پرسش ۴۷۶ - پاسخهای روشنگرانه (ج ۵)
از WikiSavior، مرجعی مبتنی بر منابع
پرسش و پاسخ فارسی
-پرسش/ 476:
السلام علیکم ورحمة الله وبرکاته. اللهم صل علی محمد و آل محمد. حقیقت این است از خوابی که دیدهام واقعا سرگردان و حیران شدهام. بسیار ترسیده بودم به اندازه غیر قابل توصیف. آن روز به خواب عمیقی رفته بودم. خواب امام مهدی (ع) را دیدم در حالی که مردم را دعوت میکرد. و پیش از آن خواب قتل نفس زکیه را در مقابل رکن در کعبه دیدم و اینکه مردم شروع به جیغ و داد کردند. و امام مهدی (ع) را دیدم که ایستاده بودند، اما چهره ایشان را نمیدیدم و پریشان از خواب بیدار شدم. تلویزیون مقابل من بود که در آن از امام مهدی (ع) یاد میکردند و بعد از آن نیز خوابیدم. و خواب امام مهدی (ع) را دیدم و این خوابها همه در همان روز اتفاق افتاد. از خواب بیدار شدم درحالی که وقت نماز صبح رسیده بود و ساعت3:13 دقیقه بود. لطف میکنید این خواب را برای من تفسیر کنید. با اینکه خود میدانید که 2 رؤیا را در همان روز قبل دیدم و هر وقت از خواب بیدار میشدم از تلویزیون یا مهدی (ع) و توسل به خداوند برای تعجیل در فرج ایشان را میدیدم؟ والسلام. فرستنده: علی بن عبد الله - قطر
پاسخ احمدالحسن (ع):
بسم الله الرحمن الرحیم و الحمد لله رب العالمین، و صلی الله علی محمد و آل محمد الأئمة و المهدیین وسلم تسلیماً. این خواب شما بشارتی از خداوند برایتان، که وقت ظهور فرا رسیده است و اگر دقت کرده باشی ساعتی که در آن خواب ظهور امام مهدی (ع) را دیدی اشاره به تعداد یاران امام مهدی (ع) 313 دارد. از خداوند تبارک و تعالی خیر و برکت دنیا و آخرت را برایت میطلبم که همانا او ولی من و سرپرست نیکوکاران است. و السلام علیکم و رحمة الله و برکاته أحمد الحسن ذو القعدة/ 1431 هـ
مطالب بیشتر در مسائل متفرقه
- اللهم صل علی محمد وآل محمد الأئمة والمهدیین وسلم تسلیماً. سلام بر بقیه آل محمد (ع). از خداوند میخواهم که مولایم در خوبی و سلامتی باشد، و از خداوند فَرَج خیلی زود و زود برای آل محمد (ع) درخواست میکنم، خداوند کریم و پاسخ گوست. آقای من، از خداوند میخواهم که زیاده روی مَرا در کنارش ببخشد، و توبه مرا در کوتاهی من در حق شما بپذیرد. برادر ما محمد صوفی به چند نفر از برادرانمان در مورد ایجاد بیتالمال در کانادا سخن گفت، بر اساس کاری که بعضی از برادران در کشورهای غربی انجام دادند، و سود آن برای نشر دعوت مبارک و کمک به نیازمند اختصاص دادهشود. و برادرم مَرا مُکلف نموده تا برای دریافت اجازه به شما نامهای بنویسم. پدرم و آقایم، بعضی از سوالات این است: 1- آیا در عالم جسمانی مَجال تصحیح و توبه وجوددارد یا تحصیل حاصل عالم ذَرّ است، و در هر دو فرض تا چه حدی است؟ 2- وقتی به پیامبر خدا یعقوب (ع) گفته شد: فرزندت دزدی کرد... فرمود: نفس شما، مسئله را چنین در نظرتان آراسته است!، منظور از سخن ایشانچه بود، و آیا در این حادثه بشارت بازگشت یوسف (ع) بود؟ 3- ﴿وَ یدْخِلُهُمُ الْجَنَّةَ عَرَّفَهَا لَهُمْ﴾([60]) (و آنها را در بهشت که اوصاف آنرا برای آنان بازگو کرده وارد میکند). تعریف به چه وجهی است؟ 4- ﴿وَ یدْعُ الإِنسَانُ بِالشَّرِّ دُعَاءهُ بِالْخَیرِ وَ کانَ الإِنسَانُ عَجُولاً﴾([61])( انسان بدیها را طلب میکند آن گونه که نیکیها را میطلبد؛ و انسان، همیشه عجول بودهاست!) معنای آن چیست؟ 5- ﴿فَمَا لَهُ مِن قُوَّةٍ وَ لَا نَاصِرٍ﴾([62]) (و برای او هیچ نیرو و یاوری نیست!) انسان در این سوره کیست، آیا همان انسان کامل است یا نادانی است؟ و سوالات خاصی دارم: 1- آیا نسب زیر صحیح است: (و ایشان شیخ سلطان عبد الله بن محمد باقر "فردی که از سودان به مکه مشرفه آمد" بن سید علی مدنی "فردی که در مدینه منوره و سال 889ه وفات یافت") بن شهوان حسینی جمیلی بن عمران بن علی نور الدین بن محمد وفا أبو العباس "فردی که در مصر و سال 768ه وفات یافت" بن علی نور الدین بن سلطان حسین أبو علی بن سلطان حسن أکبر بن إمام علی مکی بن سید إبراهیم "فردی که در مغرب وفات یافت" بن زاهد أبی القاسم محمد بن أبی بکر بن إسماعیل ذهبی بن عمر بن علی فاسی بن عثمان بن حسین أنور بن محمد حسینی بن موسی بن یحیی بن عیسی ابن علی بن محمد تقی بن حسن بن جعفر تواب بن امام علی هادی بن محمد جواد بن امام علی رضا بن إمام موسی کاظم بن إمام جعفر صادق بن امام محمد باقر بن إمام علی زین العابدین بن حسین بن علی بن أبی طالب (ع). این نسب از سند سید محمد طاهر بن امین عبدلابی نقل شده که تاریخ نوشتن آن به بیشتر از 150سال میرسد و آن از نسب قدیمی نقل شده که قبل از بیشتر از 400 سال نوشته شده است، و نزد من متن آن سند است، و فرزندان عموی شیخ عبدالله که آنها از خانواده شریفی در فلسطین هستند که نیز از مکه کوچ نمودند، نسب به اتمام رسیده است، و پرسش میکنم: چون این نسبی است که عبدلاب آنرا ادعا میکند، و آنان اجداد من هستند، و روایت دیگری وجود دارد که به عبدالله بن عباس میرسد و آن مشهور است. 2- من از علت مُزمِنی رنج میکشم، و همه اسباب من در شناخت اصل آن شکستخورده و در نتیجه درمان آنرا بفرمایید، از شما میخواهم که دعا نمایید که خداوند مَرا از این بیماری شفادهد. 3- والدین من بر مذهب اهل سنت از دنیا رفتند، و کاری جزء دعا نمیتوانم برای آنها و برای مادربزرگم که فضلی از او برگردنم است که خدا آنرا میداند بکنم، و در عین حال و بهخاطر آن سختی میبینم... آیا با دعاکردن برای آمرزش این سه فرد ضرری به من می رسد؟ خداوند به حق پدران پاک و طاهرتان فَرج شمارا برساند، و فَرج ما را در فرج خداوند برشما قراردهد... مولای من، دعایتان را میخواهم که همیشه به آن نیاز دارم، از خداوند بخواهید که سینه مَرا گشاده گرداند و کارم را آسان کند و مرا در دعوت به ولی و خلیفه او در زمین قبول کند، و مرا در صلهرحمم و دعوتشان به حق موفق نماید، با کاملترین صورتی که میخواهد. سلام بر بقیه آل محمد (ع)، تمنا دارم که سلام مرا به مولایم بقیة الله و حجتش که درود خداوند بر وی و خاندان و پدرانش برسانید، و عذرخواهی مرا به سبب کوتاهیام، و این که با دعای شریف و مبارکش بر من تَفضل نماید. فرستنده: سلمانی ذری
- سلام علیکم و رحمه الله و برکاته. دوست دارم تفسیر خوابیکه قبل از مدتی نه چندان طولانی دیدم را بدانم و آن این است که: یادم میآید که خواب دیدم در کربلا بین الحرمین هستم (و در حقیقت تا به حال در طول زندگیم به کربلا نرفتهام) و داشتم به آسمان نگاه میکردم و عکس میگرفتم ... شب بود و در آسمان ابرهای زیادی بودند که در بین آنها نوشتهای را میدیدم، و آن نوشته این بود: یا صاحب الزمان ادرکنی... و همچنان محو تماشای آن بودم و آنرا میدیدم ... و در آنجا دو دختر جوان بود، به گمانم که از آنها شناختی نداشتم و در نزدیکی من ایستاده بودند ... از من پرسیدند که نکند در عکسی که برداشتم ظاهر شده باشند؟ به من میگفتند که آنها نمیخواهند در عکسی که گرفتم ظاهر شوند و از این قبیل ... و سعی بر آن داشتم که عکسها را از اول مرور کنم و برایشان توضیح بدم که من از آسمان عکسبرداری میکردم و هرگز از آنها عکس نگرفتم. و شک بر آن داشتم که مبادا دوربین به اشتباه از آنها عکس گرفته باشد و ناگهان وقت نماز مغرب و عشاء فرا رسید ... و خادمان حرم سعی بر آن داشتند که درهای حرم که سفید رنگ بودند را ببندند ... و نزدیک بود که درِ حرم بر رویم بسته شود و نتوانم وارد حرم شوم. مردم از حرم خارج میشدند همانا که آنها نمیخواستند نماز را در حرم به جا بیاورند ... و تعداد بسیار اندکی از مردم در حرم باقی ماندند ... و درِ حرم نزدیک بود بسته شود که به خادم گفتم: آیا میتوانم وارد حرم شوم و نمازم را به جا بیاورم؟ تا به حال هرگز امام را زیارت نکرده بودم... پس به من اجازه داد و وارد حرم شدم و ناگهان پشت من درِ حرم بسته شد ... و هنگامیکه وارد شدم تشنهی زیارت بودم و با شوق و توجه خاصی که در وجودم بود خودم را به عتبات یا چارچوب مقدس حرم رساندم. بر روی چارچوب درِ حرم سجدهی سریعی به جا آوردم، زیرا ترس از آن داشتم که مبادا آقایان مرا در حال سجده ببینند که این جایز نیست... پس کفشم را از پا در آوردم و آن را به همراه خود وارد روضه کردم.... و به گمانم مکان مخصوص خانمها را سراغ گرفته بودم... وارد حرم شدم و حرم خالی بود... مردم بسیار کمی در آن بودند... وارد حرم شدم و نزدیک بود به خاطر مصیبت امام حسین (ع) گریه و فریاد کنم. هرگز باور نمیکردم که به مرقد امام حسین (ع) رسیده و وارد حرم آن بزرگوار شدهام... آسمان سرخ رنگ بود و به گمانم وارد قتلگاه شدهام ... تمام دیوارهای آنجا رنگی سرخ به خود گرفته بودند و به نظر میرسید در آن موقع من رو به دعا ایستاده بودم. در روز دوم (در خواب) حرم شلوغ بود ... و به همراه یکی از دوستانم که در ایام حج با آن آشنا شده بودم که دعاء نام داشت وارد حرم شدیم و در آن هنگام تصور میکنم زنی را دیدم که برایم ناشناس بود ولی حدس زدم که مادرم بود. پلههای حرم را با هم بالا رفتیم ... من دو جام شیشهای به همراه داشتم ... دعاء نیز دو جام در دست داشت و اما یکی از دو جامیکه در دست داشتم بر روی پلههای حرم افتاد و شکست ... از پلهها پایین آمدم تا تکه شیشههای پراکنده شده را جمع کنم که مبادا پای رهگذران را زخمیکند. و همچنین صدای زن دیگری که در ایام حج با من بود و مادر مرتضی نام داشت را میشنیدم که در حق فاطمه زهرا (ع) مداحی میکرد و نوحه امام حسین (ع) را در حرم آن بزرگوار میخواند. فرستنده: عنایة - uk
- سلام علیکم ورحمة الله وبرکاته. امیدوارم که این رؤیا را تفسیر کنید، خداوند شما را موفق کند: دیدم که با دو نفر از دوستان اهل سنتم جلوی یکی از مساجد اهل سنت ایستادیم، و من پیراهنی پوشیدم که پاک نیست، بلکه خاکی است، و ناگهان دو نفر از اعضای پارلمان اهل سنت را دیدم که وارد مسجد جامع میشوند، و فکر کنم فلانی و فلانی باشند، و انگار ولیمه افطاری بود و دوستانم مَرا برای ورود به مسجد دعوت کردند، با آنان وارد شدم ودر خِلال تفتیش یکی از مسئولین تفتیش در مسجد به من گفت: امیدوارم که وقتی وارد مسجد جامع میشوی، پیراهنت را اتو بزنی، و از سخنش فهمیدم که پیراهنت را بشویی یا آن را از خاک پاک کنی، بعد دوستانم از کنار من رفتند، و دیدم که همه میخورند و اِفطار میکنند، ولی به من چیزی نرسید، بعد دوست دیگرم غیر از دو دوست دیگرم که بیرون رفتند و مقداری غذا با خود داشتند و یکی از آنان به من غذا داد، و بعد از آن دوستان قبلیام را دیدم و آنان رابه خاطر تنها گذشتنم سرزنش کردم. متشکرم از شما. فرستنده: عدنان زبیدی - عراق
- بسم الله الرحمن الرحیم السید أحمد الحسنی (اینچنین)، سلام علیکم و رحمة الله و برکاته. از شما میخواهم این خواب را که دیدم تفسیر کنید: در رؤیا دیدم که در ساختمان قدیمی هستم و زمین آن به صورت سراشیبی است، و دیدم که با زنان اهل سنت تفریح میکنم و آنان در آنجا نماز میخوانند، شنیدم منادی صدا میزند: ای مردم، زهراء را یاری دهید، به سمت درب دویدم و در بالای سرازیری بودم، تپه خاکی بزرگ دیدم و بالای آن تپه رفتم و جمعی از مردم را دیدم و بیشتر افرادی را دیدم که صاحب عمامههای سفید هستند و شیخ بودند، و همه صدا میزدند: زهراء را یاری کنید، و بادستانشان به دوست من اشاره میکردند و میگفتند: به عنوان امام جماعت با آنان نماز بخوان، به سمت دوستم دویدم و او را بادستانم گرفتم و به او گفتم: تا وقتی وضو میگیرم منتظر باش، و به سمت آب دویدم و چهار سرباز یهودی مسلح دیدم و از آنان نترسیدم و وضو گرفتم، خواب اینجا تمام شد. از محضرتان میخواهم که این خوابم را تفسیر کنید و از شمابسیار متشکرم و به من منت نمودید. فرستنده: علی لبنانی - ألمانیا
مراجع
- ↑ احمد الحسن(ع). پاسخهای روشنگرانه (ج ۵). مترجم: گروه مترجمان انتشارات انصار امام مهدی(ع). نوبت انتشار: دوم؛ ۱۳۹۴. -پرسش/ ۴۷۶:؛ صفحه ۱۱۷
منبع اصلی عربی: الجواب المنير عبر الأثير (ج ٥).
ارجاع به این صفحه
احمد الحسن(ع). پاسخهای روشنگرانه (ج ۵). مترجم: گروه مترجمان انتشارات انصار امام مهدی(ع). نوبت انتشار: دوم؛ ۱۳۹۴. -پرسش/ ۴۷۶:؛ صفحه ۱۱۷ https://ahmedalhasan.org/fa/Library/BookContent/28 - AL-JAWAB-AL-MUNIR-V5-Q476