پرسش ۶۳۱ - پاسخهای روشنگر بر بستر امواج (ج ۶)
از WikiSavior، مرجعی مبتنی بر منابع
پرسش و پاسخ فارسی
پرسش 631:
برادر من که فعلاً از انصار است 12 سال پیش خواب دید؛ گویی وی جلوی درب مسجد بوده و نور از آنجا بیرون آمده و مسجد را روشن کرده است. نور از پنجرههای مسجد خارج میشد. وی بسیار تعجب کرد و گفت: این چیست، در پاسخ او جواب آمد که: شما از آل یس هستید. چند وقت بعد این خواب به صورتی تکرار شد که گویی شما، آیهی شفا هستی. تعبیر رؤیا چیست؟ یادآور میشوم ما از ریشهی (جدّ) چهارم نزدیک به 100 سال پیش از همبستگانمان جدا شدهایم. تعبیر آن چیست؟ خداوند شما را به نصرت خود تأیید فرماید! فرستنده: علی عراقی ـ عراق
پاسخ احمدالحسن (ع):
بسم اللّه الرحمن الرحیم و الحمد للّه رب العالمین، و صلی اللّه علی محمد و آل محمد الائمة و المهدیین و سلم تسلیماً. خداوند شما را بر هر خیری موفق بگرداند! از خداوند برای شما خیر آخرت و دنیا را تقاضا دارم. آل یس در آخرالزمان بر کسانی که دعوت حق را یاری میکنند، منطبق میشود که اصحاب مهدی هستند. از خداوند برای برادر شما خیر مسئلت مینمایم و اینکه خدا او را بر اخلاصورزی موفق بدارد و او را جزو کسانی قرار دهد که با آنها خلق را هدایت مینماید. او یاور من است و او دوست شایستگان است. و السلام علیکم و رحمة اللّه و برکاته. احمدالحسن- محرم الحرام / 1432 هـ. ق.
مطالب بیشتر در مسائل متفرقه
- بِسْمِ اللّه الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ (الْحَمْدُ للّه رَبِّ الْعَالَمِينَ* الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ* مَالِكِ يَوْمِ الدِّينِ* إِيَّاكَ نَعْبُدُ وإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ* اهدِنَا الصِّرَاطَ المُستَقِيمَ* صِرَاطَ الَّذِينَ أَنعَمتَ عَلَيهِمْ غَيرِ المَغضُوبِ عَلَيهِمْ وَلاَ الضَّالِّينَ) صدق اللّه العلي العظيم (به نام خدای بخشایندهی مهربان* ستایش خدا را که پروردگار جهانیان است* آن بخشایندهی مهربان* آن فرمانروای روز جزا (روز دین)* تنها تو را میپرستیم و تنها از تو یاری میجوییم* ما را به راه راست هدایت فرما* راه کسانی که ایشان را نعمت دادهای، نه خشمگرفتگان بر آنها و نه گمراهان). راست گفت خدای بلندمرتبه. السلام علیکم و رحمة اللّه و برکاته. این خواب را قبل از آشنا شدن با دعوت مبارک یمانی دیدم و درضمن متذکر میشوم که من تقریباً هر روز با همسرم مشاجره و اختلاف داشتم: در خواب زنم را دیدم که از نردهبان بالا میرفت و نردهبان از جنس چوب بود و رنگ قهوهای داشت، و نزدیک بود که به زمین بیفتد. من بالای یک تکهی زمین مسطح در فضا بودم و هیچجای بدنم پیدا نبود مگر دست راستم و فقط کف پاهایم. من زنم را ندا میدادم که برو بالا ولی او دودل بود که بالا برود یا پایین بیاید. لباس او از بالا به رنگ سیاه و از پایین سفید رنگ بود. در خواب مشخص بود که وی میخواست بالا برود ولی صداهایی از اطرافش میآمد که به او میگفت نرو یا بالا نرو. برخی از آنها میگفتند به حرفش گوش نکن و برو بالا. خانمم اینگونه احساس میکرد که افرادی کنار من هستند، و نیز این احساس را داشت که وی این افراد را که از زنان بودند، به خوبی میشناسد. هروقت یک پله بالا میرفت، میدید که پلهی قبلیاش سقوط کرده است و نمیتواند پایین برود. من او را تشویق میکردم که بالا برود. وقتی نزدیک بود که به نوک برسد، نزدیک بود که پلکان فرو بریزد. من ریسمانی انداختم تا او را با طناب بگیرم، چون میخواستم با طناب ببندم زیرا او کارش طول کشیده بود. آنجا صدای یک زنی به گوش میرسید که فریادزنان به من گفت: طناب را به نردهبان نبند و برو شاید به آسانی بالا برود. سپس (همسرم) به طناب آویخت و کمی از طناب بالا آمد. پس از آن از خواب بیدار شدم. با تقدیم تشکر و احترام فراوان به شما و انشاءاللّه این خواب خیر باشد. از طرف خودم و از طرف زنم پناه میبرم از کلمهی من و از شر نفس امر کننده به بدیها (امارهی بالسوء). و علیکم السلام و رحمة اللّه و برکاته. و لاحول و لاقوه الا باللّه العلی العظیم. فرستنده: احمد – کویت
- السلام علیکم و علی کل من اتبع الهدی. سلام بر شما و سلام بر هر کس که از پی هدايت قدم نهد. اما بعد.... در خواب دیدم که یک ماشین جوجهکشی دارم و در آن تعداد بسیار بسیار زیادی تخم مرغ قرار دارد. تخم مرغ بسیار درشت و بزرگی بود و به تنهایی در ردیف اول ماشین قرار گرفته بود. در خواب میدانستم که این تخم مرغ را زمانی طولانی آنجا گذاشتهام و شروع به بزرگ شدن کرده بود تا به این اندازهی بزرگ رسیده بود. من به آن نگاه میکردم که شکست و از آن جوجهای که صورتی زیبا و نیکو داشت خارج شد و شبیه من بود؛ گویی یک جوجه خروس بود و جوجه مرغ نبود. بسیار خوشحالم نمود؛ او را برداشتم و شروع به گردش دور ماشین نمودم. جوانی به طرفم آمد و به من گفت: این تلاش و شادی برای فقط یک جوجه؟ کمی ایستادم و بعد به ماشین نگاه کردم و در این هنگام تمام تخم مرغها شکستند و تبدیل به جوجههایی شدند که داخل ماشین شروع به حرکت و جستوخیز کردند و همه به یک شکل بودند. تعداد آنها را نمیتوانستم بشمارم، بسیار زیاد بودند. بسیار خوشحال شدم و به جوان گفتم: بیا و به جوجهها نگاه کن. نمیدانم تفسیر آن چیست! متذکر میشوم که من ماشین جوجهکشی ندارم و مرغ و جوجه نیز ندارم و فقط سالها قبل مرغ و جوجه داشتم. از شما تقاضا دارم که اگر تفسیر آن بد است در پاسخها بنویسید، نترس و تقوای خدا پیشهنما و اگر تفسیر آن خوب است بعد از اجازهی شما مولایم، آن را بنویسید. از خداوند مسألت دارم در آنچه خیر است، ما را توفیق دهد و همچنین شما را نیز. فرستنده: خالد ــ بحرین
- در خواب دیدم گویی به همراه گروهی از مردم نماز میخواندم ولی هنگامی که رسیدم، جایی پیدا نکردم. من یکی از افراد حاضر را هل دادم و ایستادم. سپس یک نفر دیگر جایم را تنگ کرد. عمویم که یک شیخ حوزوی است بین مردم بود. ناگهان فرد مکبر نماز را برای امام شروع کرد بدون اینکه ذکر بگوید یا تکبیرِ اعمال نماز را بیان کند. مردم آشفته شدند. من سعی میکردم در داخل نماز به وسیلهی تکبیر آنها را متوجه کنم تا درست نماز بخوانند ولی فایدهای نداشت. گویی نماز نزدیک یک پل بود و این مکان شبیه پل شهر سماوه است. لطفاً ما را مطلع گردانید، خداوند شما را پاداش دهد! موضوع دوم: خواهش میکنم پاسخ صریح و روشنی به آن بدهید. نظر سید که خداوند حفظش کند، بهطور خاص دربارهی سید علی سیستانی، محمد سعید حکیم، بشیر پاکستانی، احمد و علی بغدادی چیست؟ برای مذهب، پاینده باشید. فرستنده: امیر ـ عراق
- در خواب دیدم که به سر امام علی (ع) ضربه خورده است. در سمت راست و چپ او امام حسن و امام حسین (ع) قرار داشتند. حضرت سرش را گرفته بود و به من گفت: چنین چیزی برایم مهم نیست. فرستنده: سلام ابراهیمی ـ عراق
مراجع
- ↑ احمد الحسن(ع). پاسخهای روشنگر بر بستر امواج (ج ۶). مترجم: گروه مترجمان انتشارات انصار امام مهدی(ع). نوبت انتشار: دوم؛ ۱۳۹۴. پرسش ۶۳۱:
منبع اصلی عربی: الجواب المنير عبر الأثير (ج ٦).
ارجاع به این صفحه
احمد الحسن(ع). پاسخهای روشنگر بر بستر امواج (ج ۶). مترجم: گروه مترجمان انتشارات انصار امام مهدی(ع). نوبت انتشار: دوم؛ ۱۳۹۴. پرسش ۶۳۱: https://ahmedalhasan.org/fa/Library/BookContent/30 - AL-JAWAB-AL-MUNIR-V6-Q631