پرسش ۲۷۹ - پاسخهای روشنگر بر بستر امواج (ج ۳)
از WikiSavior، مرجعی مبتنی بر منابع
پرسش و پاسخ فارسی
-پرسش 279:
اولاً: السلام علی من اتبع الهدی )سلام بر آن کس که از پی هدايت قدم نهد( شما چیزی خلاف قاعده و نامتعارف هستید که میخواهید در جامعهی مسلمین فساد و فتنه به راه بیاندازید و افراد کم خِرَد را استثمار کنید تا از این طریق نقشهی صهیونیستیـاسرائیلی خود را که در پیِ گسترش تفرقه و از هم پاشیدگی جوامع اسلامی است، به مرحلهی اجرا دربیاورید. سپاس خدایی را که شما را رسوا نمود و فسادتان را برملا ساخت. فرستنده: محمد الحمیداوی - عراق
پاسخ انصار:
بسم الله الرحمان الرحیم، الحمد لله رب العالمین، و صلی الله علی محمد و آله الائمة و المهدیین و سلم تسلیماً. اما بعد... امام ابوجعفر(ع) میفرماید: «.... مهدی را مهدی مینامند زیرا به امری که مخفی است هدایت میکند....»[۲۳۴]. و از امام صادق(ع) روایت شده است که فرمود: «چون قائم به پا خیزد، با امری که قبلاً نبوده است، میآید»[۲۳۵]. و از امام ابوجعفر(ع) نیز روایت شده است که فرمود: «چون قائم ما به پا خیزد امری جدید میآورد، همان گونه که رسول خدا(ص) در ابتدای اسلام به امر جدیدی دعوت نمود. اسلام غریبانه آغاز شد و غریبانه باز خواهد گشت، پس خوشا به حال غریبان»[۲۳۶]. و از امیر المومنین در خطبهای بسیار طولانی نقل شده است که فرمود: «....و برای مردم کتابی جدید میآورد که بر کافران بسیار سخت و شدید است. مردم را به امری دعوت میکند که کسی که آن به آن اقرار کند، هدایت مییابد و کسی که آن را انکار نماید، گمراه میگردد؛ پس وای، وای بر کسی که انکارش نماید....»[۲۳۷]. ابان بن تغلب میگوید: از امام جعفر بن محمد(ع) شنیدم که میفرمود: «وقتی پرچم حق آشکار شود، مردم شرق و غرب آن را لعنت میکنند، میدانی چرا؟» گفتم: نه. فرمود: «به دلیل آنچه مردم قبل از ظهور وی از خاندان او میبینند»[۲۳۸]. امام ابوجعفر(ع) فرمود: «هرگاه صاحب این امر ظهور کند، همان گونه که پیامبر خدا اذیت دید، او نیز همچنان، بلکه بیشتر اذیت میبیند»[۲۳۹]. این اخبار و روایات باید پند دهندهای برای شما باشد تا در دشمنی با حق و اهل آن شتاب نکنید، چرا که از ائمه(ع) روایت شده است که بیشتر، حق، در چیزی است که منکرش هستید[۲۴۰] و خدای تعالی میفرماید: «وَأَكْثَرُهُمْ لِلْحَقِّ كَارِهُونَ»[۲۴۱] (ولی بیشترشان از حق کراهت دارند). در احوال امتهای پیشین، برای شما پند و عبرتهایی نیکو وجود دارد. چیزی را پیش نیندازید که عاقبتش به جای شیر، خون باشد و دشمن شما فردا امام مهدی(ع) باشد. به خویشتن خویش رجوع کنید و از پروردگارتان پرسش نمایید که او از رگ گردن به شما نزدیکتر است. مبادا تقلید کورکورانه و هواپرستی و حب دنیا و جاه و ریاست شما را از حق بازدارد. صدای پایی پشت سر غیرمعصوم بلند نشد مگر این که (هم خود) هلاک شد و (هم دیگران را) به هلاکت افکند[۲۴۲]. هنوز وقت مناسب در اختیار دارید و فرصت همانند ابر در گذر است که اگر از دست برود دیگر بازنمیگردد. این فرستادهی امامتان مهدی(ع) است که شما را ندا میدهد و از شما یاری میخواهد؛ او را خوار فرومگذارید که خودتان را خوار میکنید و تا روز قیامت مورد لعنت واقع خواهید شد. خداوند شما را بر نصرت آل محمد(ع) و دوری از دشمنی با آنها هدایت فرماید که او شنوا است و اجابت میفرماید. والحمد لله رب العالمین، و صلی الله علی محمد و آل محمد الائمة و المهدیین و الاوصیاء المرضیین. هیأت علمی انصار امام مهدی(ع) (خداوند در زمین تمکینش دهد) شیخ ناظم عقیلی
پاورقیهای نسخهٔ فارسی
↑ [۲۳۴] غیبت نعمانی: ص 242.
↑ [۲۳۵] غیبت طوسی: ص 307.
↑ [۲۳۶] غیبت نعمانی: ص 336.
↑ [۲۳۷] الزام الناصب: ج ۲ ص 174.
↑ [۲۳۸] غیبت نعمانی: ص 308.
↑ [۲۳۹] غیبت نعمانی: ص 308.
↑ [۲۴۰] امیر المومنین( فرمود: «فلا تقولوا بما لاتعرفون فان اکثر الحق فیما تنکرون» (دربارهی چیزی که نمیدانید، سخن مگویید چرا که بیشتر حق در چیزی است که انکارش میکنید). نهج البلاغه با شرح محمد عبده: ج ۱ ص 154.
↑ [۲۴۱] مومنون: 70.
↑ [۲۴۲] شیخ کلینی با سند خود از سهل بن زیاد از داوود بن مهران از علی بن اسماعیل میثمی از رجل از جویریة بن مسهر نقل نمود که گفت: به تندی پشت سر امیرالمومنین( رفتم. فرمود: «ای جویریه! این احمقها هلاک نشدند به هلاکتی مگر اینکه صدای کفشها پشت سرشان بلند شد. برای چه آمدی؟» عرض کردم: آمدم سوال کنم از سه چیز: از شرف و مروت و عقل. فرمود: «اما شرف، کسی که سلطان او را شرف داد شریف میشود. اما مروت در اصلاح معیشت است. اما عقل، کسی تقوای خدا را پیشه نماید، عقل دارد». کافی: ج ۸ ص 241.
مطالب بیشتر در مسائل متفرقه
- الف: بسم الله الرحمان الرحیم و الصلاة علی سیدنا محمد خاتم النبیین و المرسلین و آله و صحبه اجمعین. شما را چه شده است که خودتان را معصوم میدانید و در تفسیرهایتان بر خدا دروغ و افترا میبندید، و مفسّرهای قرآن مانند ابن کثیر و طبری و دیگران را تکذیب میکنید، و بر هندی و طبرسی اعتماد مینمایید، آن هم نه به این دلیل که اینها جزو ثقات هستند بلکه چون سخنان آنها با گفتار شما همخوانی دارد. گویی فقط شما کسی غیر از شما خواهان اعلای دین محمد که بر او برترین درودها باد نیست! ما همه را دوست میداریم و زید یا عبید برایمان فرقی ندارد، تنها چیزی که برای ما مهم است، دین ما و قرآن ما میباشد. شما برای فتنهجویی به دنبال تاویل رفتهاید. هر روز شخصی که ادعا میکند از اهل بیت است به سراغتان میآید و شما او را تصدیق میکنید. چطور این احمد الحسن را باور کردهاید؟ گفتید با رؤیا. خدا بر من شاهد است که من خوابی دیدم که این دعوتی باطل و بیهوده است. چرا خود و تفسیرهایتان را پاک و بینقص میدانید و دیگران را تکذیب میکنید؟! تا جایی که میگویید او قرآن را بر اساس هوا و هوسش تفسیر میکند. پناه بر خدا میبرم از این که بخواهم قرآن را بر اساس هوا و هوسم تفسیر کنم. بلکه من بر تفسیرهای کسانی که فقط خدای سبحان و نه علی و عمر را در نظر میگرفتند اعتماد کردهام؛ هر چند من اینها را تجلیل میکنم و محترم میشمارم زیرا آنها به دین خدمت کردند و آن را منتشر ساختند نه مثل شما که الآن کاری کردهاید که مردم از دین متنفر و گریزان شوند، به خاطر دروغ و کذبی که برای دزدیدن اموال مردم به نام خمس، بدعت نهادهاید. خودتان را آشکار کنید، چرا مخفی شدهاید و میخواهید مردم شما را تایید کنند و خدای سبحان را که فرموده است «مُّحَمَّدٌ رَّسُولُ اللَّهِ وَالَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاء عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاء بَيْنَهُمْ تَرَاهُمْ رُكَّعًا سُجَّدًا»[203] (محمد پیامبر خدا و کسانی که با او هستند بر کافران سختگیرند و با یکدیگر مهربان، آنان را ببینی که رکوع میکنند، به سجده میآیند) تکذیب نمایند؟! البته شما تفسیر این آیه را تحریف و دگرگون میکنید و میگویید آیه دربارهی آل البیت نازل شده است و گویی خدا غیر از اینها کسی را خلق نکرده است. آنها از آنچه دربارهشان به دروغ میگویید، از شما بیزار و بریء هستند. شما در فحش دادن، از دین و آیین معاویه پیروی میکنید و ما را متهم میکنید که ما پیروان معاویه هستیم؛ در حالی که ما همه را دوست میداریم و به همه احترام میگذاریم و چیزی جز خدا برایمان مهم نیست. چرا مولایتان به خاطر مردم غزه ابرو در هم نکشید؟! مگر نه این که وی امام همهی مسلمین است و فقط مخصوص عراقی ها نیست؟! همان عراقیهایی که خداوند آنها را لعن نموده است و کاری کرده که با اشغالگر همراه شوند تا به بهانهی مظلومیت آل البیت که در واقع تجارتی شده است تا با آن اموال خمس را به چنگ آورند، کشورشان را اشغال کند؟! تا کِی وصی و مهدی شما مخفی است و حال آن که ما در عصر فضا و ماهواره هستیم؟! چطور میتوانم آنچه را که میگویید باور و تایید کنم؟ ما باید در این موضوع جستوجو و تحقیق کنیم. به شما میگویم همین شما را کفایت کند و دروغ ایشان به سادگی آشکار میگردد که اگر ایشان مورد حمایت خداوند هستند، باید ظاهر شوند و از چیزی نترسند؛ چطور کسی که نمیتواند از خودش محافظت نماید را تصدیق و تایید کنم؟! بر شما گستاخی کردم، زیرا شما به دیگران احترام نمیگذارید و تفسیرهای ما را به سخره میگیرید. یک بار از خودتان بپرسید چرا ما به دروغهایی که دربارهی آل البیت میگویید وقعی نمینهیم؟ سپاس از آنِ خدا است و درود بر سرورمان محمد که نبوت و رسالت را خاتمه داد. اما وصیت هم چیزی از قماش خیالات شما است تا با آن بین صفوف مسلمین شکاف و چنددستگی ایجاد کنید، تا از این طریق خمس کاسب شوید و با دروغ سرداب و دیگر دروغها، خودتان را رونق دهید و ترویج کنید. ب: بسم الله الرحمان الرحیم و الصلاة علی سیدنا محمد و آله و صحبه جمیعاً. چرا کینههای تاریخی و کهنه را تحریک میکنید؟ از این کار چه نفعی میبرید؟ خلق را به خالق واگذارید که او انتقامگیرنده و جبار است. خودتان را قاضی کردهاید و از مردم حساب میکشید و دروغها را به هم میبافید تا به مردم زودباور بخندید. بذر حقد و کنیه میکارید، آیا این است دین ما؟! و حال آن که اسلام ما داعی تسامح و مدارا است. چرا به سوی خدا دعوت نمیکنید؟ همّ و غمّتان این است که چگونه حقانیت آل البیت برای خلافت را ثابت کنید (و تازه) اینها الآن کجا هستند؟ آیا این شیعیان شما نبودند که به آنها خیانت کردند؟ کافی است، سخنان را تغییر دهید و به سوی خدای یگانهای که شریک ندارد دعوت کنید. حتی سرور خلایق به سوی خدا دعوت کرد و مردم را به پرستش خودش دعوت ننمود. من از گفتن این جمله متاسفم، چون که نمیخواهم مسلمانان را بخشبندی کنم. اهل سنت داعی به سوی محبت هستند و اخباری را که میگوید صحابه، یاران (پیامبر) بودند را نیز نقل میکنند و(لی) شما دشمنیهایی که بین آنها برقرار بوده است را متذکر میشوید. از این کار چه نفعی میبرید؟! تقوای الهی پیشه کنید. فرستنده: سهیله - دانمارک
- بسم الله الرحمان الرحیم، اللهم صل علی محمد و آل محمد الائمة و المهدیین و سلم تسلیماً. مشهور است که در دعوت مبارک یمانی، ازدواجِ متعه هفتاد شرط دارد. میخواهم این روایت را به طور کامل با سند آن برایم بفرستید. و میخواهم منبع آن را بدانم یعنی نام کتاب، شمارهی صفحه و شمارهی جلد را، اگر منبع چند جلدی باشد.... البته چنین سوالی را نمیتوانم از سید یمانی -صلوات پروردگارم بر او باد- بپرسم زیرا سوالاتی از این دست جزو سوالات بسیار دشوار نیست و شیخ ناظم العقیلی یا کسی که نمایندهی ایشان است میتواند به آن پاسخ دهد. این سوال جزو پرسشهای بسیار سختی نیست که پاسخ دادن به آن فقط از عهدهی مهدی اول امام احمد الحسن یمانی(ع) بربیاید. خدمتگزار دعوت پیروان دعوت یمانی عزام العبیدی - منتصر با یمانی
- کسی که ادعا میکند به سوی مردم فرستاده شده است، آیا از این که در یک کلیپ ویدئویی چهرهی خود را آشکار نماید و به مردم بگوید که پدر و جدش چه کسی است میترسد؟! و از این که علامتها و نشانههایی که در بدنش است را آشکار سازد (طبق آنچه از پیروانش نقل میشود) بیم دارد؟! این کمترین چیزی است که انسانِ مدعی این امر براساس آن شناخته میشود. البته در این خصوص مطالب بیشتری وجود دارد ولی من به همین مقدار اکتفا میکنم. کسی که ادعایی مانند ادعای شما دارد، از عواقب کار نمیهراسد. خواهش میکنم پاسخ دهید. با تشکر از شما. فرستنده: ام هانی - عراق
- سلام علیکم.... بسم الله الرحمان الرحیم. «اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ» (بخوان به نام پروردگارت که آفرید) «اقْرَأْ وَرَبُّكَ الْأَكْرَمُ» (بخوان، و پروردگار تو ارجمندترین است) «الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ» (خدایی که به وسیلهی قلم تعلیم داد) «عَلَّمَ الْإِنسَانَ مَا لَمْ يَعْلَمْ» (به آدمی آنچه را نمیدانست بیاموخت). خدای سبحان، حق (و حقیقت) را در فطرت ما قرار داده است. امام حسن(ع) میفرماید: «و اما پرسشی که دربارهی فراموشی و یادآوری داشتی، جوابش این است که قلب انسان کاملا براساس حق آفریده شده است که روی آن یک طبق قرار گرفته است. اگر انسان در وقت فراموشی بر محمد و آل محمد صلوات کامل بفرستد، طبق از روی آن حق کنار میرود و قلب روشن میشود و انسان آنچه را فراموش کرده است به یاد میآورد، اما اگر صلوات نفرستد و یا صلوات ناقص بفرستد، آن طَبَق بر آن حق باقی میماند و قلب در تاریکی فرو میرود و انسان آنچه را به یاد داشته بود فراموش میکند»[248]. ما باید به دنبال معرفتی باشیم که ما را به عمل صالح سوق میدهد؛ به علاوهی آنچه امام صادق(ع) فرموده است: «علم منوط به تعلم و آموختن نیست. علم نوری است که خداوند به قلب هر کس که بخواهد میافکند». ایمان میآورم به این که ما اینجا با هم هستیم؛ زیرا خداوند کسی را که راهبر ما باشد به سوی ما گسیل داشته و به ما معرفت عطا فرموده است. در کتابهای اسلامی مطالب بسیار اندکی دربارهی دوران پس از وفات امام حجت یافتهام، و در مورد فرزندان حجت که به سوی ما گسیل داشته (نیز) چیز زیادی پیدا نکردهام. مایلم اطلاعات بیشتری به دست آورم و به نظرم، بهترین مکان برای جستوجو، تفسیر اهل بیت(ع) میباشد. هر چند من احمد الحسن را به چشم خود ندیدهام یا تفاصیل زیادی در مورد ایشان به گوشم نخورده است ولی من مطمئنم که وی از جایگاه و اهمیت بسیار بالایی برخوردار است. میتوانم کیفیت دست یافتن به این مطلب را بعداً برایتان شرح دهم. از شما خواهش میکنم اگر در این خصوص اطلاعاتی دارید، مرا کمک کرده، آنها را برایم بفرستید. و خواهشمندم به ایشان اطلاع دهید که من برای کمک کردن، آماده و گوش به فرمانم. لطفاً از ایشان بپرسید من چطور میتوانم کمک کنم؟ سلام و دعا با چشمانی اشکبار فرستنده: طاهره - شیطان بزرگ (یعنی آمریکا)
مراجع
- ↑ احمد الحسن(ع). پاسخهای روشنگر بر بستر امواج (ج ۳). مترجم: گروه مترجمان انتشارات انصار امام مهدی(ع). نوبت انتشار: دوم؛ ۱۳۹۴. -پرسش ۲۷۹:؛ صفحه ۱۷۳
منبع اصلی عربی: الجواب المنير عبر الأثير (ج ٣).
ارجاع به این صفحه
احمد الحسن(ع). پاسخهای روشنگر بر بستر امواج (ج ۳). مترجم: گروه مترجمان انتشارات انصار امام مهدی(ع). نوبت انتشار: دوم؛ ۱۳۹۴. -پرسش ۲۷۹:؛ صفحه ۱۷۳ https://ahmedalhasan.org/fa/Library/BookContent/26 - AL-JAWAB-AL-MUNIR-V3-Q279