پرسش ۵۰۲ - پاسخهای روشنگرانه (ج ۵)
از WikiSavior، مرجعی مبتنی بر منابع
پرسش و پاسخ فارسی
-پرسش/ 502:
مولای کریم و بخشندهام... من در خواب دیدم که شما وصی هستی و در مورد شما جستوجو کردم، من میخواهم از پیروان وصی باشم، مرا خبر کن. و السلام علی محمد و آل محمد و أوصیائه العترة الشرفاء. فرستنده: علی علی - بحرین
پاسخ احمدالحسن (ع):
بسم الله الرحمن الرحیم و الحمد لله رب العالمین، و صلی الله علی محمد و آل محمد الأئمة و المهدیین و سلم تسلیماً. ازخداوند خواستارم که شمارا بر شناخت حق و تبعیت از آن موفقدارد، و شمارا از باطل و تبعیت از آن دورکند. و السلام علیکم و رحمة الله و برکاته. أحمد الحسن جمادی الأول/ 1431 هـ
مطالب بیشتر در مسائل متفرقه
- شبی از شبها بعداز قرائت دعای رؤیا به نقل از وصی (ع) خوابی دیدم که اینگونه بود: (شخصیرا دیدم که در مقابل من روی صندلی یا چیزی شبیه آن نشستهبود که فاصله بین من و آن شخص نیممتر بود و من احساس کردم که این شخص رسول خدا (ص) است. از او پرسیدم: آیا تو محمد رسول الله (ص) هستی؟ با اشاره با سر خود به پرسشم پاسخ بلی داد. از او پرسیدم: من و بسیاری از برادران به دعوت سید احمد الحسن (ع) ایمان آوردهایم، آیا او از فرزندان شما و فرستادهای از جانب شماست؟ پس باردیگر با تکاندادن سر پاسخ پرسشمرا، بله پاسخداد. سپس یک لبخندی زد که در آنلحظه نوری همچون اشعهی نور خورشید و یا قویتر، از چهرهی ایشان درخشید که من به خاطر نور شدید، چشمانم را بستم. هنگامیکه دوباره چشمانم را باز کردم خودم را بیدار دیدم. (و خداوند بر این کلامم گواه شاهد است). از شما خواهشدارم که خوابمرا بهطور واضح توضیح دهید. خداوند شمارا توفیق دهد. فرستنده: حسین اسدی - عراق
- خطاب به آقا و مولایم سید احمدالحسن (ع)، به یمانی آل محمد (ع)، درود و سلام خداوند برایشان و خانواده اش، روحهای ما و خانواده و همهی فرزندانم فدای شما. آقایم و مولایم، رویایی دیدم: خداوند بهمن دستورداد که همسرم را ذِبح کنم، بهسمت همسرم رفتم و ایشان همراه من درخانه بودند، و بهاو گفتم: خداوند بهمن دستور دادهاست تا تورا ذِبح کنم، و در دستانم چاقویی بود، وقتی همسرم این سخنم را شنید، فوراً تسلیمشد و روی زمین خوابید و سرشرا کج کرد و گردنشرا برای من آشکارنمود، و بهمن گفت: مرا ذبح کن، ولی من نتوانستم اورا ذبح کنم، و چاقو در دستانم بود و گریه میکردم و میگفتم: نمیتوانم تورا ذبح کنم. فرستنده: محمد تمیمی
- سلام علیکم. سرور و مولای من، درخواب مرد بلند قامتیرا دیدم که چهرهی واضحی برای او دیده نمیشد و مردم به شکل نیمدایره بهدور او جمع شده بودند. من از دور میآمدم و صدایی ازسوی آسمان میشنیدم که به من میگفت: بهمردم خبربده و بگو که ایشان امام حسین (ع) است، ولی مردم آنچه را که میگفتم باور نمیکردند. درود خداوند برشما باد سرورم. فرستنده: میثم - اسبانیا
- در خواب دیدم که درحال رفتن بهخانهای بودم که در آن مراسم شبیهخوانی امام حسین (ع) اجرا میشد، و در آن مکان فقط زن بود که داشتند نقش حضرت رقیه (ع) را بازیمیکردند. درب آن خانه بازبود و در جلوی منزل فضایی باز و خالی بود، سپس یک دختر جوانی با لباس مشکی آمد که حتی چهرهاش واضح و نمایان نبود. یکی از آن زنان بهمن گفت: این حضرت رقیه (ع) است، که آمده. سپس زن دیگری بهمن گفت: چرا تو نقش حضرت رقیه (ع) را بازی نمیکنی؟ پس بهاو پاسخدادم که: من به شبیهخوانی علاقهای ندارم فقط آمدهام تماشا کنم و همچنان در آنجا ماندم تا حضرت رقیه (ع) عبایشرا بهمن داد ولی عباء آنقدر سنگینبود که احساس کردم سرم درد گرفت. با خود گفتم: خداوند بهکمک حضرت رقیه (ع) برسد، چگونه توانستهبود سنگینی آنرا تحمل کند؟ فرستنده: أم علی - عراق
مراجع
- ↑ احمد الحسن(ع). پاسخهای روشنگرانه (ج ۵). مترجم: گروه مترجمان انتشارات انصار امام مهدی(ع). نوبت انتشار: دوم؛ ۱۳۹۴. -پرسش/ ۵۰۲:؛ صفحه ۱۵۱
منبع اصلی عربی: الجواب المنير عبر الأثير (ج ٥).
ارجاع به این صفحه
احمد الحسن(ع). پاسخهای روشنگرانه (ج ۵). مترجم: گروه مترجمان انتشارات انصار امام مهدی(ع). نوبت انتشار: دوم؛ ۱۳۹۴. -پرسش/ ۵۰۲:؛ صفحه ۱۵۱ https://ahmedalhasan.org/fa/Library/BookContent/28 - AL-JAWAB-AL-MUNIR-V5-Q502