پیش‌گفتار

زمینه‌سازی

بشارت به تسلی‌دهنده، احمد و کنکاشی در عقیدۀ مسیحیت · عادل سعیدی

منبع ↗

صفحه‌های PDF منبع: ۱۵–۲۶

-زمینه‌سازی

-بشارت به رهایی‌بخشی که در آخرالزمان فرستاده می‌شود

آیا پیامبران به فرستادۀ رهایی‌بخشی (تسلی‌دهنده) که در آخرالزمان می‌آید بشارت داده‌اند؟ کسی که متون قرآن و کتاب مقدس در عهد قدیم و جدید از او یاد نموده‌اند. و آیا او یک بشر است که فرستاده می‌شود یا یک روحِ محض (روح‌القدس)؟

پیش از اینکه به ماهیت این تسلی‌دهنده بپردازم باید به نکتۀ مهمی توجه کرد؛ نکته‌ای که گریزی از توجه به آن وجود ندارد و عبارت است از:

آیا قانون و روش مشخصی وجود دارد که توسط خالق وضع شده باشد؟ همانندِ قوانین وضعی و قرار‌دادی که تمام سرزمین‌های عالم به آن‌ها عمل می‌کنند. برادران گمان نکنند من در اینجا از شریعت و آیینی سخن می‌گویم که کارهای بندگان را جهت‌دهی می‌کند؛ چراکه این آیین و شریعت در هر زمان و مکانی تغییر می‌کند، هر‌چند اموری وجود دارد که با تغییر زمان و مکان تغییر نکرده‌اند و نمی‌کنند. آنچه مدنظر من است دستور و قانونی است برای منصوب‌کردن رهبری که جامعه را با عدالت و انصاف و مهربانی راهبری می‌کند. این شخص همان کسی است که شریعت (احکام دین) را برای ما بیان می‌کند. اگر آفریدگان مجاز باشند که روش، دستور و قانونی برای چگونگی منصوب‌کردن این رهبر یا حاکم وضع کنند و اگر در به‌انجام‌رساندن این کار اهمال و کوتاهی کنند، به صفت سفاهت و بی‌خردی و دور‌‌بودن از حکمت توصیف می‌شوند؛ شایسته‌تر و سزاوارتر آن است که ما به دنبال دستور خداوند و روش و قانونی بگردیم که خودش در این خصوص برای ما وضع کرده است؛ اما در خصوص این دستورالعمل‌های قراردادی ـ‌همان دستور‌العمل‌هایی که از طریق آن‌ها برگزیدن پادشاهان و رؤسای دولت‌ها و حاکمان صورت می‌پذیرد و همان دستورهایی که بر اساس آن‌ها مردم به سمت انتخاب (شوری) رهسپار می‌شوند و حاکم را انتخاب می‌کنند‌ـ قطعاً و یقیناً و واضح و آشکار است که دیری نمی‌پاید تا نادرست بودن محاسبات و انتخاب مردم آشکار می‌شود، در‌حالی‌که [به‌دنبال انتخاب آن‌ها] افرادی طغیانگر، قاتل، دزد و ستمکار بر صندلی ریاست نشسته‌اند.

به همین دلیل بر ما لازم است در جست‌وجوی روش و دستوری باشیم که اگر به آن چنگ بزنیم هرگز گمراه نمی‌شویم. این قانون، در تورات، انجیل و قرآن روشن است؛ یعنی همان قانون شناخت حجت‌ها و جانشینان خداوند در زمینش؛ همان کسانی که از آنان عهد گرفته شده است تا بر مَسند حکومت بنشینند و اگر این طاغوتیان کرسی حکومت را از آنان سلب کنند به این معنا نیست که این مسند حق آنان نیست؛ چراکه این عهدی است که از آدم و فرزندان نیکوکار راست‌گوی او ستانده و به آن‌ها سفارش شده است. هابیل همان فرزند نیکوکاری است که قاین (قابیل) با او به نزاع برخاست و او را کشت؛ ولی خداوند این عهد را در نسل دومِ فرزندان آدم قرار داد. این‌چنین بود که به اخنوخ (ادریس) و نوح سفارش شد تا به ابراهیم رسید که پدر انبیا و فرستادگان است. خداوند تصریح می‌فرماید که این عهد و پیمان تا ابد میان او و نسل ابراهیم می‌ماند. در سِفر پیدایش، اصحاح ۱۷ می‌خوانیم:

(و پیمان خود را میان خودم و تو و فرزندان تو استوار سازم تا نسل‌اندرنسل عهدی جاودان و ابدی باشد تا برای تو و برای نسل پس از تو خدا باشم). پس ‌از آن حضرت، اسحاق و یعقوب آن را تحویل گرفتند تا به موسی(ع) رسید؛ کسی که بنی‌اسرائیل را از دریا عبور داد و حقیقتاً برایشان حاکم بود. او به این دستور الهی حکم نمود که این مطلب همانند خورشید میان روز واضح و آشکار است و هیچ حجابی آن را نمی‌پوشاند.

پس‌ازآن، به یوشع ‌بن نون سفارش نمود. او شمشیر را برای بالا‌‌بردن کلمۀ توحید و انتشار عدالت و انصاف در جای‌جای زمین، میان دشمنانش قرار داد. این‌چنین بود تا اینکه این عهد به داوود و سلیمان رسید و پیشگویی‌هایی دربارۀ نشستن این رهایی‌بخش بر کرسیِ داوریِ داوود از راه رسید.

وقتی عیسی(ع) (مسیح) آمد، زبان به‌حق و راستی گشود که آمدنش ادامه و استمرار همین روند بوده است؛ آنجا که می‌فرماید: (من نیامدم تا شریعت یا پیامبران را از بین ببرم؛ بلکه [آمدم] تا کامل کنم)‌؛ و این گواهی حقی است که این جماعت به آن توجه نکردند و ازآنجاکه عیسی(ع) بر کرسی داوود نمی‌نشیند، این جماعت برای توجیه‌ این امر مجبور شدند دست به دامان «آمدن دوم» بشوند. ما بدون شک آمدنِ دوم را انکار نمی‌کنیم و برای کامل‌کردن این روش و پس از رفع‌شدن (بالا‌رفتن) آن حضرت(ع) و تا آمدن دوم او، باید رهبری موجود باشد تا این امت را رهبری کند. پس از رفع‌شدن عیسی(ع)، پطرس وصی این امت بود و او با متنی صریح و روشن گفته که او شبانِ این امت است. در انجیل متی، اصحاح ۱۶ می‌خوانیم: (و کلید‌های ملکوت آسمان‌ها را به تو می‌سپارم؛ پس آنچه بر زمین ببندی در آسمان‌ها بسته شود و آنچه در زمین بگشایی در آسمان‌ها گشوده گردد).

همچنین به او فرمود: (گوسفندان مرا شبانی کن)؛ و نیز در انجیل یوحنا، اصحاح ۲۱ می‌خوانیم: (پس‌ازاینکه صبح کردند یسوع به سمعان پطرس فرمود: ای سمعان ‌بن یونا، آیا مرا بیش از این افراد دوست داری؟ عرض کرد: بله، ای پروردگار، تو می‌دانی که من تو را دوست می‌دارم. به او فرمود: گوسفندانم را شبانی کن. دوباره به او فرمود: ای سمعان ‌بن یونا، آیا مرا دوست می‌داری؟ به او عرض کرد: بله، ای پروردگار، تو می‌دانی که من تو را دوست می‌دارم. به او فرمود: گوسفندانم را شبانی کن).

و نیز به او فرمود: (سومین بار به او فرمود: ای سمعان‌ بن یونا، آیا مرا دوست می‌داری؟ پطرس ناراحت شد؛ چراکه برای سومین بار به او فرموده بود آیا مرا دوست می‌داری. به ایشان عرض کرد: ای پروردگار، شما همه‌چیز را می‌دانی. شما خود می‌دانی که من شما را دوست می‌دارم. یسوع به او فرمود: گوسفندانم را شبانی کن)؛ پس سمعان (شمعون) پس ‌از آن حضرت(ع)، شبان و وصی این امت بود و این وصایت ادامه داشت تا به رسول خدا حضرت محمد(ص) رسید. این منهج الهی پس ‌از آن حضرت(ص) با دوازده امام و پس از ایشان با دوازده مهدی ادامه یافت. اولین مهدیین، همان تسلی‌دهنده (‌احمد(ع)‌) است که عیسی(ع) بشارتش را داده است و ایشان را این‌گونه ذکر می‌فرماید که او همان رهایی‌بخش و تسلی‌دهنده در روز پروردگار یا روز قیامت صغراست و او همان تسلی‌دهنده (روح حق) است. ازآنجاکه این منهج الهی ثابت و تغییرناپذیر است، برادران مسیحی نیازمند این واسطه بین خداوند و مردم هستند که از سوی خداوند سبحان قرار ‌داده شده است؛ از همین رو روح‌القدس را در این معادلۀ سخت و پیچیده وارد کردند تا این جای خالی را پر کنند و به‌این‌ترتیب روح‌القدس، جایگزینِ رهبر و حاکمی می‌شود که مردم به او نیازمند هستند؛ تا زمانی که آمدن دوم اتفاق بیفتد.

این حاکم که از سوی خداوند قرار داده شده است باید معصوم از خطا و اشتباه باشد؛ به‌طوری‌که مردم را از حق خارج و در باطل وارد نکند؛ و حجت‌ها و خلفای خداوند در زمینش همه معصوم هستند.

خداوند بزرگ و بلندمرتبه آفریننده است و او کسی است که دستور و قوانین (شریعت و دین) را به‌گونه‌ای وضع می‌کند که همۀ مسائل دنیوی و اخروی آفریدگان را نظم دهد و این نکته را فقط کسی انکار می‌کند که عقلش ضایع شده و به خداوند عزوجل ایمان ندارد. ازآنجاکه خداوند عزوجل خودش احکامش را به‌طور مستقیم پیاده نمی‌کند و آن‌ها را تنها از طریق خلیفه و جانشین خود در زمین جاری می‌کند، باید این خلیفه و جانشین آینه‌ای صیقلی باشد که جز حقیقت و راستی را مُنعکس نکند. واجب‌‌نبودن پاکی و عصمت در خلیفۀ خدا در زمینش لازم می‌دارد که معتقد باشیم به اینکه خداوند متعال به اطاعت از کسی فرمان می‌دهد که اشتباه می‌کند و گمراه می‌نماید و درنتیجه به خطا و گمراهی فرمان می‌دهد؛ یا حداقل برای کسی که عصمتِ جانشینِ خداوند را انکار می‌کند لازم است معتقد باشد که خداوند متعال بر گمراهی عقوبت نمی‌کند؛ و حال‌آنکه این سخنی است که مؤمن به خداوند عزوجل اعتقادی به آن ندارد.

پس ‌از این مقدمۀ مهم، از برادران می‌خواهم که با دیدۀ انصاف و حکمت به آن توجه کنند تا حق برایشان روشن شود و آشکار گردد که چرا ما معتقدیم این تسلی‌دهنده، یک بشر است و روح محض نیست. نیاز مردم به این واسطه، مستمر و همیشگی است و قطع نمی‌شود. این نکته‌ای است که پولس رسول با این سخن خود در «نامۀ اول به تیموتائوس ۲» بر آن تأکید می‌کند: (چراکه تنها یک خدا وجود دارد و تنها یک واسطه بین خداوند و مردم: انسان، یسوع، مسیح). در این متنِ قطعی‌الدلاله ‌که باید با دیدۀ انصاف خوانده شود‌، روح‌القدس ذکر نشده است.

پیامبران و فرستادگان خداوند، راهنمایان و واسطه‌های میان خداوند و مردم هستند. هر‌کس آن‌ها را انکار کند و از آن‌ها راهنمایی نجوید عاقبتش سرگردانی است؛ ولی امروز ما می‌بینیم که گروهی می‌گویند از این دلیل و راهنما بی‌نیاز شده‌اند و وضعیت آنان به همان صورتی است که دکتر عبدالرزاق دیراوی توصیف نموده است؛ آنجا که می‌گوید: وضعیت آنان مانند وضعیت کسی است که همراهی با راهنما را در صحرا رها کرده و درنتیجه در پیچ‌وخم‌های آن سرگردان شده است؛ ولی زبانِ درازی دارد که می‌گوید: ببینید! من از دلیل و راهنما بی‌نیاز شدم و به او نیازی ندارم!

ما به او می‌گوییم: زبان حال تو برخلاف آن چیزی است که زبانِ درازت فریاد می‌زند؛ پس مواظب خودت باش!

آری، برای هرزمانی نیاز به یک واسطه وجود دارد؛ واسطه‌ای که حق را از باطل متمایز کند و بر مردم واجب است که از او پیروی کنند. در زمان یسوع، خودِ او کسی بود که باید پیروی می‌شد. پس از رفع‌شدن و کوچ کردنش باید کسی یا وصی یا تسلی‌دهندۀ دیگری به‌جای او قیام کند: (من از پدر درخواست می‌کنم که تسلی‌دهندۀ دیگری به شما عطا فرماید)؛[۱] اما اینکه روح‌القدس (روح محض و خالص) را در این جایگاه و این معادله قرار دهیم به دور از حکمت است؛ در این صورت دستور و منهج خداوند را نقض کرده‌ایم. روح‌القدس وظیفه‌ای دارد که همان الهام و تسدید‌ است و انبیا و فرستادگان با او مسح شدند، همان‌طور که مسیح(ع) با او مسح شد.

به شما می‌گوییم که در آخرالزمان قرار داریم و روز پروردگار نزدیک شده است و ناگزیر برای آمدن دوم باید شخصیتی زمینه‌ساز وجود داشته باشد و این فرستاده، یک انسانِ فرستاده‌شده است.

اسقف آنتونیوس فکری، یکی از مفسرین کتاب مقدس، می‌گوید که پیش از دومین آمدن، یک زمینه‌ساز برای مسیح (ع) وجود خواهد داشت.[۲]

وی می‌گوید: ملاحظه کنید که کاتبان، از معرفت نظری ـ‌ولی بدون روح‌ـ نسبت به کتاب برخوردار بودند. یوحنا پیش‌تر با روح ایلیا در زهد و ریاضت و گواهی‌دادن او به حق در برابر پادشاهان آمد، ولی آن‌ها او را نشناختند، چراکه دیدگانشان بسته بود؛ بنابراین ایلیا آمده است اما نه به همان معنای تحت‌اللفظی؛ بلکه در اینجا زمینه‌سازی برای مردم به‌واسطۀ مُعمِّدان (یوحنا) انجام شده است. آن‌ها توبه و اظهار ندامتی را برای زمینه‌سازیِ آمدن اول مسیح، پیش فرستادند و ایلیا در عمل و پیش از آمدن دوم خواهد آمد تا مردم را برای بازگرداندن دل‌های پدران به فرزندان آماده کند.

ملاکی، ‌اصحاح ۴: ۶: (و او دل‌های پدران را به‌سوی پسران و دل‌های پسران را به‌سوی پدران برمی‌گردانَد).

ما می‌گوییم ایلیا، ‌همان کسی که مقرر شده بیاید، باید بیاید؛ چراکه روزِ پروردگار نزدیک شده‌ است؛ و او همان احمدالحسن‌(ع) و زمینه‌ساز و فرستاده‌ای از سوی مسیح(ع) است.

ملاکی، ‌اصحاح چهارم: ۵: (آگاه باشید! من ایلیای نبی را پیش از آمدن روز بزرگ و ترسناکِ پروردگار می‌فرستم).

آیا شما می‌گویید ایلیای فرستاده‌شده که در آمدن دومِ پیش از مسیح‌(ع) می‌آید، همان روح‌القدس است؟

تسلی‌دهنده، احمدالحسن(ع) می‌فرماید: «روح‌القدس همان روح پاكی و عصمت است. اگر بنده نیّتش را برای خداوند سبحان و متعال خالص گرداند و خواهان وجه او باشد، خداوند او را دوست می‌دارد و ملکی را موکّلش می‌کند تا او را به هر خیری وارد و از هر شرّی خارج كند و او را به‌سوی مکارم اخلاق (والاترین خصوصیات اخلاقی) سوق می‌دهد. روح‌القدس واسطه‌ای است برای انتقال علم و دانش به انسانی که موکّلش است.»[۳]

و این مطلبی است که در سِفر اعمال رسولان‌، ‌اصحاح دهم نگاشته شده است: (۳۸ همان یسوع که از ناصره بود را خدا چگونه‌ با روح‌القدس‌ و قوت‌ مسح‌ نمود؛ که‌ حرکت کرده‌، اعمال‌ نیکو به‌جا می‌آورد و همۀ مقهورین‌ ابلیس‌ را شفا می‌بخشید؛ زیرا خدا با وی‌ بود).

حق‌تعالی می‌فرماید: (وَ إِذْ قالَ عيسَى ابْنُ مَرْيَمَ يا بَني‏ إِسْرائيلَ إِنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكُمْ مُصَدِّقاً لِما بَيْنَ يَدَيَّ مِنَ التَّوْراةِ وَ مُبَشِّراً بِرَسُولٍ يَأْتي‏ مِنْ بَعْدِي اسْمُهُ أَحْمَدُ فَلَمَّا جاءَهُمْ بِالْبَيِّناتِ قالُوا هذا سِحْرٌ مُبين)[۴] (و [یاد کن] هنگامى را كه عيسى بن مريم گفت: «اى فرزندان اسرائيل، من فرستادۀ خدا به‌سوی شما هستم. تورات را كه پیش از من بوده تصديق مى‌كنم و به فرستاده‌اى كه پس از من مى‌آيد و نام او «احمد» است بشارتگرم.» پس وقتى براى آنان دلايل روشن آورد، گفتند: «اين سحرى آشكار است.»).

و عیسی(ع) می‌فرماید: (۱۵ اگر مرا دوست می‌دارید وصیت‌های مرا حفظ کنید. ۱۶ و من از پدر درخواست می‌کنم که تسلی‌دهندۀ دیگری به شما ببخشد که تا ابد با شما بماند. ۱۷ همان روح راستی که جهان نمی‌تواند او را بپذیرد؛ چراکه او را نمی‌بیند و او را نمی‌شناسد؛ اما شما او را می‌شناسید؛ زیرا او با شما می‌ماند و در شما خواهد بود).[۵]

مسیحیان می‌گویند: متن مذکور به‌طورقطع و یقین می‌گوید که تسلی‌دهنده، همان روح‌القدس است؛ چراکه جهان او را نمی‌بیند!

ما می‌گوییم: چه‌بسا منظور گوینده چیزی غیر از آنچه باشد که شما فهمیده‌اید؛ همان‌طور که در سِفر اعمال رسولان، اصحاح هشتم: ۳۰، آمده است: (او را شنید که اشعیای نبی می‌خواند؛ پس گفت: آیا آنچه را می‌خوانی می‌فهمی؟)

عیسی(ع) می‌فرماید کتاب‌ها را جست‌وجو کنید: (کتاب‌ها را تفتیش کنید؛ زیرا شما گمان می‌کنید در این کتاب‌ها برای شما زندگانی جاودانی است؛ و این کتاب‌هاست که برای من گواهی می‌دهد).[۶]

پس ما باید در سخنان عیسی(ع) جست‌و‌جو و به آن‌ها عمل کنیم. در انجیل متی اصحاح هفتم آمده است که عیسی(ع) به ما خبر می‌دهد چگونه کتاب‌ها را جست‌وجو کنیم: (۲۴ هر‌کس این سخنان مرا می‌شنود و به آن‌ها عمل می‌کند شبیه مرد عاقلی است که خانه‌اش را بر صخره بنا می‌کند. ۲۵ باران آمد، رودها آمدند، بادها وزیدند و بر آن خانه فرود آمدند، ولی آن خانه سقوط نمی‌کند ۲۶ و هرکه این سخنان مرا شنید و به آن‌ها عمل نکرد، به مردی نادان مانَد که خانۀ خود را بر ریگ بنا نهاد. ۲۷ باران آمد، رودها آمدند، بادها وزیدند و این خانه صدمه دید و ویران شد؛ و ویرانیِ آن، عظیم بود).

بنابر‌این مسیح(ع) نمی‌فرماید در سخنان علما و تفاسیر جست‌وجو کنید. تفسیرها وحی نیست. در تفسیرها احتمال درست‌بودن و احتمال اشتباه‌بودن وجود دارد. اگر احتمال راستی در آن باشد و با دلایل و براهینی ـ‌که مقبولیت آن را ثابت می‌کند‌ـ تأیید شده باشد، ما نمی‌گوییم باید آن‌ها را نادیده بگیریم...؛ ولی عیسی(ع) بهترین راه‌حل را وضع می‌کند تا حق از باطل و راستی از دروغ مشخص شود؛ با این سخن خود که (در کتاب‌ها جست‌و‌جو کنید و این کتاب‌ها هستند که برای من گواهی می‌دهند)؛ و به‌این‌ترتیب شما می‌توانید حق را در بین زوایای مختلف متون کشف کنید؛ حتی در این صورت بسیار نزدیک است که این متون دست شما را بگیرد و بی هیچ سختی و مشقتی به حق نائل کند؛ و آنجا که می‌فرماید (کتاب‌ها را جست‌و‌جو کنید) ما را رها نمی‌کند تا بپرسیم این کتاب‌ها کجا هستند؟

بنابراین عیسی(ع) به نکتۀ مهمی اشاره می‌فرماید: (هر‌کس این سخنان مرا می‌شنود و به آن‌ها عمل می‌کند شبیه مرد عاقلی است که خانه‌اش را بر صخره بنا می‌کند. باران آمد، رودها آمدند، بادها وزیدند و بر آن خانه فرود آمدند، ولی آن خانه سقوط نمی‌کند).

بنابراین راه‌حل این است که ما در سخنان عیسی(ع) جست‌وجو کنیم، نه در سخنان مفسرین که در این صورت از صراط مستقیم گمراه خواهیم شد.

عیسی(ع) می‌فرماید: پس‌ مرا به باطل عبادت می‌کنند: (پس‌ به‌ تقلید خود، حکم‌ خدا را باطل‌ نموده‌اید. ۷ ای‌ ریاکاران‌! اشعیا دربارۀ شما نیکو نبوت‌ نموده‌ است‌ که‌ فرمود: ۸ این‌ قوم‌ با‌ زبان‌های‌ خود به‌ من‌ تقرّب‌ می‌جویند و با‌ لب‌های‌ خویش‌ مرا تمجید می‌کنند؛ لیکن‌ دلشان‌ از من‌ دور است‌. ۹ پس مرا به باطل عبادت می‌کنند؛ چراکه تعالیمی را تعلیم می‌دهند که سفارش‌ها و احکام مردم‌اند).[۷]

و عیسی(ع) می‌فرماید: (۲۲ چه بسیار کسان که در آن‌ روز مرا خواهند گفت‌: پروردگارا، پروردگارا، آیا به‌ نام‌ تو نبوت‌ ننمودیم‌ و به‌ اسم‌ تو دیوها را اخراج‌ نكردیم‌ و به‌ نام‌ تو معجزات‌ بسیار ظاهر نساختیم‌؟ ۲۳ آنگاه‌ به‌ ایشان‌ به‌صراحت خواهم‌ گفت‌: هرگز شما را نشناختم‌! ای‌ گنهکاران از من‌ دور شوید).[۸]

علمای یهود تفسیرها را تحریف کردند تا حقایق و بشارت‌های به عیسی(ع) را (به‌رغم وجود‌داشتنشان‌) پنهان کنند؛ همان‌طور که علمای نصارا تفسیرها را تحریف کردند تا حقایق و بشارت‌های مخصوص به تسلی‌دهندۀ منتظر یا بشارت‌های مسیح منتظر به‌طور خاص دربارۀ تسلی‌دهنده، احمد(ع) را پنهان کنند. در کتاب‌های عهد قدیم، بشارت‌ها و پیشگویی‌هایی است که دلالت بر مسیح منتظر دارد؛ بشارت‌هایی که نصارا می‌گویند دربارۀ عیسی(ع) هستند و توسط علمای یهود تحریف شده‌اند. این حقیقت‌ها پنهان و حتی به‌صورت واژگونه تغییر داده شده‌اند تا آنجا که عیسی(ع) را با بدترین اتهام‌هایی که عرق شرم را بر پیشانی تاریخ می‌نشاند متهم نموده‌اند و به آن بزرگوار و مادر عذرایش اتهاماتی وارد کردند که هیچ ارتباطی به آن دو نداشت.

ای جماعت نصارا! علی‌رغم این کار، شما دربارۀ سخنان این‌ها سکوت پیشه کردید و حتی دستان خود را در دست‌های آن‌ها قرار دادید تا شخصیت رسول خدا(ص) را بد جلوه دهید؛ کسی که عیسی(ع) و مادر پاک و طاهرش، وی را به بزرگی و پاکی یاد کرده‌اند.

نصارا می‌گویند: شما باید به سخنان ما مراجعه کنید؛ چراکه ما اصحاب این کتاب مقدس هستیم و شما نمی‌توانید آن را به‌صورت تفسیرهای اسلامی، تفسیر کنید.

ما می‌گوییم: این کتاب مقدسی که شما به آن ایمان دارید، به دو بخش تقسیم می‌شود: عهد قدیم و عهد جدید. این گمانِ شما که ما باید تفسیر آن را از شما بگیریم باطل است و ما باید به همان اصلی مراجعه کنیم که دربارۀ بشارت‌های شخص مسیح(ع) وجود دارد و شما به آن تکیه می‌کنید؛ ‌یعنی همان عهد قدیم. همان اصلی که اصحابِ آن ـ‌یعنی یهودیان‌ـ تفسیر علمای شما درباره‌شان را انکار می‌کنند. طبق این گفتارتان، شما باید به آن‌ها مراجعه کنید؛ چراکه آن‌ها نیز همین سخن شما را بر زبان می‌آورند؛ اینکه آن را بهتر از شما می‌شناسند!

این استدلال شما پاسخی برای خود شماست. بر شما لازم است حق را بشناسید تا اهلش را بشناسید و نه عکس آن! حاکمِ میان ما و شما، این متون هستند، نه تفاسیر. سخنان عیسی(ع) حاکم است. سخن او(ع) سخن نهایی و همان حق است. بر ماست که از گفتار او پیروی کنیم و در برابر سخنان او تسلیم باشیم، نه چیز دیگر. این همان کاری است که او(ع) ما را به آن وصیت فرموده است. آیا ما باید از وصیت او پیروی کنیم یا همچون فردی کور و به دور از فهم و دقت، تقلید کنیم؟!

تسلی‌دهنده، احمد(ع) می‌فرماید: «ای مردم! علمای گمراه و پیروانشان شما را فریب ندهند. خودتان بخوانید، جست‌وجو کنید، دقت کـنید، بـیاموزید و خودتان حقيقت را بـيابـيد. به هیچ‌کسی تکیه نکـنید تا برای آخرت شما تصمیم بگیرد که فردا پشیـمان خواهید شد، در‌حالی‌که پشیمانی سودی نخواهد داشت: (وَ قالُوا رَبَّنا إِنَّا أَطَعْنا سادَتَنا وَ كُبَراءَنا فَأَضَلُّونَا السَّبيلا)[۹] (و گفتند: پروردگارا! ما تنها از آقایان و بزرگان خود اطاعت کردیم؛ پس آن‌ها ما را گمراه کردند).»[۱۰]

ما اکنون به جست‌و‌جو می‌پردازیم و دقت می‌کنیم و از طریق وارسی و جست‌و‌جو در کتاب‌ها به نتیجه‌ای می‌رسیم تا به گواهیِ متنیِ روشنی دربارۀ حقیقت تسلی‌دهنده دست یابیم.

از همین رو همۀ عاقلان نصارا را به تلاش برای خواندن کتاب ـ‌همراه با آزاداندیشی و عقلانیت بسیار‌ـ دعوت می‌کنیم؛ با رها‌شدن از قید قرائت‌ها و باورهای پیشین و حکم‌های از پیش‌رانده‌شده، و تفکر و تأمل در متونی که ارائه خواهیم نمود و تلاش برای درک و فهم آن‌ها. در این هنگام است که خواهید دید دلالت این متون بر تسلی‌دهنده، احمد(ع) همچون خورشید میانِ روز، روشن است.

پاورقی‌ها

  1. ↩انجیل یوحنا، اصحاح ۱۴.
  2. ↩h​t​t​p​:​/​/​w​w​w​.​a​r​a​b​c​h​u​r​c​h​.​c​o​m​/​c​o​m​m​e​n​t​a​r​i​e​s​/​f​a​t​h​e​r​_​a​n​t​o​n​i​o​s​/​M​a​t​t​h​e​w​/​۱​۷
  3. ↩پاسخ‌های روشنگرانه، ج ۱، س۲۳. (مترجم)
  4. ↩صف، ۶.
  5. ↩انجیل یوحنا: ۱۴.
  6. ↩انجیل یوحنا ۵: ۳۹.
  7. ↩متی، اصحاح ۱۵.
  8. ↩متی، اصحاح ۷.
  9. ↩احزاب، ۶۷.
  10. ↩خطبۀ محرم، تسلی‌دهنده، احمدالحسن، سال۱۴۳۲.
اطلاعات صفحه
نوع صفحه
زمینه‌سازی - بشارت به تسلی‌دهنده، احمد و کنکاشی در عقیدۀ مسیحیت - WikiSavior
زبان
fa

تغییر زبان رابط کاربری به معنای ترجمه یا تأیید انتشار یک حکم نیست.