فصلها
محور سوم: در تقسیم خمس
رسالهای در فقه خمس · شیخ علا سالم
-محور سوم: در تقسیم خمس
خمس به شش قسمت تقسیم میشود([۲۶]) سه قسمت از آنها برای پیامبر (ص) است که عبارتاند از: سهم خدا، سهم رسولش و سهم ذی القربی که امام (ع) میباشد. سلیم بن قیس میگوید: شنیدم امیرالمؤمنین (ع) فرمود: (به خدا سوگند! ما همان مقصود خداوند از ذی القربی هستیم؛ همان کسانی که خداوند آنان را با خود و نبی خود قرین ساخته و فرموده است: (مَّا أَفَاء اللهُ عَلَى رَسُولِهِ مِنْ أَهْلِ الْقُرَى فَلِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِی الْقُرْبَى وَالْیتَامَى وَالْمَسَاكِینِ وَابْنِ السَّبِیلِ)؛([۲۷]) (آنچه خداوند از مردم قريهها، نصيب فرستادهاش کرده است از آنِ خدا است و از آنِ پيامبر و خويشاوندان، و از آنِ يتيمان و مسکينان). یعنی به طور خاص از ما و برای ما سهمی در صدقه قرار نداد، بلکه خداوند پیامبرش و ما را گرامی داشت تا از چرکهای آنچه در دست مردم است به ما نخوراند).([۲۸])
اگر امام بمیرد این سهمهای سهگانه از آنِ امامی خواهد بود که جانشین وی میگردد.
آنچه پیامبر (ص) یا امام دریافت کرده است با مرگش به وارثش منتقل میشود؛ از این رو آنچه از زمین فدک که در اختیار حضرت فاطمه (ع) بود متعلّق به خودش بود، زیرا پیامبر (ص) نه تنها آن را در زمان حیاتش ستانده بود، بلکه آنرا به وی نیز بخشیده بود و ممانعت آن ها در گذشته، بی هیچ تفاوتی همانند ممانعت فقهای خائن و غصب حقّ آل محمد (ع) در زمان فعلی است.
این در خصوص سه قسمت اوّل بود. امّا سه قسمت باقی مانده متعلّق است به ایتام، مساکین و در راه ماندگان. در این گروههای سهگانه موارد زیر در نظر گرفته میشوند:
۱- انتساب آن ها از سوی پدر به عبدالمطلب. اگر انتساب آنها از طرف مادر باشد چیزی از خمس به آن ها داده نمیشود.
۲- نیاز و احتیاج. در مورد مسکین که وضعیّتش روشن است ـاو کسی است که به هیچ وجه خرجی نداردـ و در مورد یتیم، فقیر بودن در نظر گرفته میشود و کسی است که خرجی دارد ولی کفایتش نمیکند. امّا در مورد در راه مانده، ویژگی فقیر بودن در نظر گرفته نمیشود بلکه نیاز و احتیاج در سرزمینی که خمس به وی داده میشود در نظر گرفته میشود اگرچه در سرزمین خود توانا و ثروتمند باشد.
۳- ایمان به خدا و رسول برگزیدۀ وی (ص) و خاندان پاک ایشان ائمه و مهدیین (ع) در مورد مستحق (خمس) در نظر گرفته میشود، ولی عادل بودن در نظر گرفته نمیشود.
حال که واضح شد سهمی برای سادات بنیهاشم وجود دارد، یک پرسش مطرح میشود: چرا امیر مؤمنان (ع) آن را به برادرش عقیل در آن واقعۀ معروف نداد، بلکه ـطبق فهم کوتاه و سطحیـ به وی به اندازهای که به مردم داده بود پرداخت کرد؟
پاسخ: قطعاً اهل بیتِ امام یا سادات، خانوادۀ امام هستند و امام علی (ع) در حقّ عقیل کوتاهی نکرد ـایشان (از چنین نسبتی) منزّه استـ و حقّش را قطعاً به او داده بود، ولی عقیل به اندازهای مال میخواست که با آن توانمند و ثروتمند شود و به آن مقدار که موجب کفاف و بینیازیاش شود راضی نبود و امیر مؤمنان (ع) از برآوردن چنین درخواستی امتناع ورزید.
چند نکته:
اوّل: مستحقّ خمس در این گروههای سهگانه (مسکین، یتیم و در راه مانده) فرد مؤمن از فرزندان عبدالمطلب است و آن ها عبارتند از: مذکّر و مؤنّث از فرزندان ابوطالب، عبّاس، حارث و ابولهب، و از بین آن ها فرزندان ابوطالب مقدّم هستند و از میان فرزندان ابوطالب فرزندان علی و فاطمه (ع) و از بین فرزندان علی و فاطمه، فرزندان محمّدبن الحسن المهدی (ع) مقدّم هستند.
دوّم: شمول و فراگیری هر گروه از این گروههای سهگانه هنگام اعطای خمس واجب نیست، بلکه میتواند به اعطای یک نفر از هر گروه اکتفا کند و نیز جایز است یک گروه را به خمس مختص کند. مثلاً فقط ایتام یا مساکین را برگزیند.
سوّم: امام از مال خمس به اندازۀ کافی ـ با میانهرویـ بین سه گروه تقسیم میکند و اگر مقداری از آن اضافه آمد ملک امام خواهد بود و اگر کم آمد از سهم خود جبران خواهد کرد.
چهارم: مکلَّف جایز نیست خمس را با وجود مستحق در سرزمین خود به سرزمین دیگری منتقل کند و اگر چنین کند و آن مال از بین رود، مکلّف ضامن خواهد بود و باید دوباره آن را پرداخت کند. در صورت نبودن مستحق در سرزمینش منتقل کردن آن جایز است. همۀ این ها بعد از اِذن و اجازۀ امام (ع) به خارج کردن و پرداخت خمس جایز خواهد بود وگرنه مال به وی تحویل میشود، همانگونه که در ادامه روشن خواهد شد.
پاورقیها
- ↩[۲۶] - بندۀ صالح ـموسی بن جعفر (ـ میفرماید: (... و خمس بین آنان بر شش قسمت تقسیم میشود: یک سهم برای خدا، سهم دیگر برای رسول خدا ، سهم سوّم برای ذیالقربی، سهم چهارم برای یتیمان، سهم پنجم برای مساكین و سهم ششم برای در راه ماندگان است. سهم خدا و رسول ارثی برای اولیالامر بعد از رسول خدا است، پس برای اولیالامر سه سهم است كه دو سهم ارث، و یک سهم سهمی است كه خدا برای او معیّن و مقرّر نموده است. بنابراین نصف كامل خمس برای اولیالامر است و نصف دیگر برای اهل بیت ایشان است که یک سهم برای یتیمان آنان، یک سهم برای مسکینهایشان، و سهم سوّم نیز برای در راه ماندگان آنان است... .) کافی: ج ۱/ ص۵۳۹/ ح ۴.
- ↩[۲۷] - حشر: ۷.
- ↩[۲۸] - کافی: ج ۱/ ص۵۳۹/ ح۱.