پرسش ۳۷۱ - پاسخهای روشنگر بر بستر امواج (ج ۴)
از WikiSavior، مرجعی مبتنی بر منابع
پرسش و پاسخ فارسی
-پرسش 371:
خواب دیدم پدر مرحومم مرا به چیزی بشارت میدهد. پدرم را دیدم که جوان شده و زیباترین لباسش را به تن کرده است و در آینه نگاه میکند و میگوید: زیباتر از بهشت نیست و مرا به ثروتمند شدنِ (فلانی) یکی از برادرانم و این که رزق زیادی برای او گشوده شده است مژده داد و بشارتم داد به این که یکی از برادرانم چاق خواهد شد (گفت: اما فلانی، بیشتر چاق خواهد شد). مفهوم ثروتمندی برادر اول و چاق شدن دومی در آینده چیست؟ با درود و سلام. فرستنده: فضل المهلل - یمن
پاسخ احمدالحسن (ع):
بسم الله الرحمن الرحیم و الحمد لله رب العالمین، و صلی الله علی محمد و آل محمد الائمة و المهدیین و سلم تسلیماً. رزق و روزی واقعی، همان رزق اخروی و هدایت شدن به سوی حق و عمل به آن است. چاقی نیز بر بهبود وضعیت اخروی شخص دلالت دارد. احمدالحسن شوال 1430 هـ.ق
مطالب بیشتر در مسائل متفرقه
- سلام علیکم. تقریباً پنج سال پیش در خواب دیدم که رعد و برق بود و باران میبارید. در همان حال که خواب بودم میخواستم از کسی بپرسم ماجرا چیست. یکی از مؤمنین به نام عبدالله بن احمد الناصر را دیدم. قبل از این که سخنی با او بگویم، او خودش سؤالم را دانست و در حالی که تبسّم میکرد پاسخم را داد. او عصایی در دستش داشت که به آن تکیه کرده بود و او راه میرفت که مهدی (ع) ظاهر شد. با صدای مؤذّن که الله اکبرِ اذان صبح را میگفت از خواب بیدار شدم و گویی مهدی (ع) ظهور کرده بود. توضیح: مردی که در خواب دیده بودم، یک سال قبل از ظهور یمانی (ع) فوت کرده بود؛ یعنی یازده سال پیش. زمانی که او را در خواب دیدم یا کمی قبل از آن، خانمم همان مرد را در رؤیا دید که آن مرد فریاد زنان به او میگفت: مهدی ظهور کرد، مهدی ظهور کرد. آنچه در این رؤیا مرا غافلگیر کرده این است که من قبل از خوابم در آن شب و نیز شبهای قبل از آن، به مهدی (ع) فکر نمیکردهام. منتظر تفسیر شما هستم. با تشکر از شما. فرستنده: ابوالرحمات - عربستان سعودی
- ای پسر رسول خدا! سلام بر تو و بر پدران و خاندان پاک تو باد! سرورم! من جزو کسانی هستم که با تمسّک به ولایت پدران طاهرت و شما و مهدیین از نسل شما، هدایت یافتهام. در رؤیا پیشگامان لشکرت را دیدم و از آنها وحشتی بر من وارد شد و خواستم فرار کنم ولی درها را بسته یافتم. سپس زنی کنارم ایستاد که روپوش سیاه پوشیده بود. چنین در دلم افتاد که وی سرورم حضرت زهرا (ع) است. از او پرسیدم: آیا شما سیده هستی؟ پاسخم را نداد. آقای من! مرا به آنچه حالم را صلاح میکند و در روز نبرد ایستادگیام میبخشد، اشارت نما و مرا به آن اندرز بده که من از این خواب دلگیر و ناراحتم. فرستنده: یوسف عبدالله
- سلام بر شما، برادران ارجمند مؤمنم! در سال 2006 دختر بیماری داشتم که او را به پزشکان در اسپانیا نشان داده بودم. آنها گفتند این بیماری مزمن و شدید است. من هر روز دعا میکردم و به طور مرتب به امام مهدی (ع) استغاثه میکردم و میگفتم: ای آقای من! به حق خون حسین و طفل شیرخوار و پهلوی زهرا، از خدا بخواه که دخترم را شفا دهد. در روز پنجشنبه پس از زیارت امام حسین (ع)، امام مهدی (ع) را دعا کردم و در خواب دیدم که من نشستهام و دوستم به نام ستّار و دوستش که حیدر نام داشت با من بودند و ما برای گرم شدن در وسط آتش نشسته بودیم. مرد بلند قامتی را دیدم که لباس سفید به تن داشت و از چهرهاش نور میبارید و من نمیتوانستم جزئیات چهرهاش را ببینم. او گفت: دخترت شفا پیدا خواهد کرد. گفتم: تو کیستی؟ گفت: من امام مهدی (ع) هستم. گفتم: ای آقای من! به حق خون حسین آیا من از انصار تو میشوم؟ گفت: به شرطی که از این قبرستان عبور کنی. در قبرستان، لشکریان سیاهی که گویی شیطان بودند حضور داشتند. دوستم ستّار به من گفت: من هم میخواهم از انصار تو باشم، ای سرورم! امام (ع) فرمود: تو در جایت بنشین، این امتحان فقط برای میثم است. من وارد مقبره شدم. در وسط مقبره دوستم حیدر راه خروج را به من نشان میداد. شکر خدا از آنجا سالم بیرون آمدم. خدا بر آنچه میگویم گواه است. معنای این چیست؟ به خدا سوگند رؤیای دیگری با امام مهدی (ع) دیدم و خدا بر آنچه میگویم گواه است . در رؤیا دیدم که من میان یک زن و مرد خوابیده بودم و روبهروی ما قبری وجود داشت. من هراسان بلند شدم که ناگاه آن زن به من گفت: بخواب، نترس. گفتم: تو کیستی؟ گفت: من زهرا (ع) هستم و این همسرم علی (ع) و این قبر پدرم رسول خدا (ص) است، ما از تو مراقبت میکنیم نترس. چشم انتظار پاسخ هستم. خداوند هزار پاداش خیر به شما بدهد. والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته. فرستنده: الرکابی - استرالیا
- بسم الله الرحمن الرحیم سلام علیکم... حدود 26 سال قبل من اسلام خویش را علنی کردم و شکر خدا مذهب تشیّع را شناختم. چند ماه پس از آن در خواب حضرت محمد (ص) را دیدم در حالی که قبلاً به هیچ وجه نشنیده بودم که برخی مردم پیامبر (ص) را در رؤیا میبینند. این رؤیا در رابطه با پیامبر بود و گویی ایشان حاضر بودند. در یکی از شبها روی زمین و بر حصیر سفید روبهروی ایوانچه (بالکن) خوابیدم. کمی قبل از صبح، بر پشت دراز کشیده بودم که حضرت محمد (ص) را دیدم در حالی که ایشان پشت شیشهی بالکن راه میرفت. آن حضرت با یک زانو که بر زمین گذاشته بود خم شد و به من نزدیک شد و در گوشم زمزمهای کرد ولی نشنیدم آن حضرت چه فرمود. رؤیای دوم: دوباره کمی قبل از صبح، وقتی به پشت خوابیده بودم حضرت محمد (ص) آمد و نزدیکم نشست، سپس دستش را به سینهام در محدودهی وسط قلبم وارد نمود. در آن هنگام من چیزی احساس نمیکردم ولی آن حضرت را میدیدم و هر چه اطرافم بود را نیز مشاهده میکردم و احساس میکردم آن حضرت (ص) نزدیکم نشسته است. خواهش میکنم سلام و تشکر مرا به سید احمد برسانید و او را خبر دهید که من برای هر کمکی حاضر و آمادهام و از شما خواهش میکنم هر کاری که بتوانم با آن به شما کمک کنم را به من بگویید تا انجام دهم. از سید احمد تقاضا دارم برایم دعا کند و مرا را ارشاد و نصیحت نماید که اکنون در وضعیت دشواری قرار گرفتهام. برای شما دعا میکنم، دعایی آمیخته با اشک. والسلام علیکم. فرستنده: طاهره - آمریکا
مراجع
- ↑ احمدالحسن(ع). پاسخهای روشنگر بر بستر امواج (ج ۴). مترجم: گروه مترجمان انتشارات انصار امام مهدی(ع). نوبت انتشار: دوم؛ ۱۳۹۴. -پرسش ۳۷۱:؛ صفحه ۱۴۰
منبع اصلی عربی: الجواب المنير عبر الأثير (ج ٤).
ارجاع به این صفحه
احمدالحسن(ع). پاسخهای روشنگر بر بستر امواج (ج ۴). مترجم: گروه مترجمان انتشارات انصار امام مهدی(ع). نوبت انتشار: دوم؛ ۱۳۹۴. -پرسش ۳۷۱:؛ صفحه ۱۴۰ https://ahmedalhasan.org/fa/Library/BookContent/27 - AL-JAWAB-AL-MUNIR-V4-Q371