پرسش ۶۴۶ - پاسخهای روشنگر بر بستر امواج (ج ۶)
از WikiSavior، مرجعی مبتنی بر منابع
پرسش و پاسخ فارسی
پرسش 646:
خواهش میکنم توضیح بدهید: احمد الحسن کیست و او چگونه در این زمان خود را به عنوان امام نصب کردهاست؟ و چطور مدعی شده که یمانی است و حال آن که همهی ما میدانیم یمانی بعد از صیحه خروج میکند؟ فرستنده: بنت الرسول – لبنان
پاسخ انصار:
بسم اللّه الرحمن الرحیم الحمد للّه علی بلائه و علی عظیم نعمائه، و صل اللّه علی محمد و آل محمد الائمة و المهدیین و سلم تسلیماً کثیراً. سید (ع) همان یمانی موعود است، و یمانی به امام مهدی دعوت میکند که (در روایات) وارد شدهاست، بنابراین او، هم فرستادهی حضرت است و هم وصی او. این بهطور خلاصهبود و اما تفصیل آن به صورت زیر است: در روایت مقدس چنین آمدهاست: «... یا اباالحسن صحیفه و دواتی حاضر کن. و پیامبر خدا (ص) وصیتش را املا فرمود تا به این جا رسید که فرمود: یا علی پس از من دوازده امام خواهندبود و پس از آنها دوازده مهدی (ع) هستند، یا علی تو نخستین دوازده امام هستی...» و سپس حدیث را ادامه میدهد تا آنجا که فرمود: «و حسن (ع) آن را به فرزندش، محمد، مستحفظ از آل محمد (ع) تسیلم کند و ایشان دوازده امام میباشند و سپس دوازده مهدی(ع) بعد از او میباشد. پس اگر وقت وفاتش رسید، خلافت را به فرزندش نخستین مهدیین تسیلم کند که سه نام دارد، نامی مانند نام من و نام پدرم که عبداللّه و احمد است، و نام سوم مهدی است و او اولین ایمانآورنده میباشد»([۱۳۷]). بنابراین احمد همان پسر امام مهدی(ع) و وصی او و اولین ایمانآورنده به او است. این که احمد اولین ایمانآورنده به او است مستلزم آن است که وی در زمان ظهور، حضورش موجود و ایمان او به امام مهدی قبل از ایمان 313 اصحاب او باشد. از امام باقر(ع) نقل شدهاست که فرمود: «خروج سفیانی و یمانی و خراسانی در یک سال و یک ماه و یک روز خواهدبود؛ درست مانند دانههای تسبیح یکی پس از دیگری خواهند آمد. به هر سو که بنگری ترس و وحشت و اضطراب خواهدبود. وای به حال کسی که با آنها درافتد. پرچمی از پرچم یمانی هدایتگرتر نیست. پرچم هدایت، همان است زیرا او مردم را به صاحبتان دعوت میکند. هنگامی که یمانی خروج کرد، فروختن سلاح بر مردم و بر هر مسلمانی حرام میشود. هنگامی که یمانی خروج کرد به سوی او به پاخیز چرا که پرچم او پرچم هدایت است و رویگردانی از آن برای مسلمان، جایز نیست. هر کس که چنین کند از اهل آتش است چرا که یمانی به حق فرا میخواند و به راه مستقیم دعوت میکند»([۱۳۸]). در این مطلب تأمل کن: «رویگردانی از آن برای مسلمان، جایز نیست. هر کس که چنین کند از اهل آتش است». این به معنی آن است که یمانی، صاحب ولایت الهی است. نمیشود شخصی بر مردم حجت باشد به گونهای که رویگردانی آنها از او، ایشان را به جهنم وارد کند حتی اگر نماز بخوانند و روزه بگیرند، مگر این که آن شخص از جانشینان خدا بر زمینش باشد؛ اینان اصحاب ولایت الهی از انبیاء و فرستادگان و ائمه و مهدیین میباشند. از ابوعبداللّه امام جعفر صادق (ع) نقل شدهاست که فرمود: «خداوند شرم ندارد عذاب کند امتی را که به امامی گرویدهاند که از جانب خدا نیست، حتی اگر کارهای آنها نیکو و پاکیزه باشد، و خداوند شرم دارد عذاب کند امتی را که به امامی گرویدهاند که از جانب خدا است، حتی اگر کارهای آنها ستمگرانه و گنهکارانه باشد»([۱۳۹]). در همان صفحه از کتاب کافی روایات دیگری در همین معنا وجود دارد. مادام که نافرمانی نسبت به یمانی، آتش را به دنبال داشته باشد، یعنی او امامی عادل از جانب خداوند متعال است. «زیرا او به حق فرا میخواند و به راه مستقیم دعوت میکند». فراخواندن به حق و راه مستقیم یا صراط مستقیم، به این معنا است که از این شخص خطا و اشتباهی سرنمیزند تا با آن مردم را به باطل درآورد یا از حق خارج گرداند؛ یعنی وی معصوم و بر عصمت او نص وارد شدهاست؛ و به این معنا، این قید یا محدودیت، در مشخص شدن شخصیت یمانی قابل قبول است. در نظر گرفتن هر معنای دیگری برای این سخن (او به حق فرامیخواند و به راه مستقیم دعوت میکند)، این کلام را بیفایده میکند زیرا در این صورت، برای شخصیت یمانی، حد و قیدی باقی نمیماند و این از ساحت آنها به دور است! آیات قرآن بر این معنا تاکید ورزیدهاند: (قَالُوا يَا قَوْمَنَا إِنَّا سَمِعْنَا كِتَابًا أُنزِلَ مِن بَعْدِ مُوسَى مُصَدِّقًا لِّمَا بَيْنَ يَدَيْهِ يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ وَإِلَى طَرِيقٍ مُّسْتَقِيمٍ* يَا قَوْمَنَا أَجِيبُوا دَاعِيَ اللّه وَآمِنُوا بِهِ يَغْفِرْ لَكُم مِّن ذُنُوبِكُمْ وَيُجِرْكُم مِّنْ عَذَابٍ أَلِيمٍ)([۱۴۰]) (گفتند: ای قوم ما، ما کتابی شنیدیم که بعد از موسی نازل شده، کتابهای پیشین را تصدیق میکند و به حق و راه راست راه مینماید* ای قوم ما، این دعوت کننده به خدا را پاسخ گویید و به او ایمان بیاورید تا خدا گناهانتان را بیامرزد و شما را از عذابی دردآور در امان دارد). اکنون بر ما روشن شد که یمانی حجتی است که عصمت او منصوص میباشد (دارای نص میباشد)، و حجتها به وسیلهی روایت وصیت که پیشتر ذکر شد، به ما معرفی و شناسانده میشوند که آنها دوازده امام و دوازده مهدی هستند، و یمانی زمینهساز امام مهدی است. این مطلب که وی فرزندش، احمد است و نیز برخی دلایل دیگر بر این حقیقت را میتوانی در کتابهای انصار ـخداوند حفظشان کندـ بیابی. برای این که مطمئن شوی که سید احمد الحسن (ع) همان یمانی و همان وصی و فرستادهی امام مهدی است، به این روایت دقت کن: محمد بن فضل از امام رضا (ع) در حدیثی طولانی روایت کردهاست که: «حضرت در بصره در مجلس بزرگی از علما که در میان آنها جاثلیق انصاری و رأس جالوتبودند، حاضر شد. امام رضا (ع) رو به جاثلیق کردند و فرمود: آیا انجیل بر نبوت محمد (ص) دلالتی نیاوردهاست؟ جاثلیق گفت: اگر دلالت میآورد ما منکر آن نمیشدیم. حضرت فرمود: از السکته در سفر سوم که شما میدانی مرا خبر ده. جاثلیق گفت: نامی از نامهای خدا میباشد و برای ما جایز نیست آن را آشکار کنیم. امام رضا (ع) فرمود: اگر از شما اقرار گرفتم که این، نام محمد است... (و پس از آن که امام (ع) آنچه را که در انجیل و تورات دربارهی حضرت رسول (ص) آمده بیان نمود) آن دو –یعنی جاثلیق و رأس جالوتـ گفتند: به خدا سوگند او چیزهایی بر ما عرضه کرد که امکان رد کردن یا پاسخ دادن به آن وجود نداشت مگر با انکار و رد انجیل و تورات و زبور، موسی و عیسی (ع) همگی به او اقرار کردند ولی ما نمیتوانیم به صحت آن اقرار کنیم که این محمد شما همان محمد مذکور در کتابها است؛ ما نمیتوانیم این گونه اقرار کنیم و شک داریم که این محمد شما همان محمد است. حضرت فرمودند: با شک و تردید بر من احتجاج کردید. آیا خداوند از قبل یا بعد، از آدم تا این لحظه پیامبری را مبعوث کردهاست که نامش محمد باشد؟ پس در پاسخ درماندند.... الخ»([۱۴۱]). وجهاستدلال به این روایت: امام رضا (ع) بر جاثلیق نصاری و راس جالوت یهودی بر این که نبوت پیامبر اکرم حضرت محمد (ص) ثابت شدهاست محاجه میکند و دلیل آن حضرت بر اثباتش این است که نام شریف پیامبر در کتابهای خود آنها آمدهاست و حضرت جاهایی که اسم پیامبر (ص) در آن آمدهاست را برای آنها بیان میدارد. آنها نیز نزد حضرت اقرار میکنند که درج پیامبری به اسم محمد که در آخرالزمان میآید، موضوعی است که قادر به انکار آن نیستند مگر این که انجیل، تورات و زبور را رد کنند. لیکن آنها با وجود چنین اقرار و اعترافی، در این که مقصود، همان پیامبر اسلام (ص) است شک و تردید روا میدارند؛ یعنی آنها مفهوم را میپذیرند ولی در مصداق، شک و گمان میورزند؛ آنها میگویند نمیتوانند صرفاً به این دلیل که اسم پیامبر خدا حضرت محمد(، «محمد» است، به او اقرار کنند. در اینجا امام رضا (ع) با عبارت «با شک و تردید بر من احتجاج کردید» پاسخ آنها را میدهد یعنی شما دلیل ایجابی ندارید و دلیل شما صرفاً سلبی است. سپس همین دلیل سلبی را نیز بر ایشان بیاثر میسازد، با این سخن خود که فرمود: «آیا خداوند از قبل یا بعد، از آدم تا این لحظه، پیامبری را مبعوث کردهاست که نامش محمد باشد؟» و آنها از جواب درمیمانند و شبهات واهیشان نقش بر آب میشود. امام رضا (ع) به عبارتی دیگر به آنها میگوید تاریخ را از زمان آدم (ع) تا امروز بررسی کنید؛ آیا در آن مردی به اسم محمد مییابید که ادعا کرده باشد از جانب خدای متعال مبعوث شدهاست؟ پس اگر نیافتید ــو قطعاً نمییابیدـ چارهای ندارید جز این که اقرار کنید پیامبر ما(ص) همان پیامبر مقصود است که در کتابهای شما ذکر او به میان آمدهاست. طبیعتاً ما باید همواره این نکته را متذکر شویم که آمدن نام رسول خدا در کتب ادیان الهی سابق، بر سبیل نص بر آن حضرت و وصیت نمودن به اوبوده است. ما به ازای احتجاج به وصیت بر پیامبریِ حضرت محمد و روش اثبات برای درستی ادعا کننده که همان هدف مورد نظر است، تکیه بر تاریخ است که شهادت میدهد به غیر از صاحب وصیت مدعی دیگری وجود ندارد. به علاوه میتوانیم بُعد مهم دیگری بهاستدلال امام رضا (ع) اضافه کنیم؛ موردی که به روشنی از آن درمییابیم، زیرا میدانیم احتجاج امام رضا (ع) کامل و صحیح و به گونهای است که نه از پیش روی و نه از پشت سر، باطل به آن راه ندارد؛ چرا که این احتجاج از آنِ مردی است که سخن از روی هوا نمیگوید و آنچه مىگويد جز وحيى كه (از مبدأ اعلى) به او القاء مىشود، نيست. حال که این مطلب را دانستیم، این پرسش را مطرح میکنیم که: اگر جاثلیق و راس جالوت در پاسخ به امام رضا(ع) میگفتند: «آری»، سابقه ندارد کسی ادعا کرده باشد که او همان شخص ذکر شده در کتابهای ما باشد ولی این مانع نمیشود که شخصی در روزگار بعدی بتواند آن را ادعا کند. من میگویم: آیا این پاسخ احتمالی، استدلال امام رضا(ع) را بیاثر و بینتیجه میکرد؟ پیشتر گفتیم که احتجاج امام رضا (ع) کامل و صحیح است و در این قضیه کسی شک روا نمیدارد مگر آن که به حقیقت امام رضا (ع) و به حقیقت امامت جاهل باشد. از چنین دیدگاهی که اعتقاد تام به درستی احتجاج امام رضا (ع) دارد، میتوانیم درکی از احتجاج آن حضرت به دست آوریم به این صورت که حضرت میخواستهاست این حقیقت را بیان نماید که وصیت را فقط و فقط صاحب آن میتواند ادعا کند و نه کس دیگر؛ و بر اساس این انگاره، میدانیم که جواب احتمالی (فوق) استدلال امام رضا (ع) را نقض نمیکند بلکه در واقع چیزی نیست جز ادامهی منطق تردید بیپایه و غیرمستند بر دلیل حقیقی ایجابی. واقعیت آن است که عقلهای سلیم ضرورت قطعی حفظ وصایای پیامبران را درک میکند، و حتی نص الهیِ وارد بر آنها، باید از دستکاری جاعلان و مدعیان دروغین محفوظ بماند؛ زیرا فرض وجود داشتن این امکان که جاعل اوصیای انبیاء و حجتها یا نص الهی بر آنها بتواند خود را جا بزند، دروازهی ورود شک و خطر آن در عقلها و قلبها را بهطور کامل بازمیکند و آنگاه –پس از تحقق فرض جعل هویت دروغین– انسان هرگز نمیتواند به کسی که مدعی شدهاست من نبی یا وصی هستم اطمینان یابد و به این ترتیب آن حجت نخستین و مستحکمتر که به آن احتجاج میجویند ساقط میشود، و این خلاف فرض است. و بر شما باد این روایات: از امیرالمؤمنین(ع) نقل شدهاست که فرمود: «.... قبل از از مهدی، مردی از اهل بیتش از مشرق خارج میشود و شمشیر را مدت هشت ماه بر دوش میگیرد، میکشد و میکشد و به سمت بیت المقدس حرکت میکند، و به آنجا نمیرسد مگر این که بمیرد»([۱۴۲]). بنابراین مردی از اهل بیت مهدی، قبل از امام خروج میکند. از حذیفه نقل شدهاست که گفت: از پیامبر خدا(ع) شنیدم که دربارهی مهدی میفرمود: «با او بین رکن و مقام بیعت میشود، نامش احمد و عبداللّه و مهدی است و این هر سه نامهای او است»([۱۴۳]). این روایت را با روایت وصیت مقارنه کن. البته خروج، یک حرکت مسلحانهاست و دعوت، باید قبل از آن صورت بگیرد، تا هر که هلاک میشود با دليلی هلاک شود و هر که زنده میماند با دليلی زنده ماند. بدان که خروج قبل از صیحهاست، نه بعد از آن؛ یمانی خروج میکند تا با سفیانی بجنگد، و سفیانی در ماه رجب خروج میکند یعنی قبل از رمضان که صیحه در آن هنگام حادث میگردد. علاوه بر این، چه بسا در صیحه بداء حاصل شود و اتفاق نیفتد. در بصائر الدرجات نوشتهی محمد بن حسن الصفار ص 542 آمدهاست: ضریس گفت: ابوجعفر امام محمد باقر (ع) فرمود: «اگر صدایی که به شما گفتیم حادث میشود حادث نگشت، تو چه میکنی؟ گفت: گفتم: به خدا سوگند آن را به فرمان تو منتهی میگردانم. گفت: فرمود: «به خدا سوگند این همان تسلیم است و گرنه ذبح» و با دستش به گلویش اشاره فرمود». ابومحمد انصاری 5/4/2010
پاورقیهای نسخهٔ فارسی
↑ [۱۳۷] غیبت طوسی: ص 150.
↑ [۱۳۸] غیبت نعمانی: ص 262؛ بحار الانوار: ج ۵۲ ص 232؛ معجم احادیث الامام مهدی(:ج3ص255.
↑ [۱۳۹] کافی: ج ۱ ص 376.
↑ [۱۴۰] احقاف: 30 و 31.
↑ [۱۴۱] بحار الانوار: ج ۴۹ ص 75.
↑ [۱۴۲] کتاب الفتن لنعیم بن حماد مروزی: ص 198؛ معجم احادیث امام مهدی (: ج ۳ ص 119؛ کنز العمال: ج ۱۴ ص 589؛ در روایت سید بن طاووس در ملاحم و الفتن: ص 139: (... بأهل الشرق....).
↑ [۱۴۳] غیبت طوسی: ص 454؛ خرائج و جرائح راوندی: ص 1149؛ بحار الانوار: ج ۵۲ ص 291؛ معجم احادیث امام مهدی(: ج ۱ ص 453.
مطالب بیشتر در مسائل متفرقه
- 1- آیا مظلومیت زهرا (ع) واقعیتدارد؟ چه کسی اورا کشتهاست؟ 2- او (ع) کجا دفن شدهاست؟ 3- چرا ائمه (ع) فرزندان خودرا به نام خلفا نامگذاری کردهاند؟ 4- چرا علی (ع) دخترش را به ازدواج عمر درآورد؟ خواهشمیکنم بهطور مفصل جواببدهید زیرا زندگی دینی من و سرانجام آن به پاسخهای شما موکول است، آقای ما. فرستنده: نبیل الشمری ـ کویت
- بسم اللّه الرحمن الرحیم اولاً: من دو سؤال دارم، و اگر پاسخ قانع کنندهای به آنها دادهشد، ایمان میآورم که شما مهدی منتظر هستی. سؤال اول مربوط به آیت الکرسی است؛ که شما به این آیهی کریم بخشی را اضافه کردهای (و ما بینهما و ما تحت الثری.... الخ). آیا شما اقرار داری به این که چنین کاری تحریف قرآن کریم است و تحریف یا به زیادت است یا به نقصان؟ سؤال دوم مربوط به سبّ سیدهی ما عایشه امّ المؤمنین و نیز تکفیر او و ابوبکر، عثمان، عمر و دیگر صحابه و دشنامگویی به عایشه است و حال آن که خداوند سبحان در قرآن او را مبرا ساختهاست. در عقیده و شریعتی که از آن پیروی میکنید، قرآن منبع شما است. پس حال چگونهاست که با آنچه که خدا در کتابش آوردهاست، سر مخالفت برداشتهاید در حالی که قرآن به شریعت و دیانتی که شما بر آن هستید، هدایت نمیکند؟ با تشکر فرستنده: احمد خالد محمود حرحشه – اردن
- در تالارهای گفتوگو مشغول گشت و گذاربودم. از یکی از مراکشیها مطلبی خواندم که قلبم را به درد آورد و مرا به مباحثات و کشمکشهایی شدید با آنها واداشت. آیا آنچه که دربارهی زراره گفته میشود صحیح است؟ من عین متنش را میآورم زیرا با همینها به آنها پاسخ خواهم داد: 1- شیخ طوسی گفتهاست: زراره از خانوادهای نصرانیبود و جدش («سنسن» و گفتهشده «سبسن») یک راهب نصرانی بودهاست. پدرش بردهی رومی بوده که برای بنی شیبان کار میکردهاست.([144]) زراره کسی است که گفتهاست: «در مورد تشهد از ابوعبداللّه پرسیدم.... تا آنجا که گفت: وقتی خارج شدم در ریشش «ضرطه زدم» (باد معده) و گفتم: هرگز رستگار نمیشود».([145]) همچنین زراره گفته است: «به خدا سوگند اگر تمام آنچه را که از امام صادق (ع) شنیدهام بر زبان بیاورم، مردان قوی نیز به دار آویخته خواهند شد».([146]) ابن مسکان میگوید شنیدم زراره میگفت: خدا رحمت کند ابوجعفر را، و اما جعفر، در دلم نسبت به او «لفتة» (کدورتی) است. به او گفتم: چه چیز باعث شده زراره چنین بگوید؟ گفت: به خاطر این که ابوعبداللّه زشتیهایش را برملا کردهاست.([147]) سخنان ابوعبداللّه دربارهی زراره: 2- و به همین دلیل ابوعبداللّه دربارهی او گفت: «خدا لعنت کند زراره را»([148]). 3- همچنین ابوعبداللّه گفتهاست: «خداوندا! جهنم را به وجود نیاوردی مگر ظرف کوچکی که خاندان اعین بن سنن بزرگش کنند». 4- ابوعبداللّه گفت: «خدا لعنت کرد برید را، خدا لعنت کند زراره را»([149]). 5- و همچنین گفتهاست: «زراره نمیمیرد مگر سرگردان و حیران، لعنت خدا بر او باد!»([150]). 6- و نیز ابوعبداللّه گفتهاست: «این زراره بن اعین است، و اللّه او جزو کسانی است که خداوند متعال در کتاب عزیزش آنها را توصیف کردهاست: (وَقَدِمْنَا إِلَى مَا عَمِلُوا مِنْ عَمَلٍ فَجَعَلْنَاهُ هَبَاء مَّنثُورًا)([151]) (و به اعمالی که کردهاند پردازيم و همه را چون ذرات خاک بر باد دهيم)»([152]). 7- و گفتهاست: «قومی ایمان را عاریت میگیرند سپس آن را پس میدهند و در روز قیامت به آنها «معارون» گفته میشود. یقیناً زراره بن اعین از آنها است»([153]). 8- همچنین گفتهاست: «اگر بیمار شود، درمانش نکنید و اگر بمیرد، بر جنازهاش نماز نخوانید. به او گفتهشد: زراره؟ با تعجب گفت: آری، زراره از یهود و نصارا شریرتر است و کسی است که گفته، خداوند سهگانهاست، خداوند زراره را ذلیل کند. و گفت: زراره در امامت من شک کرد، پس از خدای من طلب بخشش نمود»([154]). حال اگر زراره از یک خانوادهی نصرانی بودهاست و در امامت ابوعبداللّه شک داشته باشد، و او همانی است که گفته در ریش ابوعبداللّه ضرطه زده، و دربارهاش گفتهاست که هرگز رستگار نمیشود، پس دیگر توقع داریم او چه خدمتی به دین اسلام عرضه بدارد؟! صحّاح شیعه پر است از احادیث زراره، و او در صدر راویان قرار دارد. او کسی است که بر اهل بیت دروغ بست و در اسلام بدعتهایی وارد نمود که کسی همانند او چنین بدعتهایی در اسلام نیاوردهاست؛ ابوعبداللّه نیز به این مطلب اشاره کردهاست. هر کس به صحاح شیعه رجوع کند، مصداق این سخن را مییابد و مثل و نظیر او «برید» است که ابوعبداللّه این دو را لعن نمودهاست. پرسشهایی که ما در دامان تمام شیعیان قرار میدهیم که از مهمترین موارد مذهب او یا دلیل بر عدم صدق عقیدهی او است: چطور شیعه ادعای محبت آل البیت دارد و حال آن که دین خود را از کسی میگیرد که در ریش ابوعبداللّه ضرطه زدهاست؟ چگونه شیعه دین خود را از مردی میگیرد که در امامت ابوعبداللّه شک کردهاست؟ چگونه شیعیان در حزن و اندوه ابوعبداللّه میگریند و خود را میزنند و به دست خودشان از بدن خون جاری میسازند و حال آن که از سوی دیگر، دین خود را از مردی اخذ میکنند که در امامت ابوعبداللّه شک کردهاست؟ چگونه شیعیان دین خود را از مردی میگیرند که ابوعبداللّه او را لعنت کردهاست؟ چگونه شیعیان دین خود را از فرزندان راهبهای مسیحی اخذ میکنند؟ فرستنده: حسین القلاف – عربستان سعودی
- السلام علیکم و رحمة اللّه و برکاته قبل از این که سؤالم را مطرح کنم، مایلم بگویم که من به تازگی این دعوت را شنیدهام و همچنان در مورد آن مشغول تحقیق و بررسی هستم. قبل از این که اینها به گوشم بخورد، سؤالات زیادی در ذهن داشتم و پس از آن که بر این دعوت اطلاع یافتم، برخی اشکلاتی که داشتم حل شد، مثل این که دوازده مهدی چه کسانی هستند. اما دربارهی روایتی که مخالفان دعوت به وسیلهی آن اشکال میگیرند سؤالی دارم. روایت این است: از ابا عبداللّه امام صادق (ع):«... و قائل یمرق بقوله انه یتعدی الی ثلاثة عشر وصاعداً، و قائل یعصی اللّه عزوجل بقوله: ان روح القائم ینطق فی هیکل غیره» (و گروهی سرکش خواهند شد زیرا اعتقاد به امامت را به سیزده نفر و بیشتر سرایت میدهند. و برخی هم نافرمانی خدای عزوجل میکنند و میگویند: روح امام قائم در پیکر شخص دیگری وارد شدهاست و سخن میگوید). از حضرتعالی خواهش میکنم این روایت را برای ما شرح دهید. و السلام علیکم. فرستنده: علی الحسنی – استرالیا
مراجع
- ↑ احمد الحسن(ع). پاسخهای روشنگر بر بستر امواج (ج ۶). مترجم: گروه مترجمان انتشارات انصار امام مهدی(ع). نوبت انتشار: دوم؛ ۱۳۹۴. پرسش ۶۴۶:
منبع اصلی عربی: الجواب المنير عبر الأثير (ج ٦).
ارجاع به این صفحه
احمد الحسن(ع). پاسخهای روشنگر بر بستر امواج (ج ۶). مترجم: گروه مترجمان انتشارات انصار امام مهدی(ع). نوبت انتشار: دوم؛ ۱۳۹۴. پرسش ۶۴۶: https://ahmedalhasan.org/fa/Library/BookContent/30 - AL-JAWAB-AL-MUNIR-V6-Q646