پرسش ۱۱۰ - پاسخهای روشنگر بر بستر امواج (ج ۲)
از WikiSavior، مرجعی مبتنی بر منابع
پرسش و پاسخ فارسی
-پرسش 110:
بسم الله الرحمن الرحیم، سید احمد الحسن(ع)، سلام علیکم و رحمت الله و برکاته. دوستی سنّی دارم که برای من بعضی شبهات را مطرح کرده که مرا حیران نموده است؛ از جمله: روایاتی از امام صادق(ع) داریم که مضمون آنها چنین است که انبیا ارثی به جا نمیگذارند؛ حال ما چگونه میگوییم که این روایتها موضوعیت دارد؟ فرستنده: شیما حسن علی
پاسخ احمدالحسن (ع):
بسم الله الرحمن الرحیم،والحمدلله رب العالمین،وصلی الله علی محمد و آل محمد الائمة والمهدیین وسلّمتسلیماً. 1 - انبیا(ع) به دنیا اهتمامی ندارند و میراث آن را جمع نمیکنند، اما ممکن است به علتی، چیزی از میراث دنیا در اختیار آنان باشد؛ از همین رو، معمولاً آنها چیزی از میراث دنیا برای وارثان خود باقی نمیگذارند و آنها ارثی ندارند؛ یعنی اهتمامی به جمعآوری مال دنیا برای وارثانشان ندارند. 2 - آنچه انبیا(ع) برای وصیّشان به ارث میگذارند، علم و حکمت و خلافت خدا بر روی زمینش است و هر آنچه از مال دنیا باقی گذارند، در نظر ورثهی آنها هیچ ارزشی ندارد هر چند با ارزش و بزرگ به نظر برسد. 3 - حال، آیا این درست است که در ماجرای فدک، مسلمانان از محمد(ص) ارث میبرند در حالی که دخترش فاطمه(ع) ارثی از ایشان نبرد؟! اگر ارث بردن فاطمه دختر محمد(ص) از پدرش حضرت محمد(ص) از نظر آنها صحیح نباشد، با کدام آیه از کتاب خدا و کدام روایت از رسول الله(ص) ارث بردن همگیشان از رسول خدا(ص) را صحیح میدانند؟!! چگونه ارث بردن عایشه از خانهی رسول الله(ص) را درست میدانند؟ و حق او دانستند که اجازه بدهد پدرش و عمر در آنجا دفن گردند؟! و در عین حال مانع دفن شدن حسن فرزند فاطمه(ع) دختر رسول خدا(ص) در آن بشوند؟! اگر خانه به ارث برده میشود، پس فاطمه(ع) از آن سهمی دارد و حسن(ع) نیز از طرف مادرش فاطمه(ع) سهم خواهد داشت. چگونه مانعش شدند و با چه حقی عایشه مانع شد تا امام در ملک خودش دفن شود؟!! 4 - خداوند متعال میفرماید: «وَوَرِثَ سُلَيْمَانُ دَاوُدَ وَقَالَ يَا أَيُّهَا النَّاسُ عُلِّمْنَا مَنْطِقَ الطَّيْرِ وَأُوتِينَا مِنْ كُلِّ شَيْءٍ إِنَّ هَذَا لَهُوَ الْفَضْلُ الْمُبِينُ»[۲۲۰] (و داوود برای سلیمان ارث گذاشت و گفت: ای مردم، به ما زبان مرغان آموختند و از هر نعمتی ارزانی داشتند و اين نعمتی است آشکار). در ماجرای زکریا(ع) خداوند متعال میفرماید: «وَإِنِّي خِفْتُ الْمَوَالِيَ مِن وَرَائِي وَكَانَتِ امْرَأَتِي عَاقِرًا فَهَبْ لِي مِن لَّدُنكَ وَلِيًّا * يَرِثُنِي وَيَرِثُ مِنْ آلِ يَعْقُوبَ وَاجْعَلْهُ رَبِّ رَضِيًّا»[۲۲۱] (من پس از مرگ خويش، از خويشاوندانم بيمناکم و زنم نازا است. مرا از جانب خود فرزندی عطا فرما * که ميراثبر من و ميراثبر خاندان يعقوب باشد و او را، ای پروردگار من، شايسته و پسنديده گردان). خداوند از این آیات چه منظوری دارد؟ سلیمان از داوود چه چیزی به ارث برد؟ و یحیی چه چیزی از زکریا(ع) به ارث برد؟ آیا هر آنچه داوود و زکریا به ارث گذاشتند را بنی اسرائیل به جای سلیمان و یحیی(ع) به ارث بردند؟ در حالی که خداوند میفرماید: «وَأُوْلُواْ الأَرْحَامِ بَعْضُهُمْ أَوْلَى بِبَعْضٍ فِي كِتَابِ اللهِ إِنَّ اللهَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ»[۲۲۲] (به حکم کتاب خدا، خويشاوندان به يکديگر سزاوارترند و خدا بر هر چيزی دانا است). اگر بگویند که ارث فقط نبوّت، علم، حکمت و جانشینی خداوند در زمینش است و نه چیز دیگر، پس چگونه خلافت را از حسن و حسین(ع) به یغما بردند در حالی که آنها فرزندان رسول خدا(ص) از طرف فاطمه(ع) هستند؟! این وراثت الهی را عیسی(ع) از داوود(ع) به ارث برد در حالی که او فرزند داوود از طرف مریم(ع) بود و خداوند میفرماید: «ذُرِّيَّةً بَعْضُهَا مِن بَعْضٍ وَاللهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ»[۲۲۳] (فرزندانی بودند، برخی از نسل برخی ديگر پديد آمده، و خداوند شنوا و دانا است). چگونه جامهی خلافت را به جای علی(ع) بر تن کردند؟! در حالی که آنها یقین داشتند که خلافت مختص فرزندان هاشم از ذریهی ابراهیم(ع) بعد از بعثت محمد(ص) میباشد، اگر ایمان داشتند«أَمْ يَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلَى مَا آتَاهُمُ اللهُ مِن فَضْلِهِ فَقَدْ آتَيْنَآ آلَ إِبْرَاهِيمَ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَآتَيْنَاهُم مُّلْكًا عَظِيمًا»[۲۲۴] (يا بر مردم به خاطر نعمتی که خداوند از فضل خويش به آنان ارزانی داشته است، حسد میبرند؟ در حالی که ما به خاندان ابراهيم، کتاب و حکمت داديم و فرمانروايی بزرگ ارزانیشان داشتيم). چطور آن را به جای علی(ع) بر تن نمودند در حالی که از همهشان داناتر و حکیمتر بود؟! اگر که در بین آنها کسی پیدا میشد که اندک چیزی از علم و حکمت در وجودش میبود!! به هر حال خداوند سبحان بیان میفرماید که انبیا(ع) ارث به جا میگذارند و ارث میبرند و به هر شکلی که این وراثت را تفسیر کنند، آشکارا کنار گذاشتن علی و حسن و حسین(ع) و همچنین غصب نمودن حق فاطمه(ع) توسط آنها را باطل میکند.
پاورقیهای نسخهٔ فارسی
↑ [۲۲۰] نمل: 16.
↑ [۲۲۱] مریم: 5 و 6.
↑ [۲۲۲] انفال: 75.
↑ [۲۲۳] آل عمران: 34.
↑ [۲۲۴] نسا: 54.
مطالب بیشتر در مسائل متفرقه
- آقا، مولا و حبیب من! معنی این روایت «المکنی بعمّه» (همکنیهی عمویش است) چیست؟ همچنین معنی «اَمِت»؟ فرستنده: یعقوب جابری
- در مورد سید احمد الحسن با قرآن کریم استخاره کردم و سورهی انبیا برایم آمد: «قَالُوا مَن فَعَلَ هَذَا بِآلِهَتِنَا إِنَّهُ لَمِنَ الظَّالِمِينَ * قَالُوا سَمِعْنَا فَتًى يَذْكُرُهُمْ يُقَالُ لَهُ إِبْرَاهِيمُ» (گفتند: چه کس با خدايان ما چنين کرده است؟ هر آينه او از ستمکاران است * گفتند: شنيدهايم که جوانی به نام ابراهيم، از آنها سخن میگفته است) و دو بار پشت سر هم همین استخاره آمد[218]. با تشکر فراوان. فرستنده: ام رغد
- بسم الله الرحمن الرحیم، سید احمد الحسن(ع)، سلام علیکم و رحمت الله و برکاته. دوستی سنّی دارم که برای من بعضی شبهات را مطرح کرده که مرا حیران نموده است؛ اگر دقیقا مشخص است که قائم(ع) نهمین فرزند از نوادههای امام حسین(ع) است پس چرا بعضی از شیعههای مقرّب و نزدیک گمان کردند که قائم، امام موسی کاظم(ع) است؟ و اگر ائمه از طرف رسول خدا(ص) و حضرت زهرا(ع) با ذکر نام مشخص شدهاند، چرا شیعه پس از وفات هر امام حیران و سرگردان میشده است تا جایی که حتی زرارة بن اعین در حالی وفات یافت که به امامت امام موسی کاظم(ع) ایمان نداشت؟! فرستنده: شیما حسن علی
- بسم الله الرحمن الرحیم،الحمدلله رب العالمین،وصلوة والسلام علی محمد و الائمة والمهدیین وسلّمتسلیماً. به پدرم و مولایم، به رکن محکم و استوار، به مظلومی که حقش پایمال شده، به رود طالوت که امّت محمد(ص) با او آزموده میشوند و به یاران بینظیرش که بهترین امّت در میان مردم هستند؛ کسانی که پایههای شهر آسمانی و باب ظاهر و باطنش به آنها افتخار میکنند. درود و رحمت و برکات خداوند متعال بر شما باد! فرستندهی این نامهی متواضعانه ـنامهای که از طرف سادهترین و حقیرترینِ انسانها که روی این زمین راه میرود نوشته شده استـ بیعت با پدرش را اعلام میکند؛ من چنین میگویم و در حضور خداوند متعال و پیامبرش(ص) و امیر المؤمنین و ائمه و مهدیین(ع) نیز گفتهام. نمیدانم چه بگویم ای آقای من؛ آیا بگویم که از دیدار خوشحالم؟! چرا که این، اولین مرتبهای است که قلمم برای نوشتن این کلمات به حرکت درمیآید، و آه از این کلمات! و یا اینکه این لحظه، لحظهی اندوه و ناراحتی است چرا که با چشمان خود میبینم که چگونه حق شما را پایمال میکنند! میگویم: ای هارون زمان! آیا نمیبینی که این امّت گوسالهشان را میپرستند و صدای پوچ «من پروردگار بلند مرتبهی شما هستم» آن بلند شده است؟! و حال آنکه همه از خداییم و به سوی او بازمیگردیم! «إِنَّ مَوْعِدَهُمُ الصبْحُ أَلَیْس الصبْحُ بِقَرِیبٍ» (وعدهگاهشان صبحهنگام است. آیا صبح، نزدیک نیست؟!) اما ای سروران من، انصار امام مهدی(ع)، صبر پیشه کنید! ای عمو زادههایم، که آنها آن را دور میبینند در حالی که ما نزدیکش میبینیم و کسانی که به آل محمد ظلم نمودند به زودی خواهند فهمید که به کدامین بازگشتگاه باز خواهند گشت و عاقبت خیر از آنِ پرهیزگاران است. والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته. فرستنده: بندهی حقیر و تقصیرکار - ابو احمد الجبوری
مراجع
- ↑ احمد الحسن(ع). پاسخهای روشنگر بر بستر امواج (ج ۲). مترجم: گروه مترجمان انتشارات انصار امام مهدی(ع). نوبت انتشار: دوم؛ ۱۳۹۴. -پرسش ۱۱۰:؛ صفحه ۱۳۵
منبع اصلی عربی: الجواب المنير عبر الأثير (ج ٢).
ارجاع به این صفحه
احمد الحسن(ع). پاسخهای روشنگر بر بستر امواج (ج ۲). مترجم: گروه مترجمان انتشارات انصار امام مهدی(ع). نوبت انتشار: دوم؛ ۱۳۹۴. -پرسش ۱۱۰:؛ صفحه ۱۳۵ https://ahmedalhasan.org/fa/Library/BookContent/25 - AL-JAWAB-AL-MUNIR-V2-Q110