پرسش ۵۰۰ - پاسخهای روشنگرانه (ج ۵)
از WikiSavior، مرجعی مبتنی بر منابع
پرسش و پاسخ فارسی
-پرسش/ 500:
شبی از شبها بعداز قرائت دعای رؤیا به نقل از وصی (ع) خوابی دیدم که اینگونه بود: (شخصیرا دیدم که در مقابل من روی صندلی یا چیزی شبیه آن نشستهبود که فاصله بین من و آن شخص نیممتر بود و من احساس کردم که این شخص رسول خدا (ص) است. از او پرسیدم: آیا تو محمد رسول الله (ص) هستی؟ با اشاره با سر خود به پرسشم پاسخ بلی داد. از او پرسیدم: من و بسیاری از برادران به دعوت سید احمد الحسن (ع) ایمان آوردهایم، آیا او از فرزندان شما و فرستادهای از جانب شماست؟ پس باردیگر با تکاندادن سر پاسخ پرسشمرا، بله پاسخداد. سپس یک لبخندی زد که در آنلحظه نوری همچون اشعهی نور خورشید و یا قویتر، از چهرهی ایشان درخشید که من به خاطر نور شدید، چشمانم را بستم. هنگامیکه دوباره چشمانم را باز کردم خودم را بیدار دیدم. (و خداوند بر این کلامم گواه شاهد است). از شما خواهشدارم که خوابمرا بهطور واضح توضیح دهید. خداوند شمارا توفیق دهد. فرستنده: حسین اسدی - عراق
پاسخ احمدالحسن (ع):
بسم الله الرحمن الرحیم و الحمد لله رب العالمین، و صلی الله علی محمد و آل محمد الأئمة و المهدیین و سلم تسلیماً. خداوند تورا در امور خیر موفق کند. خواب شما بسیار واضح و آشکار است و در آن بشارتی برای توست،که تو حضرت محمد (ص) را دیدهای و هرکس ایشان (ص) را ببیند ان شاءالله از بهترین خلق خدا میباشد اگر خداوند اورا در اخلاص موفق کند و عاقبت اورا به خیر خاتمه دهد. و السلام علیکم و رحمة الله و برکاته. أحمد الحسن جمادی الأول/ 1431 هـ
مطالب بیشتر در مسائل متفرقه
- سجده میکردم و در کنارم مردی بود که با شدت برایم دعا میکرد، بعداز آن بهمن گفت: چرا دعایت مُستجاب نمیشود، روشترا تغییر بده، بهسوی خداوند بازگرد. فرستنده: لؤی الهاشمی - هلند
- سرورم و امامم، در عالم رؤیا آسمان را به شکل طبیعیاش دیدم که ناگهان بهشکل یک چراغ نورانی درآمد که چندین بار نورانی میشد و دوباره بهشکل طبیعی خود بازمیگشت. چند روز بعد، خوابی شبیه بهاین رؤیا را دیدم ولی اینبار آسمان که روشن گشت دیگر نور آن خاموش نشد. پس در خواب بهخود گفتم: این همانگونه است. نمیدانم چرا جملهی (این همان گونه است) را گفتم. فرستنده: خالد - کویت
- خطاب به آقا و مولایم سید احمدالحسن (ع)، به یمانی آل محمد (ع)، درود و سلام خداوند برایشان و خانواده اش، روحهای ما و خانواده و همهی فرزندانم فدای شما. آقایم و مولایم، رویایی دیدم: خداوند بهمن دستورداد که همسرم را ذِبح کنم، بهسمت همسرم رفتم و ایشان همراه من درخانه بودند، و بهاو گفتم: خداوند بهمن دستور دادهاست تا تورا ذِبح کنم، و در دستانم چاقویی بود، وقتی همسرم این سخنم را شنید، فوراً تسلیمشد و روی زمین خوابید و سرشرا کج کرد و گردنشرا برای من آشکارنمود، و بهمن گفت: مرا ذبح کن، ولی من نتوانستم اورا ذبح کنم، و چاقو در دستانم بود و گریه میکردم و میگفتم: نمیتوانم تورا ذبح کنم. فرستنده: محمد تمیمی
- مولای کریم و بخشندهام... من در خواب دیدم که شما وصی هستی و در مورد شما جستوجو کردم، من میخواهم از پیروان وصی باشم، مرا خبر کن. و السلام علی محمد و آل محمد و أوصیائه العترة الشرفاء. فرستنده: علی علی - بحرین
مراجع
- ↑ احمد الحسن(ع). پاسخهای روشنگرانه (ج ۵). مترجم: گروه مترجمان انتشارات انصار امام مهدی(ع). نوبت انتشار: دوم؛ ۱۳۹۴. -پرسش/ ۵۰۰:؛ صفحه ۱۴۹
منبع اصلی عربی: الجواب المنير عبر الأثير (ج ٥).
ارجاع به این صفحه
احمد الحسن(ع). پاسخهای روشنگرانه (ج ۵). مترجم: گروه مترجمان انتشارات انصار امام مهدی(ع). نوبت انتشار: دوم؛ ۱۳۹۴. -پرسش/ ۵۰۰:؛ صفحه ۱۴۹ https://ahmedalhasan.org/fa/Library/BookContent/28 - AL-JAWAB-AL-MUNIR-V5-Q500