پرسش ۳۰۶ - پاسخهای روشنگر بر بستر امواج (ج ۴)
از WikiSavior، مرجعی مبتنی بر منابع
پرسش و پاسخ فارسی
-پرسش 306:
تفسیر این آیهی مبارک چیست: (أَمْ يَقُولُونَ افْتَرَى عَلَى اللهِ كَذِبًا فَإِن يَشَأِ اللهُ يَخْتِمْ عَلَى قَلْبِكَ وَيَمْحُ اللهُ الْبَاطِلَ وَيُحِقُّ الْحَقَّ بِكَلِمَاتِهِ إِنَّهُ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ)،([۱۸]) (يا میگويند بر خدا دروغ میبندد. اگر خدا بخواهد بر دل تو مُهر مینهد و خدا با کلمات خود باطل را محو و حق را ثابت میگرداند. او به هر چه در دلها میگذرد دانا است). فرستنده: ابوعلی - قم مقدسه
پاسخ احمدالحسن (ع):
این آیه، مرتبط با آیهی قبل از خودش است که میفرماید: (ذَلِكَ الَّذِي يُبَشِّرُ اللهُ عِبَادَهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ قُل لَّا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى وَمَن يَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَّزِدْ لَهُ فِيهَا حُسْنًا إِنَّ اللهَ غَفُورٌ شَكُورٌ * أَمْ يَقُولُونَ افْتَرَى عَلَى اللهِ كَذِبًا فَإِن يَشَأِ اللهُ يَخْتِمْ عَلَى قَلْبِكَ وَيَمْحُ اللهُ الْبَاطِلَ وَيُحِقُّ الْحَقَّ بِكَلِمَاتِهِ إِنَّهُ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ)،([۱۹]) (اين همان چیزی است که خدا به آن گروه از بندگانش که ايمان آوردهاند و کارهای شايسته کردهاند، به آن مژده میدهد. بگو: بر اين رسالت مزدی از شما طلب نمیکنم مگر دوست داشتن خويشاوندان و هر که کار نيکی کند به نيکويیاش میافزاييم که خداوند آمرزنده و شکرپذير است * يا میگويند بر خدا دروغ میبندد. اگر خدا بخواهد بر دل تو مُهر مینهد و خدا با کلمات خود باطل را محو و حق را ثابت میگرداند. او به هر چه در دلها میگذرد دانا است). منظور از این سخن خداوند (قُل لَّا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى وَمَن يَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَّزِدْ لَهُ فِيهَا حُسْنًا)، (بگو: بر اين رسالت مزدی از شما طلب نمیکنم مگر دوست داشتن خويشاوندان و هر که کار نيکی کند به نيکويیاش میافزاييم) آل محمد (ع) است. ولایت آنها همان حسنه (نیکویی) و فزونی (زیادت)، ولایت سابقین است. پس کسی که حجت خدا از آل محمد (ع) در زمانش را پیروی کند، خداوند به او پاداش عمل با اصحاب ولایت گذشته از انبیا و اوصیای فرستادهشده را عطا میفرماید و به همین صورت کسی که حجت خدا در زمانش را تکذیب کند، در زمرهی کسانی نوشته میشود که حجتهای پیشین را تکذیب کردهاند. خداوند میفرماید: (وَقَوْمَ نُوحٍ لَّمَّا كَذَّبُوا الرُّسُلَ أَغْرَقْنَاهُمْ وَجَعَلْنَاهُمْ لِلنَّاسِ آيَةً وَأَعْتَدْنَا لِلظَّالِمِينَ عَذَابًا أَلِيمًا)،([۲۰]) (و قوم نوح را چون پيامبران را تکذيب کردند غرق کرديم و آنها را برای مردم عبرتی ساختيم و برای ستمکاران عذابی دردآور آماده کردهايم). اگرچه آنها نوح را تکذیب کردند ولی خداوند آنها را به عنوان کسانی که تمام پیامبران (ع) را انکار نمودهاند در نظر گرفته است. منافقین، پیامبر خدا (ص) را متهم میکردند که میخواهد مقام امامت را که از دید آنها فقط زمامداری دنیوی بود، به اهل بیتش منحصر گرداند، لذا در مجالس و محافل خود به آن حضرت (ص) طعنه میزدند و ایشان را متهم میکردند که او از اهل بیتش هواداری میکند و این آیات را در حق آنها به دروغ به خداوند نسبت میدهد و یا به عبارت دیگر آن حضرت از جانب خودش آیاتی را به علی و فاطمه و فرزندان معصوم آنها اختصاص میدهد، مانند (إِنَّمَا يُرِيدُ اللهُ لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا)،([۲۱]) (ای اهل بيت، خدا میخواهد پليدی را از شما دور کند و شما را چنان که بايد، پاک گرداند). از منافقانی که میدیدند رسول خدا (ص) هر روز بر در خانه علی و فاطمه ( میایستد و این آیه را قرائت میکند و میشنیدند که پیامبر خدا (ص) میفرماید: (إن علياً مني كهارون من موسى). «علی برای من مانند هارون برای موسی است» چنین رفتاری دور از انتظار نبود. این کلمات مقدس قرآن کریم پاسخی به حرکات و سخنان آن منافقین بود؛ آیاتی که خوشنودی پیامبر، تشکر از آن حضرت و دوستی و مودت ایشان را به دوست داشتن اهل بیتش منحصر و محدود مینمود: (قُل لَّا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى)، (بگو: بر اين رسالت مزدی از شما طلب نمیکنم مگر دوست داشتن خويشاوندان). سپس اوضاع و احوال منافقین را تبیین نموده و گفته که آنها اصولاً به این که محمد فرستادهی خداوند است ایمان نمیآورند؛ چطور در ظاهر گرویدن به آن حضرت را ادعا و سپس او را متهم میکنند که سخنانی از روی دروغ به خدا بسته که مورد رضای او نیست؟! حتی آنها چنین میپندارند که خداوند سبحان و متعال از ثابت گرداندن حق و محو نمودن باطل ناتوان است و خداوند سبحان و متعال را که به هر چه در دلها میگذرد آگاه است، متهم میکردند که از حال کسی که برایشان فرستاده، بیاطلاع است و جهل دارد! تعالی الله علوا کبیرا! (أَمْ يَقُولُونَ افْتَرَى عَلَى اللهِ كَذِبًا فَإِن يَشَأِ اللهُ يَخْتِمْ عَلَى قَلْبِكَ وَيَمْحُ اللهُ الْبَاطِلَ وَيُحِقُّ الْحَقَّ بِكَلِمَاتِهِ إِنَّهُ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ)، (يا میگويند که بر خدا دروغ میبندد. اگر خدا بخواهد بر دل تو مُهر مینهد و خدا با کلمات خود باطل را محو و حق را ثابت میگرداند. او به هر چه در دلها میگذرد دانا است). (إِن يَشَأِ اللهُ يَخْتِمْ عَلَى قَلْبِكَ)، (اگر خدا بخواهد بر دل تو مُهر مینهد): مُهرِ بر قلب بر دو نوع است: یک نوع آن به معنای جلوگیری از استقبال (پذیرش) میباشد؛ مانند این آیه: (خَتَمَ اللهُ عَلَى قُلُوبِهمْ وَعَلَى سَمْعِهِمْ وَعَلَى أَبْصَارِهِمْ غِشَاوَةٌ وَلَهُمْ عَذَابٌ عظِيمٌ)،([۲۲]) (خدا بر دلهایشان و بر گوششان مهر نهاده و بر روی چشمانشان پردهای است و برايشان عذابی است بزرگ). و نوع دیگر آن جلوگیری از اعلان و انتشار در جهتی مشخص یا در تمامی جهتها میباشد، مانند این آیه: (فَإِن يَشَأِ اللهُ يَخْتِمْ عَلَى قَلْبِكَ)، (اگر خدا بخواهد بر دل تو مُهر مینهد). در اینجا مراد، جلوگیری از اعلان و در جهتی معین است؛ یعنی کسانی که در نپذیرفتن اهل بیت آن حضرت (ص) و امتناع از قبول مقام و منصبی که خداوند آنها را به آن منصوب فرموده است و نیز پیروان و تابعان آنها، با او مواجه شدند و با انتقال حضرت پیامبر (ص) به ملأ اعلی این اتفاق محقق گشت. جانم فدای او باد! (وَيَمْحُ اللهُ الْبَاطِلَ وَيُحِقُّ الْحَقَّ بِكَلِمَاتِهِ)، (و خدا با کلمات خود باطل را محو و حق را ثابت میگرداند): خداوند با آل محمد (ع) که کلمات خدایند، باطل را محو و حق را استوار و پابرجا میگرداند، علیرغم نیرنگها و توطئهها و طعنههایی که شما نسبت به این منصبی که خداوند به آنها داده است روا میدارید؛ چه بخواهید و چه نخواهید. ای کسانی که به تنصیب الهی اعتراض میکنید! خداوند باطل را محو و نابود خواهد کرد و حق را با آل محمد (ع) (کلمات خدا) و با قائم آنها تحقق میبخشد. خداوند متعال میفرماید: (وَمَا مُحَمَّدٌ إِلاَّ رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَفَإِن مَّاتَ أَوْ قُتِلَ انقَلَبْتُمْ عَلَى أَعْقَابِكُمْ وَمَن يَنقَلِبْ عَلَىَ عَقِبَيْهِ فَلَن يَضُرَّ اللهَ شَيْئًا وَسَيَجْزِي اللهُ الشَّاكِرِينَ)،([۲۳]) (جز اين نيست که محمد، پيامبری است که پيش از او پيامبرانی ديگر بودهاند. آيا اگر بميرد يا کشته شود، شما به آيين پيشين خود باز میگرديد؟ هر کس که بازگردد هيچ زيانی به خدا نخواهد رسانيد و خداوند سپاسگزاران را پاداش خواهد داد). ارتداد و تلاش آنها عبارت است از محو کردن حق و تثبیت باطل که (لَن يَضُرَّ اللهَ شَيْئًا)، (هيچ زيانی به خدا نخواهد رسانيد) زیرا خداوند سبحان و متعال چنین مقرر داشته است که باطل را محو سازد و پس از محمد (ص) حق را با آل محمد (ع) استوار گرداند: (وَيَمْحُ اللهُ الْبَاطِلَ وَيُحِقُّ الْحَقَّ بِكَلِمَاتِهِ)، (و خدا با کلمات خود باطل را محو و حق را ثابت میگرداند). بنابراین اقدام منافقین بر نتیجهای که خدای سبحان و متعال اراده فرموده (که همان احقاق حق در نهایت امر است) هیچ تأثیری نخواهد داشت، هر چند نیرنگ آنها بسی بزرگ و عظیم باشد: (وَقَدْ مَكَرُواْ مَكْرَهُمْ وَعِندَ اللهِ مَكْرُهُمْ وَإِن كَانَ مَكْرُهُمْ لِتَزُولَ مِنْهُ الْجِبَالُ)،([۲۴]) (آنان نيرنگهای خود را اجرا نمودند و خداوند از نيرنگهایشان آگاه بود هر چند از نيرنگهایشان کوهها به زیر افکنده میشد). از جمیل بن دراج نقل شده است: شنیدم ابا عبد الله (ع) دربارهی (وَإِن كَانَ مَكْرُهُمْ لِتَزُولَ مِنْهُ الْجِبَالُ) میفرمود: وإن كان مكر بني العباس بالقائم لتزول منه قلوب الرجال «هر چند نیرنگ بنی عباس نسبت به قائم چنان باشد که دلهای مردمان را از جا برکند و متزلزل سازد».([۲۵]) (إِنَّهُ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ)، (او به هر چه در دلها میگذرد دانا است): قدری توجه کنید، شاید متذکر شوید و حجت بر شما تمام و رسا گردد: کسی که منصب میدهد، الزاماً باید به هر چه که در دلها میگذرد آگاه باشد و او خدای سبحان و متعال است نه مردم! و بدانید که حضرت محمد (ص) از جانب خود سخن نمیگوید و او همان کسی نیست که منصب میدهد: (إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحَى)،([۲۶]) (نيست اين سخن جز آنچه وحی میشود). احمدالحسن
پاورقیهای نسخهٔ فارسی
↑ [۱۸] الشوری: 24.
↑ [۱۹] الشوری: 23 و 24.
↑ [۲۰] فرقان: 37.
↑ [۲۱] احزاب: 33.
↑ [۲۲] بقره: 7.
↑ [۲۳] آل عمران: 144.
↑ [۲۴] ابراهیم: 46.
↑ [۲۵] تفسیر عیاشی: ج ۲ ص 235.
↑ [۲۶] نجم: 4.
مطالب بیشتر در مسائل متفرقه
- بسم الله الرحمن الرحیم و صلی الله علی محمد و آل محمد الائمة و المهدیین و سلم تسلیماً. سلام علیکم و رحمة الله و برکاته برادر گرامیام!... یکی از برادران انصار دربارهی قَسمِ برائت سؤالات زیر را مطرح نموده: روشن است که یکی از ادلّهی موضوع دعوت یمانی قسم برائت میباشد. سؤال: شرایط آن چیست؟ آیا به اجازهی سید نیاز دارد یا خیر؟ اگر دشمن خواست قسم بخورد، با آن موافقت کنیم؟ آیا وی در همان لحظه هلاک میشود یا ممکن است این واقعه بعداً رخ دهد؟ آیا امکان دارد پس از قسم خوردنش، اتفاقی برای طرف مقابل پیش نیاید؟ سپس میگوید: من به این جهت این سؤال را مطرح کردم که دیدم برخی برادران انصار هنگام سخن گفتن در مجلسی، از پاسخگویی باز میایستند در حالی که دشمن بر قسم خوردن اصرار دارد و سکوت ما را دلیل بر درستی کلامش در روگردانی از حق قلمداد میکند. و الحمد لله رب العالمین، و صلی الله علی محمد و آل محمد الائمة و المهدیین و سلم تسلیماً. ابوحسن 6([8]) ماه مبارک رمضان 1429
- بسم الله الرحمن الرحیم اللهم صل علی محمد و آله الائمة و المهدیین سلام بر تو ای آقا و مولا و پدرم، ای احمد! سلام و صلوات پروردگارم بر تو و پدران امام و فرزندان مهدیت! سرورم! تفسیر این دو آیه چیست: (إِنَّ الَّذِينَ اتَّقَواْ إِذَا مَسَّهُمْ طَائِفٌ مِّنَ الشَّيْطَانِ تَذَكَّرُواْ فَإِذَا هُم مُّبْصِرُونَ * وَإِخْوَانُهُمْ يَمُدُّونَهُمْ فِي الْغَيِّ ثُمَّ لاَ يُقْصِرُونَ)،([15]) (کسانی که پرهيزگاری میکنند چون از شيطان وسوسهای به آنها برسد، خدا را ياد میکنند زيرا مردمی صاحب بصيرتاند * و برادرانشان ايشان را به ضلالت میکشند و (هیچ) کوتاهی نمیکنند).
- در سورهی دخان آمده است: (أَنَّى لَهُمُ الذِّكْرَى وَقَدْ جَاءهُمْ رَسُولٌ مُّبِينٌ)،([27]) (کجا پند میپذيرند؟ حال آنکه چون فرستادهای روشنگر بر آنها مبعوث شد) و سید (ع) در کتاب «بیان حق و سداد» ج ۲ صفحهی 22 میفرماید: «این فرستادهی روشنگر، احمدالحسن است و این عبارت فقط یک بار در قرآن آمده است». این آیه در سورهی زخرف آیهی 29 نیز آمده است: (بَلْ مَتَّعْتُ هَؤُلَاء وَآبَاءهُمْ حَتَّى جَاءهُمُ الْحَقُّ وَرَسُولٌ مُّبِينٌ)، (من اينان و پدرانشان را از زندگی بهرهمند کردم تا آنگاه که حق و فرستادهای آشکار به سويشان آمد). سؤال: آیا این آیهای که در سورهی زخرف آمده، جزو آیاتی است که دستخوش تحریف شده است؟ یعنی به عنوان مثال «رسول کریم» بوده ولی آنها گفتهاند «رسول مبین»؟ یا برادران در نقل بیان سید (ع) دچار خطا شدهاند؟ یا این که تأویل و تفسیر دیگری دارد؟ و الحمد لله رب العالمین.
- سؤال 1: سرورم! نظر شما دربارهی این سخنان چیست: لا اله الا محمد، لا اله الا علی، لا اله الا احمد؟ سؤال 2: سرورم! نظر شما دربارهی این سخنان چیست: لا فتی الا علی، لا مهدی الا احمد، یا لا معصوم الا احمد، لا کتاب الا متشابهات، لا امام الا احمد و لا سجود الا له (سجودی جز برای او روا نیست)، احمد هو الاله و لا اله غیره (احمد همان خدا است و جز او خدایی نیست) یا اشهد ان لا اله الا احمد، احمد صاحب فتح المبین است، لا فتح مبین الا لأحمد (فتح مبین فقط از آنِ احمد است)، احمد مرفوع است یا احمد همان معبود است، یا این احمد است که با «هو» به او اشاره شده یعنی احمد «هو» است، یا قرآنی جز متشابهات و حجتی جز احمد نیست؟ فرستنده: شیخ جهاد الاسدی
مراجع
- ↑ احمدالحسن(ع). پاسخهای روشنگر بر بستر امواج (ج ۴). مترجم: گروه مترجمان انتشارات انصار امام مهدی(ع). نوبت انتشار: دوم؛ ۱۳۹۴. -پرسش ۳۰۶:؛ صفحه ۱۸
منبع اصلی عربی: الجواب المنير عبر الأثير (ج ٤).
ارجاع به این صفحه
احمدالحسن(ع). پاسخهای روشنگر بر بستر امواج (ج ۴). مترجم: گروه مترجمان انتشارات انصار امام مهدی(ع). نوبت انتشار: دوم؛ ۱۳۹۴. -پرسش ۳۰۶:؛ صفحه ۱۸ https://ahmedalhasan.org/fa/Library/BookContent/27 - AL-JAWAB-AL-MUNIR-V4-Q306