پرسش ۶۰ - پاسخهای روشنگر بر بستر امواج (ج ۲)
از WikiSavior، مرجعی مبتنی بر منابع
پرسش و پاسخ فارسی
-پرسش 60:
در قرآن کریم این آیه آمده است: «إِنِّي أَنَا رَبُّكَ فَاخْلَعْ نَعْلَيْكَ إِنَّكَ بِالْوَادِ الْمُقَدَّسِ طُوًى»[۳۵] (من پروردگار تو هستم. پایافزارت را بيرون کن که اينک در وادی مقدسِ طُوی هستی). منظور از این آیه چیست؟ فرستنده: فاضل
پاسخ احمدالحسن (ع):
بسم الله الرحمن الرحیم،والحمدلله رب العالمین،وصلی الله علی محمد و آل محمد الائمة والمهدیین وسلّمتسلیماً. خداوند متعال میفرماید: «إِنِّي أَنَا رَبُّكَ فَاخْلَعْ نَعْلَيْكَ إِنَّكَ بِالْوَادِ الْمُقَدَّسِ طُوًى»[۳۶] (من پروردگار تو هستم. پایافزارت را بيرون کن که اينک در وادی مقدسِ طُوی هستی). کفش (نعل) از پای انسان محافظت میکند ولی در عین حال از سرعت سِیر او نیز میکاهد. منظور خداوند سبحان و متعال فقط یک جفت کفش مادی که از سرعت سیر او(ع) برای رسیدن به درختی که از آنجا با وی صحبت شد، نبود بلکه علاوه بر آن، خداوند سبحان از موسی(ع) خواست هر چه از سرعت سِیرش به خداوند سبحان میکاهد را از خودش دور کند. خداوند سبحان از موسی(ع) خواست که حب و دوستی غیر خدا را به کناری نهد و هر ترسی از غیر خدا را از دلش بیرون کند؛ هیچ ترس و خوفی جز خداوند سبحان و متعال نداشته باشد و حب و دوستیاش به هر انسانی فقط از طریق خدا و از خلال حب و دوستی خداوند سبحان و متعال باشد[۳۷]. ترس از طاغوتیانی مانند فرعون از صفات علمای بیعمل است؛ کسانی که قلبهایشان مالامال از ترس طاغوتیان است یا همان گونه که خداوند سبحان در قرآن آنها را با نام «خران» نامیده است. خداوند متعال میفرماید: «مَثَلُ الَّذِينَ حُمِّلُوا التَّوْرَاةَ ثُمَّ لَمْ يَحْمِلُوهَا كَمَثَلِ الْحِمَارِ ....»[۳۸] (مَثَل کسانی که تورات بر آنها تحميل گشته است ولی به آن عمل نمیکنند مَثَل آن خراست)[۳۹]. خداوند متعال میفرماید: «إِنَّ أَنكَرَ الْأَصْوَاتِ لَصَوْتُ الْحَمِيرِ»[۴۰] (كه بدترين آوازها، بانگ خران است). و همچنین: «كَأَنَّهُمْ حُمُرٌ مُّسْتَنفِرَةٌ»[۴۱] (گويى گورخرانى رميدهاند)[۴۲]. از حضرت صادق(ع) در خصوص تفسیر این خطاب الهی به موسی(ع) نقل شده است: «فَأخلع نَعلَیک؛ چون از پوست خر مرده بوده است»[۴۳] و منظور امام صادق(ع) چیزی جز بیان این صفت نبوده است؛ ترس از طاغوتها در نفْس، که از صفات علمای بیعمل[۴۴] یا همان خران میباشد و منظور امام صادق(ع) این نبود که بعد از وارد شدنش به ساحت قدسی الهی، موسی(ع) ترسی از فرعون در دل خود داشت! خداوند سبحان و متعال به موسی میفرماید: تو به ساحت قدس الهی رسیدی «لا تَخافَ دَرکاً وَ لا تَخشی» (مترس که بر تو دست يابند و بيم به دل راه مده) چرا که کسی که از تو دفاع میکند، خداوند است. تو اکنون در ساحت قدس الهی هستی، وادی مقدس طوی و موسی بعد از اینکه به ساحت قدس الهی رسید، هیچ گونه خوف و ترسی از طاغوت نداشت. در این خطاب الهی درس و تعلیمی از سوی خداوند سبحان و متعال برای هر انسانی که بخواهد وارد ساحت قدس الهی شود (الوادی المقدس طوی) وجود دارد؛ در وهلهی اول باید شایستگی ورود به این ساحت مقدس را داشته باشد، ترس طاغوتیانی مانند فرعون را از دل خود بیرون کند و به این یقین برسد که کسی که از او دفاع میکند، خداوند سبحان و متعال است که بر همه چیز توانا است، آن هم در برابر کسانی که هیچ قدرتی بر هیچ چیزی ندارند. آنچه از حضرت موسی(ع) که وارد ساحت قدسی شده خواسته شده است این است که ترس از غیر خدا را حتی اگر به اندازهی ذرهی کوچکی باشد، از خودش دور کند و سپس قلبش را فقط از ترسِ خداوند سبحان و متعال لبریز نماید. اما در مورد این سخن موسی(ع) «وَلَهُمْ عَلَيَّ ذَنبٌ فَأَخَافُ أَن يَقْتُلُونِ»[۴۵] (و بر من به گناهی ادعايی دارند، میترسم که مرا بکشند)، موسی(ع) از رسالت الهی که بر عهدهاش بوده است بیم داشت و نه بر جان خویشتن؛ او ترس از آن داشت که قبل از اینکه رسالت الهی که بر عهدهی وی بود به پایان برساند، کشته شود، ولی هنگامی که ندای خداند متعال را در پاسخ شنید «كَلَّا فَاذْهَبَا بِآيَاتِنَا إِنَّا مَعَكُم مُّسْتَمِعُونَ»[۴۶] (گفت: هرگز. آيات مرا هر دو نزد آنها ببريد، ما نيز با شما هستيم وگوش فرامیدهيم)، موسی به سرعت نزد طاغوت زمانش رفت و رسالت را به او و بنی اسرائیل ابلاغ کرد و به فضل خداوند قادر بر همه چیز، تبلیغ رسالتش را به پایان رسانید.
پاورقیهای نسخهٔ فارسی
↑ [۳۵] طه: 12.
↑ [۳۶] طه: 12.
↑ [۳۷] شیخ صدوق میگوید: «در این سخن خداوند عزوجل «فَاخلَع نَعلیک» (پایافزارت را بیرون بیاور) روایت شده است که یعنی: تَرست را؛ هر ترسی را چه تباه شدن خانوادهات و چه ترس از فرعون را از خود دور کن». کمل الدین و تمام النعمه: ص 151 و 460 از امام مهدی در حدیثی طولانی نقل شده است که فرمود: «.... موسی با پروردگارش در وادی مقدس مناجات کرد و گفت: خداوندا! من در محبت به تو اخلاص ورزیدم و دلم را از هر چه غیر از تو است، شستهام. موسی بسیار خانواده دوست بود؛ بنابراین خداوند فرمود: «إخلَع نَعلَیک» یعنی اگر محبت تو نسبت به من با اخلاص بوده و اگر دلت را نسبت به غیر از من شستهای و جز من کس دیگری در دلت جای ندارد، دوستی و مودّت خانوادهات را از دل بیرون کن». کمال الدین و تمتم النعمة: ص 460.
↑ [۳۸] جمعه: 5.
↑ [۳۹] رسول خدا حضرت محمد در حدیثی طولانی فرمود: «.... خداوند متعال میفرماید: «مَثَلُ الَّذِينَ حُمِّلُوا التَّوْرَاةَ ثُمَّ لَمْ يَحْمِلُوهَا كَمَثَلِ الْحِمَارِ يَحْمِلُ أَسْفَاراً» (مَثَل کسانی که تورات بر آنها تحميل گشته است ولی به آن عمل نمیکنند مَثَل آن خر است که کتابهایی را حمل میکند). ای ابن مسعود، بر مردم زمانی خواهد رسید که هر کس در دین خود بردبار باشد همچون کسی است که زغال گداختهای را کف دستش گرفته باشد. و فرمود: در آن زمان اگر کسی گرگ نباشد، گرگان او را خواهند خورد. ای ابن مسعود، علما و فقهای آن زمان فاجر و خائن هستند. آگاه باش که آنها شریرترین خلق خدا هستند و همچنین پیروان آنها و کسانی که به آنها رجوع و از آنها دریافت میکنند و آنها را دوست داشته باشند و با آنها همنشینی و مشورت کنند نیز شریرترین خلق خدا هستند و خداوند آنها را «صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لاَ يَرْجِعُونَ» (کر و کور و لال، در حالی که بازگشتی ندارند) وارد جهنم میسازد». بحار الانوار: ج ۴۷ ص 98. علی بن ابراهیم قمی در تفسیرش ج ۲ ص 366 میگوید: «مثالی برای بنی اسرائیل آورده است و میفرماید: «مَثَلُ الَّذِينَ حُمِّلُوا التَّوْرَاةَ ثُمَّ لَمْ يَحْمِلُوهَا كَمَثَلِ الْحِمَارِ يَحْمِلُ أَسْفَاراً» (مَثَل کسانی که تورات بر آنها تحميل گشته است ولی به آن عمل نمیکنند مَثَل آن خر است که کتابهایی را حمل میکند) گفت: خر، کتابها را بر دوش میکشد ولی محتوای آنها را نمیداند و به آن عمل نمیکند همان گونه که بنیاسرائیل کتابها را همچون حمار بر دوش کشیدند در حالی که از محتوای آنها چیزی نمیدانستند و به آن عمل نمیکردند». همچنین شیخ طوسی در تبیان ج ۱۰ ص 5 گفته است: « ابن عباس میگوید: أسفار، کتابها هستند و واحد آن «سِفر» میباشد؛ چون با اظهار وضعیت، از معنا پرده برمیدارد. گفته میشود: «سفر الرجل عن عمامته اذا کشف» (آن مرد عمامه خود را برداشت یعنی سر را مکشوف نمود) و «سفرت المرأة عن وجهها و هی سافرت» (آن زن پرده از صورتش برداشت و کشف صورت نمود). آنها به حمار مَثَل زده شدهاند؛ چرا که خر در حالی کتابهای حکمت را بر دوش میکشد که از محتوایشان چیزی نمیداند درست مانند کسی که کتابی را از بَر است ولی به آن عمل نمیکند. به همین ترتیب کسی که قرآن را بخواند و از محتوای آن چیزی نفهمد و و از فهم آن طوری بگذرد که انگار به درک آن نیاز نداشته باشد، همانند حمار است ولی این مَثَل بر آن کس که قرآن را حفظ کرده و در پیِ معنای آن و عمل به آنچه حفظ کرده است باشد، صادق نیست».
↑ [۴۰] لقمان: 19.
↑ [۴۱] مدثر: 50.
↑ [۴۲] درمییابیم که ائمهی اطهار همیشه علمای بیعمل را به خران تشبیه میکنند. در اینجا امام صادق را میبینیم که در مورد این سخن خداوند متعال «کَأَنَهُم حُمُرٌ مُستَنفِره» (گویی خران رمیدهاند) در حدیثی با یونس در مورد علمایی که با او مخالفت میکردند و به او اعتراض مینمودند در حالی که آنها راهزنانی هستند و خود را جای ائمهی حق جا زدهاند میفرماید: «....این صفت بر هر کس که خدا را آن گونه که حق شناختنش است نمیشناسند و آن گونه که لایقش است دوست نمیدارد، اطلاق میگردد. نماز و روزهی آنها و روایات و علومشان تو را فریب ندهد؛ چرا که آنها «حُمُرٌ مُستَنفِره» هستند». سپس فرمود: «ای یونس، اگر علم صحیح را خواسته باشی، نزد ما اهل بیت است. ما وارث آن هستیم و به ما تشریع حکمت و فصل خطاب داده شده است». بحار الانوار: ج ۶۳ ص 404. در اینجا امام صادق دلیل علت وارثت علوم ائمه و برتری آنها بر دیگران را بیان میفرماید؛ چرا که آنها آن علوم را از جد بزرگوارشان حضرت محمد رسول خدا به ارث بردهاند و نه کس دیگر و این دلیل بر اختصاص داشتن اهل بیت به این صفت یعنی «وارث انبیا» میباشد و هر کس خود را به این صفت توصیف کند، دزد و سارق است، در هر لباس و منصبی که باشد!
↑ [۴۳] علل الشرایع: ج ۱ ص 66.
↑ [۴۴] علی بن ابراهیم قمی در تفسیرش ج ۲ ص 366 در مورد این سخن خداوند متعال «یا ایُّها الذینَ هادوُ إن زَعَمتُم إنَّکُم اولیاءً لله مِن دونِ الناسَ فَتَمَنّوا الموتَ إن کُنتُم صادِقین» (بگو: ای قوم يهود، اگر میپنداريد که شما دوستان خدا هستيد، نه مردمِ ديگر، پس تمنّای مرگ کنيد، اگر که راستگو هستید!) میگوید: «در تورات نوشته شده است که اولیای خداوند درخواست مرگ میکنند». مجلسی در بحار الانوار ج ۶ ص 125 در مورد «فَتَمَنّوا الموتَ» نوشته است: «این گفتار اگر چه در ظاهر خطاب به یهود است اما در خصوص تمام کسانی است که ادعای ولایت و دوستی خدا را میکنند ولی از مرگ بدشان میآید».
↑ [۴۵] شعرا: 14.
↑ [۴۶] شعرا: 15.
مطالب بیشتر در مسائل متفرقه
- تفسیر این سخن خداوند متعال چیست؟ «وَكَمْ قَصَمْنَا مِن قَرْيَةٍ كَانَتْ ظَالِمَةً وَأَنشَأْنَا بَعْدَهَا قَوْمًا آخَرِينَ * فَلَمَّا أَحَسُّوا بَأْسَنَا إِذَا هُم مِّنْهَا يَرْكُضُونَ * لَا تَرْكُضُوا وَارْجِعُوا إِلَى مَا أُتْرِفْتُمْ فِيهِ وَمَسَاكِنِكُمْ لَعَلَّكُمْ تُسْأَلُونَ * قَالُوا يَا وَيْلَنَا إِنَّا كُنَّا ظَالِمِينَ * فَمَا زَالَت تِّلْكَ دَعْوَاهُمْ حَتَّى جَعَلْنَاهُمْ حَصِيدًا خَامِدِينَ»[21] (و چه بسيار مردم ستمکاری که هلاک کرديم و به جايشان مردمی ديگر بيافريديم * چون عذاب ما را حس میکردند به ناگاه از آنجا میگريختند * مگريزيد! به ناز و تنعّم و خانههای خويش بازگرديد، تا بازخواست شوید * گفتند: وای بر ما، ما ستمکاره بودهايم * و همواره سخنشان همین بود، تا همه را چون کِشته، درويده و آتش خاموشگشته گردانيديم). فرستنده: ابراهیم رغیل
- تفسیر این آیه چیست؟ «إِنَّا أَنذَرْنَاكُمْ عَذَابًا قَرِيبًا يَوْمَ يَنظُرُ الْمَرْءُ مَا قَدَّمَتْ يَدَاهُ وَيَقُولُ الْكَافِرُ يَا لَيْتَنِي كُنتُ تُرَابًا»[24] (ما شما را از عذابی نزديک میترسانيم: روزی که آدمی هر چه را پيشاپيش فرستاده است مینگرد و کافر میگويد: ای کاش من خاک میبودم). فرستنده: ابراهیم رغیل
- تفسیر این آیهی کریمه چیست؟ «ذلِکَ وَ مَنْ يُعَظِّمْ شَعائِرَ اللهِ فَإِنَّها مِنْ تَقْوَي الْقُلُوبِ» (آری، کسانی که شعاير خدا را بزرگ میشمارند کارشان نشان پرهيزگاری دلهايشان باشد) معنی «شعائر الله» (شعایر خداوند) چیست؟ فرستنده: زید صفا
- خداوند متعال میفرماید: «وَأَوْحَى رَبُّكَ إِلَى النَّحْلِ أَنِ اتَّخِذِي مِنَ الْجِبَالِ بُيُوتًا وَمِنَ الشَّجَرِ وَمِمَّا يَعْرِشُونَ»[47] (پروردگار تو به زنبور عسل وحی کرد: از کوهها و درختان و در بناهايی که میسازند خانههايی برگزين) و «ثُمَّ كُلِي مِن كُلِّ الثَّمَرَاتِ فَاسْلُكِي سُبُلَ رَبِّكِ ذُلُلاً يَخْرُجُ مِن بُطُونِهَا شَرَابٌ مُّخْتَلِفٌ أَلْوَانُهُ فِيهِ شِفَاء لِلنَّاسِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَةً لِّقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ» (آنگاه از هر ثمرهای بخور و از روی خشوع به راه پروردگارت برو. از شکم او شرابی رنگارنگ بيرون میآيد که شفای مردم در آن است و صاحبان انديشه را در اين، نشانهای است). معنای آیه کریم و ارتباط زنبور عسل با انبیا و فرستادگان و ائمهی اطهار(ع)، به خصوص با سید احمد الحسن(ع) چیست؟ فرستنده: ابراهیم رغیل
مراجع
- ↑ احمد الحسن(ع). پاسخهای روشنگر بر بستر امواج (ج ۲). مترجم: گروه مترجمان انتشارات انصار امام مهدی(ع). نوبت انتشار: دوم؛ ۱۳۹۴. -پرسش ۶۰:؛ صفحه ۳۰
منبع اصلی عربی: الجواب المنير عبر الأثير (ج ٢).
ارجاع به این صفحه
احمد الحسن(ع). پاسخهای روشنگر بر بستر امواج (ج ۲). مترجم: گروه مترجمان انتشارات انصار امام مهدی(ع). نوبت انتشار: دوم؛ ۱۳۹۴. -پرسش ۶۰:؛ صفحه ۳۰ https://ahmedalhasan.org/fa/Library/BookContent/25 - AL-JAWAB-AL-MUNIR-V2-Q060