پرسش ۶۳۲ - پاسخهای روشنگر بر بستر امواج (ج ۶)
از WikiSavior، مرجعی مبتنی بر منابع
پرسش و پاسخ فارسی
پرسش 632:
در خواب دیدم گویی به همراه گروهی از مردم نماز میخواندم ولی هنگامی که رسیدم، جایی پیدا نکردم. من یکی از افراد حاضر را هل دادم و ایستادم. سپس یک نفر دیگر جایم را تنگ کرد. عمویم که یک شیخ حوزوی است بین مردم بود. ناگهان فرد مکبر نماز را برای امام شروع کرد بدون اینکه ذکر بگوید یا تکبیرِ اعمال نماز را بیان کند. مردم آشفته شدند. من سعی میکردم در داخل نماز به وسیلهی تکبیر آنها را متوجه کنم تا درست نماز بخوانند ولی فایدهای نداشت. گویی نماز نزدیک یک پل بود و این مکان شبیه پل شهر سماوه است. لطفاً ما را مطلع گردانید، خداوند شما را پاداش دهد! موضوع دوم: خواهش میکنم پاسخ صریح و روشنی به آن بدهید. نظر سید که خداوند حفظش کند، بهطور خاص دربارهی سید علی سیستانی، محمد سعید حکیم، بشیر پاکستانی، احمد و علی بغدادی چیست؟ برای مذهب، پاینده باشید. فرستنده: امیر ـ عراق
پاسخ احمدالحسن (ع):
بسم اللّه الرحمن الرحیم و الحمد للّه رب العالمین، و صلی اللّه علی محمد و آل محمد الائمة و المهدیین و سلم تسلیماً. خداوند شما را توفیق دهد! این رؤیا صریح است و واقعیت نمازِ کنونی با فقهای آخرالزمان را به شما نشان میدهد؛ و این که در نماز آنها، چیزی از تکبیر و ذکر وجود ندارد، یعنی نمازشان باطل است و خداوند آن را قبول نمیکند زیرا آنها از خلیفهی خدا روی برگرداندهاند؛ اینکه شما شروع کردی به متوجه ساختن آنها به این معنا است که انشاءاللّه خداوند بر شما تفضل میفرماید و شما را به حق و پیروی از دعوت حق، هدایت میکند و شما از دعوتکنندگان به سوی حق میشوی. اما کسانی که شما دربارهی آنها سؤال کردهای، همهی این افراد فراخوان شدهاند که به این دعوت که دعوت حق است ایمان بیاورند و همانطور که امام باقر (ع) فرموده است، «کسی که از آن روی برگرداند، اهل آتش است». و السلام علیکم و رحمة اللّه و برکاته. احمدالحسن- محرم الحرام / 1432 هـ. ق.
مطالب بیشتر در مسائل متفرقه
- السلام علیکم و علی کل من اتبع الهدی. سلام بر شما و سلام بر هر کس که از پی هدايت قدم نهد. اما بعد.... در خواب دیدم که یک ماشین جوجهکشی دارم و در آن تعداد بسیار بسیار زیادی تخم مرغ قرار دارد. تخم مرغ بسیار درشت و بزرگی بود و به تنهایی در ردیف اول ماشین قرار گرفته بود. در خواب میدانستم که این تخم مرغ را زمانی طولانی آنجا گذاشتهام و شروع به بزرگ شدن کرده بود تا به این اندازهی بزرگ رسیده بود. من به آن نگاه میکردم که شکست و از آن جوجهای که صورتی زیبا و نیکو داشت خارج شد و شبیه من بود؛ گویی یک جوجه خروس بود و جوجه مرغ نبود. بسیار خوشحالم نمود؛ او را برداشتم و شروع به گردش دور ماشین نمودم. جوانی به طرفم آمد و به من گفت: این تلاش و شادی برای فقط یک جوجه؟ کمی ایستادم و بعد به ماشین نگاه کردم و در این هنگام تمام تخم مرغها شکستند و تبدیل به جوجههایی شدند که داخل ماشین شروع به حرکت و جستوخیز کردند و همه به یک شکل بودند. تعداد آنها را نمیتوانستم بشمارم، بسیار زیاد بودند. بسیار خوشحال شدم و به جوان گفتم: بیا و به جوجهها نگاه کن. نمیدانم تفسیر آن چیست! متذکر میشوم که من ماشین جوجهکشی ندارم و مرغ و جوجه نیز ندارم و فقط سالها قبل مرغ و جوجه داشتم. از شما تقاضا دارم که اگر تفسیر آن بد است در پاسخها بنویسید، نترس و تقوای خدا پیشهنما و اگر تفسیر آن خوب است بعد از اجازهی شما مولایم، آن را بنویسید. از خداوند مسألت دارم در آنچه خیر است، ما را توفیق دهد و همچنین شما را نیز. فرستنده: خالد ــ بحرین
- برادر من که فعلاً از انصار است 12 سال پیش خواب دید؛ گویی وی جلوی درب مسجد بوده و نور از آنجا بیرون آمده و مسجد را روشن کرده است. نور از پنجرههای مسجد خارج میشد. وی بسیار تعجب کرد و گفت: این چیست، در پاسخ او جواب آمد که: شما از آل یس هستید. چند وقت بعد این خواب به صورتی تکرار شد که گویی شما، آیهی شفا هستی. تعبیر رؤیا چیست؟ یادآور میشوم ما از ریشهی (جدّ) چهارم نزدیک به 100 سال پیش از همبستگانمان جدا شدهایم. تعبیر آن چیست؟ خداوند شما را به نصرت خود تأیید فرماید! فرستنده: علی عراقی ـ عراق
- در خواب دیدم که به سر امام علی (ع) ضربه خورده است. در سمت راست و چپ او امام حسن و امام حسین (ع) قرار داشتند. حضرت سرش را گرفته بود و به من گفت: چنین چیزی برایم مهم نیست. فرستنده: سلام ابراهیمی ـ عراق
- بسم اللّه الرحمن الرحیم، و الحمد للّه رب العالمین و الصلاة على المبعوث رحمة للعالمین رسول اللّه ابی القاسم محمد و علی آله الطیبین الطاهرین. مدتها پیش در عالم رؤیا دیدم که من در جایی بودم که مردانی سیاهپوش در آنجا حضور داشتند و با آنها زنانی بودند که به بهترین وجهی که یک فرد مسلمان میتواند ببیند، حجاب داشتند. سپس یک سید باهیبت که اهل و عیالش نیز با او بودند آمد؛ او آنچنان هیبت و وقاری داشتند که نمیشد به او خیره شد. سید با ما صحبت کرد و سپس گفت: به پشت سر خود نگاه کنید. یکباره با یک هواپیمای سیاه بزرگ و ترسناک مواجه شدیم. سید به ما گفت: سوار شوید. ما سوار هواپیما شدیم. هواپیما پرواز کرد و سید شروع کرد ویژگیهای هواپیما را برای ما شرح دادن. کمی بعد سه هواپیما به ما نزدیک شد و ما مسافران فهمیدیم که آنها اسرائیلی هستند. سید به ما گفت: نترسید، انشاءاللّه به ما نمیخورند. این هواپیماها به ما موشک زدند ولی به ما نخورد. بعد هواپیماها ناپدید شدند و ما در جایی که انگار بهشت بود فرود آمدیم: چشمهسارها و جویهای پرآب و مراتع سرسبز و اقامتگاهها. ناگهان کسی نزد من آمد و مقدار زیادی ماهی برایم ریخت و به من گفت: بگیر اینها برای شما است. سپس به خانهام که آن را میشناختم رفتم ولی نفهمیدم چطوری در زدم. در باز شد و خواب من به پایان رسید. یک سری حوادث غیبی برای من اتفاق افتاده است که باعث شده از مردم منزوی گردم و آشفتهخاطر شوم و در انتظار فرج به سر ببرم. آخرین حادثه، چیزی بود که در ماه رمضان و به طور خاص در روزهای آخر این ماه برایم پیش آمد. چیزی اتفاق افتاد که همهی وجودم را لرزاند. این حادثه را به اطلاع تعدادی از مؤمنین در کربلا رساندم، و از آنها فهمیدم که این حادثه برای دیگران نیز اتفاق افتاده است. لذا پس از توکل بر خدا و درود فرستادن بر پیامبر خدا و بر اهل بیت طیب و طاهرش، نیت کردم که به شما نامه بنویسم. و السلام علیکم و رحمة اللّه و برکاته. آیا میتوانید مرا از (تفسیر) رویداد اخیر مطلع کنید تا دلم آرام گیرد؟ فرستنده: خلدون باقر ـ سوئد
مراجع
- ↑ احمد الحسن(ع). پاسخهای روشنگر بر بستر امواج (ج ۶). مترجم: گروه مترجمان انتشارات انصار امام مهدی(ع). نوبت انتشار: دوم؛ ۱۳۹۴. پرسش ۶۳۲:
منبع اصلی عربی: الجواب المنير عبر الأثير (ج ٦).
ارجاع به این صفحه
احمد الحسن(ع). پاسخهای روشنگر بر بستر امواج (ج ۶). مترجم: گروه مترجمان انتشارات انصار امام مهدی(ع). نوبت انتشار: دوم؛ ۱۳۹۴. پرسش ۶۳۲: https://ahmedalhasan.org/fa/Library/BookContent/30 - AL-JAWAB-AL-MUNIR-V6-Q632