فصلها
امر به معروف و نهی از منکر
سرگردانی یا راه به سوی خدا · سید احمدالحسن
دربارۀ این موضوع پیشتر گفته شد که یک وظیفۀ اجتماعی مهم و واجبی از مهمترین واجبات شرعی است که با آن رضای خدا را به دست میآوریم و طاغوتها را رسوا میسازیم. بر عهدهی ماست که زیردستان و فرومایگانی که در خدمت طاغوتیان هستند را اصلاح و آیات قرآن و سخنان انبیا(ع) و جهادی که در مقابل طاغوت انجام دادند را به آنها یادآور شویم. خداوند متعال میفرماید: (إِنَّا لَنَنْصُرُ رُسُلَنَا وَالَّذِینَ آمَنُوا فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا وَیوْمَ یقُومُ الْأَشْهَادُ)؛[۱۲۴] (ما بهيقين پيامبران خود و کساني را که ايمان آوردهاند، در زندگي دنيا و روزي که گواهان به پا ميخيزند ياري ميدهيم).
همچنین میفرماید: (کتَبَ اللَّهُ لَأَغْلِبَنَّ أَنَا وَرُسُلِی إِنَّ اللَّهَ قَوِیٌّ عَزِیزٌ * لا تَجِدُ قَوْماً یؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْیوْمِ الْآخِرِ یوَادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَوْ کانُوا آبَاءَهُمْ أَوْ أَبْنَاءَهُمْ أَوْ إِخْوَانَهُمْ أَوْ عَشِیرَتَهُمْ أُولَئِک کتَبَ فِی قُلُوبِهِمُ الْأِیمَانَ وَأَیدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ وَیدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِینَ فِیهَا رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ أُولَئِک حِزْبُ اللَّهِ أَلا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ)؛[۱۲۵] (خداوند چنين مقرر داشته که من و رسولانم پيروز ميشويم؛ چرا که خداوند قوي و شکستناپذير است * هيچ قومي را که ايمان به خدا و روز رستاخيز دارند نمييابي که با دشمنان خدا و رسولش دوستي کنند، هرچند پدران يا فرزندان يا برادران يا خويشاوندانشان باشند؛ آنان کساني هستند که خدا ايمان را بر صفحۀ دلهايشان نوشته و با روحي از ناحيه خودش آنها را تقويت فرموده، و آنها را در باغهايي از بهشت وارد ميکند که نهرها از زير (درختانش) جاري است و جاودانه در آن ميمانند؛ خدا از آنها خشنود است، و آنان نيز از خدا خشنودند؛ آنها حزباللهاند؛ بدانيد حزب الله، پيروز و از رستگاران هستند).
همچنین میفرماید: (وَلَقَدْ سَبَقَتْ کلِمَتُنَا لِعِبَادِنَا الْمُرْسَلِینَ * إِنَّهُمْ لَهُمُ الْمَنْصُورُونَ * وَإِنَّ جُنْدَنَا لَهُمُ الْغَالِبُونَ)؛[۱۲۶] (ما دربارۀ بندگانمان که به رسالت میفرستيم از پيش تصميم گرفتهايم * که هرآينه آنان، خود پيروزند * و لشکر ما، خود غالباند).
کسی که در وجودش اندکی نور الهی وجود داشته باشد، یادآور خواهد شد و به ولایت الهی بازخواهد گشت و دیگر به فرمان طاغوت نخواهد بود و به گروه مؤمنین ملحق میگردد.
اما (بدبخت) کسی است که گمان دارد تسلیم شدن در برابر طاغوت، او را نجات خواهد داد و زنده باقی خواهد گذاشت. برای چنین شخصی نباید متأسّف شد، زیرا فکر میکند که زندگی در دست طاغوت است، نه در دست خداوند! وجود او آنقدر مالامال از ترس و خوف از طاغوت شده است که شخصیتی دوگانه پیدا کرده است.
یاریدهندگان طاغوت، کسانی هستند که قلبهایشان تاریک و دیدگانشان نابینا گشته است، به حدی که منکر را معروف و معروف را منکر میبینند؛ اما این سخن به این معنا نیست که آنها را رها کنیم تا هیزم جهنم شوند، زیرا امکان دارد یکی از آنان اصلاح شود و بهسوی ولایت خدا بازگردد.
ما بهعنوان مؤمن باید امام حسین( را الگو قرار دهیم؛ امام حسین( لشکر یزیدبن معاویه که لعنت خدا بر او باد را نصیحت و آنها را امربهمعروف و نهیازمنکر فرمود و نتیجه، بازگشت فرماندهی از فرماندهان سپاه اموی که همان حربن یزید ریاحی بود، حاصل شد. اگر این، تنها نتیجۀ خطبۀ حضرت ابیعبدالله( باشد، کافی است.
مؤمنین باید با احتیاط و تدبیر، این گمراهان را پند و نصیحت کنند و باید خویشاوندان مؤمنین یا کسانی که از آسیب آنها در امان هستند، آنها را نصیحت نمایند. مؤمنین نباید از اصلاح جامعۀ اسلامی مأیوس شوند، زیرا آنها حزب خدا و سربازان او هستند و خداوند برای آنها پیروزی و سربلندی نوشته است. خداوند سبحان رهبر الهی، مهدی( را ارسال میکند؛ که اصلاح کنندۀ بزرگ و منتشرکنندۀ شریعت بر روی زمین است و کلمهای است که خداوند برای رسولانش وعده کرده بود و به آنها وعدۀ پیروزی داده بود. از طلوع خورشید بعدازاین غیبت طولانی، خستهکننده و مرارتآور، گریزی نیست. شب و روز، آشکار و پنهان، تلاش کنید؛ تلاشی درخور مؤمنی که برای آمادهسازی پایههای دولت صاحب الزمان( در این هنگامۀ عظیم، تلاش میکند!
ابیعبدالله( فرمود: (پیامبر خدا(ص) فرمود: خوشا به سعادت کسی که در زمان قائم اهلبیت من زندگی میکند، درحالیکه قبل از قیامش به او اقتدا نموده است؛ دوستدار او را دوست داشته باشد و از دشمن او، برائت بجوید و ائمۀ هدایتگر قبل از او را دوست داشته باشد؛ اینها رفیقان من و مورد رحمت و دوستی با من و کریمترینِ امتم بر من هستند. رفاعه گفت: و کریمترین خلق خدا بر من نیز!).[۱۲۷]
از امام صادق( نقل شده است که فرمود: (پیامبر خدا(ص) به اصحابش فرمود: امتی بعد از شما خواهد آمد که اجر یک مرد از آنها برابری میکند با پنجاه مرد از شما. گفتند: ای پیامبر خدا، ما در جنگهای بدر، احد و حنین با تو همراه بودیم و قرآن در میان ما نازل شد. فرمود: شما تحملِ آنچه آنها تحمل میکنند را ندارید و بر آنچه آنان صبر میکنند، صبر ندارید).[۱۲۸]
از محمدبن عبدالخالق از ابیبصیر که گفت: ابیعبدالله امام صادق( فرمود: (ای ابامحمّد! در نزد ما سرّى از اسرار خدا و علمى از علم خدا هست که نه ملک مقرب و نه نبى مرسل و نه مؤمنى که قلبش را خدا براى ايمان آزموده است، تاب آن را ندارد. به خدا قسم کسى را جز ما مکلف به حمل آن نکرده و کسی غیر از ما را با این سرّ، بندۀ خویش ننموده است؛ و در نزد ما سرّى از اسرار خدا و علمى از علم خداست که دستور تبليغ آن را به ما داده است. ما آنچه را که از جانب خدا دستور به تبليغش داشتیم، تبليغ کرديم و محل و موضعى و اهلى و حاملی نيافتیم که آن را حمل کند تا زمانی که خداوند برای آن، از سرشتى که محمد و ذريهاش و از نورى که محمد و خاندانش را از آن آفريده است و آنها را آراست -آنگونه که با فضل و رحمتش محمد و ذریهاش را آراسته نمود- گروهى را بیافریند. آنچه را خدا دستور به تبليغش داده بود، تبلیغ کردیم و آنها پذيرفتند و تحملش کردند (از سوی ما به آنها تبلیغ شد و آنها قبولش کردند و تحملش نمودند) و مقام ما را به ايشان یادآور شدند، دلهاى آنها به معرفت و گفتار ما متمايل شد. اگر سرشت آنها چنين نبود اين طور نبودند؛ نه به خدا قسم که تاب و تحمل نمىآوردند.
سپس فرمود: (خداوند گروهى را براى جهنم و آتش آفريد؛ به ما دستور داد آنها را تبليغ کنيم. آنها را تبليغ نموديم ولى از آن ناراحت شدند و قلبهایشان نفرت ورزید و آن را به خودمان برگرداندند و تاب نياوردند و تکذيب کردند و گفتند: ساحر و دروغگوست. خدا بر دلهاى آنها مُهر زد و آنها را به فراموشى واداشت؛ سپس خداوند زبانشان را بر پارهای از حق باز گذاشت که آن را به زبان مىآورند ولى در دل منکرند تا به اين وسيله از اولياى خدا و بندگان مطيعش دفع شود؛ اگر چنين نبود، خدا در زمين پرستش نمىشد. ما دستور داريم از آنها دست برداريم و اين مطلب را پوشيده بداريم و شما نیز آنچه خدا به کتمانش فرمان داده است را پوشیده بدارید و از کسانی که خداوند، فرمانِ پوشیدهداشتن و مخفیکردن از او را داده است، مخفی نمایید). در اين موقع امام( دست خود را بلند نمود، گريه کرد و فرمود: (اللهم ان هؤلاء لشرذمة قليلون فاجعل محياهم محيانا و مماتهم مماتنا و لا تسلّط عليهم عدوا لک فتفجعنا بهم فانک ان فجعتنا بهم لم تعبد ابدا في ارضک وصلى الله على محمد وآله وسلم تسليماً)؛ (خدايا! اینها گروهى اندکاند. زندگى آنها را زندگى ما و مرگشان را مرگ ما قرار ده و دشمن خود را بر آنها چيره مکن که گرفتار اندوه و مصيبت آنها شويم. خدايا اگر ما به مصيبت و اندوه آنها مبتلا شويم، در زمين پرستش نخواهى شد؛ درود و سلام خداوند، بر محمد و خاندانش).[۱۲۹]