پرسش ۹۹ - پاسخهای روشنگر بر بستر امواج (ج ۲)
از WikiSavior، مرجعی مبتنی بر منابع
پرسش و پاسخ فارسی
-پرسش 99:
بسم الله الرحمن الرحیم، سید احمد الحسن، سلام علیکم و رحمت الله و برکاته. بعضی از آیات شریف دلالت بر این دارد که رسول الله(ص) نمیدانست پیامبر خداوند است تا اینکه وحی بر وی نازل شد، مانندِ این آیه: «وَكَذَلِكَ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ رُوحًا مِّنْ أَمْرِنَا مَا كُنتَ تَدْرِي مَا الْكِتَابُ وَلَا الْإِيمَانُ»[۱۹۲] (و اینچنین روحی از امر خودمان را به تو وحی کردیم در حالی که تو نمیدانستی کتاب چیست و ایمان کدام است؛ ولی ما آن را نوری ساختيم تا هر يک از بندگانمان را که بخواهيم با آن هدايت کنيم و تو به راه راست راه مینمايی) و این سخن خداوند: «وَوَجَدَكَ ضَالًّا فَهَدَى» (و تو را گمراه یافت، پس هدایت فرمود)؛ حال آنکه برخی روایات دلالت دارد بر اینکه رسول خدا قبل از بعثتش به نبوّت خود آگاه بود و قرآن را قبل از نازل شدنش حفظ بود مانند روایت ولادت امیر المؤمنین(ع) که میگوید علی(ع) در حین ولادت، سورهی مؤمنون را قرائت نمود؛ یعنی از ابتدای آن «قَد أفلَحَ المؤمنون ...» (به درستی که مؤمنان رستگار شدند...) تا انتهایش و رسول خدا(ص) به او فرمود: «مؤمنان با ولایت تو رستگار شدند، ای علی!»؛ با توجه به اینکه که ولادت علی(ع) قبل از بعثت بوده است. این روایات چگونه با آیات قرآن جمع میشود؟ سلام و رحمت و برکات خداوند بر شما باد، آقا و مولای من. فرستنده: میثم برزان خلف الموسوی
پاسخ احمدالحسن (ع):
بسم الله الرحمن الرحیم،والحمدلله رب العالمین،وصلی الله علی محمد و آل محمد الائمة والمهدیین وسلّمتسلیماً. خداوند متعال میفرماید: «وَكَذَلِكَ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ رُوحًا مِّنْ أَمْرِنَا مَا كُنتَ تَدْرِي مَا الْكِتَابُ وَلَا الْإِيمَانُ»[۱۹۳] (و اینچنین روحی از امر خودمان را به تو وحی کردیم در حالی که تو نمیدانستی کتاب چیست و ایمان کدام است؛ ولی ما آن را نوری ساختيم تا هر يک از بندگانمان را که بخواهيم با آن هدايت کنيم و تو به راه راست راه مینمايی). از ابو حمزه روایت شده است که گفت: از ابا عبدالله(ع) از علم پرسیدم: آیا همان علمی است که عالِم آن را از زبان مردان فرامیگیرد یا در کتاب نزد شما است و آن را میخوانید و از آن آگاه میشوید؟ فرمود: «این موضوع برتر و بالاتر از اینها است. آیا این سخن خداوند متعال را نشنیدهای: «وَكَذَلِكَ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ رُوحاً مِنْ أَمْرِنَا مَا كُنْتَ تَدْرِي مَا الْكِتَابُ وَلا الْأِيمَانُ»[۱۹۴] (و اینچنین روحی از امر خودمان را به تو وحی کردیم در حالی که تو نمیدانستی کتاب چیست و ایمان کدام است)». سپس فرمود: «یاران شما در مورد این آیه چه میگویند؟ آیا این طور میخواندند که در آن موقع (پیامبر) نمیدانست کتاب چیست و ایمان کدام است؟» گفتم: جانم به فدایت، نمیدانم چه میگویند». فرمود: «آری، در وضعیتی بود که نمیدانست کتاب چیست و ایمان کدام است، تا اینکه خداوند متعال روحی که در کتاب ذکر شده است را فرستاد و وقتی آن را به او وحی کرد آنگاه علم و فهم را با آن به او آموخت. این روحی است که خداوند متعال به هر که بخواهد عطا میفرماید که اگر آن را به بندهای عطا فرماید، فهم را به او آموخته است»[۱۹۵]. این همان اعتقاد صحیح است و پیشتر آن را بیان نمودهام[۱۹۶].
پاورقیهای نسخهٔ فارسی
↑ [۱۹۲] شوری: 52.
↑ [۱۹۳] شوری: 52.
↑ [۱۹۴] شوری: 52.
↑ [۱۹۵] کافی: ج ۱ ص 273.
↑ [۱۹۶] رجوع شود به کتاب متشابهات ج ۳ چاپ 2 ص 139.
مطالب بیشتر در مسائل متفرقه
- بسمه تعالی، و السلام علیکم. از حضرتعالی سوالاتی در خصوص امام منتظر(ع) دارم: سوال 1: روایاتی که مدت زمان حکومت حجّت(ع) را تعین کردهاند (7 سال، 9 سال یا 11 سال) میباشند؛ جناب سید، با توجه به این روایتها و همچنین ارتباطی که شما با امام دارید، آیا ممکن است مدت زمان حکومت امام(ع) را برای ما مشخص فرمایید؟ سوال 2: در خصوص انصار حجّت که تعدادشان 313 نفر میباشد، وضعیت سایر مؤمنین در این عالم چگونه خواهد بود؟ سوال 3: آیا ممکن است مدت زمان باقیمانده تا ظهور امام مشخص شود؟ سوال 4: نشانههای باقیمانده تا ظهور حجّت(ع) کداماند؟ فرستنده: س ک
- گفته میشود که ائمهی معصوم(ع) در قرآن یاد شدهاند، آیا این موضوع صحّت دارد؟ و اگر درست باشد، آیا ممکن است یکی از آیات قرآن که ائمه(ع) در آن ذکر شدهاند را بیان فرمایید؟ فرستنده: میسا جعفر السعدی
- سلام علیکم و رحمت الله و برکاته. و اما بعد، مجموعهای از سؤالات که امیدواریم حضرتعالی در اسرع وقت پاسخ دهید تا در قالب مقالهای در خصوص دعوت شما و جماعت انصار مهدی(ع) منتشر گردد. چندین روزنامهی معروف آمریکایی مانند نیویورک تایمز، واشنگتن پست و نیوزویک تمایل خود را برای انتشار این موضوع کردهاند[197]. پایدار باشید. فرستنده: زیاد قاسم الزبیدی-روزنامهنگار مستقل - نیویورک - ایالات متحده سوال 1: از شما تقاضا داریم به طور مختصر خود را برای مردم غرب معرفی کنید.
- سؤالاتی از سید احمد الحسن که خداوند محفوظش بدارد! اولاً، خودم، این بندهی حقیر، را معرفی میکنم؛ در جزیره آوال در بحرین ساکن هستم و از عجم میباشم (یا همان فرزندان عجم که در روایت هم گفته شده است که انصار امام مهدی(ع) میباشند و امیدوارم که انشاء الله یاریدهندهی ایشان باشم) و 30 سال سن دارم. اسلام: اشکالی برایم مطرح شده است که به اخلاق اسلامی مربوط میشود و من در آن حیران ماندهام و امیدوارم شما بتوانی پاسخم را بدهی چرا که شما را از متخصصین در این حوزه میبینیم؛ ولله الحمد. بعضی از صفات هستند که پیامبر خدا(ص) و ائمهی اهل بیت(ع) به آن توصیه نمودهاند ولی در آنها تناقضاتی وجود دارد و فهمیدن چگونگی عمل کردن در جهت آراسته شدن به این مجموعه اخلاقیات دشوار مینماید چه برسد به تطبیق آنها و به همین ترتیب پذیرش فکریشان نیز چنین خواهد بود. به عنوان مثال: اسلام ما را به رحمت و مودت و دوستی دعوت میکند و در عین حال به دشمنی با کافر یا عصیانگر و دوری جستن از آنها امر مینماید. اسلام به گذشت و تسامح و احترام به مخالفین و گفتوگو با ایشان با حکمت و موعظهی حسنه دعوت میکند ولی از سوی دیگر فرمان به جهاد با آنها و کُشتنشان میدهد. اسلام دعوت میکند که غرور را رها کنیم اما در عین حال عزت نفس را میستاید. چه تفاوتی وجود دارد؟ اگر کمی دقت کنیم خواهیم دید که هر دو، یکی هستند! همچنین به خوار و ذلیل بودن در برابر خدا رضایت میدهد؛ حال چگونه این نفس میتواند عزیز باشد؟! اسلام تعصب و حمیّت را رد، ولی ولایت و غیرت را تأیید مینماید. اسلام شهوترانی در دنیا را ناپسند میداند اما در آخرت، چنین نیست (حور العین، کاخهای مجلل و شرابها). در نهایت، دعوت به آزادگی میکند ولی قوانین سختی وضع میکند و به پیروی مطلق از پیامبر(ص) و ائمه(ع) فرمان میدهد. به این ترتیب، میبینیم که قرآن سبب نفاق مسلمان میشود و او را تبدیل به کسی میکند که با خویشتن و دیگران صادق نیست! اشکال دیگر: مربوط به توصیف خیالی عذاب جهنم در قرآن میباشد. من نمیفهمم که علت این ترساندن و رعب و وحشتی که خداوند میخواهد انسان در آن زندگی کند، چیست! من میدانم ترساندن مفید است ولی لطفا در بعضی از آیات تأمل داشته باشید؛ آیاتی که انسان تردید میکند که اینها از سوی خالق رحیم به مخلوقش باشند؛ به عنوان مثال: «سأرهقه صعودا» (او را به مشقت بسیار میاندازیمش)، «خذوه فغلّوه» (بگیرید و زنجیرش کنید)، «فی سلسة ذرعها سبعون ذرعاً فغلّوه» (او را با زنجیری که هفتاد ذراع طول دارد به زنجیر بکشید)، «الخلود فی جهنم» (جاودانگی در جهنم)، «جزء عم»، «الاهوال» (ترسها)، «عذاب القبر» ، «الوجوه العامله الناصبه» (صورتهایی غبارآلود)، «الزقوم و الضریح» و.... و.... و....سایر موارد. اشکال سوم: وجود بخشهایی در قرآن که در خصوص امور شخصی پیامبر(ص) و زنانش و عمههایش و خالههایش و زنی که خودش را به پیامبر بخشید و ماجرای حرام کردن مغافیر[207] توسط ایشان، ازدواج ایشان با زن زید و کسانی که از ورای اتاقها با او صحبت میکردند و.... و.... و.... برای چه باید از زندگی شخصی رسول خدا(ص) گفته شود.... بله، رسول الله(ص) فرستادهای است برای هدایت بشر و به سوی خدا بازمیگردد. امیدوارم در اینجا تأمل شود. اشکال چهارم: وجود داشتن برخی الفاظ و اوصاف در قرآن که انسان از آنها بیزار میشود؛ مثلاً قرآن به سمت مسألهی حیض رفته و از عبارت فرج زن استفاده میکند: «وَمَرْيَمَ ابْنَتَ عِمْرَانَ الَّتِي أَحْصَنَتْ فَرْجَهَا» (و مریم دختر عمران که فرجش را (از حرام) حفظ نمود). تصورش را بکنید که من مادر بزرگ یا مادر شما را اینگونه توصیف کنم: «مادر تو که فرجش را پاک نگه داشت»!! اشکال پنجم: وجود داشتن کیفرهای سخت برای کارها و خطاهای ساده؛ مثلاً: لواط که معصیتی است که از انسان سرمیزند. بله درست است، اما علت بروز آن هورمونهای زنانهای است که خداوند آن را در مرد خلق نموده است و همین، علت به وجود آمدن این تمایل گناهآلود میشود. این یک تمایل است و انسان نیاز دارد که برطرفش نماید، حال چه این فرد خنثی و نیازمند به انجام آن روی خودش و یا انجام دهندهی آن باشد. حال برای چه قرآن اینچنین این عمل را زشت شمرده و مجازات سختی را تعیین نموده است؟! مثال دوم: حرام بودن ازدواج با زنان پیامبر بعد از ایشان میباشد و اینکه این عمل از دید خداوند عملی بسیار عظیم میباشد!! آیا تا به حال از خود سؤال کردهاید چرا عظیم؟! و اصلاً چرا حرام؟! مثال سوم: فرار کردن در نبرد. انسان به طور طبیعی از کشته شدن میترسد و اگر پیش بیاید، در وسط معرکهی نبرد، از رویارویی با آن میگریزد و این رفتاری است که کسی آن را سرزنش نمیکند (انصاف داشته باشید)؛ ولی ما میبینیم که قرآن این افراد فراری بیچارهی ترسیده را مجرم میداند. مثال چهارم: مجازات آزار رساندن به رسول خدا، لعنت (خارج شدن از رحمت خدا) میباشد. من شب و روز همسرم را آزار میدهم اما همچنان او را دوست میدارم. یا مثلاً دعا برای لعن کردن ظالمان؛ من نمیتوانم از ته دل شخصی را نفرین و دعا کنم که خداوند او را لعنت نماید، این مخالف فطرت است؛ بلکه برای هدایتش دعا میکنم. اشکال ششم و پایانی: در قرآن آمده است که جن و انس نمیتوانند مانند این قرآن را بیاورند. ما سورههایی را میبینیم که برخی از مردم گفتهاند و شبیه به قرآن میباشد. من خودم شخصاً میتوانم به سادگی چیزی شبیه قرآن بیاورم . حتی خطبههایی از بلیغان دیده میشود که از نظر بلاغت و شیوایی برتر از قرآن میباشند؛ حتی سخنان امام علی(ع) در نهج البلاغه! چگونه این اشکالات را برای ما رفع میکنید؟ میدانم که شاید سؤالهای من گستاخانه جلوه کند، ولی من جویندهی حق هستم و شناخت حقیقت برایم بسیار مهم است. من انکار نمیکنم که شما اموری عقلانی را آوردهاید و در حال حاضر به آنها ایمان دارم؛ مثل باطل بودن تقلید امروزی، حکم دادن بر اساس ظن و گمان، اجتهاد باطل و علم اصول، و امکان دیدن امام و همچنین فرزندان ایشان در روایتها نقل شده است. خداوند به شما خیر و برکت عطا فرماید. من چیزهای زیادی از شما آموختم. فرستنده: حسن علی
مراجع
- ↑ احمد الحسن(ع). پاسخهای روشنگر بر بستر امواج (ج ۲). مترجم: گروه مترجمان انتشارات انصار امام مهدی(ع). نوبت انتشار: دوم؛ ۱۳۹۴. -پرسش ۹۹:؛ صفحه ۱۰۸
منبع اصلی عربی: الجواب المنير عبر الأثير (ج ٢).
ارجاع به این صفحه
احمد الحسن(ع). پاسخهای روشنگر بر بستر امواج (ج ۲). مترجم: گروه مترجمان انتشارات انصار امام مهدی(ع). نوبت انتشار: دوم؛ ۱۳۹۴. -پرسش ۹۹:؛ صفحه ۱۰۸ https://ahmedalhasan.org/fa/Library/BookContent/25 - AL-JAWAB-AL-MUNIR-V2-Q099