدهندگان و حرکتکنندگان بر منهج آنها قرار ده و نور ایشان را به ما نشان بده تا در دنیا و آخرت از آن نور برگیریم؛ که تو شنوای دعا هستی.
سپاس و ستایش تنها از آنِ کسی است که فرزندی ندارد و شریکی در پادشاهی ندارد و او را بسیار بزرگ بدار.
سپاس و ستایش تنها از آنِ خداوند یگانه است.
و بارالها، سلاموصلوات تامّ خود را بر محمد و آل محمد، امامان و مهدیین، ارزانی فرما.
پاورقیها
- ↩http://st-takla.org/pub_Bible-Interpretations/Holy-Bible-Tafsir-۰۱-Old-Testament/Father-Antonious-Fekry/۲۷-Sefr-Asheia/Tafseer-Sefr-Ash۳eia۲__۰۱-Chapter-۵۹.html
- ↩برای دانستن وصیت رسول خدا حضرت محمد( در شب وفاتش به انتشارات انصار امام مهدی(ع) مراجعه کنید؛ مانند کتابهای «وصیت و وصی» و «پیروزی وصیت» و «یاری وصیت» و «جامعالادله» و دیگر کتابها.
- ↩کتاب «جهاد، درب بهشت است».
- ↩اشعیا، اصحاح یازدهم.
- ↩مزمور ۷۲: ۱ تا ۱۷.
- ↩کتاب سلیم بن قیس، ص۴۲۹.
- ↩سفر دانیال ۲: ۴۴.
- ↩سفر دانیال ۷: ۱۳ و ۱۴.
- ↩انجیل متی ۳: ۲ و ۳.
- ↩سفر زکریا ۹: ۹.
- ↩قصص، ۵.
- ↩رؤیای یوحنا ۱۲: ۱ تا ۱۷.
- ↩کتاب سیزدهمین حواری، سید احمدالحسن(ع). (مترجم).