پرسش ۳۱۴ - پاسخهای روشنگر بر بستر امواج (ج ۴)
از WikiSavior، مرجعی مبتنی بر منابع
پرسش و پاسخ فارسی
-پرسش 314:
اللهم صل علی محمد و آل محمد الائمة و المهدیین و سلم تسلیماَ. عبد صالح، وصی و فرستادهی امام مهدی (ع) که خداوند در زمین تمکینش دهد، سرورم! ای پسر رسول خدا! یکی از برادران مهمان اتاق انصار از من تقاضا نمود این سؤال را از شما بپرسم. سؤال: آیا عنصر مادّهی جسم انسان که اکنون وجود دارد، همان عنصر مادی است که انسان با آن وارد بهشت یا جهنم میشود؟ یا قضیه طور دیگری است؟ سرورم، ای فرزند حسن (ع)! شاید از بیادبی باشد از این که شما را به این سؤال مشغول کنم، ولی فقط به این دلیل از شما پرسیدم که به او وعدهی سؤال کردن داده بودم. و السلام علیکم و رحمة الله و برکاته. فرستنده: عبدالله الشریفی ـ استرالیا
پاسخ احمدالحسن (ع):
بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین، و صلی الله علی محمد و آل محمد الائمة و المهدیین و سلم تسلیماً. در آخرت، جسم انسان با این جسم مادیاش، متفاوت خواهد بود. والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته. احمدالحسن ذی القعده 1430 هـ.ق
مطالب بیشتر در مسائل متفرقه
- سلام علیکم، سال نو بر شما مبارک! آیا مال و ثروتی که در حکومت امام مهدی (ع) خواهد بود، طلا و نقره است یا اسکناس رایج مانند آنچه امروزه در دنیا وجود دارد؟ فرستنده: جعفر - عربستان سعودی
- السلام علی من اتبع الهدی و خشی الرحمن بالغیب. سلام بر آن کس که از پیِ هدايت قدم نهد و در نهان از خدای رحمان بترسد. از حضرتعالی سؤالی دارم: آیا آنچه شما به آن بشارت میدهید، همان دین الهی خداوند است که تمام رسالتهای آسمانی به آن اشاره نمودهاند؟ و آیا همان دینی است که از ادیان موجود اعم از یهود، مسیحیت و اسلام از حیث عقیده به حاکمیت خدا یا فساد و ستمی که اکنون در زمین گسترش یافته است، بسیار به دور است؟ فرستنده: ابراهیم - عربستان سعودی
- بسم الله الرحمن الرحیم، اللهم صل علی محمد و آل محمد الائمة و المهدیین و سلم تسلیماَ. سرورم، ای احمدالحسن! سلام خدا بر تو باد! از اینکه از شما دورم، در غم و اندوهی عمیق فرو رفتهام. از این که من در عربستان هستم و در عراق نیستم تا شما را نظاره کنم و بر دست شریفت بوسه زنم چقدر زجر میکشم و متألم هستم. سرورم! تقاضا میکنم در دعایت مرا فراموش نکنی چرا که من به دعای شما نیازمندم. شما نعمت خدا بر ما هستی. نمیدانم چگونه شروع کنم. واژهها با معانی در هم آمیخته و من قادر نیستم سخن را از شِکوه بازشناسم. گفتارم، شِکوههایم است و شکوههایم، سخنگوییام. آقای من، احمدالحسن! میخواهم جزو خواص تو باشم. خواهش میکنم، سرورم! به خدا سوگند نه به خاطر ارزش دنیای فانی است و نه به خاطر ترس از آتش. اگر من از اهل آتش باشم، این از عدل خدا است و در آتش خواهم گفت من خدا را دوست دارم و در بهشت، من خدا را دوست دارم. هر دو را در نهایت دوست دارم، هم خدا را و هم عدل او را. سرورم! مرگ برایم اهمیتی ندارد، مادامی که در راه تو باشد، که در این صورت، مرگ در راه خدا خواهد بود. ای آل محمد! از چه هنگام زندگی من بدون شما ارزش و بهایی داشته است؟ سرورم! شما را بیش از پدرم و مادرم و بیش از خودم دوست دارم. سرورم! دنیا در نظرم به اندازهی بال پشهای ارزش ندارد. شادیها و اندوهها یکساناند و من چیزی احساس نمیکنم مگر با شما ای آل محمد! خدا میداند من در حالی این جملات را برای شما مینویسم که سرشک از دیدهام جاری است. سرورم! همواره شما و پدرت، سرورم محمد بن الحسن المهدی (ع) مرا دعا کنید تا جزو خواص شما و در زمرهی کسانی باشم که از شما با شمشیر و نه با قلم، آشکارا و نه در خفا دفاع میکند. یا آل محمد! مرگِ در راه شما را خواستارم. فرج چه زمانی است، سرورم؟ فریاد فریاد فریاد، غیبت به درازا کشید و من هر روز شرنگ تلخی که احاطهام کرده است را جرعه جرعه مینوشم، در حالی که از تو دورم! پسر مهدی میان ما باشد و ما حتی از دیدن او محروم! وای از این مصیبت! دلهای ما تحمل آن را تاب ندارد. تنها مایهی تسلّیام این است که به فضل خداوند سبحان یگانهای که هیچ شریکی ندارد، من شما را و فضل و عنایت شما و پدرت ( را احساس میکنم. جز محبت شما ای آل محمد، برایم باقی نمانده است. ای سرور و مولایم، بعد از تو برایم چقدر گران و سخت و سنگین است! خدا آگاه است که وقتی با مشیّت و تدبیر الهی، دعوت یمانی به سراغم آمد، احساس کردم گویی این دعوت را از پیش در عالم ذر میشناسم، و حتی شما را ای احمدالحسن میشناسم. پیشتر نامهی ویژهای برای امام علی الرضا (ع) فرستادم ولی این نامه در زمان دستگیریهای انصار توسط فراعنهی طاغوت که در دولت عراق متجسم شده بود ودبه فتوای بلعم بن باعورای زمان انجام گرفت نزد انصار گم شد. این نامه پس از آن که سایت چند وقتی از فعالیت بازایستاد گم شد. متن ذیل مضمون همان نامهای است که پیشتر مفقود گردید: سالها است که احساس میکنم مرا با امام علی الرضا (ع) عهد و پیمانی است. گویی من با آن حضرت نشستهام و او را مشاهده میکنم. آن حضرت گندمگون بود و در فضایی مه آلود که پر از خرابیهای ناشی از جنگها و بارانها و طوفانها بود، لباس سفیدی به تن داشت. این یک یادآوری از عالم ذر بود و من طی آن سالها تفسیرش را نمیدانستم، و حتی گاهی اوقات از این که چنین مطلبی به یادم میآمد در شگفت میشدم. گمان میکردم این قضیه، وهم و خیال است برای همین پنهانش میکردم، چرا که امام علی الرضا شهید شده است و من در عصر غیبت امام مهدی (ع) هستم؛ پس این دیدار چطور صورت گرفته است؟ ولی هنگامی که یکی از کتابهای انصار را خواندم که در آن اوضاع شیعیان در زمان امام علی الرضا (ع) را به اوضاع شیعیان در زمان شما ـای سرورم!ـ مرتبط میکرد و آنها را به هم تشبیه نمود یقین کردم که شما همان کسی هستی که روزی از روزها با او ملاقات خواهم کرد و در این یادآوری، امام علی الرضا (ع) شاید یک نماد باشد، یعنی در دوران رجعت با شما یا با امام علی الرضا دیدار خواهم داشت، خداوند داناتر است! این نامهای است برای سرورم احمدالحسن که درود خداوند بر او باد. امیدوارم به دست سرورم برسد و ایشان با دعا کردن همیشگی برایم، آرزویم را برآورده سازد، و این یادآوری در عالم ذر را که مربوط به امام علی الرضا (ع) است برایم تفسیر نماید. از سرورم بابت توضیحش به خصوص در مورد اسم باطن، تشکر میکنم؛ زیرا من آن را از یکی از صوفیان شنیده بودم ولی به فضل علم یمانی (ع) بطلان عقاید اهل تصوّف برایم آشکار گشت. همچنین ای آقای من! میخواهم با علم حروف پاسخ این سؤال را برایم آشکار سازی: عزام العبیدی کیست؟ میخواهم وضعیتم را بدانم، آیا من بر خیر هستم یا گرفتار خشمی از جانب خداوند؟ و آیا من جزو 313 یا ده هزار انصار یا ابدال یا نجبا هستم یا خیر؟ این امید و آرزوی من است که در عصر ظهور باشم؛ حتی اگر لحظهای گذرا باشد. نه به خاطر دنیای فانی بلکه برای این که بدانم در چه سطحی نزد پروردگارم و آل محمد و امام مهدی و نیز تو ای سرورم، مقبولیت دارم. پدرم نیز چند سال پیش خوابی دربارهی من دید و او شاهد بود که خداوند به او میگوید عزام را به من بده و من آن را به وجود میآورم و نَسَب او در زمین برای تو خواهد بود. سپس پدرم به او گفت بگیرش، عزام را به تو دادم. به خدا سوگند میخورم که این مطلب را پدرم به من خبر داد. تفسیر این رؤیا چیست؟ یک بار هم دو زن آفریقایی را دیدم که در خیابان گدایی میکردند. من به آنها صدقه دادم ولی ملاحظه کردم که پولهایم به طور غیرعادی از کیفم غیب میشود. مثلاً من چهل ريال داشتم، دیدم شده بیست ریال. وقتی مطمئن شدم که این جادوگری است، مجبور شدم پولها را داخل قرآن بگذارم. چگونه این سحری که پولهایم را گرفته باطل کنم و از بین ببرم؟ تمام گناه من این بود که به دو زنی که نمیدانستم جادوگرند، صدقه دادهام. مدیران سایت! از این که شما را خسته کردم متاسفم ولی این آخرین نامه به سرورم یمانی است تا دیگر باعث آزردگی و خستگی شما نشوم. هر چند دوست دارم که با سرورم از طریق ارسال نامه، گاهی ارتباط داشته باشم. این تنها چیزی است که دارم، مادامی که بین من و او فاصلهها بسیار است. فرستنده: العبیدی ـ عربستان سعودی
- سؤال 1: سلام علیکم. در آیهی (وَلَيْسَ الذَّكَرُ كَالأُنثَى)،([47]) (و پسر، چون دختر نیست)، چرا در قرآن مذکر را بر مونث مقدم داشته است؟ سؤال 2: بسم الله الرحمن الرحیم «الهی ما ألذّ خواطر الإلهام بذکرک علی القلوب، وما أحلی المسیر إلیک بالأوهام فی مسالک الغیوب» (خدایا! چه لذتبخش است در دلها خاطرات الهام گرفته از یادت، و چقدر شیرین است پویش به سوی تو با مرکب اندیشهها در راههای غیب). السلام علیکم و رحمة الله. مایلم معنای این بخش از مناجات را بدانم. لطف میکنید آن را شرح دهید؟ با تشکر فراوان از شما. سؤال 3: سلام علیکم و رحمة الله و برکاته. «المرأة شر كلها و شر ما فيها انه لابد منها» (همه چیز زن شرّ است و بدتر از آن این که از بودنش گریزی نیست). 1- این حدیث که از امیر المؤمنین در «نهج البلاغه» و «غرر الحکم» وارد شده، از لحاظ متن و سند تا چه حد صحیح است؟ 2- و اگر حدیث صحیح باشد، معنای آن چیست و در چه شرایط تاریخی گفته شده است؟ با تشکر فراوان از شما. فرستنده: خلیفه بن احمد
مراجع
- ↑ احمدالحسن(ع). پاسخهای روشنگر بر بستر امواج (ج ۴). مترجم: گروه مترجمان انتشارات انصار امام مهدی(ع). نوبت انتشار: دوم؛ ۱۳۹۴. -پرسش ۳۱۴:؛ صفحه ۳۸
منبع اصلی عربی: الجواب المنير عبر الأثير (ج ٤).
ارجاع به این صفحه
احمدالحسن(ع). پاسخهای روشنگر بر بستر امواج (ج ۴). مترجم: گروه مترجمان انتشارات انصار امام مهدی(ع). نوبت انتشار: دوم؛ ۱۳۹۴. -پرسش ۳۱۴:؛ صفحه ۳۸ https://ahmedalhasan.org/fa/Library/BookContent/27 - AL-JAWAB-AL-MUNIR-V4-Q314