پرسش ۳۵ - پاسخهای روشنگر بر بستر امواج (ج ۱)
از WikiSavior، مرجعی مبتنی بر منابع
پرسش و پاسخ فارسی
-پرسش 35:
بسم الله الرحمن الرحیم، الحمد لله و الصلاة و السلام على سیدنا محمّد و آله الطیبین الطاهرین.سید احمد الحسنى ... السلام علیكم و رحمة الله و بركاته. من مؤلّف تحقیقی دربارهی امام زمان(ع) هستم با عنوان «آغاز جنگ آمریكا عليه امام مهدی(ع)». میتوانید این كتاب را در سایت زیر ببینید.... http://www.(ع)eocities.com/almahdion2022 یكی از برادران، ادعای شما را به من اطلاع داد و آدرس سایت شما را به من داد تا بتوانم بیشتر از نظریات و ايدههاى شما آگاهی یابم. از این سخنم معذرت میخواهم ولی من چنین میپندارم كه سخن شما به هیچ دردی نمیخورد و این ادعایی است كه بسیاری از مردم در طول تاریخ بارها آن را ادعا كردهاند و برای من ثابت نشده است كه امام زمان(ع) فرستادهای از جانب خود برای مردم خواهد فرستاد. من چیزهایی فهمیدهام كه آنها را در كتابم ذكر نكردهام. اگر آنچه را كه میگویید واقعیت داشته باشد باید به آن احاطهی كامل داشته باشید؛ چرا که شما ادعا میكنید عالمترین مردم به كتاب خداوند سبحان و متعال میباشید. سؤال من این است.... دو اسم كه در سورهی فاتحه پنهاناند و از آن قابل استخراج میباشند و آن دو اسم به شكلی نامألوف نوشته شده ، یكی از آنها از راست به چپ و دیگری از چپ به راست نوشته شده است؛ این دو اسم كداماند و چطور آنها استخراج میشوند؟ اگر من جوابی از شما دریافت كنم انشاء الله با شما بیعت خواهم كرد اما اگر پاسخی قانعکننده از شما دریافت نکردم، دلیلی بر باطل بودن ادعای شما خواهد بود. و الحمد لله رب العالمين الذي هدانا لهذا و ما كنا لنهتدي لولا ان هدانا الله و صلی الله على سيدنا محمّد و على آله الطيبين الطاهرين. ماجد المهدی 24 ربیع الثانی 1426 هـ ق
پاسخ احمدالحسن (ع):
بسم الله الرحمن الرحیم، والحمد لله رب العالمين، وصلی الله على محمّد وآل محمّد الأئمة والمهديين «إِنَّ فِی ذَلِكَ لَآيةً لِمَنْ خَافَ عَذَابَ الْآخِرَةِ ذَلِكَ يوْمٌ مَجْمُوعٌ لَهُ النَّاسُ وَذَلِكَ یوْمٌ مَشْهُودٌ * وَمَا نُؤَخِّرُهُ إِلَّا لِأَجَلٍ مَعْدُودٍ»[۷۹] (در اينها برای کسانی که از عذاب آخرت بيمناکاند عبرتی است. در آن روز که مردم گرد آورده شوند و آن روز که مردم را در آن حاضر آورند * و جز تا اندک مدتی به تأخيرش نمیاندازيم). 1 - اگر تو اندک اطلاعی (و نه اطلاعاتی وسیع) از كتابهای «متشابهات، تفسیر سورهی فاتحه و روشنگریهایی از دعوتهای فرستادگان و فتنهی گوساله» كه در سایت وجود دارد، داشتی كه به نظر تو به هیج دردی نمیخورند، میفهمیدی كه در آنجا بیان نمودم كه تمامى اسامى خداوند سبحان و متعال و همچنين اسم پیامبر اكرم(ص) و علی(ع) و فاطمه(ع) و ائمه(ع) و مهديين(ع) در سورهی فاتحه وجود دارد. 2 - اگر كلام من به هیچ دردی نمیخورد، جایی برای عذرخواهی وجود ندارد؛ ولی اگر بر عكس باشد، هیچ عذرخواهی جایز نخواهد بود مگر استغفار و طلب توبه از خداوند واحد قهار. 3 - اگر برایت ثابت نشده است كه امام مهدی(ع) فرستادهای را برای مردم خواهد فرستاد، آیا محمّد دارای نفس زكیه، فرستاده نيست؟! آیا یمانی فرستاده نيست؟ آیا خروجکننده از مشرق، فرستاده نیست؟ روايتهايى كه از آل محمّد(ع) وارد شده است را بخوان و روایتهایی را که شیخ ناظم عقيلی (که خداوند حفظش کند) در كتاب خود «پاسخ کوبنده» به آنها استدلال کرده را نیز بخوان؛ این کتاب عبارت است از مناظرهای بين شيخ ناظم عقيلى و سيد علی سيستانی و دفتر و مرکز تحقیقات عقایدی وابسته به او. شاید خداوند قلبت را نورانى و به حق هدایت كند. این هم گوهری از دریای امیر مؤمنان علی(ع) كه در آن مرا ذکر فرموده است: از اصبغ بن نباته روایت شده است که گفت: خدمت امیرالمومنین(ع) آمدم، دیدم ایشان چوبی در دست گرفته بود و به زمین میزند. به ایشان عرض کردم: ای امیرالمومنین! چه شده است که شما را میبینم متفکرانه سر چوب را به زمین میزنید؟ آیا به این زمین علاقهای دارید؟ حضرت فرمود: «خیر، به خدا قسم که هیچ وقت رغبتی به زمین و دنیا نداشتهام، لکن در مورد مولودی فکر میکنم که از نسل فرزند یازدهم از فرزندانم میباشد، او همان مهدی است که زمین را پر از عدل و داد میکند چنان که از ظلم و جور پر شده است. حیرت و غیبتی برای او پیش میآید که در آن بعضی از اقوام گمراه و بعضی دیگر هدایت میشوند». عرض کردم: ای امیرالمومنین! حیرت و غیبت چه مدتی خواهد بود؟ حضرت فرمود: «شش روز یا شش ماه یا شش سال». عرض کردم: آیا واقعاً این امر صورت میگیرد؟ فرمود: «آری، گویی او خلق شده است، ولی ای اصبغ تو را با این امر چه کار است؟ آنها نیکان این امّتند همراه با نیکان این عترت». عرض کردم: بعد از آن چه میشود؟ فرمود: «پس از آن، هر چه خدا خواهد میشود زیرا برای خدا بداءها و ارادهها و غایات و پایانها است (هر طور که خدای تعالی بخواهد عمل میکند)»[۸۰]. يازدهمین فرزند امیرالمؤمنین(ع)، امام مهدی(ع) است و کسی که از نسل او است، مهدی اول از مهدیون دوازدهگانه که وصی و فرستادهی امام مهدی(ع) میباشد. در دعای امام رضا(ع) برای امام مهدی(ع) آمده است: «.... خدایا! به وی و خانوادهاش و پسرش و اولادش و امّتش و همگی پیروانش چیزی را عطا فرما كه با آن شادمان شود....»[۸۱]. این فرزندی كه امام رضا(ع) در دعایش ذکر فرموده همان مهدی اوّل، وصی و فرستادهی امام مهدی(ع) میباشد. پس خدا را حمد و سپاس میگویم كه مرا نزد خودش و پدرانم، رسول اكرم(ص)، امیرالمؤمنین(ع) و ائمه(ع) ياد كرد و آنها(ع) مرا فراموش نكردند. به علاوه تو خود در كتابت فرستاده شدن فرستادهای از جانب امام مهدی(ع) را واجب دانستهای؛ در فصل سوم كتابت گفتهای: «امیدوارم خوانندهی این كتاب مانند كسانی نباشد كه به موسی(ع) گفتند: خداوند را آشکارا به ما نشان بده. اکنون اگر فرض كنیم خداوند سبحان و متعال بخواهد به مردم بگوید كه ظهور امام مهدی(ع) نزدیک (ان شاء الله) و بر آنها واجب است که او را یاری نمایند و پرچم لا اله الا الله و محمّد رسول الله را بالا ببرند، چگونه برای مردم واضح و به ایشان تبليغ خواهد شد؟ بنابراین، خداوند متعال باید یكی از بندگان خود را انتخاب فرماید تا در وقت مناسب آنچه اراده میفرماید را به دست او اجرا کند، تا این امر ضروری در وقتش اعلام و حجّت بالغه بر بندگان اقامه گردد». آیا آنچه در كتابت نوشتهای را فراموش كردی یا خود را به فراموشی میزنی؟! 4 - چطور چنین تصور میکنی که اگر من به چیزهایی كه تو از محاسبات خودت (با برعكس كردن كلمات) به دست میآورى و تصور میكنی كه درست است، وارد نشوم، ادعاهای من باطل است. ای سعد، شترها را اینچنین آب نمیدهند[۸۲]! 5 - اگر به روش خودت در حساب اعداد پایبند هستی و به درست و حق بودنش یقین داری، به همان روش خودت و به روشى كه حساب اعداد برای تو ثابت شده است و میخواهی آن را به مردم ثابت كنی، با من حساب کن: من هو احمد = هو رسول المهدی؛ همان طور كه در فصل سوم کتابت حساب كردی: من هو محمّد = هو نبی الله. المهدی با جمع بزرگ با عدد 90 حساب و با جمع كوچک به 9 تبدیل میگردد؛ همان گونه كه در كتابت «محمّد» را اینچنین حساب كردی. م+ ن + هـ + و + ا + ح + م + د = 4 + 5 + 5 + 6 + 1 + 8 + 4 + 4 = 37 هـ + و+ ر + س + و + ل + (ا ل م هـ د ی) = 5 + 6 + 2 + 6 + 6 + 3 + (9) = 37 همچنین حساب کن: «ما هو كتاب الله» را برابر مىيابى با «هو رسول المهدی» همان طور كه در كتابت حساب كردی: ما هو كتاب الله، هو القرآن الكريم. م + ا + هـ + و + ك + ت + ا + ب + ا + ل + ل + هـ = 4 + 1 + 5 + 6 + 2 + 4 + 1 + 2 + 1 + 3 + 3 + 5 = 37 هـ + و + ر + س + و + ل + (ا ل م هـ د ی) = 5 + 6 + 2 + 6 + 6 + 3 + (9) =37 هـ + و + ا + ل + ق + ر + ا + ن + ا + ل+ ک + ر + ی + م = 5+ 6 + 1+ 3 + 1 + 2 + 1+ 5 + 1 + 3 + 2+ 2 + 1 + 4 = 37 پس برای تو آشكار شد كه احمد، فرستادهی مهدی است و همچنین كتاب خدا و قرآن ناطق است، با همان روشی كه تو آن را در كتابت «شروع جنگ آمریکا علیه امام مهدی» دلیلی برای درست بودن علم حروف قرار دادی. از خداوند بترس و به سخن امیرمؤمنان علی(ع) در حق خاندان محمّد(ع) پایبند باش كه فرمود: «ولا تعلموهم فانهم اعلم منكم»[۸۳] (به آنان آموزش ندهید كه از شما عالمتراند). به این ترتیب، با همان روشی که خودت در کتابت اقرار نمودی، حجّت بر تو تمام شد؛ پس روى برگرداندن و پاسخ نگفتن شما مورد قبول نخواهد بود. حال از اسرار عدد 37 برایت چیزهایی روشن میكنم. خداوند متعال میفرماید: «فَصِیامُ ثَلاثَةِ أَیامٍ فِی الْحَجِّ وَسَبْعَةٍ إِذَا رَجَعْتُمْ تِلْكَ عَشَرَةٌ كَامِلَةٌ ذَلِكَ لِمَنْ لَمْ یكُنْ أَهْلُهُ حَاضِرِی الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ»[۸۴] (سه روز در حج روزه بدارد و هفت روز چون از حج بازگردد، تا ده روز کامل شود و اين حکم برای کسی است که از مردم مکه نباشد). ده، همان آسمانهای هفتگانه (عرش عظيم) + كرسى + عرش اعظم + سرادق عرش اعظم است و این سه مورد یعنی خانهی خدا، شهر كمالات الهی در مخلوقات و شهر علم حضرت محمّد(ص). پس هر كس از خاندان محمّد(ع) باشد، دهگانهی ایمان او در حج یعنی در خانهی خدا یعنی در مدینهی علم یعنی در خانهی نبوت و معدن رسالت میباشد؛ برای کسب اطلاعات بیشتر به کتاب متشابهات ج ۳، سؤال دربارهی راز عدد چهل و سؤال دربارهی عرش و كرسی، مراجعه نما. 1 - عدد 37 از دو عدد 3 و 7 تشكیل شده است که جمعشان 10 میشود که همان مراتب دهگانهی توحید است. پس هر كس آن را انجام دهد و به حج خانهی خدا برود و شهر علم را زیارت كند و عقلش كامل گردد و جزو سيصد و سيزده نفر شود، از ما اهل بیت به شمار میرود. این مضمون از پدرانم(ع) روایت شده است: «ایمان ده درجه دارد[۸۵] و سلمان همهی این ده درجه را به پایان رسانید، درود خدا بر سلمان باد. پس سلمان از ما اهل بیت است»[۸۶]. ما اهل بِیتیم و درجات دهگانه در حج و در خانهی خدا. 2 - عدد 37 از 10 + 27 تشكیل شده است؛ 10 همان دهگانهی حج و 27 علمی است كه انتشارش بین مردم اجازه داده شده است، همان طور که در روایات اهل بيت(ع) آمده است. پس هر كس دهگانهی حج (درجات دهگانهی ایمان) را تمام کند میتواند حامل 27 حرف توحید كه امام مهدی(ع) منتشر میسازد، باشد. خداوند متعال میفرماید: «وَنُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِینَ»[۸۷] (و ما بر آن هستيم که بر کسانی که روی زمين به استضعاف کشیده شدند منّت گذاریم و آنان را پيشوايان سازيم و وارثان گردانيم). کسانی که خداوند اراده میفرماید تا ائمه قرار دهد، خاندان محمّد(ع) ائمه و مهدیون(ع) و نیز سیصد و سیزده یار امام مهدی(ع) میباشند و این سرّ و راز آغاز سورهی قصص یعنی «طسم» است؛ اگر عدد این حروف مقطعه را با جمع بزرگ حساب كنی: ط + س + م = 9 + 60 + 40 = 109 پس نتیجه 9 + 100 میباشد و اگر آن را به جمع كوچک تبدیل كنی 9 + 1 نتیجه 10 میشود و این همان دهگانهی حج مربوط به ائمه (سیصد و سیزده) است كه در آیه ذكر شده است و همان دهگانهی توحید میباشد. هر كس به حج خانهی خدا برود، به آن آراسته و عقلش كامل میگردد و یقین پیدا میكند و همه چیز برایش ثابت میگردد و خداوند سبحان (هو) را به یگانگی میپرستد. اگر حروف «هو» را جمع كنی، میبینی: هـ + و = 5 + 6 = 11 که 1 +10 میباشد. حال دهگانه را شناختی كه همان دهگانهی حج و ایمان است و عدد یک همان خداوند سبحان و متعال میباشد؛ پس هر كس به این دهگانه آراسته باشد به وحدانیت خداوند یقین پیدا میكند. برای تو به اختصار بیان کردم كه در این عدد (37) دهگانهی حج و توحید و نیز 27 حرف از علم توحید وجود دارد. پس هر كس به حج برود و به این دهگانه آراسته گردد، امكان تحمل و شناخت 27 حرف را وقتى بين مردم منتشر میشود، دارا میباشد، و این، سرّی است كه هيچ کس تحملش را ندارد مگر پیامبر فرستاده شده يا فرشتهی مقرّب یا مؤمنی كه خداوند قلبش را با ایمان آزموده باشد؛ درنتیجه، بنده به يقين میرسد و به وحدانيت خداوند سبحان و متعال (هو) یقین پيدا میکند. براى اينكه بيشتر بدانی، اگر «طسم» را با جمع كوچک حساب كنی: ط + س + م = 9 + 6 + 4 = 19 و تعداد حروف «بسملة» (بسم الله الرحمن الرحیم) 19 و بسمله، آیهی توحید میباشد. خداوند متعال میفرماید: «وَجَعَلْنَا عَلَى قُلُوبِهِمْ أَكِنَّةً أَنْ یفْقَهُوهُ وَفِی آذَانِهِمْ وَقْراً وَإِذَا ذَكَرْتَ رَبَّكَ فِی الْقُرْآنِ وَحْدَهُ وَلَّوْا عَلَى أَدْبَارِهِمْ نُفُوراً»[۸۸] (و بر دلهاشان پرده افکنيم تا آن را درنيابند و گوشهاشان سنگين کنيم، و چون پروردگارت را در قرآن به يکتايی ياد کنی، بازمیگردند و میرمند)؛ یعنی بگو: بسم الله الرحمن الرحیم، همان طور كه از ائمه(ع) روایت شده است[۸۹]. پس دانستی كه «طسم» اشاره به اهل توحید دارد که آنها 313 نفرند و از همین رو، عدد حروف آیهی توحید (بسم الله الرحمن الرحیم) با عدد آیهی موحّدین (طسم) برابر و مساوی است؛ و همچنین با عدد مشرکین اهل آتش؛ از همین رو خداوند تعدادشان را با عدد آیهی موحّدین برابر قرار داده است. خداوند متعال میفرماید: «عَلَیهَا تِسْعَةَ عَشَرَ * وَمَا جَعَلْنَا أَصْحَابَ النَّارِ إِلَّا مَلائِكَةً وَمَا جَعَلْنَا عِدَّتَهُمْ إِلَّا فِتْنَةً لِلَّذِینَ كَفَرُوا لِیسْتَیقِنَ الَّذِینَ أُوتُوا الْكِتَابَ وَیزْدَادَ الَّذِینَ آمَنُوا إِیمَاناً وَلا یرْتَابَ الَّذِینَ أُوتُوا الْكِتَابَ وَالْمُؤْمِنُونَ وَلِیقُولَ الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَالْكَافِرُونَ مَاذَا أَرَادَ اللهُ بِهَذَا مَثَلاً كَذَلِكَ یضِلُّ اللهُ مَنْ یشَاءُ وَیهْدِی مَنْ یشَاءُ وَمَا یعْلَمُ جُنُودَ رَبِّكَ إِلَّا هُوَ وَمَا هِی إِلَّا ذِكْرَى لِلْبَشَرِ»[۹۰] (نوزده فرشته بر آن گماشتهاند * موکلان دوزخ را جز از ملائکه قرار نداديم و شمار آنها جز برای امتحان کافران نيست تا اهل کتاب يقين کنند و بر ايمان مؤمنان بيفزايد و اهل کتاب و مؤمنان شک نکنند و تا آنان که در دلهاشان مرضی است و کافران نگويند: خدا از اين مثل چه میخواسته است؟ خدا اينچنين هر کس را که بخواهد گمراه و هر کس را که بخواهد راه مینمايد و شمارِ سپاهيان پروردگارت را جز او نداند و اين سخن جز اندرزی از برای مردمان نيست)، و موحّدین، همان اصحاب يمين در سورهی مدثر هستند كه بدون حساب وارد بهشت میشوند و آنها یاران يمانی، وصی و فرستادهی امام مهدی(ع) میباشند. خداوند سبحان میفرماید: «كُلُّ نَفْسٍ بِمَا كَسَبَتْ رَهِینَةٌ * إِلَّا أَصْحَابَ الْیمِینِ»[۹۱] (هر کس در گرو عملی است که کرده است * مگر اصحاب یمین). برای اینکه بیشتر بدانی و به یقینت افزوده گردد ـاگر در جستوجوی حقیقت هستی و از کسانی باشی که کتاب به آنها داده شده است یا کسانی که به کتاب ایمان دارندـ بیانیهی اخیر یمانی را مطالعه کن. خداوند متعال میفرماید: «وَمَا جَعَلْنَا عِدَّتَهُمْ إِلَّا فِتْنَةً لِلَّذِینَ كَفَرُوا لِیسْتَیقِنَ الَّذِینَ أُوتُوا الْكِتَابَ وَیزْدَادَ الَّذِینَ آمَنُوا إِیمَاناً» (و شمار آنها جز برای امتحان کافران نيست تا اهل کتاب يقين کنند و بر ايمان مؤمنان بيفزايد). با من حساب كن: كلمهی «وصی»، «الیمانی»، «من هو اليمانى»، «هو وصى» ، «هو وصی المهدی»، «اصحاب الیمین». ولی قبل از اینكه حساب را شروع كنیم سری به چیزهایی که خودت در کتابت به نگارش درآوردی میزنیم؛ «آغاز جنگ آمریكا عليه امام مهدی(ع)» در فصل دوّم كتابت گفتهای:قرن ششم - پیشگویی سی و سوم: «در آخر دستش را به سمت آلوس خونی دراز میكند، از حمایت خود در دریا عاجز خواهد ماند و از سپاه بین النهرین خواهد ترسید و شخصی سیاه و خشمگین او را از كردهاش پشیمان خواهد كرد» سپس در ادامه كتابت گفتهای: این از عجیبترین پیشگوییهای نوستراداموس میباشد که در آن به وضوح و نه به طور ضمنی امام مهدی(ع) را نام برده است. مترجمان در معنی نام وارد شده در این پیشگوییها در حیرت ماندهاند و بیشترشان آن را همان طور که وارد شده است یعنی «الوس» ذکر کردهاند. برخی از مترجمان از جمله در ترجمهی انگلیسی، اقدام به حذف آن نمودند امّا در اصل فرانسوی، این اسم موجود است و مترجم كلمه «ALUS» را به الآلوس ترجمه كرده یعنی یک «ال» معرفهی زبان عربی به آن اضافه كرده است، در حالی كه معنایش را نمیداند و آن را به تاریخ واگذارده است یعنی تا زمانی كه آن واقعه رخ دهد و معما حل شود؛ ولی من هدف و قصد نوستراداموس را از این كلمه کشف کردهام. در اینجا نوستراداموس طبق عادت خود از جناس تصحیفی (يعنى انتخاب كلمهی غلط مشابه با كلمهی اصلى) یا ترخیم (يعنى حذف حرفى از كلمه) استفاده كرده است. او هنگامی کلمهای مربوط به اسامی یا القاب میباشد اقدام به حذف حرف «I» از انتهای آن کلمه مینمود؛ حال اگر ما این حرف را به انتهای کلمه اضافه کنیم کلمهی ALUSI (الوصی) را خواهیم داشت و معنی بسیار واضح و آشكار خواهد شد چرا كه ما میدانیم لقب اوصیا به ائمهی دوازدهگانه از اهل بیت(ع) اطلاق میگردد و امام مهدی(ع) نیز یکی از اوصيا میباشد و درنتیجه میتواند کلمهی «الوصی» بر وی اطلاق گردد. در اینجا نوشتهی نوستراداموس با عقاید شیعه موافق و سازگار است. به علاوه نوستراداموس در اینجا شخص معينی را توصیف میكند كه فرمانده نظامی یا رئیس كشوری است كه سعی میكند امام مهدی(ع) را به قتل برساند و نیروهای وی را از بین ببرد ولی از سپاه (ارتش امام مهدی(ع)) كه در بین النهرین (عراق) موجود هستند میترسد؛ و یا مردی از سپاه امام مهدی(ع) كه مردی سیاه توصیف شده یعنی او شیعه است؛ چرا که لباس سیاه اشاره به شیعه بودن دارد. یا شاید یک مرد عرب مسلمان آفریقایی (سياهپوست) باشد، او و نیروهایش را در حالی كه در دریا هستند از بین میبرد (چه بسا در یكی از ناوگانهای جنگی یا در یكی از هواپیمابرها). قبل از اینكه حساب را شروع كنم، شرحی به سخنان پیشین تو میدهم؛ وصیّ یاد شده در پیشگویی نوستراداموس امام مهدی(ع) نیست بلكه وصیّ امام مهدی(ع) و اوّلین مهدی از مهدیون دوزادهگانه از اوصیای امام مهدی است. او فرستادهی امام مهدی(ع) و جانشین او است که امرش را برعهده دارد، همان گونه که در روایات آمده است. او یمانی آل محمد، همان وعده داده شدهای است که به حق دعوت می کند و همان طور که در روایات ائمه(ع) وارد شده است، رویگردان از او از اهل آتش میباشد. در وصیت رسول خدا(ص) آمده است: از ابو عبدالله(ع) از پدرانش(ع) از امیر المومنین(ع) نقل شده است که فرمود: «پيامبر خدا(ص) در شبی كه وفاتش بود به علي(ع) فرمود: يا اباالحسن، صحيفه و دواتی حاضر كن. پيامبر خدا(ص) وصيّتش را املا فرمود تا به اين جا رسيد كه فرمود: يا علی پس از من دوازده امام خواهند بود و پس از آنها دوازده مهدی، و تو ای علی، نخستينِ دوازده امامی و حدیث را ادامه میدهد تا اینکه میفرماید: حسن(ع) خلافت را به پسرش م ح م د که حافظ دین آل محمد(ع) است بسپارد. اینان، دوازده امامند و پس از آنان دوازده مهدی هستند. پس هرگاه وفات مهدی(ع) رسد، باید امر خلافت را به پسرش، اولین مقربین (اولین مهدیین) بسپارد که برای او سه نام است: اسمی مانند اسم من و اسم پدرم عبد الله و احمد و اسم سوم مهدی است که او، اولین مؤمنان است»[۹۲]. از امام صادق(ع) روایت شده است كه فرمود: «از نسل ما بعد از قائم دوازده مهدی از فرزندان حسین(ع) خواهند بود»[۹۳]. از امام صادق(ع) روایت شده است كه فرمود: «از نسل ما بعد از قائم یازده مهدی از فرزندان حسین(ع) خواهند بود»[۹۴]. در این روایت قائم همان مهدی اوّل است نه امام مهدی(ع) چون بعد از امام مهدی(ع) دوازده مهدی خواهند بود. امام باقر(ع) در وصف مهدی اول فرموده است: «.... داراى قرمزى صورت، چشمهاى گود، ابروهاى برجسته، فراخ و پهنى ميان دو شانه، در سرش شوره و درصورتش اثرى است، رحمت خدا بر موسی باد»[۹۵]. و از امیرمؤمنان(ع) در خبری طولانی روایت شده است: «.... فرمود: آگاه باش كه اوّلین آنها از بصره و آخرینشان از ابدال است....»[۹۶]. و از امام صادق(ع) در خبری طولانی كه اصحاب قائم(ع) را نام برده است، روایت شده است: «.... و از بصره.... احمد....»[۹۷]. و از امام باقر(ع) روایت شده است كه فرمود: « دو اسم دارد ـیعنی قائمـ اسمی مخفی و اسمی آشكار؛ اما اسمی كه پنهان میماند احمد و اسمی كه آشكار میشود محمّد است»[۹۸]، و احمد، اسم مهدی اوّل و محمّد اسم امام مهدی(ع) است، همان طور كه از وصیت رسول خدا(ص) آشكار شده است. از امام باقر(ع) روایت شده است كه فرمود: « خداوند متعال گنجی در طالقان دارد كه نه از طلا است و نه از نقره؛ دوازه هزار در خراسان که شعارشان «احمد احمد» است و رهبرى آنها را جوانى از بنى هاشم که سوار بر قاطرى خاکستری است و پيشانىبند قرمز رنگ دارد، بر عهده دارد. گویی به او مىنگرم كه فرات را مىگذرد و اگر شنيديد، به سوى او بشتابيد حتى اگر سینه خيز بر يخ و برف باشد»[۹۹]. احمد، اسم مهدی اوّل و وصیّ امام مهدی(ع) و اوّلین ایمانآورنده به امام مهدی(ع) در آغاز ظهورش است و او فرستادهی امام مهدی(ع) به سوی همهی مردم میباشد. در دعای روز سوم شعبان (روز ولادت امام حسین(ع)) که از امام مهدی(ع) نقل شده، آمده است: «اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِحَقِّ الْمَوْلُودِ فِي هَذَا الْيَوْمِ.... الْمُعَوَّضِ مِنْ قَتْلِهِ أَنَّ الْأَئِمَّةَ مِنْ نَسْلِهِ وَ الشِّفَاءَ فِي تُرْبَتِهِ وَ الْفَوْزَ مَعَهُ فِي أَوْبَتِهِ وَ الْأَوْصِيَاءَ مِنْ عِتْرَتِهِ بَعْدَ قَائِمِهِمْ وَ غَيْبَتِه. حَتّى یُدْرِکُوا الاْوْتارَ وَیَثْاَروُا الثّارَ وَیُرْضُوا الْجَبّارَ وَیَکُونُوا خَیْرَ اَنْصارٍ صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِمْ مَعَ اْختِلافِ اللَّیلِ وَالنَّهارِ اَللّهُمَّ فَبِحَقِّهِمْ اِلَیْکَ اَتَوَسَّلُ....»[۱۰۰] (بارخدایا! از تو درخواست مىکنم به حق مولود در این روز.... در عوض شهادتش، امامان و پیشوایان دین از نسل پاک او هستند و شفاى هر مرض در تربت او و هر که را محبت او است در رجعتش پس از قائم آل محمد(ع) و طول غیبت رستگار خواهد بود تا آنکه به خونخواهى او برخیزند و خدا را خوشنود سازند و بهترین یاران دین خدا باشند. درود خدا بر آنان تا زمانی که آمد و شد روز و شب در جهان برقرار است. بارالها! به حق آنها به درگاه تو توسّل مىجویم....). اگر در این دعا تدبّر کنی به یقیین میرسی كه منظور از اوصيا، اوصیا و جانشینان امام مهدی(ع) میباشند و از بین ایشان، پدرشان، اوّلین مهدیین(ع) میباشد كه در روایت ذكر شده است. کسی که پیشگویی نوستراداموس یهودی گفته است كه وی حجّت قطعی بر تمام یهود و مسیحیان و جهان غرب خواهد بود؛ همان کسانی که به این پیشگویی ایمان دارند چرا که درستی آن را در بسیاری از رخدادها دیدهاند و از آنجا که بر زبان یک یهودی فرانسوی از خودشان جاری شده است. حال بعد از اینكه برايت روشن شد كه وصی ذكر شده در پیشگویی همان وصی مهدی(ع) میباشد به حساب برمیگرديم: اول: اليمانی هو الوصی. كلمهی «وصی»: 1 - و ص ی = 6 + 90 + 10 = 106 با جمع بزرگ و تبدیل آن به جمع كوچک : 6 + 100 بعد از حساب کردن با جمع كوچک: 6 + 1 = 7. 2 - و ص ی = 6 + 9 + 1 = 16 با جمع کوچک. کلمهی «الیمانی»: 1 - ا ل ی م ا ن ی = 1+ 30 + 10 + 40 + 1 + 50 + 10 = 142 با جمع بزرگ و تبدیل آن به جمع كوچک: 2 + 40 + 100 و بعد از حساب کردن با جمع کوچک: 2+ 4 + 1 = 7. 2 - ا ل ی م ا ن ی = 1+ 3 + 1 + 4 + 1 + 5 + 1 = 16 با جمع کوچک. و از حسابهای گذشته روشن شد كه: وصی = الیمانی = 7 ، بعد از حساب کردن با جمع بزرگ و تبدیلشان به جمع كوچک. وصی = الیمانی = 16 ، بعد ازحساب کردن آن دو با جمع كوچک. دوّم: هنگام سؤال كردن از شخصیت یمانی میگوییم «من هو اليمانى» (یمانی کیست) و اگر یمانی، وصیّ امام مهدی(ع) (یعنی مهدی اوّل كه در وصیت رسول خدا(ص) ذكر شده است) باشد، جواب «هو وصى المهدى» (او وصی مهدی است) يا «هو وصى» (او وصی است) میباشد. عدد المهدى به صورت زیر است: ا ل م هـ د ی = 1 + 30 + 40 + 5 + 4 + 10 = 90 با جمع بزرگ و تبدیل آن به جمع كوچک: 90 = 9 حالا محاسبه کن: من هو اليمانی: م ن هـ و + (ا ل ی م ا ن ی) = 4 + 5 + 5 + 6 + (7) = 27. هو وصی المهدی: هـ و + (وصی) + (ا ل م هـ د ی) = 5 + 6 + (7) + (9) = 27. هو وصی = هـ و + (و ص ی) = 5 + 6 + (16) = 27. پس روشن شد كه از نظر عدد: من هو الیمانی = هو وصی المهدی = هو وصی. با جمع کوچک، عدد «هو الیمانی» را حساب کن خواهی دید برابر با 27 حرفی که قائم(ع) بین مردم منتشر خواهد ساخت، میشود. از ابو عبد الله(ع) روایت شده است كه فرمود: «علم بیست و هفت حرف دارد و همهی آن چیزی كه انبیا آوردهاند دو حرف است، مردم تا امروز جز این دو حرف از علم چیزی نمیدانند. پس اگر قائم، ظهور كند بیست و پنج حرف دیگر علم را نیز خارج و آن را بین مردم منتشر میكند و این دو حرف را نیز به آن میپیوندد تا بیست و هفت حرف علم بین مردم منشتر شود»[۱۰۱]. هـ و ا ل ی م ا ن ی = 5 + 6 + 1 + 3 + 1 + 4 + 1 + 5 + 1 = 27 سپس عدد «اصحاب الیمین» را در این آیه، حساب كن: «كُلُّ نَفْسٍ بِمَا كَسَبَتْ رَهِينَةٌ * إِلَّا أَصْحَابَ الْيَمِينِ»[۱۰۲] (هر نفسی در گروه عملی است كه انجام داده است * مگر اصحاب یمین). «الیمین» با جمع بزرگ محاسبه و بعد به جمع كوچک تبدیل و نتیجه حاصل میشود: ا ص ح ا ب + (ا ل ی م ی ن) = 1 + 9 + 8 + 1 + 2 + (1 + 4 + 1) = 27. و دانستی كه عدد 27 بیانگر بیست و هفت حرف از علم (شناخت خدا و توحيد او سبحان) است كه امام مهدی(ع) در بین مردم منتشر میكند. از محاسبات گذشته متوجّه شدی كه یمانی، وصی مهدی(ع)، و اوّلین مهدی، ظرف بیست و هفت حرف از علم میباشد؛ او ظرفی است كه این فیضها را از امام مهدی(ع) دریافت میكند و به یارانش میبخشد؛ پس یمانی نسبت به امام مهدی(ع) نون و نقطهی نون میباشد. خداوند متعال میفرماید: «نْ وَالْقَلَمِ وَمَا یسْطُرُونَ * مَا أَنْتَ بِنِعْمَةِ رَبِّكَ بِمَجْنُونٍ * وَإِنَّ لَكَ لَأَجْراً غَیرَ مَمْنُونٍ * وَإِنَّكَ لَعَلَى خُلُقٍ عَظِیمٍ * فَسَتُبْصِرُ وَیبْصِرُونَ * بِأَیكُمُ الْمَفْتُونُ * إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنْ ضَلَّ عَنْ سَبِيلِهِ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ»[۱۰۳] (نون. سوگند به قلم و آنچه مینويسند * که تو، به فضل پروردگارت، ديوانه نيستی * و تو را پاداشی پايانناپذير است * و تو بر خُلقی عظيم هستی * زودا که تو ببينی و آنها نيز ببينند * که ديوانگی در کدام يک از شما است * هر آينه پروردگار تو بهتر میداند چه کسی از طريق او گمراه گشته است، که او به رهيافتگان داناتر است) و یمانی نسبت به سیصد و سیزده تن از یاران امام مهدی(ع) حرف باء و نقطهی حرف باء در بسم الله الرحمن الرحیم است. پس او داراى دو مقام رسالت وولایت میباشد. بنابراین او در این زمان شخصيت محمّد(ص) و علی(ع) را تمثيل مىكند. او شهر علم است، او دربِ شهر است؛ پس به کجا میروید؟ «وَمَا هُوَ بِقَوْلِ شَيْطَانٍ رَجِيمٍ * فَأَيْنَ تَذْهَبُونَ * إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِلْعَالَمِينَ * لِمَنْ شَاءَ مِنْكُمْ أَنْ يَسْتَقِيمَ * وَمَا تَشَاءُونَ إِلَّا أَنْ يَشَاءَ اللهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ»[۱۰۴] (و آن سخن، سخن شيطان رجيم نيست * پس به کجا میرويد؟ * اين کتاب چیزی نیست جز پندی برای جهانيان * برای هر کس از شما که بخواهد به راه راست افتد * و شما نمیخواهيد مگر آنچه را که پروردگار جهانيان خواسته باشد). از محاسبات گذشته متوجّه شدی که اصحاب الیمین که همان اصحاب یمانی هستند، ظرف بیست و هفت حرف علم میباشند. آنها ظرفهایی هستند که علم را از یمانی وصی و فرستادهی امام مهدی(ع) به سوی همهی مردم، دریافت میکنند و سپس به همهی مردم میرسانند و ایشان، سیصد و سیزده تن میباشند. ای برادر، اضافه مینمایم که: دلایل دعوت، بسیار است و دلایلی كه انبیا و فرستادگان(ع) و محمّد(ص) و ائمه(ع) آورده بودند من هم آوردهام. یكی از برادران انصار امام مهدی(ع) به نام استاد ضیاء الزیدی، دهها دلیل را در كتاب خود «نور المبین» به نگارش درآورده است؛ این كتاب چاپ شده است و میتوانید آن را مطالعه نمایید، و همچنین كتاب «بلاغ المبین ج ۱» نوشتهی شیخ ناظم عُقیلی که خدا حفظش کند. از جمله دلایل این دعوت: 1 - روایات رسول خدا محمّد(ص) و ائمه(ع) كه به اسم و شهرو ویژگىها تصریح دارند. 2 - علم به محكمات و متشابهات و راههای آسمان كه از ویژگیها و اسرار ائمه(ع) میباشد. 3 - مباهله، قسم برائت، دعوت به سوی حق و.... و.... و.... 4 - مکاشفه در عالم بیداری و در رؤیاهای صادقه كه تعداد بسیار زیادی از مردم به وسیلهی حضرت محمّد(ص)، علی(ع)، زهرا(ع) و ائمه(ع) دیدهاند که ایشان بر حقانیت این دعوت تاکید کردهاند و صحت رؤیاهای آنها(ع) ثابت شده و از طریق قرآن و روایات ائمه(ع) ثابت شده است که حق میباشند. به اضافهی آنچه از پیشگوییهای نوستراداموس که تو خودت اقرار نمودی و خودت را به آنها ملزم نمودی؛ آنجا که در فصل دوم کتابت چنین متنی آوردهای: «قرن سوم، پیشگویی نود و چهارم: تا مدت پانصد سال دیگر او را درخواهید يافت. پس او زینت زمان خودش خواهد بود. پس به ناگاه وحی بزرگ فرستاده خواهد شد كه مردم آن قرن را مسرور و خوشحال خواهد نمود». آن وحی بزرگ چیست؟ جز رویاهایی كه تعداد زیادی از مردم آنها را میبینید و حق و صاحبش را بیان خواهند كرد؟ ای برادر با تأمل و اندیشیه بخوان، و همواره طلب حق را نصب العین خود بگردان (فقط در جستوجوی حق باش) و با دقت به بحث و بررسی بپرداز و با خودت به انصاف رفتار کن و خود را از عذاب جهنم نجات بده. از خداوند برای تو هدایت طلب میکنم و اینكه حقیقت را آن گونه که هست به تو نشان دهد و پیروی از آن را روزیت گرداند و باطل را آن گونه که هست به تو نشان دهد و دوری از ان را روزیات گرداند. والحمد لله وحده. احمد الحسن - جمادی الأول 1426 هـ ق
پاورقیهای نسخهٔ فارسی
↑ [۷۹] هود: 103 و 104.
↑ [۸۰] غیبت طوسی: ص 164 تا 166 ح 127 و ص 336 ح 282 ؛ دلایل الائمه طبری (شیعه): ص 529 و 530 ح 504 ؛ اختصاص شیخ مفید: ص 209 ؛ هدایت الکبری حسین بن حمدان خصیبی: ص 362 با کمی اختلاف.
↑ [۸۱] غیبت طوسی: ص 279 ؛ جمال الاسبوع: ص 306 ؛ مصباح کفعمی: ص 547 ؛ مفاتیح الجنان: ص 618.
↑ [۸۲] ضرب المثلی عربی (مترجم).
↑ [۸۳] امیر مومنان در یکی از خطبههایش فرمود: «.... و قطعا دانستید و مستحفظان از اصحاب رسول خدا را شناختید. من و اهل بیتم از گناهان مبرّا هستیم. ایشان فرمود: از آنها پیشی نگیرید که گمراه میشوید و با آنها مخالفت نکنید که در جهل میمانید و از ایشان عقب نمانید که هلاک میگردید. به آنها نیاموزید که ایشان از شما عالمتراند و کوچکهایشان از شما حکیمتر....». مصباح البلاغه، مستدرک نهج البلاغه: ج ۱ ص 142.
↑ [۸۴] بقره: 196.
↑ [۸۵] از عبد العزیز قراطیسی نقل شده است که گفت: ابو عبدالله به من فرمود: «ای عبد العزیز، ایمان ده درجه دارد که مانند نردبان است که پله پله باید از آن بالا رفت. فردی که دو پله بالا رفته نباید به کسی که در پلهی اول است بگوید که تو بهرهای نداری، تا اینکه به دهمین پله برسد. کسی که پایینتر از خودت است را ساقط نکن تا بالاتر از تو، تو را ساقط نکند و اگر کسی را در درجهای پایینتر از خودت دیدی، او را با محبت بالا بکش و بر او بیش از توانش تحمیل مکن که میشکند و اگر کسی مومنی را بشکند، شکستهبندیاش بر او واجب میگردد». کافی: ج ۲ ص 45.
↑ [۸۶] پیامبر فرمود: «سلمان از ما اهل بیت است». عیون اخبار رضا: ج ۱ ص 70. از ابو عبد الله نقل شده است که فرمود: «ایمان ده درجه دارد؛ مقداد در درجهی هشتم، ابوذر در درجهی نهم و سلمان در درجهی دهم بود». بحار الانوار: ج ۲۲ ص 341.
↑ [۸۷] قصص: 5.
↑ [۸۸] إسراء: 46.
↑ [۸۹] از هارون از ابو عبدالله روایت شده است که به من فرمود: «بسم الله الرحمن الرحیم را کتمان کنید که به خدا سوگند اسماء بسیاری در آن مخفی است: هر وقت رسول خدا به منزلش وارد میشد و قریش دورش جمع میشدند، بسم الله الرحمن رحیم را آشکار و با صدای بلند میگفت. قریش پشت کرده، فرار میکردند. پس خداوند عزوجلّ در این خصوص نازل فرمود: «وَإِذَا ذَكَرْتَ رَبَّكَ فِی الْقُرْآنِ وَحْدَهُ وَلَّوْا عَلَى أَدْبَارِهِمْ نُفُوراً» (و چون پروردگارت را در قرآن به يکتايی ياد کنی، بازمیگردند و میرمند)». کافی: ج ۸ ص 266.
↑ [۹۰] مدثر: 30 و 31.
↑ [۹۱] مدثر: 38 و 39.
↑ [۹۲] غیبت طوسی: ص 150 ؛ غایة المرام: ج ۲ ص 241 ؛ بحار الانوار: ج ۵۳ ص 147.
↑ [۹۳] غیبت طوسی: ص 385 ؛ برهان: ج ۳ ص 310 ؛ بحار الانوار: ج ۵۳ ص 148.
↑ [۹۴] مختصر بصائر الدرجات: ص 38 ؛ غیبت طوسی: ص 478 ؛ بحار الانوار: ج ۵۳ ص 145.
↑ [۹۵] غیبت نعمانی: ص 223 ؛ بحار الانوار: ج ۵۱ ص 40 ؛ معجم احادیث امام مهدی: ج ۳ ص 237.
↑ [۹۶] بشارت الاسلام: ص 148 ؛ مجمع النورین: ص 331 ؛ الزام الناصب: ج ۲ ص 174.
↑ [۹۷] بشارت الاسلام: ص 181.
↑ [۹۸] کمال الدین: ص 653 ؛ جامع الاحادیث شیعه: ج ۱۴ ص 568 ؛ معجم احادیث امام مهدی: ج ۳ ص 41.
↑ [۹۹] منتخب الانوار المضیئه: ص 343.
↑ [۱۰۰] مصباح المجتهد: ص 826 ؛ مصباح کفعمی: ص 543 ؛ مختصر بصائر الدرجات: ص 35 ؛ مفاتیح الجنان: ص 215.
↑ [۱۰۱] مختصر بصائر الدرجات: ص 117 ؛ بحار الانوار: ج ۵۲ ص 336.
↑ [۱۰۲] مدثر: 38 و 39.
↑ [۱۰۳] قلم: 1 تا 7.
↑ [۱۰۴] تکویر: 25 تا 29.
مطالب بیشتر در مسائل متفرقه
- بسم الله الرحمن الرحیم چطور میتوان چنین ادعایی را تصدیق نمود؟! چیزی كه همهی علما به طور کلی و جزئی آن را رد كردهاند و میگویند هیچ سفیری بعد از وفات سفیر چهارم وجود ندارد! در این خصوص چه میگویيد؟ عبد الله ساعدی - 24 ربیع الثانی 1426 هـ . ق
- بسم الله الرحمن الرحیم، والحمد لله رب العالمین، والسلام من اتبع الهدی و عرف الیقین، اما بعد.... ای مدعی رسالت و وصایت! بدان، هر امری دو وجه دارد: وجه معلوم و وجه مجهول؛ كه این قاعده همهی امور این دنیای فانی را شامل میشود. ولی سخن تو دربارهی جانشینی و سفارت، دروغ محض است و با روایاتی كه از زبان معصومین(ع) وارد شده، منافات دارد. اما دربارهی این سخن تو كه نمایندهی امام هستی: برای آن حضرت(ع) شایستهتر است خودش ظهور كند نه به واسطهی احمد الحسن كه قصدش از نوشتن كتابهایش جمعآوری درهم و دینار و تخریب شئونات حوزه میباشد! ای مدعی متوهّم! برتر از آنچه ادعا میکنی، اصلاح نمودن است، اما به نام خودت و نه به نام امامت، که این به تقوی و راستگویی نزدیکتر است ولی تو حتی گِل را از خشت تشخیص نمیدهی! حتی وضعیت را بدتر كردی و خودت را پنجمین سفیر قرار دادی و باعث شدی مورد تمسخر دیگران قرار گیری. جایگاه امام(ع) والاتر و برتر از آن است كه كسی مثل تو که نمیتواند حق را از باطل تشخیص دهد نمایندهی وی باشد. سفارت جز بحث بین طلبههای حوزه نیست؛ كسانی كه از فهم و ادراک حق بهرهای ندارند مگر احکام مُتعه و خمس و نفاس و به هم بافتن آيات قرآن و حفظ کردن برخی روایات منسوب به ائمه(ع). اگر در ادعایت صادق هستی كه هرگز چنین نیست، من تو را به مناقشه از طریق اینترنت دعوت میكنم تا کوتاهیِ فکر تو آشکار شود؛ کوتاهی از شناخت و معرفت امام(ع) و اینکه چرا ایشان غایب و از نظر مردم پنهان شدند تا چون تویی فرستادهی انتخاب شدهی او و همچنین وصىّ مؤید به جبرئيل و ميكائيل همانند محمّد ابن عبد الله(ص) باشی تا مردم سادهدل را با اين اسمها بترسانى. تو را به مناظره میطلبم تا حقيقت جبرئيل و تمثیل رسول اعظم را بدانی؛ فرشته و فرستادهای كه امروز به خاطر مقام مسخرهاش تو را تأیيد مىكند و بالهايش را روى كتفهای تو میگذارد! سپاس خداوندی را که نابینا را با بصیرت هدایت کرد و اراده فرمود و تقدیر کرد و حمد و سپاس بسیار خداوند را برای همهی نعمتهایش! اما بدبختهایی كه از تو پیروی میكنند، به واقع، شیطان بصیرت را از آنها گرفته و آنها را كوركرده است. پس از خداوند برای ایشان طلب هدایت میکنم. اگر ذرّهای عقل در وجودشان بود از تو پیروی نمیكردند تا طریقت امام را با پیروی از قصابِ دزدِ دروغگویی که به اسم امام عمل میکند، سلاخی کنند! بدان ای فلانی، تو اوّلین كسی نیستی كه ادعا میكنی و آخرین هم نخواهی بود. این طور نیست كه هر كس شام زیادی بخورد و بخوابد و در خوابش یک رؤیا ببیند، باید از او پيروى نمود. نصیحت میكنم شبها دیگر شام نخوری تا با شكم خالی و راحت بخوابی، و دیگر این چرندیات را نبافی و از خداوند به خاطر عقلهایی كه فاسد كردی طلب مغفرت نمایی. خداوندا! من بسیار نصیحت كردم و آنان را به راه صواب دعوت كردم. خدایا، خودت گواه باش! بندهی فقیر خداوند علی القیسی - فرستادهی انسانیت معذب - وصیّ بیچارگان 24 ربیع الثانی 1426 هـ ق بسم الله الرحمن الرحیم، السلام علی من اتبع الهدی.... اما بعد.... من به خدا سوگند به خاطر چیزهایی كه صبح امروز در حق شما نوشتم، متأسفم. به طور کلی از خداوند طلب مغفرت میکنم؛ چرا که من از حدّ یک مریض روانی و دیوانه پا را فراتر گذاشتم! از خداوند میخواهم كه به شما عافیت دهد و شما را شفا بخشد و راه تیمارستان را به خانوادهات نشان دهد تا تو از این بیماریت رها شوی. گاهی كسانی را مییابی كه به حرفهایت گوش و تو را باور میكنند؛ از خداوند برای همهی مریضها طلب شفا میكنم!! دعا کننده برای عافیت.... علی قیسی.... هموطن نیکوکار این خارج از موضوع است ولی هدیهای از طرف من میباشد: موضوع موسی و دریا آن گونه كه تو تصوّر میكنی نیست؛ بلكه عبارت از یک جزر و مدّ میباشد و این یک رخداد طبیعی است كه اتفاق میافتد و از همین رو بود که فرعون، موسی را تعقیب نمود! ولی اگر آن طور بود كه تو تصوّر میكنی هرگز به آن دریا وارد نمیشد؛ مگر دیوانهای مثل تو و سپاهیانش! علی قیسی - بغداد
- سلام علیكم. من یک عراقی هستم و در مهجر در آلمان و به طور مشخص در مونیخ زندگی میكنم. مطالبی را دربارهی شما خواندهام ولی چطور باور كنم و حال آنکه افراد بسیاری دیدهایم كه ادعا میكنند فرستادهی امام مهدی میباشند در حالی كه دروغگویی بیش نیستند؛ متاسفم منظورم شما نیستید. ولی من چطور شما را تصدیق كنم و چطور به یقیین برسم و شما گفتهاید كه دانش را از امام مهدی(ع) آموختهای. سؤال من این است که آیا میتوانید با من ملاقاتی داشته باشید؟ و قسم میخورم كه من ترسانم چرا که من آخرت را میخواهم نه دنیا را. پس تو را به خدا قسم میدهم که امام مهدی(ع) را به من نزدیک نمایی. و سلام بر تو! طارق الانصاری ربيع الثانی 1426 هـ ق
- بسمه تعالی.... اگر قرآن در زمان رسول خدا(ص) جمع شده، چرا بر حسب نزول آیات جمع نشده است؟ چرا آفرینش زمین چهار روز و آفرینش آسمان فقط دو روز به طول انجامیده است. يوسف علی - 22 ربيع الثانی 1426هـ ق
مراجع
- ↑ احمد الحسن(ع). پاسخهای روشنگر بر بستر امواج (ج ۱). مترجم: گروه مترجمان انتشارات انصار امام مهدی(ع). نوبت انتشار: دوم؛ ۱۳۹۴. -پرسش ۳۵:؛ صفحه ۶۲
منبع اصلی عربی: الجواب المنير عبر الأثير (ج ١).
ارجاع به این صفحه
احمد الحسن(ع). پاسخهای روشنگر بر بستر امواج (ج ۱). مترجم: گروه مترجمان انتشارات انصار امام مهدی(ع). نوبت انتشار: دوم؛ ۱۳۹۴. -پرسش ۳۵:؛ صفحه ۶۲ https://ahmedalhasan.org/fa/Library/BookContent/24 - AL-JAWAB-AL-MUNIR-V1-Q035