فصلها
گسترش فکری نهضت اسلامی
سرگردانی یا راه به سوی خدا · سید احمدالحسن
نهضت اسلامی همان نهضت حضرت محمدبن عبدالله(ص) و مؤمنین و مستضعفین علیه طاغوتیان زمان خودشان مانند ابوسفیان، کسری و قیصر و اَعوان و انصارشان است. این نهضت به پایان نمیرسد، مگر اینکه همۀ مردم روی زمین کلمۀ (لا اله الا الله، محمد رسولالله) را سر بدهند که به دست مهدی این امت( در تمام نقاط جهان گسترش مییابد. مسلمان تردید نمیکند که نهضت امام حسین( ادامۀ نهضت پیامبر(ص) است، همانطور که در حدیث مشهور میفرمایند: (حسین از من است).[۱۳۰]
نهضت امام حسین( همان نهضت حزب خدا و یارانش علیه طاغوت و حزب اوست؛ همچنین خروج امام حسین( همان خروج پیامبر خدا(ص) اما در شخصیت پسرش حسین( است که آقای جوانان بهشت میباشد.
خروج امام حسین( با هدف به دست آوردن پیروزی نظامی در میدان جنگ نبود، زیرا فقط هفتادوچند نفر با او بودند. حسین( با سفارش و عهدی از جانب جدش رسول خدا(ص) خروج کرد و بهخوبی آگاه بود که کشته خواهد شد و یارانش و حتی فرزند شیرخوارش نیز به قتل میرسند و همچنین زنانش که بین آنها زینب دختر فاطمه دختر رسول خدا(ص) حضور داشت نیز به اسارت خواهند رفت.
قیام حسین( با هدف احیای نهضت اسلامی محمدی صورت گرفت و حقیقتی اصلاحگرایانه داشت؛ اما بنی امیّه خواهان تبدیل این هدف به یک شورش نظامی بودند تا به این وسیله یک امپراتوری عربی به اسم اسلام برقرار نمایند. نهضت حسین(ع) آمد تا به مردم در هر مکان و زمان، اعلام دارد که اسلام هدفِ برپایی امپراتوری عربی را در سر ندارد.
هدف اسلام این است که همۀ مردم روی زمین (لا اله الا الله) بگویند.
هدف اسلام، برپاداشتن عدل الهی در زمین است.
نهضت امام حسین( آمد تا برائت خداوند سبحان و رسولش(ص) از حاکمان ظالمی که بر این امت مسلط شده و جانشینان خدا در زمینش که همان اوصیای محمد(ص)، امامان دوازدهگانه(ع) هستند را از حکومت دور کرده بودند، اعلام دارد.
آنچه در روز دهم محرم سال شصت ویک هجری در کربلا حاصل شد، تأکید میکند که امت اسلامی بعد از وفات پیامبر(ص) به عصر جاهلیّت برگشتند. مهمترین و بارزترین نمونۀ این بازگشت، کشتن امام حسین( و بالا بردن سر مبارکش بر نیزه و اسیر کردن وصی چهارم از اوصیای پیامبر(ص) علیبن الحسین(ع) و کشانیدن ایشان به شام، آن هم با دستهای زنجیر شده میباشد. آنچه این امت بر سر اوصیای پیامبر(ص) آوردند کامل کنندۀ اعمالی بود که بنیاسرائیل بر سر پیامبر خود آورده بود؛ البته اگر ننگینتر و بدتر از آن نباشد!
ماحصل واقعۀ کربلا، لعنت بر آن نسلی از امت اسلامی بود که راضی به قتل حسین( شدند و در همان زمان، ایشان( رحمتی برای نسلهایی از این امت بود که بعد از شهادت امام حسین( به وجود آمد؛ به این صورت که فکر انقلاب اسلامی در جانهای بسیاری ریشه دوانید؛ فکری که خداوند سبحانو متعال خطوط آن را ترسیم نمود و محمد(ص) و پس از او، آل محمد(ع) آن را اجرا نمودند.
امروزه ما این حقیقت را درک میکنیم؛ زیرا این واقعه در عمل رخ داد و هنگامیکه روز عاشورا فرا میرسد نوحه و عزاداری و گریه از هر گوشۀ زمین که مؤمنی وجود دارد، برمیخیزد.
امام حسین( هرآنچه را که داشت در راه خدا قربانی کرد تا از واضحترین علامتهای سیر بهسوی خدا و خارج شدن از سرگردانیای که بر این امت واقع شد، باشد؛ تا پایه و اساس محکمی برای هر مسلمانی که شمشیر خود را برای مواجهه با طاغوتهایی که بر این امت مسلط شدهاند تا آن را به دوران جاهلیّت بازگردانند، باشد. نهضت حسین( نهضت محمدی اسلامی اصیل است که هدف آن اصلاح فرزندان این امت و آمادهسازی نسلی است که توانایی حمل رسالت الهی را دارند. نسلی ربّانی که خداوند را عبادت میکنند و هیچ دستوری را جز دستور قرآن قبول ندارند و حاکمی را جز معصومین(ع) که از طرف خداوند تعیین شده و یا کسانی که نایب آنها هستند نمیپذیرند.
اگر کشته شدن امام حسین( واقعهای بسیار عظیم است، هدفش نیز به همان اندازه عظیم است که همان برپایی دولت بزرگ (لا اله الا الله) بر روی زمین، دولت عدل الهی به رهبری ابنالحسن( امام مهدی منتظر میباشد.
پاورقیها
- ↩[۱۳۰] مسند احمد: ج ۴، ص ۱۷۲؛ سنن ابنماجه: ج ۱، ص ۵۱